Boys' name with m

نام پسر با م

اسم پسر فارسی با حرف م

فهرست کامل زیباترین اسامی پسرانه با م

نام های پسرانه با حرف میم

اسم پسر فارسی با م

نام های پسرانه پارسی بسیاری هستند که با حرف م شروع می شوند. در واقع اسامی پسرانه محبوب با م فراوانی زیادی دارند. حرف میم از لحاظ آوایی خوش آوا و گوش نواز است. ادای حرف م راحت بوده و تلفظ نام های با حرف م آسان است. در جدول زیر اسامی پارسی با م قرار دارند. خیلی نام های محبوب پسر با م شروع می شوند. مثل اسم مهراد، ماکان، ماهان. علاوه بر این بسیاری از نام های پسر با م از اسم های شاهنامه ای هستند که این اصالت این اسامی پسرانه را نشان می دهد.

در صفحه بعدی نیز نام های پسرانه ایرانی با م قرار گرفته اند. یعنی اسامی پسر با م با سایر ریشه ها. اسم پسر کردی، ترکی، لری و غیره با حرف میم.

Boy name with M
اسم پسر با م

اسم پسر با م

در ادامه لیست کامل اسم های پسرانه با حرف م را مشاهده می کنید. به همراه معنی دقیق اسم ها.

ردیف نام فارسی معنی اسم
۱ماتیار = مادیار، مرکب از ماد مخفف مادر + یار = یار مادر، کمک کننده به مادر.
۲ماخ  از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام سخندانی پیر، مرزبان هری و هم چنین از راویان شاهنامه.
۳مادیس  اسم پادشاه سکائیان. سکاییان یا سکاها دسته‌ای از مردمان کوچ‌نشین ایرانی‌تبار بوده اند که دوران زندگی شان به پیش از هخامنشیان برمی‌گردد.
۴ماراسپند  کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، هم چنین در ایران قدیم روز بیست و نهم از هر ماه شمسی را ماراسپند می نامیدند.
۵ماراسفند  = ماراسپند
۶ماروسپند  نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی، از شخصیتهای شاهنامه فردوسی نیز می باشد.
۷مازیار  مازیار یعنی = ماه ایزدیار، مازدیار. صاحبِ كوه ماز. نام پسر قارون، از سپهبدان مازندران در قرن سوم که علیه خلیفه بغداد شورش کرد. ماه ایزدیار را می توان ماه یار خداوند، زیباروی که دوست پروردگار است، معنی کرد.
۸ماکان  نام پسر کاکی از پادشاهان مازندران در قرن چهارم. بررسی دقیق تر: اسم ماکان.
۹مانای  فرمانده پارسیان در زمان سلطنت دیوکس پادشاه ماد.
۱۰ماندا علم، دانش، معرفت، ادارک، شناخت، مندائیان مذهب مردم صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به اسم صائبین یاد شده است.
۱۱مانی  نام بنیانگذار آیین مانوی، پیامبر ایرانی در زمان شاپور ساسانی. بررسی تخصصی و نظرات درباره اسم مانی را بخوانید: مانی.
۱۲ماه برزین  دارای شکوهی چون ماه، شکوهمند چون ماه.
۱۳ماه بنداد  اسم یکی از بزرگان عصر انوشیروان پادشاه ساسانی.
۱۴ماه فرزین  نام پدر به آفرید
۱۵ماه گشسپ  نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی.
۱۶ماه مهر  مرکب از ماه + مهر (محبت یا خورشید)، نام پدر ماهیار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۱۷ماهان  منسوب به ماه: روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان، نام پدر سهل از بزرگان مرو بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه. بررسی دقیق تر: اسم ماهان.
۱۸ماهداد  به معنی داده ماه، اسم شخصی که اردشیر پادشاه ساسانی او را به مقام موبدان موبدی برگزید.
۱۹ماهو  نام حاکم سیستان در زمان یزگرد پادشاه ساسانی.
۲۰ماهو  از شخصیتهای شاهنامه، نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی.
۲۱ماهونداد  نام پدر دستور آذرباد از موبدان.
۲۲ماهیار  دوست و یاور ماه، از شخصیتهای شاهنامه، نام زرگری در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۲۳مدریک پسر تیز هوش، انسان فهیم، کسی که درک می کند.
۲۴مدیوماه  اسم پسر عموی زرتشت.
۲۵مرداس  مرد آسمانی، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پدر ضحاک که مرد نیکی بود و بدست پسرش کشته شد، نام پادشاهی پرهیزکار و بخشنده از دشت سواران و نیزه گزار.
۲۶مردافکن  آن که مردان را به زمین می زند و شکست می دهد، قوی و زورمند، نام یکی از بزرگان ایران.
۲۷مردان شه  شاه مردان، از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۲۸مرداویج  مرد آویز نام سرسلسله امرای زیاری در قرن چهارم و پنجم.
۲۹مردو  از شخصیت های شاهنامه، نام باغبان خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۳۰مزدا  در ادیان ایرانی، خداوند.
۳۱مزدک  از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی خردمند و آورنده آیین مزدکی، خردمند کوچک.
۳۲مسباد  از نام های دوران هخامنشی.
۳۳مشکان  مشک (سنسکریت) + ان (فارسی) مشک (ماده ای معطر) + ان (نشانه جمع فارسی)، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی.
۳۴مکابیز  مگابیز، نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی.
۳۵مگابیز  = مکابیز، اسم یکی از سرداران داریوش هخامنشی.
۳۶منجیک  نام شاعر ایرانی قرن چهارم، منجیک ترمذی اسم فارسی
۳۷مندا علم دانش ادارک شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.
۳۸مندی  از نام های امروزی زرتشتیان.
۳۹منشور  از شخصیت های شاهنامه، نام پهلوان تورانی در سپاه افراسیاب تورانی. ثبت احوال منشور را این چنین معنی کرده است: (عربی) ۱- اصول، نظریات و عقاید كسی یا سازمانی كه به صورت رسمی و اعلامیه اعلام و منتشر می‌شود؛ ۲- (در قدیم) حكم، فرمان؛ ۳- سند، قباله؛ ۴- عهد و پیمان. بسیاری از ما ایرانیان با شنیدن واژه منشور یاد منشور کوروش می افتیم. استوانه ای که نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن، سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌ است.
۴۰منوچهر  در اوستا آن که از نژاد منوش است.
۴۱منوش  از شخصیت های شاهنامه، نام پسر پشنگ و نوه دختری ایرج از پادشاه پیشدادی، نام یکی از ناموران قدیم که امروزه در اوستا اسمی از او نیست.
۴۲منوشان  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرمانروایان دلاور ایرانی که از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی بود.
۴۳منوشچهر منوچهر.
۴۴موتا  نام یکی از سرداران دیلمی.
۴۵مهان  بزرگان (با تلفظ Mehan)؛ اما باید بدانید که اسم مهان در حال حاضر بعنوان اسم دختر مورد تایید است و با تلفظ Mahān و به معنی مثل ماه.
۴۶مهباد  مرکب از مه (بزرگ) + یاد (بد، پسوند اتصاف)، نام یکی از سرداران هخامنشی.
۴۷مهبد مهبود، سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است، از شخصیت های شاهنامه، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد.
۴۸مهبود مهبد، معادل اسم مهبد که در بالا معنی شد.
۴۹مهداد  داده ماه.
۵۰مهرآزاد  مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + آزاد (رها).
۵۱مهراب  به معنی دوستدار آب، هم چنین به معنی کسی که فروغ خورشید دارد، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه کابل از نوادگان ضحاک در زمان حکومت سام نریمان و پدر رودابه مادر رستم پهلوان شاهنامه.
۵۲مهراد  بخشنده بزرگ. بررسی دقیق تر: اسم مهراد.
۵۳مهراز  راز بزرگ. با تلفظ Mehraz به عنوان اسم دختر از اسامی مورد تایید ثبت احوال است.
۵۴مهراس  از شخصیت های شاهنامه، نام موبدی رومی و نماینده قیصر روم در دربار انوشیروان پادشاه ساسانی. بررسی دقیق: اسم مهراس.
۵۵مهراسپند  ماراسپند، کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم.
۵۶مهرام  ماه آرام.
۵۷مهران  مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + ان (پسوند نسبت)، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر اورند سردار ایرانی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی.
۵۸مهران ستاد  از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی خردمند و راد و جهاندیده در درگاه انوشیروان پادشاه ساسانی.
۵۹مهربد  مرکب از مهر (خورشید یا مهربانی) + بد (پسوند اتصاف). مهربد یعنی محافظ یا نگهبان مهربانی و محبت؛ ۲-(به مجاز) شخص مهربان.
۶۰مهربرزین  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی. همچنین نام یکی از سه آتشکده ی عصر ساسانی در ایران و نام گروهی از ناموران در ایران باستان. ترکیب مهر + برزین. برزین واژه پهلوی است و به معنی ۱- بالنده (بالنده مهر) فشرده‌ی آذر برزین مهر؛ ۲- (اَعلام) نام یكی از آتشكده‌ی ی بزرگ ایران. پسر مهربرزین می شود: مهر بزرگوار.
۶۱مهربنداد  از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۶۲مهرپویا  آن که در راه مهر و محبت قدم بر می دارد. {و ثبت قدم است.}
۶۳مهرتاش  اسم پسر فارسی ترکی: مهر (فارسی) + تاش (ترکی) = همتای مهر. مثل خورشید یا به مجاز مهربان.
۶۴مهرداد  داده خورشید، نام چند تن از پادشاهان اشکانی.
۶۵مهردار  دارنده مهر و محبت، مهربان. NameFarsi.com
۶۶مهرسام پسر خونگرم و مهربان، مرکب از مهر به معنای مهربانی یا خورشید و سام به معنای آتش است. بررسی دقیق تر: اسم مهرسام.
۶۷مهرشاد شادمهر، مرکب از شاد (خوشحال) + مهر (محبت یا خورشید)، نام شهر یا مکانی در نیشابور.
۶۸مهرماه  مرکب از مهر (محبت و دوستی) + ماه، اسم پسر ساسان.
۶۹مهرنرسه  نام پسر ورزاک از خاندان ساسانیان.
۷۰مهرنیا از نسل خورشید، زیبا و درخشان.
۷۱مهریاد یادگار خورشید، مرکب از مهر و یاد.
۷۲مهریار  دوست و یار خورشید. هم چنین به معنی دوست مهربان.
۷۳مهزیار بررسی دقیق: اسم مهزیار. در برخی منابع مهزیار معادل مازیار معنی شده است. نام پدر علی بن مهزیار که روایت است که توفیق ملاقات با امام زمان را به دست آورد و مقبره وی در اهواز است. نام پدر علی اهوازی (علی ابن مهزیار اهوازی دورقی شیعی، مكنی (كنیه‌ی او) به ابوالحسن مشهور به پسر مهزیار، وی فقیه و مفسر بود).
۷۴مهست  بزرگترین و مهمترین، اسم پسر داریوش پادشاه هخامنشی. معنی اعلی حضرت یا عالی قدر (صفت یا عنوانی برای شاه) نیز دارد. مهستا و مهستی نیز اسم دخترانه با م هستند.
۷۵مهنام  دارای نام زیبا. ترکیب مه (ماه) + نام. آنکه نامش در ذهن و تاریخ می درخشد. دقت شود در حال حاضر این اسم برای دختر قابل ثبت در ثبت احوال ایران است.
۷۶مهند تکه ای از ماه، اندکی از ماه، به فتح میم و ه و سکون نون و دال، اسم پسر خراسانی. توجه داشته باشید که این نام در حال حاضر به عنوان اسم دخترانه در ثبت احوال به ثبت می رسد.
۷۷مهیاد یاد و خاطره ماه، کسی که زیباییش یاد آور ماه است، دارای چهره ای زیبا چون ماه.
۷۸مهیار  ماهیار، یار ماه.
۷۹میر فرهان میر بمعنای بزرگ + فرهان که نام شهری نزدیک همدان است.
۸۰میرو  از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی.
۸۱میرین  از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم.
۸۲میشا  همیشه بهار، همیشه جوان، گیاهی که همیشه سبز است.
۸۳میشان  نام روستایی در استان کهگیلویه.
۸۴میلاد  صورت دیگری از مهرداد، از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از دلیران ایرانی زمان کیکاووس پادشاه کیانی. در برخی منابع میلاد عربی شناخته شده و به معنی زمان تولد و تولد است.
۸۵میلان نام دو روستا در شهرهای لردگان و تبریز.
۸۶میهن یار  دوست و یار وطن.
www.NameFarsi.com

◄ ادامه اسم های ایرانی با میم را حتما ببینید

اسم پسرانه با م
اسم پسر با م

>> اسم پسر ایرانی با م

شامل نام های پسرانه کردی، اسامی ترکی، لری، اوستایی و … با حرف م.

نام دخترانه با م

اسم دختر با م

نام دختر ایرانی با حرف م

شامل اسم های زیبای دختر ایرانی (اسم دختر ترکی ، عبری، کردی، عربی و …) با حرف م.

اسم با حرف م
اسم با میم

به طور کلی اسم های با م از نام های محبوب ایرانی هستند. تعداد اسامی دختر و پسر با حرف م نسبتا فراوان است. اسم مریم که صورت های مختلفی هم دارد از محبوب ترین نام های دختر به خصوص در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی بوده است. در ادامه اسامی دختر با م که بیشتر اسمهای عربی (اسم دختر مذهبی) هست را مشاهده می فرمایید.

نام های دخترانه ایرانی با حرف میم

شامل نام های زیبای دخترونه عربی، کردی، فرانسوی، اوستایی با م و سایر اسامی با حرف م.

ردیف اسم ایرانیریشه نام معنی اسم دختر
۱ماءالسماءعربی آب آسمان = باران، نام مادر منذر پسر امری القیس از پادشاهان عرب است.
۲مائدهعربی خوردنی، طعام، نام سوره ای در قرآن کریم نیز می باشد.
۳ماجدهعربی مؤنث ماجد، بزرگوار، صاحب مجد و بزرگی
۴مارالمغولی آهو، زیبا
۵مارگاریتافرانسه نام جزیره ای در شمال کشور ونزوئلا
۶مارگریتفرانسه گلی زیبا به رنگ سفید
۷مارلینعبری برج، پناهگاه
۸ماریعبری فرانسه از عبری، مریم
۹ماریاعبری ایتالیایی از عبری، مریم، نام یکی از شاهزادگان اشکانی
۱۰ماریانعبری انگلیسی از عبری، مریم اسم ایرانی اصیل
۱۱ماریناارمنی جویبار، آب
۱۲ماریهعربی زن سپید و درخشان، نام یکی از همسران پیامبر (ص)
۱۳ماساکردی همانند ماه زیبا و درخشنده
۱۴ماشگاناترکی مهربان، ناز، شیرین، از گذشته های بسیار قدیم در روستاهای آذربایجان شرقی مرسوم بوده است. اسم قدیمی آذری.
۱۵ماگنولیافرانسه گلی درشت و خوشبو به شکل تخم مرغ
۱۶مالکهعربی مؤنث مالک، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، از شخصیت های شاهنامه (اسم های شاهنامه ای را ببینید.) نام دختر طایر غسانی.
۱۷مامیثاسریانی گیاهی با برگ های پوشیده از کرک، و دارای گلهای نارنجی رنگ و میوه ای دراز
۱۸مانترااوستایی، پهلوی به سکون نون و فتح ت، سخن ایزدی، کلام مقدس، گفتار ورجاوند اهورایی
۱۹مانکاسم کردی مانگ، ماه
۲۰مانگکردی = مانک
۲۱مانوشاکردی نام یکی از کوههای سلسله جبال البرز که منوچهر پادشاه پیشدادی در آن بدنیا آمد.
۲۲مانوشاککردی بنفشه، نام خواهر منوچهر پادشاه پیشدادی
۲۳مانیوکفرانسه اسم گیاهی با ریشه های ضخیم و دارای نشاسته بسیار
۲۴ماوردعربی ماءالورد، گلاب
۲۵ماه بی بیفارسی، ترکی ماه (فارسی) + بی بی (ترکی) بانویی که چون ماه زیبا و نورانی است.
۲۶ماه جبینفارسی، عربی ماه (فارسی) + جبین (عربی)، مه جبین
۲۷ماه خانمفارسی، ترکی ماه (فارسی) + خانم (ترکی) بانویی که چون ماه زیباست.
۲۸ماه سیمافارسی، عربی ماه (فارسی) + سیما (عربی) آن که سیما و چهره او چون ماه زیباست.
۲۹ماه صنمفارسی، عربی ماه (فارسی) + صنم (عربی) دلبر و معشوقی که چون ماه و چون طلا باارزش است.
۳۰ماه طلعتفارسی، عربی ماه (فارسی) + طلعت (عربی)، ماه سیما
۳۱ماه لقافارسی، عربی ماه (فارسی) + لقا (عربی)، مه لقا مه لقا
۳۲ماه منظرفارسی، عربی ماه (فارسی) + منظر (عربی) ماهرو، ماهچهر
۳۳ماه منیرفارسی، عربی ماه (فارسی) + منیر (عربی) ماه نورانی، ماه درخشان
۳۴ماه نسافارسی، عربی ماه (فارسی) + نسا (عربی) ان که در بین زنان چون ماه می درخشد.
۳۵ماهایانام ارمنی
۳۶ماهنیترکی ترانه
۳۷مایایونانی در اساطیر یونان مادر هرمس، در اساطیر روم الهه بهار و حاصلخیزی
۳۸مبارکهعربی مؤنث مبارک، خوش یمن، خجسته، فرخنده، از اسامی حضرت فاطمه (ع)
۳۹مبینافارسی، عربی مبین (عربی) + ا (فارسی) آشکارا
۴۰مهتراکردی باران
۴۱متینهعربی مؤنث متین
۴۲مجذوبعربی شیفته
۴۳محبوبعربی دوست داشتنی، مورد محبت
۴۴محبوبهعربی مؤنث محبوب، دوست داشتنی، مورد محبت
۴۵محترمعربی قابل احترام، عزیز و گرامی
۴۶محدثهعربی مؤنث محدث، گوینده سخن نام دختر اصیل
۴۷محسنهعربی مؤنث محسن، نیکوکار، احسان کننده
۴۸محناعربی به ضم میم و فتح ح و تشدید نون، به حنا خضاب کرده.
۴۹محیاعربی زندگی، حیات
۵۰محیصافارسی، عربی رستگار شده، پاک و آمرزیده (به فتح میم)
۵۱مدینهاسم عربی شهر، نام شهری در عربستان که پایگاه حکومت حضرت محمد (ص‌) بود.
۵۲مرجانسریانی معرب از سریانی، جانور بی مهره کوچک دریایی، بقایای قرمز رنگ رسوب یافته از همین جانور که در جواهرسازی کاربرد دارد.
۵۳مرجانهسریانی مروارید کوچک
۵۴مرحانعربی شادمانی و فرح نام عربی زیبا
۵۵مرحمتعربی لطف و مهربانی
۵۶مرساناعبری هدیه خداوند؛ معنی اسم مرساناز
۵۷مرسیایونانی ریحان
۵۸مرصععربی آنچه با جواهر تزیین شده است، جواهرنشان
۵۹مرضیهعربی پسندیده، مرضی
۶۰مروانهعربی نام همسر ساقی دربار ولید از خلفای اموی
۶۱مریسعربی چیزی لغزان و تابان
۶۲مریمعبری معنی اسم مریم؛ گلی سفید و خوشبو و دارای عطر بادوام، نام مادر عیسی(ع)، نام سوره ای در قرآن کریم، تالع آن با نام سجاد رقم خورده و با ان کامل می شود.
۶۳مستورهعربی، کردی پاکدامن پوشیده پارسا پنهان
۶۴مسلمهنام عربی مؤنث مسلم، پیرو دین اسلام، مسلمانان
۶۵مشکسنسکریت ماده ای با عطر نافذ و پایدار که از کیسه ای در زیر شکم نوعی آهوی نر به دست می آید.
۶۶مشکدانهفارسی، سنسکریت مشک (سنسنکریت) + دانه (فارسی) دانه خوشبویی که آن را سوراخ می کنند و به رشته می کشند، نام یکی از الحان باربد
۶۷مشکنازفارسی، سنسکریت مشک (سنسکریت) + ناز (فارسی) = زیبا و خوشبو، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی
۶۸مشکینفارسی،
سنسکریت
مشک (سنسنکریت) + ین (فارسی) از هر چیز خوشبو، مشک الود، معطر
۶۹مشیانهاوستایی،
پهلوی
نام نخستین زن در فرهنگ ایران باستان برابر با حوا در اسطوره های سامی
۷۰مشیماعربی، فارسی به فتح میم، زیبا رو، دختر خال دار، بانویی زیبا با خالی در چهره
۷۱مطهرهعربی مؤنث مطهر، منزه، پاک و مقدس
۷۲معصومهعربی مؤنث معصوم، بی گناه و پاک
۷۳معظمهعربی معظم
۷۴مقبلهعربی مؤنث مقبل، خوش اقبال، خوشبخت
۷۵مقدسهعربی مؤنث مقدس
۷۶مقصودهعربی مؤنث مقصود، آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مطلوب و مورد نظر
۷۷مکرمهعربی مؤنث مکرم
۷۸مکیناسریانی بنفشه
۷۹مکیناسسریانی مکینا، بنفشه
۸۰مکیهعربی اهل مکه، مربوط یا متعلق به مکه
۸۱ملاحتعربی حالتی در چهره که شخص را دوست داشتنی می کند، نمکین بودن
۸۲ملکعربی فرشته
۸۳ملک آفرینفارسی، عربی ملک (عربی) + آفرین (فارسی) مرکب از ملک (سرزمین) + آفرین (آفریننده)
۸۴ملک بانوفارسی، عربی ملک (عربی) + بانو (فارسی) شاه بانو
۸۵ملک تاجفارسی، عربی ملک (عربی) + تاج (فارسی)
۸۶ملک سیمااسم عربی دارای چهره ای زیبا چون چهره فرشتگان زیبا روی
۸۷ملک نازعربی، فارسی ملک(عربی) + ناز(فارسی) فرشته زیبا
۸۸ملکهعربی همسر پادشاه، شهبانو
۸۹ملوکعربی پادشاهان
۹۰ملیحهعربی زیبا و خوشایند، دارای ملاحت، با نمک
۹۱ملیسانام یونانی بادرنگبویه: گیاهی خوشبو است.
۹۲ملیسایونانی زنبور عسل. همانطور که می بینید برای اسم ملیسا دو معنی وجود دارد.
۹۳ملیکایونانی گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده گندمیان که خودرو هستند.
۹۴ملیکااسم یونانی زنبور عسل، ملیکا در اصل تغییر یافته ملیسا در مناطق هاوایی است. در افسانه های یونانی نام بانویی زیبا روی که عاشق زئوس شده بود.
۹۵ملیکهعربی نام همسر عمر خطاب
۹۶ملینالاتین عسل، رنگ گل بهی، همچنین نوعی گل
۹۷مناعربی امیدها
۹۸منااوستایی، پهلوی،
فارسی
شایسته شاهی، شایگان
۹۹منالنام عربی رسیدن، دست یافتن، دارایی، همچنین یکی از توابع شهرستان قیر و کارزین فارس
۱۰۰منجوقاسم ترکی نوعی زینت به شکل گوی کوچک که برای تزیین روی لباس، گل سر و مانند آنها دوخته یا چسبانده می شود.
۱۰۱منصورهعربی مؤنث منصور، یاری داده شده، پیروزشده، پیروز
۱۰۲منظرعربی صورت، آنچه بر آن نظر بیفتد و به چشم دیده شود، چهره، دید
۱۰۳منورهعربی روشن، درخشان
۱۰۴منیرعربی آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن
۱۰۵منیرهعربی مؤنث منیر، آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن
۱۰۶موکامغولی نام همسر اوکتای قاآن پسر چنگیزخان مغول
۱۰۷مولودعربی آن که به دنیا آمده، زاده شده
۱۰۸موناعربی منا، امیدها اسم زیبا برای پسر
۱۰۹مونجوقاسم ترکی منجوق
۱۱۰مونسعربی همنشین و همراز، همدم
۱۱۱مونیکااسم لاتین مشاور
۱۱۲مه جبینفارسی، عربی مه (فارسی) + جبین (عربی) دارای پیشانی سفید و زیبا، زیبارو
۱۱۳مهاسنسکریت سنگی مانند بلور، یاقوت کبود
۱۱۴مهداعربی اول شب، قسمتی از شب
۱۱۵مهدیاعربی، فارسی بانوی هدایت شده ، منتسب به حضرت مهدی (عج) مرکب از مهدی + الف تانیث
۱۱۶مهدیهنام عربی مؤنث مهدی، عروس
۱۱۷مهرمنیرفارسی، عربی مهر (فارسی) منیر (عربی) خورشید روشن و درخشان
۱۱۸مهرنسافارسی، عربی مهر (فارسی) + نسا (عربی) نورانی ترین زن در میان زنان، نام همسر فتحعلی شاه قاجار
۱۱۹مهستااوستایی،پهلوی دختر سنگین، بانوی گرانسنگ،مرکب از مهست الف تأنیث، هم به کسر سین خوانده می شود و هم به فتح سین
۱۲۰مهستیفارسی، عربی مه (فارسی، ماه) + سیتی (عربی، سیدتی) ماه خانم، ماه بانو
۱۲۱مهناعربی گوارا و خوش
۱۲۲مهیرهعربی زن کدبانو، زن اصیل زاده نام زیبای دختر
۱۲۳مهیمنهعربی ایمن شده،یکی از صفات خداوند
۱۲۴میرانهفارسی، عربی میر (ازعربی) + انه (فارسی) امیرانه، شاهانه
۱۲۵میساعربی زنی که با غرور و تکبر راه می رود.
۱۲۶میسانعربی ستاره ای در صورت فلکی جوزا
۱۲۷میشانهاوستایی،
پهلوی
مشیانه
۱۲۸میلانااسم عربی مونث میلان، میل، خواهش، آرزو
۱۲۹میمنتعربی مبارکی، سعادت، فرخندگی
۱۳۰مینازفارسی، گیلکی مرکب از م (مخفف من) + ناز (مخفف نازنین) + نازنین من
www.NameFarsi.com

مشاهده ادامه: نام دختر فارسی با م

نام دخترانه با م
نام دختر با حرف م