معنی اسم فرهام

معنی اسم فرهام

فرهام

بررسی دقیق و تخصصی اسم فرهام (معنی، ریشه، فراوانی، تلفظ، تاریخچه و …)

فرهام از جمله اسم های جدید (به اصطلاح عام) است. نامی که حدود یک دهه است که بیش از پیش به گوش ایرانیان آشنا شده. گرچه قدمت چند هزار ساله دارد.

معنی فرهام Farham name meaning

فرهام یعنی نیک اندیش. آنکه اندیشه نیکو، تفکرات زیبا و خوب دارد. به نوعی خوشفکر و به قول برخی از دوستان مثبت اندیش است! چه معنای زیبایی که ما را یاد مصرع “ای برادر تو همه اندیشه ای … ” از مولانا می اندازد.

ریشه اسم فرهام

فرهام اسم فارسی پسر است. اما اگر ریشه اصیل این نام را بررسی کنید، فرهام نیز مثل خیلی از نام های ایرانی، یک اسم اوستایی است و ریشه اوستایی دارد.

Farham
اسم فرهام Farham name

تلفظ فرهام

تلفظ اسم فرهام مشخص است و به صورت Farham یا بهتر است بگوییم Farhām خوانده می شود.

فرهام در ثبت احوال ایران

اسم فرهام مورد تایید ثبت احوال برای اسم پسر است.

معنی فرهام در ثبت احوال ایران

فرهام = اوستایی: نیک اندیش. از واژه‌ (اوستایی) فرایوهومت.

فراوانی اسم فرهام در ثبت احوال

تعداد اسم فرهام در ثبت احوال ایران ۴۹۶۲ نفر است. طبق آمار ثبت احوال تا ابتدای ماه جاری. البته متاسفانه این رقم از سال ۱۳۹۶ بروزرسانی نشده است. اما اسم فرهام از نام های با فراوانی نسبتا کم پسرانه است.

Farham name
اسم فرهام Farham name

اسم های شبیه فرهام

اسم دختر مشابه فرهام

اسم های فرناز، فریناز، رها و بهار از نام های شبیه و متناسب با نام فرهام هستند. برای دریافت متناسب ترین نام ها با موارد مدنظر خود، قسمت مشاوره اسم روی پیج را ببینید یا در اینستاگرام یا تلگرام NameFarsi به ما پیام دهید. پیشنهاد می کنیم قسمت اسم دختر با ف را نیز ببینید.

اسم پسر مشابه فرهام

نام های فرهاد، پرهام، فرهان و فرحان، رهام و اهورا از اسامی شبیه نام فرهام هستند. که همگی غیر از فرحان، نام فارسی پسرانه می باشند.

معنی اسم فرهام و پرهام

پرهام شبیه ترین است با نام فرهام است. اسم زیبای پسرانه فارسی که معادل ابراهیم عربی است. دقت شود که پرهام را نمی توان معادل یا صورت دیگری از نام فرهام دانست.

نام فارسی: مرجع نام ها #نام_فارسی_انتخاب_کنیم

فرشيد

معنی اسم فرشید

معنی نام فرشید

معنی و ریشه دقیق اسم فرشید

همانطور که در قسمت اسم پسر با ف و همچنین اینستاگرام نام فارسی گفتیم، اسم فرشید اسم فارسی پسرانه است. فرشید نام پسرانه محبوب، یک اسم خوش آوا، ۵ حرفی با معنی زیبا برای پسران است که ریشه پارسی دارد.

فرشید
معنی اسم فرشید

در ادامه درباره اسم فرشید بیشتر بخوانید.

بیشتر بخوانید

اسم با ف

نام پسر با ف

اسم پسر فارسی با حرف ف

اسم پسر با ف

اسامی پسرانه با حرف ف از جمله محبوب ترین نام های پسرانه هستند. در زبان پارسی بسیاری از اسم های زیبای پسرانه اصیل با حرف ف آغاز می شوند. نام هایی مثل فرهاد، فریبرز، فرشید، فریمان و … از اسمهای زیبا، شیک و اصیل فارسی هستند. نامهایی با معانی زیبا، خوش آوا که متعلق به تاریخ ایران زمین هستند. در لیست جدول زیر اسم های پسرانه فراسی با ف قرار دارند و در جدول صفحه بعدی اسامی پسرانه با ف، لیست نام های پسر ایرانی با ریشه کردی، ترکی، لری، اوستایی و … قرار دارند.

اسم با ف
اسم پسر با ف
ردیف نام فارسی معنی اسم
۱فارناس  نام پادشاه کاپادوکیه
۲فارناسس  اسم برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی
۳فارناک  = فارناس، نام برادر همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی
۴فاریاب  = پاریاب، فاراب، نام شهری در استان کرمان و اطراف کهنوج، نام پیشین دولت آباد در افغانستان
۵فرابرز  نام پهلوانی ایرانی، اسم یکی از سرداران داریوش کبیر، به تعبیر لغت نامه دهخدا شاید همان فرامرز باشد، بلند بالا
۶فرادخت  مرکب از فرا (بالاتر) + دخت (بخشنده)
۷فراراد  مرکب از فرا (بالاتر) + راد (بخشنده) = بسیار بزرگوار
۸فرازان  مرکب از فراز (جای بلند) + ان (پسوند نسبت)
۹فرازمان  حکم و فرمان
۱۰فراسیاک  افراسیاب
۱۱فرامرز  مرکب از فر + آمرز، آمرزنده دشمن = بسیار بزرگوار، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، اسم پسر رستم دستان پسر زال. هم چنین برخی فرامرز را ترکیب فر + مرز می دانند که معنی اسم می شود: شکوه مرزداری.
۱۲فراوک  اوستایی نام پسر نساک و سیامک در داستان آفرینش اوستا.
۱۳فراهل  نبیره کیومرث نخستین پادشاه پیشدادی
۱۴فراهیم  اسم جد زرتشت
۱۵فراهین  فرایین
۱۶فرایین  از شخصیتهای شاهنامه، از بزرگان و مشاوران دربار قباد پادشاه ساسانی، همچنین نام یکی از پادشاهان ساسانی
۱۷فربد  دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند، مناعت، بزرگی. اسم پسر فارسی
۱۸فربود  راست و درست
۱۹فربین بیننده شکوه و جلال، مرکب از فر به معنای شکوه و جلال و بین صفت فاعلی مرخم از بیننده
۲۰فرتاش  وجودی که در برابر عدم است.
۲۱فرتوس  نام یکی از سرداران سپاه افراسیاب
۲۲فرجود  معجزه، اعجاز
۲۳فرخ بد  فرخنده و خجسته
۲۴فرخ به  مرکب از فرخ (به معنی مبارک) + به (به معنای بهترین)، نام پسر ماه خدای پسر فیروز پسر گردآفرین
۲۵فرخ تاش  فرخ (فارسی) + تاج (فارسی) مرکب از فرخ (مبارک) + تاش (پسوند همراهی)
۲۶فرخ داد  مرکب از فرخ (مبارک) + داد (عدالت)
۲۷فرخ زند  مرکب از فرخ (مبارک) + زند، نام پسر علیمردان خان زند.
۲۸فرخ شاد  مرکب از فرخ (مبارک) + شاد، نام یکی از درباریان در زمان ساسانیان.
۲۹فرخ یار  دارای یار مبارک و خجسته یا یار فرخنده و مبارک
۳۰فرخان  نام پسر اردوان آخرین پادشاه اشکانی، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی، موبدی در شاهنامه.
۳۱فرخزاد  نام فرشته موکل بر زمین، از شخصیت های شاهنامه، اسم پسر هرمزد برادر رستم هرمزان از سرداران سپاه یزگرد پادشاه ساسانی، نیز یکی از شاهان آن سلسله.
۳۲فرخنده پی فرخ پی
۳۳فرداد  = فر + داد: داده شکوه، زیبایی و جلال
۳۴فرداد منش  نام یکی از سرداران هخامنشی
۳۵فردین یگانه، تنها، همچنین مخفف فروردین نام ماه اول از سال شمسی، اسم نوزدهمین روز از هر ماه شمسی در ایران قدیم
۳۶فرزاد  زاده شکوه و جلال
۳۷فرزام  لایق، درخور، شایسته
۳۸فرزان  فرزانه، خردمند، عالم، دانشمند
۳۹فرزن  نام روستایی در نزدیکی هرات
۴۰فرزنه  اسم روستایی در نزدیکی مشهد
۴۱فرزیان  نام روستایی در نزدیکی بروجرد
۴۲فرزین  وزیر در بازی شطرنج
۴۳فرساد  حکیم، دانشمند، دانا
۴۴فرسام  دارای شکوه و عظمتی چون سام
۴۵فرسمن  نام پادشاه گرجستان در زمان اردوان سوم پادشاه اشکانی
۴۶فرشاد  شا دمان، مسرور، خوشحال، هم چنین به معنی روح و عقل، کره مریخ
۴۷فرشید  دارای شکوه و عظمتی چون خورشید، درخشانتر، نام برادر پیران ویسه.
۴۸فرشیدورد  از شخصیتهای شاهنامه، اسم دلاوری تورانی، برادر پیران ویسه در زمان افراسیاب تورانی، همچنین نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی.
۴۹فرشیم  قسم، جزو
۵۰فرطوس  از شخصیتهای شاهنامه، نام مهندسی رومی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی
۵۱فرغار  شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی
۵۲فرغان فرغانه، نام شهری در ترکستان قدیم
۵۳فرمان  حکم، امر، دستور
۵۴فرمد  نام روستایی در نزدیکی طوس
۵۵فرمند  فر + مند = دارای شکوه و وقار
۵۶فرمین فرمان
۵۷فرناد  پایان و پایاب
۵۸فرناس  نیم خواب و خواب آلود، نام پسر فرناباذ یکی از درباریان اردشیر درازدست پادشاه هخامنشی
۵۹فرناک  نام پادشاه کاپادوکیه که پس از اسکندر در آسیای صغیر حکومتی تشکیل داد.
۶۰فرنام  دارای نام باشکوه و زیبا، نام یکی از سرداران شاپور
۶۱فرند به کسر ف و کسر ر، معرب پرند، حریر منقش، بسیار نرم و لطیف و زیبا
۶۲فرنود  برهان، دلیل
۶۳فرنور مرکب از فر به معنای شکوه و جلالی که دیگران را به شگفتی وا می دارد بعلاوه نور، کسی دارای چهره ای بسیار نورانی و باشکوه است.
۶۴فرواک  پیشگفتار، پیش سخن، نام پسر سیامک پادشاه پیشدادی
۶۵فرود  از شخصیتهای شاهنامه، اسم پسر سیاوش و جریره و برادر کیخسرو پادشاه کیانی.
۶۶فرورتیش  نام یکی از پادشاهان ماد
۶۷فروهل  از شخصیت های شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی در سپاه رستم پهلوان شاهنامه.
۶۸فرهاد  از شخصیت های شاهنامه و از پهلوانان ایرانی جزو سپاه کیکاووس پادشاه کیانی، عاشق افسانه‌ای شیرین؛ برخی فرهاد را ترکیب فر + اد می دانند و لذا معنی اسم فرهاد، شکوهمند و با شکوه می شود. در برخی منابع نیز فرهاد را “یاری” معنی کرده‌اند.
۶۹فرهان  نام مکانی در نزدیکی همدان؛ به معنی با شکوه، شکوهمند.
۷۰فرهمند دارای شکوه و نور خیره کننده، باشکوه و موقر، مجازا به معنای باهوش، خردمند ، دانا.
۷۱فرهود  پرهود، صداقت و راستی در دین، هم چنین فلزی که رنگ آن به علت حرارت دگرگون شده است را گویند.
۷۲فرهوش  دارای هوش و ذکاوت
۷۳فرهوشداد  دارنده فر و هوش. فر به معنی شکوه و عظمت. نام فرماندار طبرستان در زمان داریوش پادشاه هخامنشی
۷۴فری توس  از نام های باستانی.
۷۵فریان  به معنی آزاده، آزادگی، از شخصیت های شاهنامه و نیز اسم فرمانروای اندلس در زمان مقدونی
۷۶فریبرز  از شخصیت های شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی فرزند کیکاووس پادشاه کیانی
۷۷فریتون فریدون، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش
۷۸فریشاد  مرکب از فری (با شکوه) + شاد (خوشحال)
۷۹فریمان  نام بخشی از استان خراسان.
۸۰فریمن  زیبا اندیش، خوش فکر
۸۱فریمند  صاحب زیبایی و شکوه.
۸۲فرینام  دارای نام با شکوه و زیبا
۸۳فرینوش  فری (شکوهمند) + نوش (به معنی عسل، شیرین یا از مصدر نوشیدن). شکوه شیرین
۸۴فریین  بیننده شکوه و جلال
۸۵فغانیش  از شخصیت های شاهنامه فردوسی، اسم پادشاه هیتال در زمان حکومت پیروز یزدگرد پادشاه ساسانی.
۸۶فیروز  پیروز، مظفر و منصور
۸۷فیروزان  پیروزان
www.NameFarsi.com

ادامه: مشاهده اسم پسر ایرانی با ف