مشاوره انتخاب اسم

اسمهای جدید

نام دختر ایرانی

نام های زیبای ایرانی اسم دختر ترکی نام دخترانه کردی اسم زیبای بلوچی اسامی شمالی گیلکی رشتی دخترونه نامهای عربی اسم های ارمنی عبری نام های آذری برای فرزند دختر اسم جنوبی Iranian Girls’ Name

اسم دختر با م

نام دختر ایرانی با حرف م

شامل اسم های زیبای دختر ایرانی (اسم دختر ترکی ، عبری، کردی، عربی و …) با حرف م

اسم با حرف م

اسم با میم

نام های دخترانه ایرانی با حرف میم

شامل نام های زیبای دخترونه عربی، کردی، فرانسوی، اوستایی با م و سایر اسامی با حرف م.

ردیف اسم ایرانیریشه نام معنی اسم دختر
۱ماءالسماءعربی آب آسمان = باران، نام مادر منذر پسر امری القیس از پادشاهان عرب است.
۲مائدهعربی خوردنی، طعام، نام سوره ای در قرآن کریم نیز می باشد.
۳ماجدهعربی مؤنث ماجد، بزرگوار، صاحب مجد و بزرگی
۴مارالمغولی آهو، زیبا
۵مارگاریتافرانسه نام جزیره ای در شمال کشور ونزوئلا
۶مارگریتفرانسه گلی زیبا به رنگ سفید
۷مارلینعبری برج، پناهگاه
۸ماریعبری فرانسه از عبری، مریم
۹ماریاعبری ایتالیایی از عبری، مریم، نام یکی از شاهزادگان اشکانی
۱۰ماریانعبری انگلیسی از عبری، مریم اسم ایرانی اصیل
۱۱ماریناارمنی جویبار، آب
۱۲ماریهعربی زن سپید و درخشان، نام یکی از همسران پیامبر (ص)
۱۳ماساکردی همانند ماه زیبا و درخشنده
۱۴ماشگاناترکی مهربان، ناز، شیرین، از گذشته های بسیار قدیم در روستاهای آذربایجان شرقی مرسوم بوده است. اسم قدیمی آذری
۱۵ماگنولیافرانسه گلی درشت و خوشبو به شکل تخم مرغ
۱۶مالکهعربی مؤنث مالک، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، از شخصیت های شاهنامه، نام دختر طایر غسانی
۱۷مامیثاسریانی گیاهی با برگهای پوشیده از کرک، و دارای گلهای نارنجی رنگ و میوه ای دراز
۱۸مانترااوستایی، پهلوی به سکون نون و فتح ت، سخن ایزدی، کلام مقدس، گفتار ورجاوند اهورایی
۱۹مانکاسم کردی مانگ، ماه
۲۰مانگکردی = مانک
۲۱مانوشاکردی نام یکی از کوههای سلسله جبال البرز که منوچهر پادشاه پیشدادی در آن بدنیا آمد.
۲۲مانوشاککردی بنفشه، نام خواهر منوچهر پادشاه پیشدادی
۲۳مانیوکفرانسه اسم گیاهی با ریشه های ضخیم و دارای نشاسته بسیار
۲۴ماوردعربی ماءالورد، گلاب
۲۵ماه بی بیفارسی، ترکی ماه (فارسی) + بی بی (ترکی) بانویی که چون ماه زیبا و نورانی است.
۲۶ماه جبینفارسی، عربی ماه (فارسی) + جبین (عربی)، مه جبین
۲۷ماه خانمفارسی، ترکی ماه (فارسی) + خانم (ترکی) بانویی که چون ماه زیباست.
۲۸ماه سیمافارسی، عربی ماه (فارسی) + سیما (عربی) آن که سیما و چهره او چون ماه زیباست.
۲۹ماه صنمفارسی، عربی ماه (فارسی) + صنم (عربی) دلبر و معشوقی که چون ماه و چون طلا باارزش است.
۳۰ماه طلعتفارسی، عربی ماه (فارسی) + طلعت (عربی)، ماه سیما
۳۱ماه لقافارسی، عربی ماه (فارسی) + لقا (عربی)، مه لقا مه لقا
۳۲ماه منظرفارسی، عربی ماه (فارسی) + منظر (عربی) ماهرو، ماهچهر
۳۳ماه منیرفارسی، عربی ماه (فارسی) + منیر (عربی) ماه نورانی، ماه درخشان
۳۴ماه نسافارسی، عربی ماه (فارسی) + نسا (عربی) ان که در بین زنان چون ماه می درخشد.
۳۵ماهایانام ارمنی
۳۶ماهنیترکی ترانه
۳۷مایایونانی در اساطیر یونان مادر هرمس، در اساطیر روم الهه بهار و حاصلخیزی
۳۸مبارکهعربی مؤنث مبارک، خوش یمن، خجسته، فرخنده، از اسامی حضرت فاطمه (ع)
۳۹مبینافارسی، عربی مبین (عربی) + ا (فارسی) آشکارا
۴۰مهتراکردی باران
۴۱متینهعربی مؤنث متین
۴۲مجذوبعربی شیفته
۴۳محبوبعربی دوست داشتنی، مورد محبت
۴۴محبوبهعربی مؤنث محبوب، دوست داشتنی، مورد محبت
۴۵محترمعربی قابل احترام، عزیز و گرامی
۴۶محدثهعربی مؤنث محدث، گوینده سخن نام دختر اصیل
۴۷محسنهعربی مؤنث محسن، نیکوکار، احسان کننده
۴۸محناعربی به ضم میم و فتح ح و تشدید نون، به حنا خضاب کرده
۴۹محیاعربی زندگی، حیات
۵۰محیصافارسی، عربی رستگار شده، پاک و آمرزیده (به فتح میم)
۵۱مدینهاسم عربی شهر، نام شهری در عربستان که پایگاه حکومت حضرت محمد (ص‌) بود.
۵۲مرجانسریانی معرب از سریانی، جانور بی مهره کوچک دریایی، بقایای قرمز رنگ رسوب یافته از همین جانور که در جواهرسازی کاربرد دارد.
۵۳مرجانهسریانی مروارید کوچک
۵۴مرحانعربی شادمانی و فرح نام عربی زیبا
۵۵مرحمتعربی لطف و مهربانی
۵۶مرساناعبری هدیه خداوند؛ معنی اسم مرساناز
۵۷مرسیایونانی ریحان
۵۸مرصععربی آنچه با جواهر تزیین شده است، جواهرنشان
۵۹مرضیهعربی پسندیده، مرضی
۶۰مروانهعربی نام همسر ساقی دربار ولید از خلفای اموی
۶۱مریسعربی چیزی لغزان و تابان
۶۲مریمعبری معنی اسم مریم؛ گلی سفید و خوشبو و دارای عطر بادوام، نام مادر عیسی(ع)، نام سوره ای در قرآن کریم، تالع آن با نام سجاد رقم خورده و با ان کامل می شود.
۶۳مستورهعربی، کردی پاکدامن پوشیده پارسا پنهان
۶۴مسلمهنام عربی مؤنث مسلم، پیرو دین اسلام، مسلمانان
۶۵مشکسنسکریت ماده ای با عطر نافذ و پایدار که از کیسه ای در زیر شکم نوعی آهوی نر به دست می آید.
۶۶مشکدانهفارسی، سنسکریت مشک (سنسنکریت) + دانه (فارسی) دانه خوشبویی که آن را سوراخ می کنند و به رشته می کشند، نام یکی از الحان باربد
۶۷مشکنازفارسی، سنسکریت مشک (سنسکریت) + ناز (فارسی) = زیبا و خوشبو، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی
۶۸مشکینفارسی، سنسکریت مشک (سنسنکریت) + ین (فارسی) از هر چیز خوشبو، مشک الود، معطر
۶۹مشیانهاوستایی،
پهلوی
نام نخستین زن در فرهنگ ایران باستان برابر با حوا در اسطوره های سامی
۷۰مشیماعربی، فارسی به فتح میم، زیبا رو، دختر خال دار، بانویی زیبا با خالی در چهره
۷۱مطهرهعربی مؤنث مطهر، منزه، پاک و مقدس
۷۲معصومهعربی مؤنث معصوم، بی گناه و پاک
۷۳معظمهعربی معظم
۷۴مقبلهعربی مؤنث مقبل، خوش اقبال، خوشبخت
۷۵مقدسهعربی مؤنث مقدس
۷۶مقصودهعربی مؤنث مقصود، آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مطلوب و مورد نظر
۷۷مکرمهعربی مؤنث مکرم
۷۸مکیناسریانی بنفشه
۷۹مکیناسسریانی مکینا، بنفشه
۸۰مکیهعربی اهل مکه، مربوط یا متعلق به مکه
۸۱ملاحتعربی حالتی در چهره که شخص را دوست داشتنی می کند، نمکین بودن
۸۲ملکعربی فرشته
۸۳ملک آفرینفارسی، عربی ملک (عربی) + آفرین (فارسی) مرکب از ملک (سرزمین) + آفرین (آفریننده)
۸۴ملک بانوفارسی، عربی ملک (عربی) + بانو (فارسی) شاه بانو
۸۵ملک تاجفارسی، عربی ملک (عربی) + تاج (فارسی)
۸۶ملک سیمااسم عربی دارای چهره ای زیبا چون چهره فرشتگان زیبا روی
۸۷ملک نازعربی، فارسی ملک(عربی) + ناز(فارسی) فرشته زیبا
۸۸ملکهعربی همسر پادشاه، شهبانو
۸۹ملوکعربی پادشاهان
۹۰ملیحهعربی زیبا و خوشایند، دارای ملاحت، با نمک
۹۱ملیسانام یونانی بادرنگبویه
۹۲ملیسایونانی زنبور عسل
۹۳ملیکایونانی گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده گندمیان که خودرو هستند.
۹۴ملیکایونانی زنبور عسل، ملیکا در اصل تغییر یافته ملیسا در مناطق هاوایی است، در افسانه های یونانی نام بانویی زیبا روی که عاشق زئوس شده بود.
۹۵ملیکهعربی نام همسر عمر خطاب
۹۶ملینالاتین عسل، رنگ گل بهی، همچنین نوعی گل
۹۷مناعربی امیدها
۹۸منااوستایی، پهلوی،
فارسی
شایسته شاهی، شایگان
۹۹منالنام عربی رسیدن، دست یافتن، دارایی، همچنین یکی از توابع شهرستان قیر و کارزین فارس
۱۰۰منجوقاسم ترکی نوعی زینت به شکل گوی کوچک که برای تزیین روی لباس، گل سر و مانند آنها دوخته یا چسبانده می شود.
۱۰۱منصورهعربی مؤنث منصور، یاری داده شده، پیروزشده، پیروز
۱۰۲منظرعربی صورت، آنچه بر آن نظر بیفتد و به چشم دیده شود، چهره، دید
۱۰۳منورهعربی روشن، درخشان
۱۰۴منیرعربی آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن
۱۰۵منیرهعربی مؤنث منیر، آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن
۱۰۶موکامغولی نام همسر اوکتای قاآن پسر چنگیزخان مغول
۱۰۷مولودعربی آن که به دنیا آمده، زاده شده
۱۰۸موناعربی منا، امیدها اسم زیبا برای پسر
۱۰۹مونجوقاسم ترکی منجوق
۱۱۰مونسعربی همنشین و همراز، همدم
۱۱۱مونیکااسم لاتین مشاور
۱۱۲مه جبینفارسی، عربی مه (فارسی) + جبین (عربی) دارای پیشانی سفید و زیبا، زیبارو
۱۱۳مهاسنسکریت سنگی مانند بلور، یاقوت کبود
۱۱۴مهداعربی اول شب، قسمتی از شب
۱۱۵مهدیاعربی، فارسی بانوی هدایت شده ، منتسب به حضرت مهدی (عج) مرکب از مهدی + الف تانیث
۱۱۶مهدیهنام عربی مؤنث مهدی، عروس
۱۱۷مهرمنیرفارسی، عربی مهر (فارسی) منیر (عربی) خورشید روشن و درخشان
۱۱۸مهرنسافارسی، عربی مهر (فارسی) + نسا (عربی) نورانی ترین زن در میان زنان، نام همسر فتحعلی شاه قاجار
۱۱۹مهستااوستایی،پهلوی دختر سنگین، بانوی گرانسنگ،مرکب از مهست الف تأنیث، هم به کسر سین خوانده می شود و هم به فتح سین
۱۲۰مهستیفارسی، عربی مه (فارسی، ماه) + سیتی (عربی، سیدتی) ماه خانم، ماه بانو
۱۲۱مهناعربی گوارا و خوش
۱۲۲مهیرهعربی زن کدبانو، زن اصیل زاده نام زیبای دختر
۱۲۳مهیمنهعربی ایمن شده،یکی از صفات خداوند
۱۲۴میرانهفارسی، عربی میر (ازعربی) + انه (فارسی) امیرانه، شاهانه
۱۲۵میساعربی زنی که با غرور و تکبر راه می رود.
۱۲۶میسانعربی ستاره ای در صورت فلکی جوزا
۱۲۷میشانهاوستایی،
پهلوی
مشیانه
۱۲۸میلانااسم عربی مونث میلان، میل، خواهش، آرزو
۱۲۹میمنتعربی مبارکی، سعادت، فرخندگی
۱۳۰مینازفارسی، گیلکی مرکب از م (مخفف من) + ناز (مخفف نازنین) + نازنین من
www.NameFarsi.com

مشاهده ادامه: نام دختر فارسی با م

نام دخترانه با م

نام دختر با حرف م

اسم دختر با آ

لیست نام دختر ایرانی با حرف آ

شامل اسم های زیبای دختر ایرانی (کردی، عربی و …) با حرف الف

اسم دختر با آ

نام دخترانه با آ

ردیفاسم ایرانیریشه ناممعنی اسم
۱آب حیاتفارسی، عربی آب (فارسی) + حیات (عربی) آب زندگانی که عمر جاویدان می دهد. (همانطور که در شعر حافظ نیز آمده است.)
۲آبرنگاسم لری دختری که پوست لطیف و نرمی دارد.
۳آپادیپاسنسکریت آتش افروز و گرما بخش، نورانی مانند خورشید
۴آپگیاسنسکریت وجود فرخنده، نعمت، موهبت
۵آپگیتیسنسکریت ترانه، آواز دلنشین
۶آتانازترکی، فارسی دختر نازنین بابا
۷آتلازترکی اطلس، حریر، پارچه نرم و لطیف اسم زیبای دختر ترکی
۸آتنانام فرانسوی در اساطیر یونان، خدای اندیشه، هنر، دانش و صنعت
۹آتنایااسم یونانی آتنا، مظهر اندیشه و هنر و دانش، نام الهه یونانی، دختر زئوس خدای خدایان
۱۰آتنهنام فرانسوی = آتنا
۱۱آتوراوستایی – پهلوی آذر، آتش
۱۲آتوریناآشوری تغییر دهنده، متحول کننده، مشتق از واژه آشور که با گذشت زمان ش به ت تبدیل شده است.
۱۳آتوسایونانی نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی و به معنی قدرت و توانمندی است. اسم ریشه یونانی دارد اما از گذشته دور در فرهنگ ایرانی بوده است.
۱۴آتیهعربی آینده اسم عربی
۱۵آدنیسفنیقی آدونیس،‌ گلی به زرد و قرمز رنگ که موقع تابش خورشید باز می شود.
۱۶آدوریناآشوری آدور- مأخوذ از افسانه گیل گمش بابلی، یاری دهنده، کمک کننده
۱۷آدونیسفنیقی = آدنیس، گلی به رنگ زرد و قرمز که فقط هنگام تابش خورشید باز می شود.
۱۸آدیشه آتش – در گویش خراسان آتش کوچک
۱۹آذارسریانی نام ماه سوم از سال شمسی عربی برابر با مارس یا فروردین ، بهار
۲۰آذراوستایی – پهلوی نام ماه نهم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
۲۱آرالیاانگلیسی نام عمومی گروهی از گیاهان علفی، درختی و درختچه ای که بعضی از آنها زینتی اند.
۲۲آرامیسیونانی آرامش، راحتی
۲۳آرتمیسیونانی = آرتیمیس
۲۴آرتیمیسیونانی در اساطیر یونان، خدای شکار و خواهر دوقلوی آپولون، همچنین نام شیرزنی که فرمانده نیروی دریایی کمبوجیه در جنگ بین ایران و یونان بود.
۲۵آرسینهعبری زن مبارز
۲۶آرمیتااوستایی – پهلوی الهه نعمت، آرامش یافته
۲۷آرمینهاسم ارمنی ارمنی، دختر ارمنی
۲۸آروانام کردی نام فرشته ای در آیین زرتشت
۲۹آرینااسم کردی آریایی نژاد، از نسل آریایی
۳۰آزالهنام فرانسوی گلی خوشبو که معمولاً به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می شود.
۳۱آزالیانام انگلیسی گلی خوشبو که معمولاً به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می شود.
۳۲آسارهاسم لری ستاره
۳۳آسکیکردی آهو،کنایه از زیبایی و دلفریبی
۳۴آسنااوستایی – پهلوی روشنایی درونی، سرشت مادرزادی
۳۵آسناتیونانی نام همسر حضرت یوسف و دختر فوتی فارع کاهن شهر آون (یکی از مناطق مصر) بود.
۳۶آسوکردی شفق، هنگام طلوع خورشید، همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می کنند، نام محلی در مسیرلار به لنگه
۳۷آسیمناوستایی – پهلوی سیمین، نقره فام
۳۸آسیهعربی زن اندوهگین، ستون، نام همسر فرعون که موسی (ع) را از نیل گرفت و پنهانی از فرعون از او مراقبت کرد، نام کوهی در استان فارس
۳۹آشوریناآشوری منسوب به آشور، برهم زننده،تغییر دهنده، نام دومین فرزند سام که نینوا را بنا نهاد
۴۰آغابانوفارسی، مغولی آغا (مغولی) + بانو (فارسی)، بانوی بزرگ
۴۱آفاقعربی افقها،عالم آسمان، زمانه روزگار، نام همسر نظامی گنجوی
۴۲آفتعربی بلا، بلیه، کنایه از زیبایی و عشوه گری
۴۳آق بانوفارسی، ترکی آق (ترکی) + بانو (فارسی)، بانوی سپید، کسی که چهره ای زیبا و سفید دارد.
۴۴آق گلفارسی، ترکی آق (ترکی) + گل (فارسی) گل سفید
۴۵آگرینکردی آتشین، به رنگ آتش
۴۶آلاگلفارسی، ترکی آلا (ترکی) + گل (فارسی)، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که در این اواخر نابود شده
۴۷آلان قواترکی آلان گوا، زیبای وحشی
۴۸آلان گواترکی آلان قوا، زیبای وحشی  نام دختر زیبا
۴۹آلبالاتین سحر سپیده روشنی صبح
۵۰آلتنایترکی زر، طلای ناب
۵۱آلتونترکی آلتنای، زر، طلای ناب
۵۲آلتینترکی آلتنای، زر، طلای ناب نام ایرانی
۵۳آلتین گلینترکی عروس طلایی
۵۴آلماترکی سیب، کنایه از زیبایی
۵۵آلمازترکی از اعلام زنان
۵۶آلندکردی اولین پرتو خورشید
۵۷آلنوشاسم ارمنی عروس جاودانی دریا، دختر زیبا و دلربا
۵۸آلیسنام فرانسوی بانوی نجیب زاده، دختر اصیل، خانم با اصل و نسب
۵۹آلیشترکی شعله، شعله گیر
۶۰آماتیسیونانی نوعی کوارتز شفاف به رنگ بنفش یا صورتی که در جواهرسازی به کار می رود.
۶۱آمالعربی آرزوها، خواسته ها، دوست داشتنی ها
۶۲آمانداناترکی آماندا، در امان، در پناه تو
۶۳آمنهعربی نام مادر پیامبر (ص)، مونث آمن به معنای بانوی نترس، زن دلیر، خانم استوار
۶۴آمیتریساوستایی – پهلوی ستاش کننده، شکر کننده، دختر داریوش سوم هخامنشی و همسر خشایارشا
۶۵آناترکی مادر
۶۶آناعبری دوست داشتنی ظریف خوش اندام،برانگیزاننده لطف و محبت
۶۷آناشیدترکی، فارسی مرکب از کلمه ترکی آنا به معنای مادر و کلمه فارسی شید به معنای خورشید = دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر
۶۸آنالیاسم ترکی برخوردار از محبت مادر، کنایه از نور چشمی مادر
۶۹آندیابابلی نام همسر بابلی اردشیر درازدست پادشاه هخامنشی
۷۰آنسهاسم عربی انس گیرنده، همنشین نیکو، مانوس، خو گیرنده
۷۱آنوبابلی در دین بابلی، نام خدای آسمان
۷۲آنوشاسم ارمنی از پایتختهای قدیم ارمنستان
۷۳آنیااسپانیایی
۷۴آنیساسم یونانی انیسون ، مقاومت و اعتراض
۷۵آواتنام کردی آرزو،خواسته
۷۶آوادانترکی زیبا، قشنگ
۷۷آویننام کردی عشق
۷۸آوینااوستایی –
پهلوی، فارسی
دختر پاک، بانویی که مثل آب زلال است. مرکب از آو (آب) + ین نسبت + الف تانیث
۷۹آویناکردی عشق
۸۰آیترکی ماه
۸۱آی اوزترکی ماهرخ، ماهرو
۸۲آی بی بیترکی ماه بی بی
۸۳آی پاراترکی ماه پاره، ماه نو
۸۴آی پریفارسی، ترکی آی (ترکی) + پری (فارسی) ماه پری
۸۵آی خانمترکی ماه بانو
۸۶آی ساترکی، فارسی آیسا، آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه
۸۷آی سودانام ترکی ماه در آب، نام زیبای ترکی
۸۸آی گلفارسی، ترکی آی (ترکی) + گل (فارسی) گلی چون ماه
۸۹آی گوزلترکی ماه زیبا
۹۰آی گینترکی، فارسی ماننده ماه، دارنده روی چون ماه، زیبارو، مرکب از آی به معنای ماه و گین پسوند شباهت
۹۱آی نشانفارسی، ترکی آی (ترکی) + نشان (فارسی) دارای نشان ماه
۹۲آیا تایترکی مثل ماه ، دختری که مانند ماه زیباست. بانوی درخشان
۹۳آیتایترکی مانند ماه
۹۴آیتکترکی مانند ماه
۹۵آیتنفارسی، ترکی آی(ترکی) + تن (فارسی) مهوش، مه پیکر
۹۶آیجاناسم ترکی پاک و آراسته همچون ماه
۹۷آیدانام ترکی شاد، خوش
۹۸آیداناسم ترکی مانند ماه، بانوی زیبا رو، دختری که چهره اش همچون ماه زیباست.
۹۹آیدکنام ترکی آیتک،مانند ماه
۱۰۰آیدناسم ترکی آیدین، روشن و آشکار، شفاف، صاف، معلوم، واضح، روشنفکر، از امرای ولایت لیدیا، نام شهری در جنوب شرقی ترکیه
۱۰۱آیدنگنام ترکی مهتاب
۱۰۲آیریناسم کردی آتشین
۱۰۳آیسافارسی، ترکی = آیسان
۱۰۴آیسانفارسی، ترکی آی (ترکی) + سان ( فارسی) زیبا، مانند ماه
۱۰۵آیسلترکی زیبا و درخشان مانند ماه
۱۰۶آیسوترکی مرکب از آی به معنای ماه بعلاوه سو به معنای آب، باطراوت و درخشنده، ماه و آب، زیبارو
۱۰۷آیگلفارسی، ترکی درخشان مانند ماه و زیبا مانند گل
۱۰۸آیگینکردی ایل زیبا
۱۰۹آیلاترکی هاله دور ماه
۱۱۰آیلارترکی زیبا رویان، خوبرویان، هاله دور ماه
۱۱۱آیلماترکی تاب ماه
۱۱۲آیلیترکی مهتاب
۱۱۳آیلینترکی اسم زیبای ترکی برای دختر
۱۱۴آیماترکی، فارسی ماه من، مجازا عزیز من، زیبا رو بانوی زیبا دختر خوش چهره
۱۱۵آیناترکی آینه، آبگینه، شیشه، دختر زیبارو، بانوی سپید چهره
۱۱۶آینازفارسی، ترکی آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه
۱۱۷آینورترکی، عربی آینور، نور ماه، روشنایی ماه، نورانی مثل ماه، دختری که چهره اش مانند ماه زیبا و درخشان است.
۱۱۸آیهعربی هر یک از پاره های مشخص سوره های قرآن و دیگر کتابهای آسمانی، نشانه
www.NameFarsi.com

◄ مشاهده ادامه: نام دختر فارسی با آ

اسم دخترانه با الف

نام دختر با الف

اسم دختر با ا

نام دختر ایرانی با حرف ا

شامل اسم های زیبای دختر ایرانی (اسم دختر کردی، اسم ترکی، یونانی و …) با حرف الف

اسم دختر با ا

اسم دختر ایرانی با ا

در ادامه فهرست کامل اسم دختر با الف را ببینید. اسم های دختر شامل اسم ترکی دختر با الف، اسم کردی با الف، اسم لری، اسامی عربی (مذهبی) با ا و سایر نام های دخترانه با الف.

ردیف اسم ایرانیریشه نام  معنی اسم
۱ابتسامعربی  لبخند، تبسم
۲ابریشمعبری حریر، تاری درخشان و نازک اما بسیار محکم که کرم ابریشم به دور خود می تند، گلی به صورت رشته های باریک آویخته به رنگ زرد یا سرخ که در تابستانها می روید.
۳ابریشمکردی تاری بسیار محکم، نازک و درخشان که کرم ابریشم به دور خود می تند، حریر (نگارش کردی : ههورێشم)
۴احترامعربی  بزرگ داشتن، حرمت را نگه داشتن
۵احلامعربی جمع حلم، صبوری ها، بردباری ها، وقارها
۶ادریناآشوری  تکیه گاه
۷ارتاشاسم ترکی  مرکب از ار (شوهر) + تاش (پسوند همراهی)
۸ارغنوننام یونانی  اسم یک ساز می باشد.
۹ارغوناسم یونانی مخفف ارغنون (نام ساز)
۱۰ارمغاناسم دختر ترکی  رهاورد، سوغات، هدیه
۱۱ارنوازاوستایی، پهلوی  مرکب از ارنه (سزاوار) + واز (واژه)، به معنای دارنده سخن سزاوار، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دو دختر جمشید پادشاه پیشدادی
۱۲اروساوستایی، پهلوی  سفید، درخشان، زیبا نام دخترانه فارسی
۱۳اروسنام فرانسوی  در اساطیر یونان، خدای عشق
۱۴اروشااوستایی، پهلوی اروشه، به فتح الف، سفید، روشن، دختری با روی سپید
۱۵اروناسم عربی (به فتح الف) شاد و شادمان
۱۶اریحااسم عبری  مکان خوشبو، نام شهری قدیمی در فلسطین، گلی که شکوفه آن چلیپا شکل است.
۱۷اریدیسترکی (به ضم الف) نام همسر ارفاوس، شاعر و موسیقی دان ترکیه، در افسانه ها آمده است که اریدیس فرشته ای بود که معشوقه ارفاوس بود.
۱۸ارینعربی به فتح الف، شادی، شادان شدن، به وجد آمدن
۱۹اریناکردی، فارسی آرینا ، آریایی نژاد، از نسل آریایی
۲۰استرعبری  ستاره، همسر یهودی خشایار پادشاه هخامنشی
۲۱اسرینکردی  اشک
۲۲اسماعربی نام نهادن، نامگذاری کردن، همچنین به عنوان جمع اسم هم به کار می رود، نام دختر ابومسلم خراسانی
۲۳اسناعربی بزرگوار کردن ، بلندمرتبه کردن
۲۴اشتارآشوری  الهه عشق و برکت
۲۵اصیلاعربی با نوی با اصالت مرکب از اصیل + الف تانیس
۲۶اطلسیونانی  پارچه ابریشمی، دیبا
۲۷اطلسییونانی، فارسی  اطلس (معرب) + ی (فارسی) گلی شیپوری و خوشبو به رنگهای سفید، صورتی، ارغوانی، یا سرخ
۲۸اطهرعربی پاکیزه ترین زن، پاکدامن ترین بانو
۲۹اعظمعربی  بزرگوارتر، بزرگ تر
۳۰افقعربی  خطی که در محل تقاطع زمین و آسمان به نظر می رسد.
۳۱اقاقیاسم یونانی  = اقاقیا
۳۲اقاقیایونانی  درختی زینتی که گلهای سفید خوشه ای ومعطر دارد.
۳۳اقدسعربی  پاک تر، مقدس تر
۳۴اقلیمایونانی نام دختر آدم (ع)
۳۵اقلیمیایونانی  اقلیما، نام دختر آدم (ع)
۳۶اکرمعربی  بزرگوار، گرامی
۳۷اکلیلعربی  تاج
۳۸الاههعربی  الهه
۳۹الحانعربی به فتح الف، آوازهای خوش، نغمه های دلکش، صدای موزون و خوشایند
۴۰الکاترکی  سرزمین، ناحیه
۴۱الله نظرفارسی، عربی کسی که نظرکرده خداست.
۴۲المااسم ترکی سیب
۴۳الماس خاتونیونانی، فارسی  الماس (یونانی) + خاتون (فارسی) بانوی مانند الماس
۴۴المیرافارسی، ترکی  ال (ترکی) + میرا (فارسی)، ایل میرا فدایی ایل
۴۵المیناترکی
۴۶النایونانی  نورانی نام دختر
۴۷النازفارسی، ترکی  ال (ترکی) + ناز (فارسی)، ایل ناز موجب نازش ایل
۴۸الهامنام عربی  فکری که به طور ناگهانی در ذهن پیدا می شود.
۴۹الههاسم عربی  در اعتقادات قدیم، نیمه خدایی که نماینده انواع خاص بوده و به صورت زنی تجسم می شده است..
۵۰الیساعربی، فارسی دختری که مانند گل انار لطیف است + مرکب از الیس (عربی) به معنای گل انار و الف تانیث فارسی
۵۱الیکاسنسکریت مال بسیار، دارایی فراوان
۵۲ام البنینعربی  نام همسر علی (ع) و مادر عباس (ع)
۵۳اماندا نام دختر ترکی آماندا، در امان، در پناه تو
۵۴امانهعربی به فتح الف، اطمینان و آرامش قلب، دختری که وجودش مایه قوت قلب است.
۵۵املعربی به فتح الف، آرزو، امید
۵۶امیراعربی، فارسی  امیر (عربی) + ا (فارسی) امیره
۵۷امیردختعربی، فارسی  دختر پادشاه، شاهدخت
۵۸امیرهعربی  مؤنث امیر  اسامی زیبای عربی
۵۹امیلسنسکریت، عربی معرب از سنسکریت نام درختی از تیره فریفون که گاهی بعضی از انواع آن بصورت درختچه یافت می شوند.
۶۰امیلهسنسکریت، عربی امیل، معرب از سنسکریت نام درختی از تیره فریفون که گاهی بعضی از انواع آن بصورت درختچه یافت می شوند.
۶۱امین دختعربی، فارسی  امین (عربی) + دخت (فارسی) دختر امین، دختر درستکار
۶۲امینهنام عربی  مؤنث امین
۶۳انسیهعربی  مونث انسی، مربوط به اِنس، انسانی
۶۴انوشکاعبری زیبا، خوش اندام، جذاب، این اسم در هندوستان نیز رایج است.
۶۵انیسعربی  همدم
۶۶انیساعربی، فارسی بانوی همدم، دختری که مونس انسان است.
۶۷انیسونیونانی آنیس، مقاومت و اعتراض
۶۸انیسهنام عربی  همدم، مونس
۶۹اورانوسفرانسه  نام هفتمین سیاره منظومه شمسی
۷۰اورنینایونانی  ربه النوع فراوانی نعمت
۷۱اوریساسنسکریت نام یکی از ایالتهای هندوستان
۷۲اورینایونانی در اساطیر یونان، الهه آسمانها و حامی عشق آسمانی
۷۳اولدوزنام ترکی  ستاره
۷۴اویتااوستایی، پهلوی بی همتا، تک
۷۵اویناسم کردی عشق
۷۶ایداترکی آیدا، شاد خوشحال
۷۷ایدهفرانسه  فکر و اندیشه، رأی
۷۸ایراناوستایی، پهلوی مکان سکنای آریائیان (قوم اری)، نام کشور باستانی ما، محل مردمان شجاع و شریف، حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح طوایفی سفید پوست از راه جیحون و کوههای قفقاز وارد منطقه ایران شدند. این طوایف به دو دسته تقسیم می شدند دسته ای که خودرا زورمند می دانستند و به نام سک (به فتح س) ها شناخته می شدند و دسته ای دیگر که متمدن تر از دسته اول بودند خود را اری (به فتح الف و کسر ر) به معنای شجاع و شریف می نامیدند و وجه تسمیه ایران نیز همین است.
۷۹ایسیهعبری آسیه
۸۰ایل نازفارسی، ترکی  ایل (ترکی) + ناز (فارسی)، مایه ناز ایل، الناز، کسی که ایل به او می نازد.
۸۱ایلار اسم ترکی مانند ماه، دختری که مانند ماه زیباست.
۸۲ایلاناعبری دختر سرزنده، نام نوعی درخت نیز هست.
۸۳ایلیارترکی کمک کننده به ایل، محافظ خانواده
۸۴ایلیمترکی طایفه من، قبیله ام
۸۵ایلینعربی فتنه انگیز، برپا کننده آشوب
۸۶ایماعربی  اشاره
۸۷ایمنهعربی  آمنه
۸۸اینازترکی آیناز، آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه
۸۹ایناسعربی دوستی و محبت، همچنین دیدن یا شنیدن آواز
۹۰ایوانکردی ایوان، تراس (نگارش کردی : ههیوان) اسم اصیل ایرانی
۹۱ایپکترکی (به کسر پ) ابریشم نرم و لطیف
www.NameFarsi.com

مشاهده ادامه: نام دختر فارسی با ا

نام دختر با ا

اسم دخترانه با حرف ا