اسم پویان

معنی اسم پویان

پویان

معنی، ریشه و فراوانی تعداد اسم پویان در ثبت احوال ایران

همه چیز درباره اسم پویان

معنی پویان Pouyan name meaning

پویان یعنی: پویا و پوینده. مجازا یعنی فعال و پیشرو. متضاد ایستا و ساکن. پویان از نظر معنا هم معنی با نام پویا هست.

ریشه اسم پویان

ریشه نام پویان فارسی است و یک نام پارسی اصیل محسوب می شود.

معنی اسم پویان
معنی و ریشه اسم پویان

❤️ در ادامه بررسی کامل اسم پویان را خواهید دید.

بیشتر بخوانید

اسم پویا

معنی اسم پویا

پویا

معنی، ریشه و فراوانی تعداد اسم پویا در ثبت احوال ایران

همه چیز درباره اسم پویا

معنی پویا Pouya name meaning

پویا یعنی: دارای حرکت، فعال، پیشرو و متضاد ایستا و ساکن هست. یک نام و واژه اصیل ایرانی.

ریشه اسم پویا

ریشه نام پویا فارسی است و همانطور که گفتیم یک اسم اصیل ایرانی و پارسی محسوب می شود. نامی چهارحرفی و کوتاه برای پسران.

معنی اسم پویا
معنی و ریشه اسم پویا

❤️ در ادامه بررسی کامل اسم پویا را خواهید دید.

بیشتر بخوانید

اسم های بهاری

اسم های بهاری

اسم های دارای معنا و مفهوم فصل بهار

بسیاری از نام های زیبای ایرانی به خصوص اسامی دخترانه، معنی بهار می دهند و یا به نوعی دارای مفهوم فصل بهار، اولین فصل سال هستند. اسم های ایرانی زیبا که مناسب برای نامگذاری فرزند دختر و پسر به خصوص متولدین فصل بهار یعنی دختران متولد فروردین، اردیبهشت و خرداد یا پسران این ماه ها هستند.

بهار نام نخستین فصل در سالنامه خورشیدی (تقویم ما ایرانیان) و دومین فصل در گاه‌شماری میلادی است. در نیمکرهٔ شمالی زمین، این فصل منطبق با سه ماه فروردین، اردی بهشت و خرداد (براساس تقویم گاه‌شماری خورشیدی یا شمسی) است.

اسامی بهاری دخترانه

اسم های دارای واژه بهار

بهار، بهاره، بهاردخت، بهارناز، بهارا، بهارسا، بهارین، بهاران و بهارک که همگی دارای واژه بهار در ابتدایشان هستند. اسم های نوبهار و گلبهار که در بخش دوم اسم واژه بهار است.

اسم های دارای مفهوم بهار

میشا (گیاه همیشه بهار)، شکوفه، مهیاز (نام ترکی دخترانه: مه = ماه + یاز = بهار، فصل بهار، مهیاز یعنی ماه بهاری، ماه فصل بهار و به مجاز یعنی زیباروی لطیف)، ربیع (عربی)، آذرگون (گل همیشه بهار)، شنیاز (اسم ترکی دخترانه، شنیاز یعنی بهار شاداب).

نوگل، گلناز، گلسا، گلبرگ، تیساگل، آیگل و مهگل، گل بهار، گلسانا، آراگل، گلچهر و گلچهره، گلبن، گلبو، شهگل و گلیتا که از اسم های دارای واژه “گل” هستند. شقایق، رز، نرگس، یاسمن، نسترن، رزا، یاس، بنفشه و کاملیا که خود اسم گل هستند.

اسم های قاصدک، شبنم، باران، بارانا، هیری، سولماز (اسم ترکی به معنی گل همیشه شاداب)، آرنیکا، نوژا، پریاس، سوریتا (مانند گل سرخ)، ژاله، شاداب، یاز، حیات و راشین نیز از اسم های دارای مفهوم بهار هستند.

اسامی بهاری پسرانه

بهامین (به معنی بهار است)، نوروز و ایلیاز (اسم پسر ترکی و به معنی سالی که سراسر بهار است، کسی که تمام فصل های سال برای او بهار است) از اسم های پسرانه دارای معنا و مفهوم فصل بهار هستند.

اسم یامور

معنی اسم یامور

یامور

معنی، ریشه و فراوانی تعداد اسم یامور در ثبت احوال ایران

همه چیز درباره اسم یامور

یامور اسمی با ریشه ترکی استانبولی، یک اسم مشترک بین دختر و پسر است که به عنوان نام خانوادگی نیز در ترکیه کاربرد دارد.

معنی یامور

یامور یعنی چه؟ Yamur / Yagmur name meaning

یامور یعنی باران.

ریشه اسم یامور

ریشه نام یامور ترکی (استانبولی) است.

❤️ در ادامه بررسی کامل اسم یامور را خواهید دید.

بیشتر بخوانید

اسم پسر سال 1401

اسم های پسر سال ۱۴۰۱

محبوب ترین اسم پسر ۱۴۰۱

در پایان سال ۱۴۰۰ در اینستاگرام نام‌فارسی نظرسنجی بزرگی انجام شد و از اعضای پیج خواسته شد تا زیباترین اسم یا اسم های پسرانه مورد نظرشان را در قسمت نظرات بنویسند. علاوه بر این نظرات دیگران (انتخاب اسم دیگران) را نیز ببینند و اسامی ای که می پسندند را لایک کنند. بر این اساس ۳۶ اسم که بیشترین لایک را داشتند انتخاب شدند تا زیباترین و محبوب ترین اسم های پسرانه سال ۱۴۰۰ و شروع سال ۱۴۰۱ مشخص شود. در ادامه این لیست زیبا از اسامی پسرونه جدید و محبوب را خواهید دید.

اسم پسر جدید 1401
زیباترین اسم پسرانه ۱۴۰۱

زیباترین اسم های پسر سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱

محبوب ترین اسامی از نظر شما

بر اساس رای ها و انتخاب های شما در اینستاگرام نام‌فارسی و پست “زیباترین اسم پسر سال”.

  1. شاهان
  2. رایان
  3. آراد
  4. آدرین
  5. پرهام
  6. رادین
  7. ویهان
  8. آبتین
  9. امیرعلی (ترکیب امیر و علی)
  10. کارن
  11. نویان
  12. کیان
  13. کیاشا (ترکیب کیا و شاه به معنی شاهنشاه، حاکم، پادشاه، فرمانروا)
  14. اهورا
  15. آیهان
  16. بهراد
  17. هیراد
  18. سامیار
  19. آرسام
  20. آرمان
  21. بردیا
  22. پارسا
  23. الوین
  24. مهرسام
  25. رادوین
  26. کوروش (کورش)
  27. تیام (اسم مشترک بین دختر و پسر)
  28. سوشیانت (سوشیان) (اسم اوستایی) به معنی نجات دهنده است و نام منجی موعود در دين زرتشتی.
  29. فراز
  30. ماهان
  31. نیکان
  32. سپهر (نام فارسی به معنی آسمان)
  33. ارمیا
  34. آریا
  35. دیاکو
  36. یاشار

برای مشاهده بررسی کامل هر اسم می توانید روی آن اسم را لمس (کلیک) نمایید. معنی، ریشه، فراوانی (تعداد) آن اسم را در ثبت احوال ایران خواهید دید.

زیباترین اسم پسر از نظر شما

انتخاب شما کدام اسم هست؟ اسم دیگری را بیشتر می پسندید؟ در قسمت نظرات بنویسید.

زند و پازند

زند و پازند چیست؟

زند و پازند

در معنی بسیاری از نام های اصیل ایرانی و خیلی از واژگان به ترکیب دو واژه زند و پازند بر می خوریم. در این قسمت به بررسی کامل “زند و پازند” و هم چنین معانی هر کدام به طور جداگانه می پردازیم.

اسم های اوستایی در اوستا و زند و پازند

شاید بهتر باشد که بگوییم، در معنی بسیاری از اسم های اوستایی، به زند و پازند ارجاع داده می شویم. برای مثال در معنی اسم هاوش (که یک نام اوستایی هست)، در لغت نامه دهخدا درج شده است:

“هاوش: به لغت زند و پازند امت را گویند مطلقاً یعنی امت هر پیغمبر. هاوشت.”

یا مثلا نام های راسپینا (رسپینا)، وندا، آتین، تینا، شمسا و خیلی دیگر از نام ها در زند و پازند دیده می شوند. همانطور که می دانید، اوستایی زبان ایران باستان بوده است و اوستا کتاب مقدس ایرانیان باستان. در ادامه به بررسی کامل تر زند و پازند و معنی هر کدام می پردازیم.

زند

زند در اوستا به معنای شرح و تفسیر است، یعنی متن اوستا با تفسیر پهلوی آن. تصور اینکه زند زبان یا لهجه هست تصوری اشتباه است. گاهی در ادبیات این کمله به جای اوستا به کار رفته است.

زند در لغت نامه دهخدا

برای واژه زند در لغتنامه دهخدا معانی متعددی آمده است:

  1. نام کتابی است که ابراهیم زردشت دعوی می کرد که از آسمان برای من نازل شده است. تفسیر پازند و اوستا بود. (صحاح الفرس، یادداشت بخط مرحوم دهخدا) ( برهان). کتابی است که زردشت دعوی می کند.
  2. دهی است به بخارا. از آن ده است احمدبن محمدبن عازم و از آن است ثوب زندپیچی . (منتهی الارب) (آنندراج). دهی است در بخارا. (ناظم الاطباء). || کوهی است به نجد. (منتهی الارب) (آنندراج).
  3. دهی از دهستان گنجگاه است که در بخش سنجید شهرستان هروآباد واقع است و ۱۰۷ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
  4. نام پهلوانی بوده تورانی که وزیر سهراب بن رستم بود و رستم او را به یک مشت کشت و او را زنده هم می گویند. (برهان) (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء).
  5. نام طایفه ای از الوار که کریم خان و تنی چند از آن طایفه حکومت ایران یافتند و مردمانی دلیر بوده اند و آخرین ایشان لطفعلیخان زند بوده.
  6. (ص) بزرگ. عظیم. (از برهان) (غیاث). بزرگ مرادف زنده. (از فرهنگ رشیدی). عظیم. بزرگ. (ناظم الاطباء). بزرگ مانند زنده پیل… (از انجمن آرا) (از آنندراج). زنده. ژنده. بزرگ. عظیم. کلان. قوی. نیرومند. (فرهنگ فارسی معین). بزرگ. (از فهرست ولف): نهادم
  7. (اِ) آهنی را گویند که بر سنگ زنند و از آن آتش بجهد و به ترکی چخماق خوانند. (برهان). آهن چخماق را گویند. (فرهنگ جهانگیری)…. اما در عربی نیز بمعنی آتش زنه آمده.

پازند

پازند در اصطلاح یعنی ثبت تلفظ کلمات پهلوی با خط اوستایی. پازند کلمه‌ای مشتق از پا + زند است که بعد از اسلام در ایران شکل گرفت و عبارت است از پهلوی روان‌شده. پازند زبان مستقلی نبوده و صرفاً بیانگر این شیوه خاص نگارش متون پهلوی است و چون خط منبع اصلی آن (پهلوی) تلفظ صحیح کلمه را نشان نمی‌داد، بعضاً تفاوتهایی برحسب ویژگیهای لهجه ای نیز در آن دیده می‌شود.

پازند در لغت نامه دهخدا

پازند: [ زَ ] (اِخ) اصل کتاب است و ابستا گزارش. (فرهنگ اسدی). تفسیر زند باشد و زند کتاب زردشت است و برعکس این هم گفته اند یعنی زند تفسیر پازند است و بعضی دیگر گویند زند و پازند دو کتاب است از تصنیفات ابراهیم زردتشت در آئین آتش پرستی و دیگری میگوید که ترجمهٔ کتاب زند است و با زای فارسی هم آمده است.

زند، پازند و اوستا

در گذشته، بعضا سه اصطلاح «اوستا» و «زند» و «پازند» به جای یکدیگر به کار رفته‌اند. نویسندگان کتب پهلوی، اوستا را غالبا برای متن اصلی و زند را در مورد ترجمه و تفسیر آن به پهلوی به کار برده‌اند ولی گاهی هم این دو اصطلاح را با هم خلط کرده‌اند. همین اشتباه، به طور گسترده‌تر در آثار نویسندگان دوران اسلامی دیده می‌شود. معنی دقیق زند، ترجمه کتاب اوستا به زبان پهلوی است که غالبا با تفسیر همراه است.

در قرن های هجدهم و نوزدهم، شرق شناسان، زبان اوستایی را زبان زند می‌نامیدند و کتاب اوستا را زند – اوستا می‌نامیدند. مثلا کتاب ارزشمند یوستی درباره زبان اوستایی “راهنمای زبان زند” نام دارد. در قرن بیستم مفهوم دقیق زند مشخص شد و دیگر رواج نادرست زند به جای اوستا و زبان اوستایی پایان یافت.

منابع