اسم پسر از م

اسم پسر با م

اسم پسر ایرانی با حرف م

لیست کامل اسم پسر ایرانی با میم

اسم پسر از م
نام پسرانه به م
ردیف اسم ایرانیریشه نام  معنی اسم
۱ماتیکان مغولی نام پسر بزرگ جغتای از فرماندهان مغول
۲ماجد عربی دارای مجد و بزرگی، بزرگوار، از اسامی خداوند
۳ماحوز عربی نوعی شاهسپرم
۴مارتیک ارمنی 
۵مارتین آشوری رهبر.
۶ماردین کردی نام منطقه ای کرد نشین در ترکیه
۷ماسیس ارمنی نام کوه آرارات
۸ماشاءالله عربی آنچه خدا بخواهد، مرحبا، آفرین
۹مالک عربی ارباب، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، از نام های خداوند به معنی صاحب و دارنده و نیز نام فرشته ای که نگهبان دوزخ است.
۱۰ماناسه عبری صورتی از منسی نام برادر بزرگ یوسف (ع)
۱۱ماندا آرامی،
فارسی 
علم، دانش، ادارک، شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.
۱۲مانوش کردی نام کوهی است و همچنین اسم چندتن از نیاکان منوچهر پادشاه پیشدادی.
۱۳ماونداد اوستایی،
پهلوی 
اسم یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان
۱۴ماهانداد اوستایی، پهلوی داده ماه، بخشیده ماه، نام یکی از دادوران نامدار در زمان ساسانیان.
۱۵ماهد عربی گستراننده و پهن کننده
۱۶مأمون عربی ایمن، در امان، معتمد، امین، نام پسر هارون الرشید از خلفای بنی عباس.
۱۷مبارزالدین عربی جنگنده و مبارز در راه دین، نام بنیانگذار سلسله آل مظفر.
۱۸مبارک عربی خوش یمن، خجسته، فرخنده
۱۹مبین عربی آشکار، پیدا
۲۰متی عبری نام پدر یونس (ع)
۲۱متین عربی دارای پختگی، خردمندی و وقار، استوار، محکم، از نام های خداوند. اسم متین در گذشته برای دختر هم انتخاب می شده است به همین سبب می توان این اسم را از نام های مشترک بین دختر و پسر دانست.
۲۲مجتبی عربی برگزیده شده، انتخاب شده،لقب امام حسن (ع)
۲۳مجد عربی بزرگی، شرف، برتری
۲۴مجدالدین عربی باعث بزرگی و عظمت دین
۲۵مجدود عربی نیکبخت، نام شاعر معروف قرن ششم، سنائی غزنوی
۲۶مجید عربی دارای قدر و مرتب عالی، گرامی، از اسم های زیبای خداوند اسم عربی
۲۷مجیر عربی پناه دهنده، فریادرس،از نامهای خداوند
۲۸مجیرالدین عربی پنادهنده در دین
۲۹محب الدین عربی دوستدار دین
۳۰محتشم عربی دارای حشمت و شکوه، با حشمت
۳۱محدث عربی گوینده سخن، کسیکه احادیث پیشوایان دینی را بیان می کند.
۳۲محراب عربی بخشی از یک از عبادتگاه که پیش روی نمازگزاران و عبادت کنندگان است و پیش نماز یا کشیش در آنجا می ایستند.
۳۳محرم عربی حرام شده، ماه اول از سال قمری
۳۴محسن عربی نیکوکار، احسان کننده،از نامهای خداوند
۳۵محمد عربی ستوده شده، بسیار تحسین شده، اسم پیامبر (ص)، نام سوره ای در قرآن کریم، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند محمدامین، محمد علی، محمدحسین و علی ‏محمد.
۳۶محمد پارسا فارسی،
عربی 
مرکب از محمد به معنای بسیار ستایش شده + پارسا به معنای زاهد و با تقوی است.
۳۷محمد جواد عربی بنده ستوده شده خدا و بخشاینده
۳۸محمد صالح عربی بنده ستوده شده و نیکوکار خدا اسم پسر مذهبی
۳۹محمد کیا عربی،
فارسی 
ترکیب دو واژه محمد و کیا که هر دو به تنهایی اسم پسر هستند. کسی که در عظمت و بزرگی مانند محمد است.
۴۰محمد مهدی عربی مرکب از محمدبه معنای بسیار ستوده شده و مهدی به معنای هدایت شده، نامی متبرک به اسم حضرت رسول و لقب فرزند صالح ایشان حضرت صاحب الزمان.
۴۱محمد هادی عربی بنده ستوده شده خدا و هدایت کننده مردم
۴۲محمدآئین عربی مسلمان ، کسی که پیرو آیین حضرت محمد است.
۴۳محمدرضا عربی ترکیب اسم حضرت رسول اکرم و امام هشتم شیعیان، محمد به معنای ستوده شده و رضا به معنای خوشنود.
۴۴محمدرضا عربی مرکب از دو نام محمد و رضا، کسی که حضرت رسول اکرم محمد صلی الله علیه و آله از او راضی است.
۴۵محمدیار فارسی،
عربی 
محمد (عربی) + یار (فارسی) یار و یاور محمد.
۴۶محمود عربی آن که یا آنچه ستایش شده است، مورد پسند، نیک، خوش، از نامهای پیامبر(ص)، نام یکی از پادشاهان غزنوی.
۴۷محی الدین عربی زنده کننده دین 
۴۸محیط عربی آنچه شخص یا چیزی را احاطه کرده و منشأ تغییر و تحول است، دربرگیرنده و احاطه کننده، از نامهای خداوند
۴۹محیی عربی زنده کننده، احیاکننده، از نام های خداوند
۵۰مختار عربی آن که در انجام دادن یا انجام ندادن کاری آزاد است، صاحب اختیار، برگزیده، منتخب
۵۱مراد عربی خواست، آرزو، منظور، مقصود 
۵۲مرتضی عربی پسندیده شده، مورد رضایت و پسند قرار گرفته 
۵۳مرسا عربی استوار، ثابت، پابرجا. با تلفظ Morsa به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال است.
۵۴مرسل عربی ارسال شده، فرستاده شده 
۵۵مرشد عربی راهنمایی کننده، ارشادکننده.
۵۶مرصاد عربی کمین گاه، گذرگاه
۵۷مروان عربی نام مؤسس آل مروان و وزیر و مشاور عثمان
۵۸مسعود عربی نیکبخت، سعادتمند، مبارک، خجسته، نام پسر سلطان محمد غزنوی، نام شاعر معروف قرن پنجم، مسعود سعد سلمان.
۵۹مسلم عربی پیرو دین اسلام، مسلمانان، نام پسر عقیل و برادرزاده علی (ع)، فرستاده امام حسین به سوی کوفیان
۶۰مسیب عربی بر حال خود گذاشته شده، آزاد شده، نام یکی از سه برادری که در بخارا پول رایج قرون اولیه هجری را سکه زدند.
۶۱مسیح عبری منجی، نجات دهنده، لقب عیسی(ع)
۶۲مشتاق عربی دارای شوق، بسیار مایل، آرزومند، نام شاعر قرن دوازدهم، مشتاق اصفهانی
۶۳مشرف عربی اشراف دارنده، ناظر، در تصوف آن که خداوند او را بر ضمایر خلق آگاه می کند.
۶۴مشرف الدین عربی دارای اشراف در دین،نام شاعر بزرگ قرن هفتم، مشرف الدین سعدی شیرازی
۶۵مشکان فارسی،
سنسکریت 
مشک (سنسکریت) + ان (فارسی) مشک (ماده ای معطر) + ان (نشانه جمع فارسی)، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی
۶۶مشهود عربی آشکار، نمایان، دیده شده، به چشم آمده نام پسرانه
۶۷مشی اوستایی،
پهلوی 
نام نخستین مرد در فرهنگ ایران باستان برابر با آدم در اسطوره های سامی
۶۸مشیت عربی اراده، خواست، سرنوشت
۶۹مشید عربی استوار، بلند
۷۰مشیر عربی آن که در کارها با او مشورت می کنند.
۷۱مشیرالدین عربی آن که در دین راهنمای دیگران است.
۷۲مصباح عربی چراغ، وسیله ای روشنایی بخش، بیشتر به چراغهای قدیمی گفته می شود.
۷۳مصطفی عربی برگزیده، لقب پیامبر (ص)
۷۴مصفا عربی زیبا و با صفا، پاکیزه، پاک
۷۵مصلح عربی آن که اصلاح می کند، اصلاح کننده
۷۶مصلح الدین عربی اصلاح کننده دین، لقب شاعر نامدار قرن هفتم، سعدی شیرازی
۷۷مصیب عربی آن که حقیقت امری را دریافته باشد، درستکار
۷۸مطهر عربی پاک و مقدس، منزه
۷۹مطیب عربی معطرکننده، خوشبوکننده
۸۰مطیع الله عربی مطیع و فرمانبردار خداوند
۸۱مظاهر عربی جلوه ها، نشانه ها
۸۲مظفر عربی پیروز، غالب، موفق
۸۳مظفرالدین عربی پیروز و موفق در دین، نام پسر ناصرالدین شاه قاجار
۸۴مظفرعلی عربی مرکب از مظفر (پیروز) + علی (بلندمرتبه)، نام نقاش معروف ایرانی در دوره صفویه
۸۵مظهر عربی نماد، نشانه،محل تجلی، تجلی گاه
۸۶معاد عربی جای بازگشت، بازگشتن
۸۷معتصم عربی آنچه به آن چنگ زنند، مستمسک
۸۸معتضد عربی یاری گیرنده، نام یکی از خلفای عباسی
۸۹معتمد عربی اعتماد کننده، اسم یکی از خلفای عباسی که همزمان با لیث صفاری بوده است.
۹۰معراج عربی بالارفتن، عروج 
۹۱معزالدین عربی گرامی دارنده دین، نام یکی از امیران سلسله آل کرت 
۹۲معطی عربی بخشنده، عطاکننده، از نامهای خداوند 
۹۳معمر عربی طویل العمر و مسن 
۹۴معید عربی تکرار کننده، بازگرداننده (به ضم میم) 
۹۵معین عربی یاریگر، کمک کننده، یاور، یاری دهنده
۹۶معین الدین عربی یاریگر و کمک کننده در دین
۹۷مقبل عربی خوشبخت، خوش اقبال، خوش شانس
۹۸مقتدر عربی قدرتمند، مرد توانا
۹۹مقداد عربی نام یکی از اصحاب پیامبر (ص) و از اولین شیعیان علی (ع)
۱۰۰مقصد عربی هدف نهایی، غایت
۱۰۱مقصود عربی آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مطلوب و مورد نظر
۱۰۲مقیما عربی،
فارسی
از شاعران قرن یازدهم
۱۰۳ملکا آرامی پادشاه، اسم مردی مجتهد در مسیحیت
۱۰۴ملکان عبری نام پدر خضر (ع)
۱۰۵مندا آرامی،
فارسی
علم دانش ادارک شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است. 
۱۰۶منذر عربی آگاه سازنده و پنددهنده، ترساننده، از شخصیت های شاهنامه، نام فرمانروای یمن در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی 
۱۰۷منصور عربی یاری داده شده، پیروزشده، پیروز 
۱۰۸موسی عبری از آب کشیده شده، نام امام هفتم شیعیان، نام پسر عمران پیامبر بنی اسرائیل که در زمان فرعون به دنیا آمد 
۱۰۹موشا عبری موسی 
۱۱۰مهابت عربی بزرگی، هیبت 
۱۱۱مهام عربی کارهای دشوار و بزرگ، با اهمیتها 
۱۱۲مهدی عربی هدایت شده، نام امام دوازدهم شیعیان 
۱۱۳مهدیار عربی،
فارسی 
یار حضرت مهدی
۱۱۴مهذب الدین عربی پاک و پیراسته در دین 
۱۱۵مهراج سنسکریت نام رایج پادشاهان هندوستان 
۱۱۶مهرداد کردی نام یکی از پادشاهان سلسله اشکانی (نگارش کردی: مێرداد) 
۱۱۷میثاق عربی عهد و پیمان 
۱۱۸میثم عربی نام پسر یحیی از یاران علی (ع) 
۱۱۹میحاد عربی تک تک، جداگانه 
۱۲۰میخائیل عبری معرب از عبری، میکائیل 
۱۲۱میران فارسی،
عربی 
میر (از عربی) + ان (فارسی)، امیران، نام روستایی در استان آذربایجان شرقی 
۱۲۲میرزا فارسی،
عربی 
= میر (از عربی) + زا (فارسی) به معنی شاهزاده و امیرزاده 
۱۲۳میشواک کردی منطقه ای در کردستان 
۱۲۴میشه اوستایی،
پهلوی 
مشی 
۱۲۵میعاد عربی محل قرارگاه، وعده گاه
۱۲۶میکائیل عبری معرب از عبری به معنای “کیست که شبیه خدا باشد؟”، یکی از فرشتگان مقرب خداوند که معروف است روزی زمینیان را می رساند.
۱۲۷میکسا لاتین کودکی که نشان از بزرگان دارد، در مراجع لاتین این واژه به معنای ماکسیمیوس کوچک آمده است که خود ماکسمیوس یه معنای بزرگترین است.
۱۲۸میلان عربی خواهش، میل، آرزو، صفت مشبه از میل اسم دختر
۱۲۹مینوس یونانی در اساطیر یونانی نام پادشاه کرت پسر زئوس
www.NameFarsi.com

ادامه: مشاهده نام پسر فارسی با م

اسم پسرانه با م

نام پسر با م

اسم پسر فارسی با حرف م

فهرست کامل زیباترین اسامی پسرانه با م

نام های پسرانه با حرف میم

اسم پسرانه با م
اسم پسر با م

اسم پسر فارسی با م

نام های پسرانه پارسی بسیاری هستند که با حرف م شروع می شوند. در واقع اسامی پسرانه محبوب با م فراوانی زیادی دارند. حرف میم از لحاظ آوایی خوش آوا و گوش نواز است. ادای حرف م راحت بوده و تلفظ نام های با حرف م آسان است. در جدول زیر اسامی پارسی با م قرار دارند. خیلی نام های محبوب پسر با م شروع می شوند. مثل اسم مهراد، ماکان، ماهان.

در صفحه بعدی نیز نام های پسرانه ایرانی با م قرار گرفته اند. یعنی اسامی پسر با م با سایر ریشه ها. اسم پسر کردی، ترکی، لری و غیره با حرف میم.

اسم پسر با م

در ادامه لیست کامل اسم های پسرانه با حرف م را مشاهده می کنید. به همراه معنی دقیق اسمها.

ردیف نام فارسی معنی اسم
۱ماتیار = مادیار، مرکب از ماد مخفف مادر + یار = یار مادر، کمک کننده به مادر
۲ماخ  از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام سخندانی پیر، مرزبان هری و هم چنین از راویان شاهنامه
۳مادیس  اسم پادشاه سکائیان
۴ماراسپند  کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، هم چنین در ایران قدیم روز بیست و نهم از هر ماه شمسی را ماراسپند می نامیدند.
۵ماراسفند  = ماراسپند
۶ماروسپند  نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی، از شخصیتهای شاهنامه فردوسی نیز می باشد.
۷مازیار  پسر قارون، از سپهبدان مازندران در قرن سوم که علیه خلیفه بغداد شورش کرد.
۸ماکان  نام پسر کاکی از پادشاهان مازندران در قرن چهارم
۹مانای  سرکرده پارسیان در زمان سلطنت دیوکس پادشاه ماد
۱۰ماندا علم، دانش، معرفت، ادارک، شناخت، مندائیان مذهب مردم صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به اسم صائبین یاد شده است.
۱۱مانی  نام بنیانگذار آیین مانوی، پیامبر ایرانی در زمان شاپور ساسانی. بررسی تخصصی و نظرات درباره اسم مانی را بخوانید: مانی.
۱۲ماه برزین  دارای شکوهی چون ماه، شکوهمند چون ماه
۱۳ماه بنداد  اسم یکی از بزرگان عصر انوشیروان پادشاه ساسانی.
۱۴ماه فرزین  نام پدر به آفرید
۱۵ماه گشسپ  نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی
۱۶ماه مهر  مرکب از ماه + مهر (محبت یا خورشید)، نام پدر ماهیار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی
۱۷ماهان  منسوب به ماه: روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان، نام پدر سهل از بزرگان مرو بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه.
۱۸ماهداد  به معنی داده ماه، اسم شخصی که اردشیر پادشاه ساسانی او را به مقام موبدان موبدی برگزید.
۱۹ماهو  نام حاکم سیستان در زمان یزگرد پادشاه ساسانی
۲۰ماهو  از شخصیتهای شاهنامه، نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی.
۲۱ماهونداد  نام پدر دستور آذرباد از موبدان
۲۲ماهیار  دوست و یاور ماه، از شخصیتهای شاهنامه، نام زرگری در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی
۲۳مدریک پسر تیز هوش، انسان فهیم، کسی که درک می کند.
۲۴مدیوماه  اسم پسر عموی زرتشت
۲۵مرداس  مرد آسمانی، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پدر ضحاک که مرد نیکی بود و بدست پسرش کشته شد، نام پادشاهی پرهیزکار و بخشنده از دشت سواران و نیزه گزار
۲۶مردافکن  آن که مردان را به زمین می زند و شکست می دهد، قوی و زورمند، نام یکی از بزرگان ایران
۲۷مردان شه  شاه مردان، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی
۲۸مرداویج  مرد آویز نام سرسلسله امرای زیاری در قرن چهارم و پنجم
۲۹مردو  از شخصیتهای شاهنامه، نام باغبان خسروپرویز پادشاه ساسانی
۳۰مزدا  در ادیان ایرانی، خداوند
۳۱مزدک  از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی خردمند و آورنده آیین مزدکی، خردمند کوچک
۳۲مسباد  از نامهای دوران هخامنشی
۳۳مشکان  مشک (سنسکریت) + ان (فارسی) مشک (ماده ای معطر) + ان (نشانه جمع فارسی)، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی.
۳۴مکابیز  مگابیز، نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی
۳۵مگابیز  = مکابیز، اسم یکی از سرداران داریوش هخامنشی.
۳۶منجیک  نام شاعر ایرانی قرن چهارم، منجیک ترمذی اسم زیبای فارسی
۳۷مندا علم دانش ادارک شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.
۳۸مندی  از نامهای امروزی زرتشتیان
۳۹منشور  از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان تورانی در سپاه افراسیاب تورانی
۴۰منوچهر  در اوستا آن که از نژاد منوش است
۴۱منوش  از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و نوه دختری ایرج از پادشاه پیشدادی، نام یکی از ناموران قدیم که امروزه در اوستا اسمی از او نیست.
۴۲منوشان  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرمانروایان دلاور ایرانی که از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی بود.
۴۳منوشچهر منوچهر
۴۴موتا  نام یکی از سرداران دیلمی
۴۵مهان  بزرگان (با تلفظ Mehan)؛ اما باید بدانید که اسم مهان در حال حاضر بعنوان اسم دختر مورد تایید است و با تلفظ Mahān و به معنی مثل ماه.
۴۶مهباد  مرکب از مه (بزرگ) + یاد (بد، پسوند اتصاف)، نام یکی از سرداران هخامنشی
۴۷مهبد مهبود، سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است، از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیرانوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد.
۴۸مهبود مهبد، سرور ماه، کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است، از شخصیت های شاهنامه، نام وزیرانوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد.
۴۹مهداد  داده ماه
۵۰مهرآزاد  مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + آزاد (رها)
۵۱مهراب  به معنی دوستدار آب، هم چنین به معنی کسی که فروغ خورشید دارد، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه کابل از نوادگان ضحاک در زمان حکومت سام نریمان و پدر رودابه مادر رستم پهلوان شاهنامه
۵۲مهراد  بخشنده بزرگ
۵۳مهراز  راز بزرگ. با تلفظ Mehraz به عنوان اسم دختر از اسامی مورد تایید ثبت احوال است.
۵۴مهراس  از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی رومی و نماینده قیصر روم در دربار انوشیروان پادشاه ساسانی
۵۵مهراسپند  ماراسپند، کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
۵۶مهرام  ماه آرام
۵۷مهران  مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + ان (پسوند نسبت)، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر اورند سردار ایرانی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی
۵۸مهران ستاد  از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی خردمند و راد و جهاندیده در درگاه انوشیروان پادشاه ساسانی
۵۹مهربد  مرکب از مهر (خورشید) + بد (پسوند اتصاف)
۶۰مهربرزین  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی
۶۱مهربنداد  از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی
۶۲مهرپویا  آن که در راه مهر و محبت قدم برمیدارد
۶۳مهرتاش  اسم پسر فارسی ترکی: مهر (فارسی) + تاش (ترکی) = همتای مهر.
۶۴مهرداد  داده خورشید، نام چند تن از پادشاهان اشکانی
۶۵مهردار  دارنده مهر و محبت NameFarsi.com
۶۶مهرسام پسر خونگرم و مهربان، مرکب از مهربه معنای مهربانی یا خورشید و سام به معنای آتش است.
۶۷مهرشاد شادمهر، مرکب از شاد (خوشحال) + مهر (محبت یا خورشید)، نام شهر یا مکانی در نیشابور
۶۸مهرماه  مرکب از مهر (محبت و دوستی) + ماه، اسم پسر ساسان
۶۹مهرنرسه  نام پسر ورزاک از خاندان ساسانیان.
۷۰مهرنیا از نسل خورشید، زیبا و درخشان.
۷۱مهریاد یادگار خورشید، مرکب از مهر و یاد.
۷۲مهریار  دوست و یار خورشید
۷۳مهزیار نام پدر علی بن مهزیار که توفیق ملاقات با امام زمان را به دست آورد و مقبره ایشان در شهر اهواز است.
۷۴مهست  بزرگترین و مهمترین، اسم پسر داریوش پادشاه هخامنشی
۷۵مهنام  دارای نام زیبا.
۷۶مهند تکه ای از ماه، اندکی از ماه، به فتح میم و ه و سکون نون و دال، اسم پسر خراسانی. توجه داشته باشید که این نام در حال حاضر به عنوان اسم دختر در ثبت احوال به ثبت می رسد.
۷۷مهیاد یاد و خاطره ماه، کسی که زیباییش یاد آور ماه است، دارای چهره ای زیبا چون ماه.
۷۸مهیار  ماهیار، یار ماه
۷۹میر فرهان میر بمعنای بزرگ + فرهان که نام شهری نزدیک همدان است.
۸۰میرو  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی.
۸۱میرین  از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم
۸۲میشا  همیشه بهار، همیشه جوان، گیاهی که همیشه سبز است.
۸۳میشان  نام روستایی در استان کهگیلویه
۸۴میلاد  صورت دیگری از مهرداد، از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از دلیران ایرانی زمان کیکاووس پادشاه کیانی.
۸۵میلان نام دو روستا در شهرهای لردگان و تبریز
۸۶میهن یار  دوست و یار وطن
www.NameFarsi.com

◄ ادامه: مشاهده:

اسم پسر ایرانی با م

شامل نام های پسرانه کردی، اسامی ترکی، لری و … با حرف م.