Shahsam name meaning

معنی اسم شهسام

شهسام

معنی، ریشه و فراوانی اسم شهسام

اسم های جدید پسر و دختر ایرانی را بیشتر در اینستاگرام نام فارسی و یا در مشاوره اسم به دوستان ارائه می دهیم. البته همانطور که در قسمت اسم جدید گفتیم، اسمی جدید ساخته و تولید نمی شود! در واقع اسم هایی که با دلایل مختلف کمتر به گوش فارسی زبانان عزیز آشنا هستند نام جدید نامیده می شوند. اصلاحی است که بیشتر در عرف جامعه است و می توان آن را با عنوان اسم های با فراوانی کمتر و اسم های خاص دانست که عنوان و تعبیر مناسب تری هست.

درباره اسم شهسام هم این اتفاق افتاد و زمانی که در اینستاگرام این اسم پسر زیبا را قرار دادیم دوستان زیادی درباره این اسم پرسیدند و گفتیم در این مقاله به بررسی تخصصی و کامل این اسم پسر شیک جدید بپردازیم.

معنی شهسام Shahsam name meaning

اسم شهسام به چه معنی است؟ Shahsam name meaning

شهسام از ترکیب دو واژه “شه” به معنی شاه و پادشاه و “سام” به معنی آتش است. همانطور که قبل تر هم گفتیم آتش نزد ایرانیان باستان بسیار مقدس بوده است. شهسام یعنی پادشاه آتش. هم چنین میتوان این اسم زیبا را پادشاه مقدس معنی کرد.

تلفظ اسم شهسام

تلفظ  شهسام به صورت Shahsaam است. که البته مشخص است و کمتر کسی ممکن است در تلفظ آن دچار مشکل شود.

ریشه اسم شهسام

شهسام اسم پسر فارسی اصیل ایرانی است. یک نام پارسی پسرانه.

Specialized review of names
بررسی تخصصی اسم ها

بررسی تخصصی نام ها در وبسایت نام فارسی: مرجع نام ها با ۱۱ سال سابقه.

اسم شهسام در ثبت احوال ایران

اسم شهسام بعنوان اسم پسر مورد تایید ثبت احوال ایران است. (تیم نام فارسی از ثبت احوال استعلام کرده است)

معنی شهسام در ثبت احوال

متاسفانه این اسم در منابع ثبت احوال وجود نداشت و با منابعی که با ایشان ارائه شد احتمالا به زودی معنی و فراوانی این اسم را نیز در منابع خود درج نمایند.

فراوانی اسم شهسام در ایران

تعداد اسم شهسام متاسفانه در آمار ثبت احوال ایران وجود ندارد. اما این اسم از نام های با فراوانی بسیار کم است و اسم خاص و تک محسوب می شود.

شهسام
معنی اسم شهسام

اسم های مشابه نام شهسام

اسم پسر شبیه شهسام: آرسام، پرهام، شاهان، رهام و قسمت اسم پسر با ش را ببینید.

اسم دختر شبیه شهسام: مهرسا، شهرزاد، شهناز و قسمت اسم دختر با ش را ببینید.

برخی دوستان درباره اسامی ترکی پرسیدند که می توانند لیست اسم ترکی پسر را ببینید. برای دریافت نام های مشابه، متناسب و خاص با مشاور اسم نام فارسی تماس بگیرید.

شنتیا

معنی اسم شنتیا

معنی نام شنتیا

معنی، ریشه، تلفظ و فراوانی اسم شنتیا

در ادامه بررسی کامل و تخصصی اسم شنتیا Shantia را بخوانید.

Shantia name
اسم شنتیا Shantia

همانطور که در قسمت اسم پسر با ش و همچنین اینستاگرام نام فارسی گفتیم، اسم شنتیا اسم فارسی پسرانه شیک، نامی خوش آوا، اسم پسر خاص زیبا با معنی زیبا که ریشه فارسی و لاتین دارد. نام شنتیا در این سالها خیلی کم برای نامگذاری فرزند استفاده شده است و فراوانی اسم شنتیا کم است. به همین دلیل از دید خیلی پدر مادرها اسم شنتیا یک اسم پسر جدید محسوب می شود.

Shantia Shentia name

خیلی از همراهان نام فارسی در این سال ها درباره این اسم پسرونه از ما پرسیدند. بخصوص مادرپدرهایی که به دنبال اسامی خاص پسرانه بودند.

در ادامه توضیحات بیشتر درباره اسم شنتیا Shantia را بخوانید:

بیشتر بخوانید

معنی اسم شاهان

معنی اسم شاهان

شاهان

Shahan meaning
شاهان Shahan

اسم شاهان از جمله نام هایی هست که در طی این ۱۰ سال فعالیت نام فارسی بارها و بارها همراهان نام فارسی با ما تماس گرفتند تا وضعیت این اسم پسرانه فارسی را در این باره که مورد تایید ثبت احوال ایران هست یا نه بدانند. همواره دوستان زیادی ناموفق به ثبت این نام برای فرزند پسر خود بودند تا سال اخیر که پیام های بیشتری در مورد موفقیت در به ثبت رساندن این نام محبوب دریافت کردیم و نشان این بود که این اسم پسر در ثبت نیز مشکلی ندارد. پس اگر علاقمند به این اسم پسر شیک و زیبا دارید با خیال راحت می توانید این نام را برای نی نی پسر خود انتخاب نمایید.

اسم شاهان همانطور که در قسمت اسم پسر با ش گفتیم اسم پسر با ریشه فارسی است. در ادامه به توضیحات بیشتر، معنی و ریشه اسم شاهان می پردازیم:

بیشتر بخوانید

شاهو

معنی اسم شاهو

معنی نام شاهو

معنی و ریشه دقیق اسم شاهو

همانطور که در قسمت اسم پسر ایرانی با ش و همچنین اینستاگرام نام فارسی گفتیم، اسم شاهو اسم فارسی پسرانه شیک، نامی خوش آوا، اسم پسر ۴ حرفی زیبا با معنی زیبا که ریشه پارسی و کردی دارد. نام شاهو در این سالها خیلی کم برای نامگذاری فرزند استفاده شده است و فراوانی کمی دارد. از دید خیلی پدر مادرها اسم شاهو یک اسم پسر جدید محسوب می شود.

شاهو
معنی اسم شاهو

بیشتر بخوانید

Boy name with Sh

نام پسر با ش

اسم پسر فارسی با حرف ش

شامل اسم های پسرانه زیبا با حرف شین

Boys Name with Sh
اسم پسر با ش شروع شود
ردیف نام فارسی  معنی اسم
۱ شابرزین   = شاه برزین
۲ شابهار   نام دشتی است که در نواحی شهر کابل واقع شده است.
۳ شاپور   = شاه پور، به معنی پسر شاه، شاهزاده، از شخصیت های شاهنامه فردوسی و نیز اسم دلاوری گرانمایه و بارسالار فریدون پادشاه پیشدادی، همچنین نام چندتن از پادشاهان و پهلوانان ایرانی در شاهنامه، اسم پسر فارسی.
۴ شادان برزین   اسم دانشمندی از اهالی توس.
۵ شادان هرمز   مرکب از شادان (به معنی شاد) + هرمز (اهورامزدا یا خدا)؛ الهه شادی.
۶ شادبه   بهترین شادی
۷ شادتگین   شاد (فارسی) + تگین (ترکی) به معنی پهلوان = پهلوان شاد، اسم یکی از امیران دربار خوارزمشاه. در واقع باید چنین نامی را ترکی دانست تا فارسی.
۸ شادکان   کامیاب، خوشحال، شادمان، کامروا، نام برادر فریدون پادشاه پیشدادی بنا به روایتی.
۹ شادمان   خوشحال، مسرور، نام برادر شیرویه، اسم پسر خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۱۰ شادیار   شاد و خوشحال.
۱۱ شارویه   شیرویه.
۱۲ شاور   شاپور، شاه پور، پسر شاه، شاهزاده، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری گرانمایه و بارسالار فریدون پادشاه پیشدادی، همچنین اسم چندتن از پادشاهان و پهلوانان ایرانی در شاهنامه.
۱۳ شاوران   از شخصیت های شاهنامه، نام پدر زنگه پهلوان ایرانی در دوره کیکاووس پادشاه کیانی.
۱۴ شاوگ   نام پادشاه کوشان در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۱۵ شاه برزین   اسم شخصی در وندیدا (بخشی از اوستا).
۱۶ شاه بهرام   نام بهرام گور پادشاه ساسانی و همچنین پادشاه کشمیر.
۱۷ شاه پر   شهپر.
۱۸ شاه سرور   نام پسر شاه سرو پادشاه کشمیر.
۱۹ شاه موبد   شوهر ویس در منظومه ویس و رامین.
۲۰ شاهباز   شهباز، باز سفید رنگ.
۲۱ شاهپور   شاپور، پسر شاه، شاهزاده، نام چند تن از شاهان ساسانی.
۲۲ شاهدیس   مانند شاه
۲۳ شاهرخ   آن که چهره ای با هیبت و شکوه چون شاه دارد، نام پسر امیرتیمور پادشاه تیموری.
۲۴ شاهروز   نام پسر شاه بهرام پادشاه کشمیر.
۲۵ شاهسار   نام یکی از شاعران دربار سامانیان.
۲۶ شاهفور   شاپور.
۲۷ شاهقلی   شاه (فارسی) + قلی (ترکی) غلام شاه، نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه.
۲۸ شاهک   شاه کوچک، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، اسم یکی از بزرگان و مشاوران دربار هرمز پادشاه ساسانی.
۲۹ شاهکار   کار شاهانه، برجسته، ممتاز.
۳۰ شاهو   آن که چون شاه بزرگ و شکوهمند است، اسم یکی از رشته کوه‌های مهم در منطقه کردستان ایران نیز هست.
۳۱ شاهوش   آن که چون شاه بزرگ و شکوهمند است.
۳۲ شاهوی   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هفتواد یکی از پهلوانان دوران اردشیر بابکان پادشاه ساسانی، نام یکی از راویان شاهنامه.
۳۳ شاهویه   نام در برزویه دانشمند ایرانی، مترجم کلیله و دمنه.
۳۴ شاهیار  یار سلطان، ملازم شاه.
۳۵ شاهین   نام پرنده شکاری.
۳۶ شایان   سزاوار، شایسته، ممکن، مقدور، نام زیبای فارسی.
۳۷ شایگان  مرد بزرگ، شایسته و شایان.
۳۸ شایورد   شادورد.
۳۹ شبان   چوپان، گله بان.
۴۰ شباویز   مرغ حق.
۴۱ شراکیم   نام یکی از سپهبدان مازندران.
۴۲ شروان   نام سرزمینی در جنوب شرقی قفقاز.
۴۳ شروین  در بعضی منابع از شروین به عنوان مخفف نام انوشیروان نام برده شده‌ است، همچنین شروین اسم تعدادی از شاهان در تبرستان بوده‌است. شروین به معنای کسی است که همه او را دوست دارند (معشوق مردمان) و همچنین به معنی همیشه پایدار، یکی از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساسانی؛ معنی اسم شروین را ببینید.
۴۳ شعیا  اشعیا ، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که نسبش به سلیمان نبی می رسد.
۴۴ شغاد   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زال و برادر رستم پهلوان شاهنامه که رستم را با حیله و نیرنگ به قتل رساند.
۴۵ شفروه   نام یکی از خاندانهای مشهور اصفهان
۴۶ شکیب   تحمل، بردباری، آرام و صبر
۴۷ شماخ   از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه سوریان و از دلاوران ایران در زمان کیخسرو پادشاه کیانی.
۴۸ شماساس   از شخصیت های شاهنامه، نام سالاری بزرگ و برگزیده در سپاه توران زمان افراسیاب پادشاه تورانی.
۴۹ شمیران   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی و جزو سپاه پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی.
۵۰ شنتیا  فاتح پیروز از القاب حضرت علی.
۵۱ شنطوس  از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در درگاه خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۵۲ شنگان   از شخصیت های شاهنامه و از بزرگان ایرانی در زمان یزگرد پادشاه ساسانی.
۵۳ شنگل   شوخ، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه هند و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی.
۵۴ شه موبد  شاه موبد.
۵۵ شهباز   = شاه باز، نوعی باز سفید رنگ و شکاری.
۵۶ شهبال   بزرگترین پر پرنده. بزرگ بال. شاه پر.
۵۷ شهبان   برادر زرین ملک در داستان ملک بهمن. به معنی محافظ شاه است.
۵۸ شهبد  شهبد (به ضم ب) مرکب از شه (شاه) + بد (صاحب،خداوند)؛ ترکیب مرخم و به معنای شاه بزرگ و صاحب اختیار است.
۵۹ شهداد   داده شاه، نام بخشی از شهرستان کرمان، نام رودی در کرمان نیز هست.
۶۰ شهرآزاد   اسم یکی از پادشاهان ساسانی.
۶۱ شهرآگیم   حاکم شهر، نام یکی از سپهسالاران مازندران.
۶۲ شهراد   شاه بخشنده.
۶۳ شهرام   شاه شاد و خوشحال. معانی مطيع شاه، رام شاه و هم چنین آرام شاه، موجب آرامش شاه نیز برایش آمده است. تعبیر پادشاه آرام و صلحجو نیز شاید درست باشد.
۶۴ شهران   از شخصیتهای شاهنامه، اسم یکی از خردمندان ایرانی در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی.
۶۵ شهربان   حاکم شهر. محافظ شهر.
۶۶ شهرتاش   شهر (فارسی) + تاش (ترکی) همسایه و همشهری.
۶۷ شهرخ  = شاهرخ، شاه منظر، کسی که رخساری همچون شاه دارد.
۶۸ شهرخواست   نام روستایی در نزدیکی شیراز، نام یکی از سرداران طبرستان.
۶۹ شهرداد   نام قدیم شهر اهواز؛ (شهر + داد = داده، آفریده)، زاده‌ شهر، شهری.
۷۰
۷۱ شهرسپ   از شخصیت های شاهنامه، نام وزیر طهمورث که مردی دانا و پارسا بود و شاه را به نیکی راهنمایی می کرد.
۷۲ شهرگان   شهری، اهل شهر
۷۳ شهرگیر   فاتح شهر، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی و سالار اردشیر بابکان پادشاه ساسانی.
۷۴ شهرو   آن که چهره ای چون چهره شاه دارد ، نام یکی از اعیان ایرانی در زمان یزگرد پادشاه ساسانی؛ در حال حاضر در ثبت احوال اسم دختر است.
۷۵ شهروان   شهربان، نگهبان شهر
۷۶ شهرود   نهر و رودخانه بزرگ، نام سازی
۷۷ شهروز   شاه روزگار یا داری بخت و روز شاه، نام سازی، نام شهری که خسروپرویز پادشاه ساسانی بنا کرد، به معنی روز شاهان نیز هست.
۷۸ شهروین   شهنام ، از نامهای باستانی
۷۹ شهریار   پادشاه، شاه، فرمانروا، حاکم، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی
۸۰ شهرین   نام یکی از نجبای ایرانی در زمان ساسانیان
۸۱ شهریور   نام ماه ششم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز چهارم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
۸۲ شهسان  مانند شاه ، شاهوار ، دارای جلال و شکوه شاهانه
۸۳ شهفور   شه (فارسی) + فور (معرب پور)، شاهپور پسر شاه، شاهزاده.
۸۴ شهمردان   نام پسر ابولخیر، اخترشناس و ریاضیدان ایرانی.
۸۵ شهمیر  مخفف شهمیرزاد شهری در استان سمنان، مرکب از شه مخفف شاه بعلاوه میر مخفف امیر ، سلطان و فرمانروا
۸۶ شهنام   دارای نام شاهانه
۸۷ شهنوش   مرکب از شه (شاه) + نوش (یاد، جاویدان، عسل)؛ به معنی شاه جاویدان.
۸۸ شهیاد   مرکب از شه ( شاد) + یاد( خاطره)
۸۹ شهیار   یاور و کمک کننده شاه، نام یکی از دانشمند زرتشتی در قرن یازدهم یزگردی.
۹۰ شیانا  پاداش دهنده جزا دهنده مرکب از شیان (جزا و پاداش) + الف فاعلی
۹۱ شیداب   نام حکیمی که خاک را خدا می دانست، برساخته فرقه آذرکیوان است.
۹۲ شیدرنگ   نام پهلوانی دانشمند و فاضل، برساخته فرقه آذرکیوان است
۹۳ شیدسب   از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی
۹۴ شیدوش   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری جنگاور در دربار فریدون پادشاه پیشدادی، نیز نام پسر گودرز پهلوان ایرانی
۹۵ شیرآزاد   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در زمان رستم هرمزان سردار ساسانی.
۹۶ شیراک   نام پدر هرمزد، کنده‌کار کتیبه کعبه زرتشت
۹۷ شیران   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دلاوران ایرانی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی
۹۸ شیرخون   از شخصیتهای شاهنامه، نام مرد زابلی و راهنمای بهمن پسر اسفندیار تورانی به شکارگاه رستم پهلوان شاهنامه.
۹۹ شیرزاد   زاده شیر، شجاع، طبق بعضی از نسخه های شاهنامه نام جارچی انوشیروان پادشاه ساسانی، اسم زیبای پسرانه
۱۰۰ شیرزیل   از شخصیت های شاهنامه فردوسی است، نام پهلوانی ایرانی در زمان خسرو پرویز پادشاه ساسانی.
۱۰۱ شیرو   از شخصیت های شاهنامه و بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه، نام یکی از پسران گشتاسپ پادشاه کیانی، پهلوان معاصر با گشتاسب، نام سردار فریدون.
۱۰۳ شیرویه   شکوهمند و صاحب شأن و شوکت، شجاع و دلیر، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله نام پسر خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۱۰۴ شیوه  راه، روش
www.NameFarsi.com
نام پسر با ش
اسم پسرانه با ش

 

◄ مشاهده ادامه: اسم پسر ایرانی با ش

اسم فارسی با ش
اسم پسر با ش