ساسان

معنی اسم ساسان

ساسان

معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم ساسان در ثبت احوال ایران

همه چیز درباره اسم ساسان

ساسان یک نام پسرانه با حرف س، محبوب در دهه ۶۰ برای نامگذاری فرزند پسران که البته فراوانی زیادی ندارد. یک اسم پسر پارسی اصیل که ریشه در تاریخ ایران زمین دارد. ساسان از اسم های پسرانه شاهنامه ای هم هست. در ادامه در این باره بیشتر خواهید دید.

معنی ساسان

ساسان از شخصیت های کتاب شاهنامه فردوسی و موسسه سلسله ساسانیان است. ساسان پدر بابک، پدربزرگ اردشیر بابکان و نیای خاندان ساسان (حکومت ۲۲۴–۶۵۱ م) در ایران بود. وی هم چنین موبد نیایشگاه (آناهید) در استخر پارس بود و از او به عنوان “جنگاور و شکارچی بزرگ” یاد شده است. او در سده سوم میلادی در دورانی نزدیک به سقوط شاهنشاهی اشکانی می‌زیست.

همسر ساسان دختر یکی از پادشاهان دودمان بازرنگی پارس بود که دینگ (رام بهشت) نام داشت. نام او در سنگ‌نوشته شاپور یکم بر کعبه زرتشت به عنوان «ساسان‌خدای» یاد شده است.

معنی اسم ساسان چیست؟ Sasan name meaning

از نظر معنای واژه، اسم ساسان یعنی گوشه نشین، درویش، آنکه از ملک و مال دوری کند.

اسم ساسان در کتاب شاهنامه

ساسان در چندین بیت از شاهنامه فردوسی آمده است که در زیر به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

پسر بد مر او را یکی همچو شیر / که ساسان همی خواندی اردشیر

و فردوسی در دیگر ابیات می فرماید:

چو ساسان شنید این سخن خیره شد / ز گفتار بهمن دلش تیره شد

پدر نام ساسانش کرد آن زمان / مر او را به زودی سرآمد زمان

به بابک چنین گفت زان پس جوان / که من پور ساسانم ای پهلوان

تن آسان بسوی خراسان کشید / سپه را به آیین ساسان کشید

که از تخم ساسان اگر دختری / بماند به سر برنهد افسری

ریشه اسم ساسان

اسم ساسان کجایی است؟

ریشه نام ساسان فارسی است و یک نام پسرانه اصیل ایرانی محسوب می شود.

معنی اسم ساسان
معنی و ریشه اسم ساسان

❤️ در ادامه بررسی کامل اسم ساسان را حتما ببینید.

اسم ساسان در ثبت احوال ایران

ساسان از اسم های پسرانه مورد تایید سازمان ثبت احوال برای نامگذاری فرزند است.

فراوانی ساسان در ثبت احوال

تعداد اسم ساسان در ثبت احوال ایران ۳۰۱۹۲ نفر است. ساسان از نام های زیبا و اصیل ایرانی است که در طی دوران ها و ده های مختلف فراوانی نسبتا کمی داشته و دارد.

معنی اسم ساسان در ثبت احوال ایران

ساسان: (اَعلام) ۱- (در شاهنامه) ۱) پسر بهمن و نوه‌ی اسفندیار؛ ۲) (در ایران باستان) جدّ اردشیر بابکان، سرپرست آتشکده‌ی استخر در فارس.

اسم ساسان در لغت نامه دهخدا

ساسان در کتاب لغت نامه دهخدا ۱۳ بار آمده است که بیشتر به عنوان اسم خاص (نام افراد یا محل) هست:

  1. ساسان (اِخ) ابن فشافشاه بن جوهر شهریار فارس بن ساسان بن بهمن. مؤلف فارسنامه (ابن بلخی) نام وی را در سلسلهٔ نسب بیست و پنجمین پادشاه ساسانی که بعد از شهربراز (بسال ۶۲۹ م.) بر تخت نشست…
  2. (اِخ) ابن ساسان (ساسان سوم) به روایت فردوسی در شاهنامه، فرزند ساسان بن بهمن بن اسفندیار است. فردوسی گوید: چون بهمن همای را ولیعهد خود ساخت ساسان دلتنگ شد و به نیشاپور رفت و …
  3. (اِخ) ابن روزبه. از امیران ایران پیش از اسلام است و در مجمل التواریخ و القصص به نقل از تاریخ حمزهٔ اصفهانی نام وی در شمار مرزبانانی از پارسیان آمده که بر دیار عرب فرمان راندند.
  4. ساسان (اِخ) ابن دارا (ساسان دوم) به روایت فردوسی در شاهنامه فرزند دارا آخرین پادشاه کیانی است که بعد از پدر به هند گریخت.
  5. ساسان (اِخ) ابن بهمن بن اسفندیار ملقب به ساسان الاکبر مطابق روایات افسانه ای که در شاهنامه و نیز در کلیهٔ کتابهای تاریخ و لغت آمده، جدّ سلسلهٔ ساسانی است.
  6. (اِخ) ده کوچکی است از دهستان نودان بخش کوهمره نودان شهرستان کازرون، واقع در ۱۲ هزارگزی شمال نودان و جنوب کوه چنارشاهیجان و ۳۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
  7. ساسان (اِخ) حمداللََّه مستوفی آن را نام قدیم فسا شمارد و گوید: [فسارا] فسابن طهمورث دیوبند ساخته بود خراب شد، گشتاسف بن لهراسب کیانی تجدید عمارتش کرد. و نبیره اش بهرام بن اسفندیار به اتمام رسانید، ساسان نام کرد.
  8. ساسان (ص، اِ) گدا و گدائی کننده. (برهان). گدا. (دهار) (جهانگیری و شرفنامهٔ منیری از اجمال حسینی). گدا و فقیر. (غیاث از کشف اللغات). گدا و فقیر و درویش. (ناظم الاطباء) (استینگاس). رأس الشحاذین و کبیر هم. (قطر المحیط). رئیس گدایان. نرگدا.
  9. (اِخ) جد خاندان شاهنشاهی ساسانیان، و پدر بابک و بابک پدر اردشیر نخستین پادشاه آن سلسله است. و لغت نویسان و مورخان اسلامی او را ساسان الاصغر نامیده اند.
  10. ساسان (ص نسبی) ساسانی. ساسانیان: تن آسان بسوی خراسان کشید سپه را بر آئین ساسان کشید. (شاهنامه چ بروخیم ج ۸ ص ۲۳۲۷). چو آزرمها بر زمین برزنیم همه بیخ ساسان ز بن برکنیم. (ایضاً ص ۲۶۶۵).
  11. ساسان (اِخ) (…پنجم) بعد از خسروپرویز در مرو بوده، و نامهای پادشاهان ایران را که پارسیان آنان را به وخشوری پذیرفته اند و آن پانزده صحیفه است و بزبان آسمانی نسبت داده اند، او به فارسی ترجمه کرده.
  12. (اِخ) محلتی به مرو، در خارج آن شهر از دروازهٔ فیروزیه. و بعضی از روات بدان منسوبند. (معجم البلدان یاقوت). نام این موضع در انساب سمعانی ساسیان ضبط شده است. رجوع به ساسیان شود.
  13. ساسان (اِخ) (رودخانهٔ…) در کازرون، آبش شیرین و گوارا، از چشمهٔ ریجان برخاسته از تنگ چکان گذشته در قریهٔ حسین آباد کازرون به آب چشمهٔ سراب شیر و چشمهٔ سیاه رود آمیخته، وارد رودخانهٔ شاپور شود.

معنی اسم ساسان در فرهنگ لغات معین

کسی که از ملک و مال احتراز کند؛ فقیر؛ درویش. ضمنا ساسان در لغت نامه عمید معنی نشده است.

اسم های مشابه و ست با ساسان

اسم دختر شبیه ساسان که به ساسان بیاد

نام های دخترانه سارینا، ساینا، سلین، مهرسانا، آسنا، بنیسا، نکیسا، ساتین، آسنا، سانیا و ساینا از جمله اسم های دخترونه متناسب با ساسان هستند. قسمت اسم جدید با س را نیز ببینید.

اسم پسر که به ساسان بیاد

نام های پسرانه سامان، سامیار، سامین، آرسان و آرسین از جمله اسم های پسرونه متناسب با نام ساسان هستند. قسمت اسم های پسرانه با س را نیز ببینید.

اگر شما هم به دنبال متناسب ترین نام ها با معیار های مد نظر خود هستید، قسمت مشاوره اسم را ببینید.

اسم ساسان به انگلیسی

طراحی اسم ساسان عکس ساسان

نوشتن اسم ساسان (عکسنوشته و اسمنوشته نام ساسان به انگلیسی Sasan) برای پروفایل با فونت زیبا.

Sasan
اسم ساسان به انگلیسی

شعر برای اسم ساسان

از دوستان خوش ذوق در زمینه شعر و شاعری دعوت می شود، اگر شعری برای نام ساسان دارند، در قسمت نظرات بنویسند تا با نام خودشان در وبسایت منتشر شود.

نظرسنجی اسم ساسان

اسم ساسان قشنگه؟

نظر شما درباره اسم ساسان چیست؟ آیا این نام را می پسندید؟ در قسمت نظرات دیدگاه خود را درباره این اسم زیبا بنویسید.

منابع

5/5 - (10 امتیاز)

دیدگاه شما چیست؟ در کادر زیر بنویسید:

❤️دیدگاه شما تا دقایقی بعد از ارسال روی وبسایت قرار می گیرد.