شعر نام فارسی

شعر زیبای نام فارسی

نام های قشنگ ایرانی پارسی

چند روز پیش یکی از دوستان و همراهان قدیمی نام فارسی، شعری زیبا درباره نام های ایرانی و اصیل (اسم های پارسی دختر و پسر) برایمان ارسال کردند. شعری که به زیبایی نامهای اصیل فارسی را توصیف کرده است آنطور که شایسته فرهنگ ایرانی است. نام های ایرانی دارای معانی زیبا، لطیف و مثبت هستند و فراتر از یک واژه یا حروف هستند و درواقع در پس حروف معنی اسم ها و ریشه تاریخی آن ها نهفته است که در سایر مطالب وبسایت NameFarsi.com قسمت اسم دختر و اسم پسر و همچنین اینستاگرام نام فارسی به آن ها به تفصیل اشاره شده است. خیلی از نام های ایرانی زیبا به خصوص نام های دخترانه برگرفته از طبیعت هستند مثل نام گلها که البته اسم های کردی در این مقوله از نامهای فارسی پیشی گرفته اند و بعضا دارای مفاهیم دقیق تر و لطیف تر از طبیعت هستند.

متاسفانه نام شاعر این شعر زیبا در جایی ذکر نشده بود. از دوستان اگر کسی نام شاعر این شعر را می داند در قسمت نظرات برای ما درج نماید.

شعر اسم های ایرانی
شعر با اسم ها

شعر اسم ها

باغبانها به روی گل هاشان،
نامهایی قشنگ بگذارند
نامی از جنس آفتاب و بهار،
نام خوش آب و رنگ بگذارند

تا شبت را سپیده گل بزند،
نام مهتاب و ژاله را بنویس
شور شهناز تا دلارام است،
نسترن را و لاله را بنویس

عشق هنگامه می کند بر پا،
با نگار و نگین و رکسانا
با همای و شراره و نوشین،
با پریسا و هستی و مینا!

با پریا و مهری و مینو،
مهرناز و مهستی و مهشید
با دل افروز و نازنین و بهار،
باز نوش آفرین شود خورشید!

مانده طرحی قشنگ در یادم،
روی دستان آب، نیلوفر
بیشتر از شکوفه بنویسیم،
از زری، از فرشته، از زیور

روشنک را به پرنیان بسپار،
تا به دریا به آرزو برسی
نام آزاده را رها بنویس،
تا به گل ها به عطر و بو برسی

ارغوان و ستایش و مهناز،
شهرزاد و بهاره و مهسا
نام سودابه، خوب و خوش آواست،
همچو لبخند یار خوش سیما

ماهرخسار و ماهرخ زیباست،
نام هایی قشنگ و پر شورند
شهربانو و مهرنوش و پری،
همچو فیروزه ی نیشابورند

همچنان مانده است در یادم،
شاهرخ، پارسا و گوهرشاد
مهربانو به نازگل می گفت،
نام ایران ما گرامی باد

بنویسید هومن و فرشید،
یا کیان و کیارش و نیما
آرمین، آریا، سروش، ارژنگ،
مهرزاد و سپهر یا سینا

داریوش این گل هخامنشی،
شهریار بزرگ ایران است
باربد، بردیا، نکیسا،
حال، نوبت آرمان و اشکان است

مانی و ماهیار با مزدک،
از گذرگاه جاده می آیند
شاه انوشیروان و شروین،
با آبتین هم پیاده می آیند

روی گلدختران آبادی،
بگذارید نام بارانی
چون فروغ و فرانک و پوران،
نام هایی همیشه ایرانی

نام رودابه و کتایون را
نام سارا و مریم و سیمین
شهرناز و انوشه و سیندخت،
یاسمین و ستاره و نسرین

غصّه دارد هنوز تهمینه،
داغ سهراب در دلش جاری ست
با فرنگیس مهربان باشید،
یاد آن ها نشان بیداری ست

تا به یاد منیژه می افتم،
بیژن آزاد می شود از چاه
نام جمشید و ایرج و هوشنگ،
میشود با بهار و گل همراه NameFarsi.com

شاه تهمورث و سیامک و سام،
رنگ و بوی گل وطن دارند
گیو و بهرام و آرش و مهران،
ریشه در کشوری کهن دارند

یاد فرهاد و بیستون باشید،
بلکه شیرین شود روان شما
با کیومرثِ جان قدم بزنید،
گل کند باز، باغ جان شما

به منوچهرِ عشق، دل بدهیم،
نام او همردیف باران است
سورنا را به یاد بسپاریم،
آبرودار خاک ایران است

نام کوروش ز یادمان نرود،
با خشایار هم عنان باشیم
با فرامرز و اردشیر و قباد،
زیر چتری از آسمان باشیم

باید از مازیار بنویسیم،
از فریدون و بهمن و سامان
از فریبرز و بابک و شاپور،
از رهام و سیامک و ساسان

آریو برزن این شهید وطن،
قهرمان همیشه ی ایران
رستم و یزدگرد و فیروزان،
نام شان سربلند و جاویدان

بنویسید کاوه را با شوق،
نام کسرا و نام آرش را
نام افشین و بابک و خسرو،
نگذارید جا، سیاوش را ….

پارسی این زبان ایرانی، افتخار و
مظهر اتحادمان باشد
نام این سرزمین جاویدان،
تا همیشه به یادمان باشد

شعر نام فارسی
شعر با اسم های زیبای ایرانی

اسم شخصیت های معروف ایران باستان را نیز ببینید.

شاد باشید و خوشنام | نام فارسی دات کام | NameFarsi.com

اسم از ه

نام پسر با ه

نام پسر ایرانی با حرف ه

نام ایرانی با ه
اسم پسر ایرانی با ه
ردیفاسم ایرانیریشهمعنی اسم
۱هابیلعبری معرب از عبری نفس یا بخار، نام پسر آدم (ع)
۲هاتفعربی نوادهنده ای که صدایش شنیده شود، اما خودش دیده نشود، سروش، نام شاعر معروف قرن دوازدهم، هاتف اصفهانی
۳هادانعبری معرب از عبری نام پدر ساوه همسر ابراهیم (ع)
۴هادیعربیهدایت کننده، راهنما، از نامهای خداوند،از القاب پیامبر (ص) و امام علی نقی (ع)
۵هارانعبری معرب از عبری، کوه نشین، برادر ابراهیم (ع)
۶هارونعبری معرب از عبری کوه نشین، نام برادر موسی (ع)
۷هاشمعربی نام جد پیامبر (ص)
۸هامانیونانی معرب از یونانی، مشهور، نام وزیر اخشویروش
۹هامرعربی ابر باران زا
۱۰هامرزاوستایی، پهلوی نام سردار ساسانی
۱۱هامیناوستایی، پهلوی تابستان
۱۲هانیعربیمرد دلسوز و مهربان، نام چندتن از مشاهیر عرب
۱۳هانیبالفنیقی لاتینی از ۲۸، نام سردار مشهور کارتاژ که با لشکر روم جنگید.
۱۴هاوارکردیفریاد
۱۵هاوشاوستایی-پهلوی، فارسیامت، پیروان یک پیامبر
۱۶هاووشاوستایی-پهلوی، فارسی = هاوش
۱۷هایکااسم کردی پسرآرام، مرموز، از اسطوره های کردستان
۱۸هبیهللهعربی بخشیده شده از جانب خداوند،نام چندتن از شخصیتهای ادبی و تاریخی
۱۹هدایتعربیراهنمایی کردن به مسیر درست، ارشاد، نویسنده نامدار قرن چهاردهم، صادق هدایت
۲۰هدایت اللهعربی هدایت شده توسط خداوند
۲۱هرمانعبریدو بنا از بناهای نخستین که ادریس نبی در مصر آنها را بنا کرد. این دو بنا از دور مانند دو کوه به نظر می رسند. www.NameFarsi.com
۲۲هرمانیونانینام یکی از پادشاهان یونانی
۲۳هرمسیونانی از خدایان اولمپی، نام پسر زئوس و مایا
۲۴هستیارکردیاحساس کننده، ادیب(نگارش کردی: ههستیار)
۲۵هفالکردی رفیق(نگارش کردی : ههڨاڵ)
۲۶هلاکومغولی نام پسر تولوی و نوه چنگیزخان مغول
۲۷هلاکومغولی هولاکو
۲۸هلبژاردهکردیانتخاب شده (نگارش کردی: ههڵبژارده)
۲۹هلبژیرکردیانتخاب کننده (نگارش کردی: ههڵبژێر)
۳۰هلبستکردیشعر (نگارش کردی : ههڵبهست)
۳۱هلدیرکردی آبشار (نگارش کردی : ههڵدێر)
۳۲هلکوکردیکوهکوچک، تپه (نگارش کردی : ههڵکۆ)
۳۳هلکوتکردی فرصت، وقت (نگارش کردی : ههڵکهوت)
۳۴هلگرکردی بردارنده، حامل، بلند نگهدارنده (نگارش کردی: ههڵگر)
۳۵هلگوردکردیبهترین جلودار (نگارش کردی : ههڵگورد)
۳۶هلمتکردی حمله، هجوم (نگارش کردی : ههڵمهت)
۳۷هلموتکردی کنایه از کوهی که صعود به آن دشوار است (نگارش کردی: ههڵهموت)
۳۸هلوکردیعقاب (نگارش کردی : ههڵۆ)
۳۹هلورینکردی ریختن چیزی از بالا به ‏پایین (نگارش کردی : ههڵوهرین)
۴۰هلیوسعبریهلیون ، خورشید
۴۱همامعربیدارای مقام و منزلت و فضایل، ارجمند، نام یکی از شعرا و سخنگویان مشهور در آذربایجان
۴۲همام الدینعربیدارای مقام و منزلت در دین
۴۳همایونکردیمبارک، فرخنده، میمون، خجسته، مقامی در موسیقی (نگارش کردی: هومایون)
۴۴همایونکردیآهنگی است ،فرخنده، خجسته (نگارش کردی: هۆمایون)
۴۵همتعربی اراده، انگیزه و پشتکار قوی برای رسیدن به هدف، بلندطبعی، بلندنظری، جوانمردی
۴۶هنرمندکردی هنرمند (نگارش کردی : هونهرمهند)
۴۷هنیعربی گوارا، خوب، خوش
۴۸هوارکردیقشلاق، خیمهسلطان در قشلاق (نگارش کردی : ههوار)
۴۹هوالکردیخبر، رفیق(نگارش کردی : ههواڵ)
۵۰هوبراوستایی -پهلوی دربردارنده نیکی، نام میرآخور داریوش پادشاه هخامنشی
۵۱هوتخشکردی صنعت گر (نگارش کردی : هۆتهخش)
۵۲هودعربی نام پیامبر قوم عاد، نام سوره ای در قرآن کریم
۵۳هورازکردیدوست صمیمی (نگارش کردی : ههوراز)
۵۴هورامکردی مردم منطقهاورامان، هنگام طلوع آفتاب(نگارش کردی : ههورام)
۵۵هورامانکردیمنطقهایی در کردستان نزدیک (نگارش کردی: ههورامان)
۵۶هورانکردیمرغزار کوچک در کوهستان (نگارش کردی : ههوران)
۵۷هورمکاوستایی، پهلوی شبان
۵۸هوزانکردیبسیار دانا، شاعر قصیدهسرا ، شخصی که از حادثهای باخبر است (نگارش کردی: هۆزان)
۵۹هوسکرکردی شنزار، کویر (نگارش کردی: هۆسکر)
۶۰هوشمنداسم کردی باهوش، زیرک (نگارش کردی: هوشمهند)
۶۱هوشنگکردیتنها، بیکس، از شاهان پیشدادی کهبنیانگذار جشن سدهمی‏باشد، پسر سیامک نوه کیومرث (نگارش کردی: هوشهنگ)
۶۲هوشیارکردیعاقل. خردمند، بیدار (نگارش کردی : هۆشیار)
۶۳هوگرکردیانس گرفتن، عادت کردن (نگارش کردی : هۆگر)
۶۴هولانکردی چوگان بازی (نگارش کردی : هۆڵان)
۶۵هیبتعربیرعب، جلال، شکوه
۶۶هیبت اللهعربی شکوه و جلال خداوند
۶۷هیدیکردی آهسته، پاورچین (نگارش کردی: هێدی)
۶۸هیراکردی فراخ، وسیع (نگارش کردی: هێرا)
۶۹هیرشکردیفشار ، هجوم (نگارش کردی: هێرش)
۷۰هیروکردیگل ختمی (نگارش کردی: هێرۆ)
۷۱هیژاکردی محترم، بزرگوار
۷۲هیژاکردیارجمند، شایسته، لایق (نگارش کردی: هێژا)
۷۳هیمنکردیآرام، موقر، شکیبا (نگارش کردی : هێمن)
۷۴هیواکردیامید (نگارش کردی: هیوا)
۷۵هیئتاسم عربی شکل، ساختار و صورت ظاهری هر چیز یا هر کس
www.NameFarsi.com

اسم های پسر ایرانی با حرف ه

شامل نام های کردی، عبری، اوستایی و اسامی عربی می باشند. در ادامه می توانید اسم های فارسی (پارسی اصیل) با حرف ه را مشاهده نمایید:

  ادامه: مشاهده نام پسر با ه

اسم از ه
نام پسرانه با ه
اسم پسر از ق

نام پسر با ق

نام پسر ایرانی با حرف قاف

اسم های پسر با حرف ف بیشترشان اسامی عربی (مذهبی هستند). در لیست اسم پسر با ق مشاهده کنید. تنها اسمی که جلب نظر می کند اسم قارن است. اسمی که خیلی ها معتقدند همان اسم کارن است. که اتفاقا این روز ها از اسامی محبوب برای پسر نیز هست. اسم قارن ریشه اوستایی – پهلوی دارد. اوستایی و پهلوی هر دو از زبان های باستانی ایران است. خیلی نام های زیبا و اصیل ایرانی اسم های اوستایی هستند. در ادامه فهرست نام های با ق را ببینید.

اسم پسر از ق
نام پسر با ق

اسامی پسر با ق

ردیفاسمریشه اسم معنی نام
۱قابلعربیشایسته، لایق، از نامهای خداوند
۲قابیلعبریمعرب از عبری، به دست آوردن، نام پسر آدم(ع) و برادر هابیل
۳قادرعربیدارای قدرت، توانا،از نامهای خداوند
۴قارناوستایی-پهلویاز شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کاوه آهنگر و سپهدار فریدون پادشاه پیشدادی، نام یکی از خاندانهای بزرگ در دوره اشکانیان، نام پسر قباد و برادر انوشیروان پادشاه ساسانی
۵قارونعبریمعرب از عبری، نام مردی ثروتمند از بنی اسرائیل معاصر موسی (ع)
۶قازانمغولیپادشاه مغولی ایران
۷قاسماسم عربیبخش کننده، مقسم، اسم پسر پیامبر (ص)، به صورت پسوند و پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند محمد قاسم، قاسمعلی
۸قاهرعربیچیره، توانا
۹قائدعربیرهبر، پیشوا، پیش رو، ستاره ای در صورت فلکی دب اکبر
۱۰قائمعربیایستاده ، قدرتمند و بااراده ، لقب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
۱۱قبیلهعربیتوانایی، توان ، سلطه و نفوذ
۱۲قدرتعربیتوانایی ، توان ، سلطه و نفوذ
۱۳قدرت اللهعربینیرو و توان خداوند
۱۴قدیرعربیتوانا، قادر،از نامهای خداوند
۱۵قدیسعربیمؤمن، پرهیزکار و پاکدامن
۱۶قراتکینترکیغلام سیاه، نام یکی از امیران سامانی
۱۷قربانعربیچیزی که بوسیله آن به خدا تقرب یابند، قربانی، فدایی،نزدیک شدن
۱۸قطب الدینعربیمحور آیین و دین
۱۹قلیترکیغلام، بنده،به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند حسینقلی، حسنقلی
۲۰قمرالدینعربیآن که در دین چون ماه می درخشد
۲۱قنبرعربینام یکی از تابعان علی (ع)
۲۲قهارعربینیرومند، پرزور،از نامهای خداوند
۲۳قوام الدینعربیآن که موجب استواری و استحکام دین است
۲۴قوام الملکعربیآن که موجب استحکام و استواری سرزمین است، لقب کلانتر فارس در زمان فتحعلی شاه قاجار
۲۵قیصرلاتینمعرب ار لاتین، لقب پادشاهان روم و بعضی از کشورهای اروپایی
۲۶قیطونعربیاز شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه مصر در زمان حکومت اسکندر مقدونی
۲۷قیومعربیقائم به ذات، بسیار پایدار، از نامهای خداوند
www.NameFarsi.com

  ادامه: مشاهده نام پسر فارسی با ق

اسم مذهبی
اسم پسرانه با قاف