name with M

اسم با م

اسم های ایرانی با حرف م

Iranian Name with M نام های ایرانی با حرف میم

خیلی از نامهای زیبای دخترانه و پسرانه ایرانی با حرف میم شروع می شوند. اسم های محبوب و شیک پسر و دختر با م که اکثرا ریشه فارسی (پارسی) دارند. خیلی از مخاطبان نام فارسی در وبسایت یا اینستاگرام یا فیس بوک به ما پیام دادند و دنبال اسم با م برای فرزند دختر یا پسر خود بودند. اسامی دختر و پسر با حرف میم از نظر آوایی نیز زیبا هستند. آوای حرف م آوایی دلنشین و خوشایند است. از نظر فراوانی اسم ها نیز اسم های دخترانه و پسرانه بسیاری با حرف م وجود دارند که این نامها دارای معانی زیبا نیز هستند.

اسم با م
اسم دختر و پسر با م

اسم های دخترانه با م (میم)

به درخواست دوستان اسم های دخترانه با م در دو بخش فهرست شده اند. روی قسمت مورد نظر خود کلیک نمایید:

اسم دختر با م

شامل اسم های دخترانه فارسی با حرف میم؛ نام های دختر که ریشه پارسی اصیل دارند. اسامی دختر با م مثل اسم میترا، مانا، مهرنوش، مهسا، مهرسا، مهتا و … که اسم فارسی دخترانه هستند.

نام دختر با م

شامل اسم دختر ایرانی (ترکی، کردی، لری، عبری، مازنی، گیلکی، عربی و …) با حرف م؛ اسامی دخترانه با م مثل: مریم، مانلی (اسم شمالی دختر)، مهنا (اسم مذهبی دختر) و … هستند. یا مثلا مایا که اسم دختر با ریشه یونانی است.

اسم های پسرانه با م (میم)

روی قسمت مورد نظر خود کلیک نمایید:

اسم پسر با م

شامل اسم های پسرانه فارسی با حرف م؛ نام های پسر که ریشه پارسی اصیل دارند. اسامی پسرانه با م مثل اسم مهراد، مهیار، مانی و … که نام های زیبای فارسی هستند.

نام پسر با م

شامل اسم پسر ایرانی (ترکی، کردی، لری، عبری، مازنی، گیلکی، بلوچی، ارمنی، عربی و …) با حرف میم؛ اسامی پسر با م مثل اسم مرصاد، محمد، محسن، محمود و … که اسم های با ریشه عربی و اکثرا از اسامی مذهبی هستند.

name with M
اسم با م اسم ایرانی نام فارسی

زیباترین اسم های فارسی و ایرانی با حرف م

به نظر شما زیباترین اسم های دختر پسر با حرف میم کدام نام ها هستید؟ در قسمت نظرات بنویسید.

اسم پسر از م

اسم پسر با م

لیست نام پسر ایرانی با حرف م

اسم پسر از م
نام پسرانه به م
ردیف اسم ایرانیریشه نام  معنی اسم
۱ماتیکان مغولی نام پسر بزرگ جغتای از فرماندهان مغول
۲ماجد عربی دارای مجد و بزرگی، بزرگوار، از اسامی خداوند
۳ماحوز عربی نوعی شاهسپرم
۴مارتیک ارمنی 
۵مارتین آشوری رهبر
۶ماردین کردی نام منطقه ای کرد نشین در ترکیه
۷ماسیس ارمنی نام کوه آرارات
۸ماشاءالله عربی آنچه خدا بخواهد، مرحبا، آفرین
۹مالک عربی ارباب، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، از نام های خداوند به معنی صاحب و دارنده و نیز نام فرشته ای که نگهبان دوزخ است.
۱۰ماناسه عبری صورتی از منسی نام برادر بزرگ یوسف (ع)
۱۱ماندا آرامی،
فارسی 
علم، دانش، ادارک، شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.
۱۲مانوش کردی نام کوهی است و همچنین اسم چندتن از نیاکان منوچهر پادشاه پیشدادی
۱۳ماونداد اوستایی،
پهلوی 
اسم یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان
۱۴ماهانداد اوستایی، پهلوی داده ماه، بخشیده ماه، نام یکی از دادوران نامدار در زمان ساسانیان
۱۵ماهد عربی گستراننده و پهن کننده
۱۶مأمون عربی ایمن، در امان، معتمد، امین، نام پسر هارون الرشید از خلفای بنی عباس
۱۷مبارزالدین عربی جنگنده و مبارز در راه دین، نام بنیانگذار سلسله آل مظفر
۱۸مبارک عربی خوش یمن، خجسته، فرخنده
۱۹مبین عربی آشکار، پیدا
۲۰متی عبری نام پدر یونس (ع)
۲۱متین عربی دارای پختگی، خردمندی و وقار، استوار، محکم، از نامهای خداوند
۲۲مجتبی عربی برگزیده شده، انتخاب شده،لقب امام حسن (ع)
۲۳مجد عربی بزرگی، شرف، برتری
۲۴مجدالدین عربی باعث بزرگی و عظمت دین
۲۵مجدود عربی نیکبخت، نام شاعر معروف قرن ششم، سنائی غزنوی
۲۶مجید عربی دارای قدر و مرتب عالی، گرامی، از اسم های زیبای خداوند اسم پسر مذهبی
۲۷مجیر عربی پناه دهنده، فریادرس،از نامهای خداوند
۲۸مجیرالدین عربی پنادهنده در دین
۲۹محب الدین عربی دوستدار دین
۳۰محتشم عربی دارای حشمت و شکوه، با حشمت
۳۱محدث عربی گوینده سخن، کسیکه احادیث پیشوایان دینی را بیان می کند.
۳۲محراب عربی بخشی از یک از عبادتگاه که پیش روی نمازگزاران و عبادت کنندگان است و پیش نماز یا کشیش در آنجا می ایستند.
۳۳محرم عربی حرام شده، ماه اول از سال قمری
۳۴محسن عربی نیکوکار، احسان کننده،از نامهای خداوند
۳۵محمد عربی ستوده شده، بسیار تحسین شده، اسم پیامبر (ص)، نام سوره ای در قرآن کریم، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند محمدامین، محمد علی، محمدحسین و علی ‏محمد
۳۶محمد پارسا فارسی،
عربی 
مرکب از محمد به معنای بسیار ستایش شده + پارسا به معنای زاهد و با تقوی است.
۳۷محمد جواد عربی بنده ستوده شده خدا و بخشاینده
۳۸محمد صالح عربی بنده ستوده شده و نیکوکار خدا اسم پسر مذهبی
۳۹محمد کیا عربی،
فارسی 
کسی که در عظمت و بزرگی مانند محمد است.
۴۰محمد مهدی عربی مرکب از محمدبه معنای بسیار ستوده شده و مهدی به معنای هدایت شده، نامی متبرک به اسم حضرت رسول و لقب فرزند صالح ایشان حضرت صاحب الزمان.
۴۱محمد هادی عربی بنده ستوده شده خدا و هدایت کننده مردم
۴۲محمدآئین عربی مسلمان ، کسی که پیرو آیین حضرت محمد است.
۴۳محمدرضا عربی ترکیب اسم حضرت رسول اکرم وامام هشتم شیعیان ، محمد به معنای ستوده شده و رضا به معنای خوشنود
۴۴محمدرضا عربی مرکب از دو نام محمد و رضا، کسی که حضرت رسول اکرم محمد صلی الله علیه وآله از او راضی است.
۴۵محمدیار فارسی،
عربی 
محمد (عربی) + یار (فارسی) یار و یاور محمد
۴۶محمود عربی آن که یا آنچه ستایش شده است، مورد پسند، نیک، خوش، از نامهای پیامبر(ص)،نام یکی از پادشاهان غزنوی
۴۷محی الدین عربی زنده کننده دین 
۴۸محیط عربی آنچه شخص یا چیزی را احاطه کرده و منشأ تغییر و تحول است، دربرگیرنده و احاطه کننده، از نامهای خداوند
۴۹محیی عربی زنده کننده، احیاکننده، از نامهای خداوند
۵۰مختار عربی آن که در انجام دادن یا انجام ندادن کاری آزاد است، صاحب اختیار، برگزیده، منتخب
۵۱مراد عربی خواست، آرزو، منظور، مقصود 
۵۲مرتضی عربی پسندیده شده، مورد رضایت و پسند قرار گرفته 
۵۳مرسا عربی استوار، ثابت، پابرجا 
۵۴مرسل عربی ارسال شده، فرستاده شده 
۵۵مرشد عربی راهنمایی کننده، ارشادکننده 
۵۶مرصاد عربی کمین گاه، گذرگاه
۵۷مروان عربی نام مؤسس آل مروان و وزیر و مشاور عثمان
۵۸مسعود عربی نیکبخت، سعادتمند، مبارک، خجسته،نام پسر سلطان محمد غزنوی، نام شاعر معروف قرن پنجم، مسعود سعد سلمان
۵۹مسلم عربی پیرو دین اسلام، مسلمانان، نام پسر عقیل و برادرزاده علی (ع)، فرستاده امام حسین به سوی کوفیان
۶۰مسیب عربی بر حال خود گذاشته شده، آزاد شده، نام یکی از سه برادری که در بخارا پول رایج قرون اولیه هجری را سکه زدند.
۶۱مسیح عبری منجی، نجات دهنده، لقب عیسی(ع)
۶۲مشتاق عربی دارای شوق، بسیار مایل، آرزومند، نام شاعر قرن دوازدهم، مشتاق اصفهانی
۶۳مشرف عربی اشراف دارنده، ناظر، در تصوف آن که خداوند او را بر ضمایر خلق آگاه می کند.
۶۴مشرف الدین عربی دارای اشراف در دین،نام شاعر بزرگ قرن هفتم، مشرف الدین سعدی شیرازی
۶۵مشکان فارسی،
سنسکریت 
مشک (سنسکریت) + ان (فارسی) مشک (ماده ای معطر) + ان (نشانه جمع فارسی)، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی
۶۶مشهود عربی آشکار، نمایان، دیده شده، به چشم آمده نام پسرانه
۶۷مشی اوستایی،
پهلوی 
نام نخستین مرد در فرهنگ ایران باستان برابر با آدم در اسطوره های سامی
۶۸مشیت عربی اراده، خواست، سرنوشت
۶۹مشید عربی استوار، بلند
۷۰مشیر عربی آن که در کارها با او مشورت می کنند.
۷۱مشیرالدین عربی آن که در دین راهنمای دیگران است.
۷۲مصباح عربی چراغ، وسیله ای روشنایی بخش، بیشتر به چراغهای قدیمی گفته می شود.
۷۳مصطفی عربی برگزیده، لقب پیامبر (ص)
۷۴مصفا عربی زیبا و با صفا، پاکیزه، پاک
۷۵مصلح عربی آن که اصلاح می کند، اصلاح کننده
۷۶مصلح الدین عربی اصلاح کننده دین، لقب شاعر نامدار قرن هفتم، سعدی شیرازی
۷۷مصیب عربی آن که حقیقت امری را دریافته باشد، درستکار
۷۸مطهر عربی پاک و مقدس، منزه
۷۹مطیب عربی معطرکننده، خوشبوکننده
۸۰مطیع الله عربی مطیع و فرمانبردار خداوند
۸۱مظاهر عربی جلوه ها، نشانه ها
۸۲مظفر عربی پیروز، غالب، موفق
۸۳مظفرالدین عربی پیروز و موفق در دین، نام پسر ناصرالدین شاه قاجار
۸۴مظفرعلی عربی مرکب از مظفر (پیروز) + علی (بلندمرتبه)، نام نقاش معروف ایرانی در دوره صفویه
۸۵مظهر عربی نماد، نشانه،محل تجلی، تجلی گاه
۸۶معاد عربی جای بازگشت، بازگشتن
۸۷معتصم عربی آنچه به آن چنگ زنند، مستمسک
۸۸معتضد عربی یاری گیرنده، نام یکی از خلفای عباسی
۸۹معتمد عربی اعتماد کننده، اسم یکی از خلفای عباسی که همزمان با لیث صفاری بوده است.
۹۰معراج عربی بالارفتن، عروج 
۹۱معزالدین عربی گرامی دارنده دین، نام یکی از امیران سلسله آل کرت 
۹۲معطی عربی بخشنده، عطاکننده، از نامهای خداوند 
۹۳معمر عربی طویل العمر و مسن 
۹۴معید عربی تکرار کننده، بازگرداننده (به ضم میم) 
۹۵معین عربی یاریگر، کمک کننده، یاور، یاری دهنده
۹۶معین الدین عربی یاریگر و کمک کننده در دین
۹۷مقبل عربی خوشبخت، خوش اقبال، خوش شانس
۹۸مقتدر عربی قدرتمند، مرد توانا
۹۹مقداد عربی نام یکی از اصحاب پیامبر (ص) و از اولین شیعیان علی (ع)
۱۰۰مقصد عربی هدف نهایی، غایت
۱۰۱مقصود عربی آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مطلوب و مورد نظر
۱۰۲مقیما عربی،
فارسی
از شاعران قرن یازدهم
۱۰۳ملکا آرامی پادشاه، اسم مردی مجتهد در مسیحیت
۱۰۴ملکان عبری نام پدر خضر (ع)
۱۰۵مندا آرامی،
فارسی
علم دانش ادارک شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است. 
۱۰۶منذر عربی آگاه سازنده و پنددهنده، ترساننده، از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای یمن در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی 
۱۰۷منصور عربی یاری داده شده، پیروزشده، پیروز 
۱۰۸موسی عبری از آب کشیده شده، نام امام هفتم شیعیان، نام پسر عمران پیامبر بنی اسرائیل که در زمان فرعون به دنیا آمد 
۱۰۹موشا عبری موسی 
۱۱۰مهابت عربی بزرگی، هیبت 
۱۱۱مهام عربی کارهای دشوار و بزرگ، با اهمیتها 
۱۱۲مهدی عربی هدایت شده، نام امام دوازدهم شیعیان 
۱۱۳مهدیار عربی،
فارسی 
یار حضرت مهدی
۱۱۴مهذب الدین عربی پاک و پیراسته در دین 
۱۱۵مهراج سنسکریت نام رایج پادشاهان هندوستان 
۱۱۶مهرداد کردی نام یکی از پادشاهان سلسله اشکانی (نگارش کردی: مێرداد) 
۱۱۷میثاق عربی عهد و پیمان 
۱۱۸میثم عربی نام پسر یحیی از یاران علی (ع) 
۱۱۹میحاد عربی تک تک، جداگانه 
۱۲۰میخائیل عبری معرب از عبری، میکائیل 
۱۲۱میران فارسی،
عربی 
میر (از عربی) + ان (فارسی)، امیران، نام روستایی در استان آذربایجان شرقی 
۱۲۲میرزا فارسی،
عربی 
= میر (از عربی) + زا (فارسی) به معنی شاهزاده و امیرزاده 
۱۲۳میشواک کردی منطقه ای در کردستان 
۱۲۴میشه اوستایی،
پهلوی 
مشی 
۱۲۵میعاد عربی محل قرارگاه، وعده گاه
۱۲۶میکائیل عبری معرب از عبری به معنای “کیست که شبیه خدا باشد؟”، یکی از فرشتگان مقرب خداوند که معروف است روزی زمینیان را می رساند.
۱۲۷میکسا لاتین کودکی که نشان از بزرگان دارد، در مراجع لاتین این واژه به معنای ماکسیمیوس کوچک آمده است که خود ماکسمیوس یه معنای بزرگترین است.
۱۲۸میلان عربی خواهش، میل، آرزو، صفت مشبه از میل اسم دختر
۱۲۹مینوس یونانی در اساطیر یونانی نام پادشاه کرت پسر زئوس
www.NameFarsi.com

ادامه: مشاهده نام پسر فارسی با م

اسم دختر از م

نام دختر با م

اسم دختر فارسی با م

فهرست کامل اسم های دخترانه فارسی زیبا با حرف میم

اسم دختر از م
اسم دختر با م

اسم دخترانه با م Girls’ name with M

بسیاری از نام های زیبای دخترانه فارسی با حرف م آغاز می شوند. نسبتا اسم های محبوب دختر پارسی زیادی با حرف میم وجود دارند. اسامی با معنی زیبا که چون با م شروع می شوند از نظر آوایی نیز زیبا هستند. خیلی از این اسم ها از ترکیب ماه، مه (به معنی ماه و یا بزرگ) و مهر (به معنی مهربانی و یا خورشید) به صورت پیشوند در اسم ساخته شده اند. بیشتر این اسمها مجازا به معنی دختر زیباروی هستند. مثل نام های مهسا، مهرسا و مهتا. فهرست کامل اسامی دختر با م را در زیر می بینید. در جدول زیر نام های دخترانه فارسی با م بهمراه معنی قرار دارند. در صفحه بعد اسم های دختر ایرانی با میم. یعنی اسامی دخترونه کردی، ترکی، لری و سایر ریشه ها که با م شروع می شوند.

ردیف نام فارسی معنی اسم
۱ماتیسا ماهتیسا، در گویش مازندران ماه تنها
۲ماتینا گل سرخ در گویش مازندرانی
۳ماجان معجن، مانند ماه، ماهگان، نام قدیم رودی در اطراف شاهرود
۴مادیا  نام همسر آخرین پادشاه ماد
۵مارتا در اوستا مشا و مارتا به معنای نوع انسان آمده است. یعنی فناپذیر، دنیایی.
۶مامک  مادر، خطاب محبت آمیز به فرزند دختر
۷مامو  نام زنی در زمان خسروپرویز پادشاه سلسله ساسانیان
۸ماندان  = ماندانا
۹ماندانا  عنبر سیاه، نام فارسی دختر آستیاگس آخرین پادشاه ماد و همسر کمبوجیه و مادر کوروش پادشاه هخامنشی
۱۰مانه  نام روستایی در نزدیکی بجنورد
۱۱مانیان دهی از دهستان جلگا در بخش کوهک شهرستان فیروزآباد، همچنین به معنی بی نظیر و بی همتا.
۱۲مانیا علاقه بسیار زیاد
۱۳ماه آفرید  آفریده ماه، آفریده شده چون ماه، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام زنی زیباروی، همسر ایرج پسر فریدون پادشاه پیشدادی.
۱۴ماه آفرین  آفریننده ماه، نام یکی از پهلوانان هم زمان با بابک خرم دین، نام همسر فتحعلی شاه قاجار.
۱۵ماه بانو  زنی که چون ماه می درخشد.
۱۶ماه به بهتر از ماه
۱۷ماه پرن  زیبا و لطیف چون ماه و پرند
۱۸ماه پری  زیبا چون ماه و پری
۱۹ماه پیکر  آن که پیکرش چون ماه زیبا و دل انگیز است.
۲۰ماه تابان  ماه درخشان و نورانی
۲۱ماه جهان  ماه دنیا، زیبای جهان
۲۲ماه چهره  ماهچهر، آن که چهره اش چون ماه تابان و درخشان است، زیبارو
۲۳ماه خاتون  بانویی که چون ماه زیباست.
۲۴ماه خانم  (فارسی,ترکی) : ماه (فارسی) + خانم (ترکی) بانویی که چون ماه زیباست. انتخاب اسم
۲۵ماه خدای  نام فرشته ای
۲۶ماه رخسار  ماهچهر
۲۷ماه روی  ماهچهر
۲۸ماه زیور  زیور و زینت ماه
۲۹ماه شاد مرکب ازماه + شاد (خوشحال)
۳۰ماه شید  روشنی و درخشش ماه
۳۱ماهانه  دختر ارمنشاه شاه ماچین در داستان سمک عیار
۳۲ماهبد  مرکب از ماه + بد (پسوند اتصاف)
۳۳ماهپاره  دارای زیبایی ای چون زیبا یی ماه
۳۴ماهتا  مهتا، مانند ماه
۳۵ماهتاب  مهتاب
۳۶ماهتاج آن که تاج او چون ماه می درخشد.
۳۷ماهتیسا  در گویش مازندران ماه تنها
۳۸ماهچهر ماه چهره، آن که چهره اش چون ماه تابان و درخشان است، زیبارو اسم ایرانی
۳۹ماهدخت  دختر زیباروی چون ماه
۴۰ماهدیس  آن که مانند ماه زیباست.
۴۱ماهرخ ماهچهر، آنکه صورتی زیبا و درخشان چون ماه دارد.
۴۲ماهرو بانوی زیبا رو، دختری که چهره اش مانند ماه زیبا و درخشان است.
۴۳ماهزاد  زاده ماه، زیبا
۴۴ماهک  ماه کوچک، نام یکی از پادشاهان سکائی
۴۵ماهکان منسوب به ماه کوچک، دختری کوچک و زیبا، این اسم در مناطق بلوچ نشین رایج است.
۴۶ماهگل  ان که چون ماه و گل زیباستف زیبا روی
۴۷ماهناز ناز و زیبا مانند ماه
۴۸ماهناک  روشنی ماه و مهتاب
۴۹ماهنوش  آن که چون ماه زیبا و چون عسل شیرین است.
۵۰ماهور  نام یکی از دستگاه های موسیقی ایرانی اسم فارسی دختر
۵۱ماهوش  مانند ماه
۵۲ماهویه  ماهوی
۵۳ماهی  جانوری مهره دار، آبزی معروف
۵۴ماهین  منسوب به ماه، مانند درخشان و نورانی
۵۵مدیا  نام همسر آخرین پادشاه ماد
۵۶مدیسه  نام روستایی در استان اصفهان
۵۷مرجون  گل میشه بهار
۵۸مردآوند  نام دختر کوچک یزدگرد پادشاه ساسانی
۵۹مرسده  معنی ۱: ملکه؛ ۲: جنگل راش، جای روئیدن راش، به مجاز یعنی زیبا، خرم و با طراوت
۶۰مرمر  نوعی سنگ دگرگون شده آهکی که به علت زیبایی در مجسمه سازی و نماسازی ساختمانها به کار می رود.
۶۱مرمرین  ساخته شده از مرمر یا از جنس مرمر
۶۲مروا  پهلوی فال نیک و دعای خیر
۶۳مروارید  نوعی ماده قیمتی سخت و سفید یا نقره ای که در بعضی صدفهای دریایی یافت می شود، دُر، لؤلؤ
۶۴مژان نرگس نیمه شکفته
۶۵مژده  خبر خوش و شادی بخش، بشارت
۶۶مژگان  مژه ها
۶۷مستانه  مستی آور، سرخوش و شاد
۶۸مشکاه مکان نورانی، چراغدان، طاقی بلند که چراغ را در آن گذارند.
۶۹مشکنک  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی
۷۰ملورین در بلورین، رویه شفاف
۷۱ملوس  قشنگ، ظریف و خوشگل
۷۲ملیله  رشته باریک فلزی طلا
۷۳منا  (نام اوستایی، پهلوی، فارسی) شایسته شاهی، شایگان
۷۴منیژه  از شخصیتهای شاهنامه، اسم دختر افراسیاب و همسر بیژن از پهلوانان ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی
۷۵موژان موجان، گل نرگس نیم شکفته، گل نرگسی که تازه در حال بازشدن است.
۷۶مه پاره  ماهپاره
۷۷مه پیکر  آن که چون ماه تابان و درخشان است، خوش اندام و زیبا
۷۸مه سیما  مه (فارسی) + سیما (عربی)، ماه سیما
۷۹مه فروز  فروزنده و روشن کننده چون ماه روشن و پیدا
۸۰مه فروغ  پرتو ماه
۸۱مه گل ماه گل
۸۲مه لقا  (فارسی – عربی) مه (فارسی) + لقا (عربی) = آن که چهره و صورتی زیبا چون ماه دارد.
۸۳مه یاس زیبارو – زیبا مانند ماه و لطیف مانند گل یاس
۸۴مها  در گویش مازندران ابر
۸۵مهبا همراه ماه
۸۶مهبان نگهبان ماه، مجازا زیبا و مهتاب رو
۸۷مهتا  همتای ماه، زیبا و درخشان چون ماه
۸۸مهتاب  نور و روشنایی ماه نام فارسی
۸۹مهتاج آنکه تاجی درخشنده چون ماه دارد.
۹۰مهدخت  دختری که چون ماه می درخشد و زیبا است.
۹۱مهدخت  دختر بزرگ و سرور
۹۲مهدیس شبیه ماه، بسیار زیبا و سفید
۹۳مهدیسا منسوب به مهدیس ، مانند ماه ، دختر زیبا ، بانویی با چهره ای درخشنده چون ماه
۹۴مهر محبت و دوستی، خورشید، هفتمین ماه از سال شمسی، نام روز شانزدهم از هر ماه در تقویم ایران باستان، فرشته نور و عهد و پیمان در آیین زردشتی
۹۵مهرآذر  مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + آذر (آتش)، از موبدان پارس در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی
۹۶مهرآذین  مرکب از مهر (خورشید) + آذین (آرایش)
۹۷مهرآسا  مانند خورشید
۹۸مهرآفرید  آفریده خورشید، نام همسر ایرج بنا به روایتی
۹۹مهرآگین  همراه با محبت
۱۰۰مهرآور  آن که موجب مهر و محبت شود، آورنده محبت
۱۰۱مهرا منسوب به مهر، بانوی مهربان، دختری که مانند خورشید یا از تبار خورشید است.
۱۰۲مهرافروز  روشن کننده مهر و محبت
۱۰۳مهرانا منسوب به مهران، دارنده مهر، نام پدر اروند سردار ایرانی در عهد انوشیروان، نام شهری در غرب ایلام، نام یکی از خاندان های هفتگانه عصر ساسانی که مقرشان در پارس بوده نیز هست.
۱۰۴مهراندیش  آن که در فکر و اندیشه محبت و مهربانی است.
۱۰۵مهرانگیز  برانگیزاننده محبت و دوستی
۱۰۶مهرانه  مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + انه (پسوند نسبت)
۱۰۷مهراوه  مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + اوه (پسوند شباهت)
۱۰۸مهربان  دارای محبت و عاطفه
۱۰۹مهربانو  زنی که چون خورشید می درخشد، بانوی خورشید
۱۱۰مهرتا  همتای مهر، تابان و درخشان چون خورشید
۱۱۱مهرتاب  آنچه خورشید بر آن می تابد.
۱۱۲مهرخ  ماهرخ اسم ایرانی زیبا
۱۱۳مهرخ  آن که رویی زیبا چون ماه دارد، ماهرو
۱۱۴مهردخت  دختر خورشید
۱۱۵مهردیس  مانند خورشید
۱۱۶مهرسا  به معنی مانند خورشید. معنی کامل تر و نظرات: اسم مهرسا.
۱۱۷مهرشید  خورشید نورانی
۱۱۸مهرگان منسوب به ماه مهر، مهربانی، جشنی به همین نام که ایرانیان باستان در پانزدهمین روز مهر برگزار می کردند و در آن روز از دوستان صمیمی خود قدر دانی می نمودند.
۱۱۹مهرگل  مرکب از مهر (خورشید) + گل، آن که در میان گلها چون خورشید می درخشد.
۱۲۰مهرناز زیبا چون خورشید، از شخصیت های شاهنامه، نام خواهر کیکاووس پادشاه کیانی و همسر رستم پهلوان شاهنامه.
۱۲۱مهرنگ به رنگ ماه ، دختر زیبا و سفید رو
۱۲۲مهرنگار  نگارنده خورشید، نام همسر یزدگرد پادشاه ساسانی
۱۲۳مهرنوش  شنونده محبت، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر اسفندیار پسر گشتاسپ پادشاه کیانی
۱۲۴مهرو  آن که رویی زیبا چون ماه دارد، ماهرو
۱۲۵مهرو  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام چوبین سردار ساسانی
۱۲۶مهروز  آن که روزش چون ماه درخشان است، خوشبخت
۱۲۷مهروش  مانند خورشید
۱۲۸مهری  منسوب به مهر
۱۲۹مهریز زیباروی کوچک، ماه کوچک.
۱۳۰مهرین  مهر (خورشید یا محبت) + ین (پسوند نسبت)، نام آتشکده ای در قم
۱۳۱مهسا  مانند ماه، زیبا. توضیح بیشتر و نظرات درباره اسم مهسا.
۱۳۲مهسان  مانند ماه، زیبا
۱۳۳مهسانه  آن که چون ماه زیبا و درخشان است.
۱۳۴مهستی  (فارسی – عربی): مه (فارسی، ماه) + سیتی (عربی، سیدتی) ماه خانم، ماه بانو.
۱۳۵مهشاد  مرکب از مه (ماه) + شاد (خوشحال)
۱۳۶مهشید  ترکیب “مه” + “شید” یعنی ماه روشن و درخشان، پرتو ماه. مهشید یعنی دختر زیباروی، دختری که چهره ای چون ماه دارد. مانند اسم مهرشید که در بالا اشاره شد و ترکیب مهر و شید بود.
۱۳۷مهفام  به رنگ ماه
۱۳۸مهکامه  دارای کام و آرزویی چون ماه روشن و پیدا
۱۳۹مهلا  مهلا یعنی دوستانه، آهسته.
۱۴۰مهلقا مه لقا، مه (فارسی) + لقا (عربی) آن که چهره و صورتی زیبا چون ماه دارد.
۱۴۱مهناز  آن که چون ماه ناز و زیبا است، آن که به ماه ناز و فخر می فروشد.
۱۴۲مهنور نور ماه، دختر زیبا، بانوی خوش چهره.
۱۴۳مهنوش دارای زیبایی دائمی ، بسیار زیبا و ماندگار ، همچنین زیبا و شیرین
۱۴۴مهنیا آنکه اجداد و پدرانش از بزرگان و نیکان است، از نسل بزرگان، بزرگ زاده، مرکب از مه به معنای بزرگ بعلاوه نیا به معنای اجداد و نیاکان.
۱۴۵مهوش  مانند ماه، بسیار زیبا
۱۴۶مهیا منسوب به مه، بزرگمنش، بانوی بزرگ
۱۴۷مهیاره  آن که از ماه دست بند دارد.
۱۴۸مهیتا زیبا و درخشان مانند ماه مرکب از مه (ماه) + ی نسبت + تا تشبیه
۱۴۹مهین  مانند ماه
۱۵۰مهین  بزرگتر، بزرگترین
۱۵۱مهین دخت  دختر بزرگتر
۱۵۲میترا صورتی از واژه “مهر” در زبانهای ایران قدیم، الهه مهر که چشم دادگاه عدالت است و هیچ چیز را نمی‌توان از دید او پنهان داشت؛ بدون گذشت در مقابل پیمان شکنان؛ پاسدار راستی نام فارسی پسر
۱۵۳میچکا  در گویش مازندران گنجشک
۱۵۴میخک  گلی زینتی و پُرپَر به رنگهای سرخ، سفید و صورتی.
۱۵۵میریام  قوی و فربه، نام خواهر موسی (ع)
۱۵۶میشکا میچکا، گنجشک در زبان مازندرانی
۱۵۷میشی  منسوب به میش، دارای رنگ قهوه ای مایل به سبز
۱۵۸میگل  مرکب از می (شراب) + گل
۱۵۹میلا یکی از انواع مرغابی ، لک لک
۱۶۰مینا  گلی معمولاً سفید با گلچه های گلبرگی، پرنده ای شبیه سار با پرهای رنگارنگ.
۱۶۱میناز (اسم فارسی – گیلکی) نازنین من = مرکب از م (مخفف من) + ناز (مخفف نازنین)
۱۶۲مینو  آسمان، بهشت اسم دختر
۱۶۳مینوچهر  دارای چهره ای چون بهشت، زیبا روی
۱۶۴مینودخت  دختر آسمانی، دختر بهشتی
۱۶۵مینورام  آسمان آرام، نام فرشته رامش و خوشی
۱۶۶مینورخ  دارای چهره ای آسمانی و بهشتی
۱۶۷مینوزاد  زاده آسمان یا زاده بهشت
۱۶۸مینوسرشت  آن که یا آنچه طبیعتی مانند بهشت دارد.
۱۶۹مینوش  می نوشنده، نوشنده می
۱۷۰مینووش  مانند بهشت، زیبا چون بهشت
۱۷۱میهن  وطن، زادگاه
۱۷۲میهن بانو  بانوی وطن
۱۷۳میهن تاج تاج و سرور وطن
۱۷۴میهن دخت  دختر وطن
www.NameFarsi.com

مشاهده ادامه:

اسم دختر ایرانی با م

حتما صفحه بعدی اسم های با م را مشاهده کنید. خیلی از اسم های ترکی، کردی، عبری، عربی و … در صفحه بعدی اسامی قرار گرفته اند.

اسم با م
اسم دخترانه به م