Helsa name

معنی اسم هلسا

هلسا

معنی، ریشه و فراوانی تعداد اسم هلسا در ثبت احوال ایران

معنی هلسا Helsa name meaning

هلسا یعنی: مانند هل، به سان هل، خوشبو و معطر. از ترکیب هل + سا (پسوند شباهت که در خیلی از نام ها به چشم می خورد). مجازا یعنی دختر خواستنی، دختر با طراوت.

ریشه اسم هلسا

ریشه نام هلسا فارسی است. هلسا یک نام اصیل ایرانی محسوب می شود.

قبل از اینکه بیشتر درباره اسم هلسا بگوییم، بد نیست کمی درباره هِل بدانید:

هل میوه‌ای کوچک به اندازه بند انگشت با پوست تیره و دانه‌های خوشبو است. هل، میوه گیاهی از تیره زنجبیل‌هاست و انواع مختلفی شامل هل سیاه، هل سفید و هل سبز دارد که نوع سبز آن عطر تندتری دارد. هل یکی از چاشنی‌های معطر مورد استفاده در بعضی از غذاها، نان‌ها، شیرینی‌ها و بخصوص مرباها و طعم دهنده بعضی نوشیدنی ها مثل چای است. هندی‌ها و پاکستانی‌ها و جنوب بلوچستان ایران بیشترین مصرف‌کننده‌های هل در جهان هستند.

دانه هل از نظر طب قدیم ایران گرم و خشک است. مطابق این نظر جویدن دانه‌های هل پس از صرف غذا ضمن کمک به هضم و گوارش بهتر غذا، می‌تواند بوی نامطبوع دهان را نیز خنثی کند. مصرف دم‌کرده آن مفرح، مقوی معده لطیف و بادشکن است. دانه‌های هل خواص گرما بخشی داشته و معده و روده‌ها را تقویت می‌کنند. هل اشتها را تحریک می‌کند و عمل گوارش غذا را بهبود می‌بخشد.

علاوه بر این هل در برخی منابع این چنین معنی شده است:

هِل [عمومی] هِل : [هلّ]: رؤيت ماه.

اسم هلسا در ثبت احوال ایران

فراوانی هلسا در ثبت احوال

تعداد اسم هلسا در ثبت احوال ۶۵۹ نفر است که البته از سال ۱۳۹۶ تا به امروز این آمار هنوز به روز نشده است. اما در مجموع می توان این نام زیبا را به اصطلاح یک اسم جدید دختر دانست.

معنی هلسا در ثبت احوال

هلسا = (هل + سا (پسوند شباهت)) ۱- مانند هل، بهسان هل؛ ۲- (به مجاز) خوشبو و معطر.

هلسا
اسم هلسا معنی و فراوانی در ثبت احوال

اسم های مشابه هلسا

از نظر معنایی نام های عطرینا و رایحه اسامی مشابه با هلسا هستند.

اسم دختر که به هلسا بیاد

نام های دخترانه مختوم به “سا” (به عنوان پسوند شباهت) مثل مهسا، دلسا و اسم هایی نظیر آتوسا، آتریسا، آنیسا، رایسا و مانیسا از جمله اسم های دخترانه متناسب با هلسا هستند. نام های هلن و هلنا نیز شبیه اسم هلسا هستند. قسمت اسم دختر با ه را نیز ببینید.

اسم پسر که به هلسا بیاد

نام های پسرانه هیراد، ارسلان، ایلیا و هیرسا از جمله اسم های پسرانه متناسب با نام هلسا هستند.

اگر شما هم به دنبال متناسب ترین نام ها با معیار های مد نظر خود هستید قسمت مشاوره اسم را ببینید.

نظر شما درباره اسم هلسا چیست؟ آیا این نام را برای فرزند می پسندید؟

منابع:

اسم با ه

اسم پسر با ه

اسم پسر فارسی با حرف ه

اسم با ه
اسم پسر با ه
ردیف اسم معنی
۱ هارپاک   نام وزیر آستیاژ، آخرین پادشاه ماد
۲ هامن   هامون
۳ هامون   زمین هموار و بدون پستی و بلندی، نام دریاچه ای در سیستان
۴ هامویه   نام کارگزار یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی.
۵ هامی   سرگشته و حیران
۶ هباسپ   دارنده اسب اصیل.
۷ هجیر   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گودرز از پهلوانان ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی
۸ هخامنش   در پارسی باستان مرکب از هخا (دوست و یار) + منش (فهم و شعور)، نام سرسلسله خاندان هخامنشی.
۹ هرمز  نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم. نام ستاره مشتری و هم چنین نام یکی از پادشاهان ساسانی.
۱۰ هرمزد  هرمز،نام روز اول از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام ستاره مشتری، نام یکی از پادشاهان ساسانی
۱۱ هرواک   نام دیگر خسروپرویز پادشاه ساسانی
۱۲ هزاره   از شخصیت های شاهنامه، لقب کوت از سرداران رومی سپاه خسروپرویز پادشاه ساسانی
۱۳ هزبر  هژبر، شیر
۱۴ هژبر  معادل هزبر.
۱۵ هژیر  هجیر خوب، پسندیده، زیبا، چابک و چالاک، نام پسر گودرز
۱۶ هماوند   از نامهای امروزی زرتشتیان.
۱۷ همایون   خجسته، مبارک، فرخنده، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی مشهور به زرین کلاه در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی.
۱۸ همنواد   از شخصیتهای شاهنامه در زمان ساسانیان
۱۹ هوتک   نام روستایی در نزدیکی کرمان
۲۰ هوتن   نیرومند، خوش اندام، نام پسر ویشتاسب پادشاه هخامنشی.
۲۱ هوداد  نیک آفریده، داده خوب، داده نیک
۲۲ هوراد  جوانمرد و با خدا، مرد نیکنام
۲۳ هورمز  هرمز
۲۴ هورمزد   هرمز
۲۵ هوریار   یار و دوست خورشید
۲۶ هوشمند   دارای هوش و توانیی ذهنی و بسیار با هوش،عاقل، خردمند.
۲۷ هوشنگ   از شخصیتهای شاهنامه، نام فرزند سیامک پادشاه پیشدادی.
۲۸ هوشیار   دارای هوش، باهوش، خردمند، عاقل.
۲۹ هوفر مرکب از هو به معنای خوب بعلاوه فر به معنای شأن و شکوه و شوکت، شأن و شکوه نیک، شان و شوکت خوب.
۳۰ هوم

هومهر

 نام گیاهی مقدس نزد ایرانیان باستان، ازشخصیت های شاهنامه، نام مردی پرهیزکار و عابدی کوه نشین از نژاد فریدون، در زمان افراسیاب تورانی.

اسم هومهر: (هو = خوب + مهر = محبت، دوستی و عشق). پس هومهر یعنی دارای عشق و محبت خوب، نیک مهر، دارای دوستی و محبت نیک.

۳۱ هومان   از شخصیت های شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران و از سپهسالاران افراسیاب تورانی.
۳۲ هومن   نیک اندیش
۳۳ هونام   خوشنام، نیک نام.
۳۴ هونیاک   پهلوی با اصل و نسب.
۳۵ هویدا   روشن، آشکار، نمایان.
۳۶ هیتاسب  از فرماندهان داریوش اول.
۳۷ هیراب   نام فرشته باد.
۳۸ هیراد  کسی که چهره ای خوشحال و شاد دارد.
۳۹ هیربد  شاگرد، آموزنده، از شخصیتهای شاهنامه، نام دانایی پاکدل و کلیددار سراپرده کیکاووس پادشاه کیانی
۴۰ هیرسا   پارسا
۴۱ هیرمند   نام رودی بزرگ در سیستان، لقب گشتاسپ پادشاه کیانی
۴۲ هیرود   نام مردی از اهالی سارد در زمان کوروش پادشاه هخامنشی
۴۳ هیشنگ  هوشنگ، پسر سیامک پادشاه پیشدادی ایران
۴۴ هیشوی  از شخصیتهای شاهنامه، نام مرزداری در مرز ایران و روم در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی
NameFarsi.com

ادامه: مشاهده اسم پسر ایرانی با ه

اسم پسرانه فارسی
اسم پسر فارسی با ه
اسم با ه

نام دختر با ه

اسم دختر فارسی با حرف ه

شامل اسم های زیبای دخترانه با ه

girl name with H
اسم دختر با حرف ه
ردیف نام فارسی  معنی اسم
۱ هرانوش  دختر آتش، دختری با روی برافروخته، کنایه از دختر زیبا روی.
۲ هستی   زندگی، وجود، زندگانی.
۳ هما   پرنده ای با جثه بزرگ که بنا به تصور گذشتگان سایه اش بر سر هر کسی بیفتد به سعادت و خوشبختی می رسد. هما از شخصیتهای شاهنامه بوده و نام دختر گشتاسپ پادشاه کیانی و همچنین نام دختر بهمن اسفندیار ملقب به چهرزاد بوده است.
۴ همایون بخت   خوشبخت، کامیاب، خجسته بخت.
۵ همایون چهر   خوشروی، خوش سیما و زیبا. آنکه چهره ای شاهانه دارد. مجازا یعنی زیباروی.
۶ همتا   نظیر، مانند. آنچه یا آن‌که در صفتی با دیگری وجه اشتراک داشته یا کاملاً به او شبیه باشد، نظیر، مثل؛ اما همتا در قدیم مفاهیم روبرو را نیز داشته است: همسر، جفت. همنشین، همدم، رفیق و همچنین متناسب، در خور.
۷ همیشه بهار   گیاهی زینتی یا خودرو با گلهای زرد یا نارنجی که در تمام مدت سال دیده می شود.
۸ همیلا   نام ندیمه شیرین همسر خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۹ هنگامه   فوق العاده، شگفت انگیز، عالی، فتنه، آشوب.
۱۰ هوبخت   خوشبخت.
۱۱ هوتس  به ضم ت، = آتوسا، نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی، همسر داریوش و مادر خشایارشا. اسم هوتسا نیز معادل آتوسا می باشد.
۱۲ هوتوس  = آتوسا، نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی، همسر داریوش و مادر خشایارشا.
۱۳ هوده   راست، درست.
۱۴ هور  خور، خورشید، از شخصیت های شاهنامه، نام دانایی پرهیزکار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۱۵ هورآفرین   آفریننده خورشید.
۱۶ هورتاش   (فارسی، ترکی) هور (فارسی) + تاش (ترکی) آنکه چون خورشید نورانی است.
۱۷ هورتن   آن که تن و بدنی پاک و درخشان چون خورشید دارد.
۱۸ هورچهر   آن که چهره و سیمایی درخشان و نورانی چون خورشید دارد.
۱۹ هورخش   آفتاب عالمتاب.
۲۰ هورداد   داده خورشید.
۲۱ هوردخت   دختری زیبا چون خورشید.
۲۲ هوردیس   زیبا و روشن چون خورشید.
۲۳ هوررخ  هورچهر.
۲۴ هورزاد   زاده خورشید. ترکیب هور (خورشید) و زاد.
۲۵ هورزاد   خوب زاده، اصیل، شریف.
۲۶ هورشاد   مرکب از هور (خورشید) + شاد
۲۷ هورشید   خورشید، آفتاب
۲۸ هورمهر   مهر به معنی خورشید و همچنین مهربان. هورمهر به مجاز یعنی زیباروی مهربان. اسامی زیبای پارسی
۲۹ هورناز   خورشید زیبا
۳۰ هوروش   درخشان و زیبا چون خورشید.
۳۱ هوزان   نرگس نو شکفته
۳۲ هومهر   دوست، یار. در حال حاضر فقط برای فرزند پسر مورد تایید ثبت احوال است و اسم پسرانه محسوب می شود. هومهر یعنی نیک مهر. آنکه مهربان و خوب است.
۳۳ هویار   یار خوب و خوش
۳۴ هیلا   پرنده ای شکاری کوچکتر از باز را گویند. شبیه اسم هلیا که اسم یونانی دختر است و در صفحه بعدی اسامی دخترانه با حرف ه قرار دارد.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

اسم دختر ایرانی با ه

اسم دخترانه با ه
اسم دختر با ه
اسم با ه

اسم دختر با ه

لیست نام دختر ایرانی با حرف ه

شامل اسم های زیبای دختر ایرانی (اسم دختر کردی، عبری و …) با حرف ه

girls' name with H
اسم دختر با ه
ردیف نام ایرانی ریشه اسم  معنی نام
۱ هاجر عبری   معرب از عبری؛ به معنی مهاجرت کننده، فرارکننده. هم چنین اسم مادر اسماعیل و همسر حضرت ابراهیم (ع)
۲ هارا عبری   کوهستان
۳ هاله یونانی   معرب از یونانی به معنای: حلقه نورانی سفید یا رنگی که گاه دور ماه یا خورشید دیده می شود.
۴ هانا کردی   پناه، نفس، امید، فریاد
۵ هانه کردی  چشمه
۶ هانیا عربی  مؤنث هانی، مادر مهربان و دلسوز
۷ هانیه عربی  = هانیا
۸ هایده عربی   توبه کننده، به حق بازگردنده
۹ هدا عربی   هدی، هدایت کردن، هدایت، راهنمایی، راه درست و مسیر درست
۱۰ هدسه عبری  همسر یهودی خشایار شاه که بعداً استر نام گرفت، محل دفن او و داییش (مردخای) جزء آثار باستانی همدان است.
۱۱ هدی عربی   هدایت کردن، راهنمایی، هدایت، راه درست، مسیر درست
۱۲ هدیه عربی   ارمغان، تحفه
۱۳ هرمیس اسم عربی   شیر یا کرگدن
۱۴ هرمینا اوستایی،
پهلوی
 سفر حرکت
۱۵ هستنوه کردی   قیام توده مردم (نگارش کردی: هه ستنه وه)
۱۶ هفدن کردی   وزن شعر (نگارش کردی : هه ڨده ن)
۱۷ هفیان کردی   آرام گرفتن (نگارش کردی : هه ڨیان)
۱۸ هگبه کردی  ره آورد، هدیه سفر، خورجین (نگارش کردی : هه گبه)
۱۹ هلاله کردی   گلی زرد رنگ خوشبو، آلاله، جارزدن، با خبر ساختن (نگارش کردی : هه ڵاڵه)
۲۰ هلپرین کردی  رقصیدن (نگارش کردی: هه ڵپه ڒین)
۲۱ هلما عربی و لاتین معنی اسم هلما، (با اسم حلما اشتباه نشود)؛ برای اسم هلما معنی “دختر تند و تیز” و هم چنین “ستاره درخشان” آمده است که البته منبع موثقی برای این معانی یافت نشده است. دوستان اگر در واژه نامه معتبر معنی نام هلما را دیده اند در قسمت نظرات درج نمایند. معنی اسم هلما و حلما را بخوانید.
۲۲ هلن یونانی  فرانسه از یونانی. (اسم فرانسوی برگرفته از ریشه یونانی). به معنی روشنایی، نور. در اساطیر یونان نام همسر منلاس پادشاه اسپارت که جنگ تروا به خاطر او روی داد.
۲۳ هلنا یونانی   = هلن
۲۴ هلنسا فارسی، عربی   هل (فارسی) + نسا (عربی) زنان معطر.
۲۵ هلیا یونانی  خورشید
۲۶ هلینا نام یونانی  معادل هلن Helen. که در بالا معنی آن هست.
۲۷ هلیون اسم
عبری
 هلیوس، خورشید
۲۸ هموند اسم کردی   اعضاء (نگارش کردی : هه مه وه ند)
۲۹ هنار کردی   انار (نگارش کردی : هه نار)
۳۰ هناو کردی   زهره، شجاعت (نگارش کردی : هه ناو)
۳۱ هنیا عربی  به فتح ه، گوارا باد، نوش باد.
۳۲ هورام عبری  مرتفع، نام پادشاهی در کتاب مقدس نام زیبای دختر
۳۳ هوران نام کردی  آفتاب (نگارش کردی : هۆران)
۳۴ هورتاش فارسی، ترکی   هور (فارسی) + تاش (ترکی) آنکه چون خورشید نورانی است.
۳۵ هورشید کردی  خورشید (نگارش کردی: هورشید)
۳۶ هوری کردی   نور خورشید (نگارش کردی: هۆری).
۳۷ هوزان کردی   یاد گرفتن (نگارش کردی: هۆژان).
۳۸ هوزان کردی   یاد گرفتن (نگارش کردی: هۆژان)
۳۹ هوژین کردی  آموختن (نگارش کردی: هۆژین)
۴۰ هوما کردی  مرغ سعادت، فرخنده (نگارش کردی: هۆما)
۴۱ هومان کردی   خودمان (نگارش کردی : هۆمان)
۴۲ هونراوه کردی  کنایه از کلام منظوم (نگارش کردی: هۆنراوه)
۴۳ هونیا کردی   شعر (نگارش کردی : هۆنیا)
۴۴ هیدیکا کردی  آرام، به آهستگی، یواش
۴۵ هیران کردی   قرار(نگارش کردی : هێران)
۴۶ هیزان کردی   نیرومند، توانا (نگارش کردی: هێزان) اسامی زیبای فارسی
۴۷ هیژان کردی   ارزیدن، جنبیدن (نگارش کردی : هێژان)
۴۸ هیلان اسم کردی   آشیانه، مکان آرامش (نگارش کردی: هێلان)
۴۹ هیلدا لاتین   نیرومند، قوی
۵۰ هیما عربی، فارسی  بانوی عاشق، مرکب از هیم (عربی به معنای عاشق و شیفته ) + الف تانیث فارسی
۵۱ هیمو کردی  پاک دامن (نگارش کردی : هێمۆ)
۵۲ هینا کردی  ماهر نام کردی دختر
۵۳ هینان کردی  آوردن (نگارش کردی : هێنان)
۵۴ هیوان کردی  ایوان. تراس (نگارش کردی : هێوان)
www.NameFarsi.com

مشاهده ادامه: نام دختر فارسی با ه

اسم دختر ایرانی با ه
اسم دختر زیبا با ه
اسم با ه
اسم دختر با ه