اسم دختر فارسی با حرف ن
شامل اسم های دختر زیبای فارسی با حرف ن
اسامی دخترانه با حرف ن از جمله محبوب ترین نام های دختر در زبان فارسی هستند. اسم های زیبای بسیاری در زبان فارسی و بین ایرانیان رایج است که با حرف نون شروع می شوند. نام هایی مثل نازنین، نیوشا، نسترن، نگار، نیلوفر و نسرین که از اسامی محبوب در دهه ۶۰ هستند و اسامی دیگری که اسم های به اصطلاح جدیدتر هستند. مثل اسم نیلا، نونا، نورا و سایر نام ها که در ادامه در لیست اسم دختر با ن قرار دارد. حتما صفحه دوم اسم های دخترانه با ن را نیز ببینید.

| ردیف | نام فارسی | معنی اسم |
| ۱ | ناربن | درخت انار. |
| ۲ | ناردانا | ناردانه، دانه انار. |
| ۳ | ناردانه | = ناردانا، دانه انار. |
| ۴ | نارگل | گل انار. |
| ۵ | نارگل | آن که چون گل لطیف و زیبا است. |
| ۶ | نارملا | شکوفه گل انار،به کسر میم. |
| ۷ | نارمیلا | (اسمی ترکی-فارسی) شکوفه، غنچه، خصوصا شکوفه گل انار. |
| ۸ | نارنج | میوه ای آبدار و ترش، از گونه مرکبات. |
| ۹ | نارو | پرنده ای خوش آواز همانند بلبل. |
| ۱۰ | نارون | درختی خوش اندام و پُربَرگ و سایه دار. |
| ۱۱ | نارین | منسوب به نار، تر و تازه. |
| ۱۲ | ناز | کرشمه، غمزه نام دخترانه |
| ۱۳ | نازآفرید | آفریده ناز و زیبا. |
| ۱۴ | نازآفرین | مرکب از ناز (زیبا) + آفرین (آفریننده)، نام همسر فتحعلی شاه قاجار. |
| ۱۵ | نازان | فخرکننده، نازکننده. |
| ۱۶ | نازبانو | بانوی زیبا و عشوه گر. |
| ۱۷ | نازبو | ریحان. مجازا یعنی زیبا و جذاب خوشبو. |
| ۱۸ | نازپری | آنکه مانند پری زیباست، نام دختر پادشاه خوارزم و همسر بهرام گور پادشاه ساسانی. |
| ۱۹ | نازجهان | موجب نازش و مباهات جهان. |
| ۲۰ | نازخاتون | بانوی زیبا، نام دختر امیر کردستان در زمان پادشاهای الجایتو. |
| ۲۱ | نازدار | آن که رفتاری خوشایند و جذاب دارد، ملوس. |
| ۲۲ | نازدانه | فرزند محبوب پدر و مادر، دردانه. |
| ۲۳ | نازدخت | دختر زیبا و ناز. |
| ۲۴ | نازدلبر | معشوق زیبا و جذاب، نام دختری در منظومه ویس و رامین. |
| ۲۵ | نازرخ | دارای روی زیبا و لطیف |
| ۲۶ | نازک | نازنین و زیبا |
| ۲۷ | نازک | محبوب، معشوق، لطیف، ظریف |
| ۲۸ | نازگل | دختری که مانند گل زیبا و لطیف و ناز است. |
| ۲۹ | نازگوهر | دارای گوهر زیبا، گوهر و سنگ زیبا و قیمتی |
| ۳۰ | نازگیتی | موجب نازش و مباهات گیتی |
| ۳۱ | نازلی | بهتر است این نام را اسمی ترکی بدانیم تا فارسی. ناز (فارسی) + لی (ترکی) دارای ناز و عشوه. نازیلی نام یکی از شهرهای ترکیه است. |
| ۳۲ | نازمهر | مهرناز، زیبا چون خورشیدن ام اصیل ایرانی |
| ۳۳ | نازنوش | زیبا و شیرین. |
| ۳۴ | نازنین | بسیار دوست داشتنی، عزیز و گرامی، زیبا و ظریف. |
| ۳۵ | نازنین | زیبا و شیرین. |
| ۳۶ | نازنین چهر | دارای صورتی ظریف، زیبا و دوست داشتنی. |
| ۳۷ | نازی | منسوب به ناز. |
| ۳۸ | نازیاب | از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی. |
| ۳۹ | نازیار | یار زیبا. |
| ۴۰ | نازیلا | دختر طناز و عشوه گر. در برخی منابع از این اسم زیبا، به عنوان نام دختر ترکی یاد شده است. نازیلا ترکیب ناز و ایل به معنی مایه افتخار ایل نیز می توان معنی کرد. معنی با ناز و كرشمه نیز برای این اسم آمده است. |
| ۴۱ | نازینه | منسوب به ناز. |
| ۴۲ | ناژین | درخت نارون. |
| ۴۳ | نافه | ماده ای با عطر نافذ و پایدار که زیر پوست شکم نوعی آهو به دست می آید. |
| ۴۴ | ناکتا | ناک (در گویش مازندران نوعی گلابی شیرین) + تا، شیرین مثل گلابی. |
| ۴۵ | نانا | پدر و مادر، نعناع. |
| ۴۶ | نانیسا | نام روستایی در نزدیکی مراغه. |
| ۴۷ | ناوه | نام روستایی در نزدیکی خرم آباد. |
| ۴۸ | ناهید | زهره، آناهیتا، از شخصیت های شاهنامه، نام دیگر کتایون همسر گشتاسپ پادشاه کیانی. |
| ۴۹ | نایریکا | از اسامی قدیمی ایرانی. |
| ۵۰ | نرجس خاتون | مرکب از نرجس (نرگس) و خاتون، لقب مادر حضرت مهدی عج الله فرجه الشریف. |
| ۵۱ | نرسا | در اساطیر زوروانیه نام یکی از خدایان. |
| ۵۲ | نرگس | (گرفته شده از یونانی) ، گلی خوشبو و زینتی با گلبرگ های سفید و زرد. |
| ۵۳ | نرمین | منسوب به نرم، لطیف، مهربان |
| ۵۴ | نساک | نام همسر سیامک پسر کیومرث پادشاه پیشدادی |
| ۵۵ | نستر | نام راهبی همزمان با انوشیروان پادشاه ساسانی |
| ۵۶ | نسترن | گلی شبیه رز به رنگهای صورتی، سفید و زرد. اسم گل. |
| ۵۷ | نسرین | گلی به رنگ زرد یا سفید و خوشبو که یکی از گونه های نرگس است. |
| ۵۸ | نسرین مهر | زیبا و درخشان چون گل نسرین و خورشید |
| ۵۹ | نسرین نوش | زیبا چون گل نسرین و شیرین چون عسل، نام دختر پادشاه سقلاب و همسر بهرام گور پادشاه ساسانی |
| ۶۰ | نقره | فلزی گرانبها، نرم و سفید که در ساختن زیورآلات، آینه، و… به کار می رود. |
| ۶۱ | نکیسا | نام موسیقیدان مشهور در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی |
| ۶۲ | نگار | نقش، تصویر، زیور، زینت، دختر یا زن زیباروی؛ معنی اسم نگار: ۱- (به معنی نگاشتن و نگاریدن)؛ نقش، تصویر؛ ۲- نگار (به مجاز) به معنی معشوق زیباروی و (در قدیم) (به مجاز) دختر یا زن زیباروی و هم چنین بت و صنم؛ ۳- هم چنین به معنی زیور و زینت؛ ۴- نقش نگین؛ ۵- (در قدیم) رنگین و منقش؛ ۶- (اَعلام) هم چنین نگار نام شهری در شهرستان بردسیر، در استان کرمان می باشد. |
| ۶۳ | نگارا | بانوی زیبا، دختر خوش چهره، کنایه از محبوب است. |
| ۶۴ | نگاربسته | نقشی که زنان با حنا بر دست و پای خود می بندند. نام اصیل فارسی |
| ۶۵ | نگارشید | نقش و نگار درخشان |
| ۶۶ | نگاره | نقش، شکل، تصویر |
| ۶۷ | نگارین | زیبا، آراسته، مزین |
| ۶۸ | نگین | سنگ قیمتی و زینتی که بر روی انگشتر، گوشواره، و جز آنها کار می گذارند. |
| ۶۹ | نگینه | نگین + های تشبیه،مانند نگین |
| ۷۰ | نوا | صدای آهنگین، نغمه،آواز، نام یکی از لحن های قدیم موسیقی ایرانی. |
| ۷۱ | نواآفرین | آفریننده نغمه و آواز. |
| ۷۲ | نوازش | از روی مهربانی دست بر سر کسی کشیدن، چیزی را به آرامی و پیاپی لمس کردن، مهربانی و لطف، تسلی دادن و دلجویی کردن. |
| ۷۳ | نوباوه | کودک یا نوجوان، میوه ای که تازه رسیده باشد، میوه تازه و نورس. |
| ۷۴ | نوبر | تر و تازه و جدید، شاداب. |
| ۷۵ | نوبهار | آغاز فصل بهار، فصل بهار، نام آتشکده ای در بلخ. آتشکده نوبهار. |
| ۷۶ | نورسته | تازه روییده، جوان، تازه بالغ شده. |
| ۷۷ | نوژان | درخت صنوبر و کاج. |
| ۷۸ | نوش آفرید | آفریده بی مرگ، آفریده جاوید. |
| ۷۹ | نوش آفرین | جاویدان آفریده شده. |
| ۸۰ | نوش آگین | به شهد و شکر آویخته، نوشین. |
| ۸۱ | نوش لب | دارای لبی شیرین، شیرین لب. |
| ۸۲ | نوشا | نیوشا، شنوا، شنونده. معنی جاودان نیز برای نوشا درست است. |
| ۸۳ | نوشابه | آب گوارا، نام پادشاهی در سرزمین بردع |
| ۸۴ | نوشاد | نام شهری که زیبارویان آن معروف بوده اند. |
| ۸۵ | نوشان | نوشنده. معنی جاودان نیز برای این اسم قابل تعبیر است. هم چنین نوشان یعنی نوشاندن، نوشانيدن و (صفت فاعلي از نوش) شيريني بخش. |
| ۸۶ | نوشزاد | زاده جاوید، از شخصیت های شاهنامه، نام همسر انوشیروان پادشاه ساسانی. |
| ۸۷ | نوشناز | دارای ناز و غمزه شیرین. نازنین جاوید. |
| ۸۸ | نوشه | انوشه،جاوید، زنده، شاد، خوشحال، خرم، گوارا، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر بهرام بهرامیان و خواهر نرسی پادشاه ساسانی. |
| ۸۹ | نوشید | مرکب از نو (تازه) + شید (خورشید)، نام مادر مانی دین آور معروف ایرانی. نوشید در واقع یک اسم اوستایی است. نوشید یعنی نودرخشيد، نودرخشان. از واژه اوستایی nov-sit. |
| ۹۰ | نوشین | شیرین، خوشایند، دلپذیر، گوارا، خوش گوار. نوشین می تواند معنی جاویدان نیز داشته باشد. |
| ۹۱ | نوشین لب | نوش لب، دارای لبی شیرین، شیرین لب. |
| ۹۲ | نوشینه | نوشین،شیرین، خوشایند، دلپذیر، گوارا، خوش گوار. |
| ۹۳ | نوگل | گلی که تازه شکفته شده است، دختر جوان. |
| ۹۴ | نهال | درخت یا درختچه نورس که تازه نشانده شده است. |
| ۹۵ | نیاز | حاجت، احتیاج. |
| ۹۶ | نیالا | نام روستایی اطراف ساری. |
| ۹۷ | نیایش | دعا به درگاه خداوند، ستایش، عبادت، پرستش و احترام نسبت به کسی. |
| ۹۸ | نیتا | |
| ۹۹ | نیسا | معنی نیسا: نی= نام گیاهی، ساز بادی، نیشكر، نیزار + سا (پسوند شباهت). نیسا = همانند نی، شبیه به نی، به مجاز یعنی زیبا، با طراوت، دلپذیر و دلنشین؛ شیرین. نیسا: نام همسر پادشاه کاپادوکیه. همچنین نیسا نام ناحیهای در ماد باستان بوده است که در متون و کتیبههای تاریخی آمده است. |
| ۱۰۰ | نیک آفرید | آفریده خوب و نیکو |
| ۱۰۱ | نیک آفرین | آفریننده نیکی و خوبی |
| ۱۰۲ | نیک اختر | دارای ستاره و طالع خوب و خوش، خوشبخت، سعادتمند. |
| ۱۰۳ | نیک تاج | آن که تاج نیکو و خوب دارد. |
| ۱۰۴ | نیک تاش | (فارسی، ترکی) : نیک (فارسی) + تاش (ترکی) همتا و مانند نیکان. |
| ۱۰۵ | نیک چهر | نیک چهره، خوبرو، نیکوروی، زیبا |
| ۱۰۶ | نیک چهره | نیکچهر، خوبرو، نیکوروی، زیبا |
| ۱۰۷ | نیک دخت | دختر خوب و نیکو |
| ۱۰۸ | نیک رخسار | آن که دارای چهره ای پاک و زیباست. |
| ۱۰۹ | نیک مهر | آن که دارای محبتی کامل و شایسته است. |
| ۱۱۰ | نیک یار | دوست مشفق |
| ۱۱۱ | نیکا | معنی اسم نیکا چه خوب است، خوشا، نام رودی در شمال ایران. |
| ۱۱۲ | نیکتا | خوب، نیکو. |
| ۱۱۳ | نیکناز | آن که دارای عشوه و غمزه ای خوب و نیکوست. |
| ۱۱۴ | نیکو / نیکی |
خوب، زیبا / خوبی، زیبایی مجازا یعنی خوب، پاک و دوست داشتنی. اسم فارسی زیبا |
| ۱۱۵ | نیلا | نیل (سنسکریت) + ا (فارسی) به رنگ نیل، نیلی؛ مشاهده معنی کامل: معنی اسم نیلا |
| ۱۱۶ | نیلاب | مجازا آبی ملایم و آرامش بخش. نام قدیم شهر جندی شاپور، همچنین مایعی آبی رنگ که در رنگرزی کاربرد دارد را می نامند. اسم دخترانه |
| ۱۱۷ | نیلرام | اسم فرشته نگهبان برف و باران و تگرگ. |
| ۱۱۸ | نیلگون | نیل (سنسکریت) + گون (فارسی) به رنگ نیل، کبود، لاجوردی. |
| ۱۱۹ | نیلیا | به زنگ نیلی، منسوب به نیلی، مرکب از نیلی و الف نسبت. |
| ۱۲۰ | نیمتاج | نیم (فارسی) + تاج (فارسی) تاج کوچک آراسته به جواهر. |
| ۱۲۱ | نیوان | نیوان اسم پسر است و در حال حاضر فقط بعنوان اسم پسر مورد پذیرش در ثبت احوال ایران است. |
| ۱۲۲ | نیواندخت | نیوان، نام مادر انوشیروان، همسر قباد پادشاه کیانی. |
| ۱۲۳ | نیوشا | شنوا، شنونده. علاوه بر این معنی جاودان نیز می دهد. بررسی کاملتر: اسم نیوشا. |
| ۱۲۴ | نیووند | نام گیاهی می باشد. |
| www.NameFarsi.com | ||
شامل اسم های دخترانه ترکی، کردی، اوستایی، پهلوی، لری و … با حرف نون.
زیباترین اسم های دخترانه با حرف ن به نظر شما کدام اسم ها هستند؟
در قسمت نظرات دیدگاه خود را بنویسید.





اسم دختر با ن نلای داریم؟
ضمنا نظرات قدیمی تر رو دیدم خیلی جالب بود نام ها