مشاوره انتخاب اسم

اسمهای جدید

اسم با م

معنی اسم ملیکا

معنی نام ملیکا

معنی و ریشه دقیق اسم ملیکا

همانطور که در قسمت اسم های دختر با م در وبسایت NameFarsi.com دیده اید، اسم ملیکا یک اسم دخترانه با ریشه یونانی است. ملیکا یک اسم خوش آوا با فراوانی کم است که می تواند گزینه مناسبی برای پدر مادر هایی که به دنبال اسم های خاص و با فراوانی نسبتا کم هستند باشد.

ملیکا

معنی اسم ملیکا

در ادامه توضیحات تکمیلی درباره اسم ملیکا را خواهید خواند:

Continue reading

معنی اسم مانیا

اسم مانیا

خیلی از دوستان معنی اسم مانیا را در پست های قبلی نام فارسی و اینستاگرام نام فارسی NameFarsi@ پرسیدند، بنابراین در این پست معنی این اسم بین المللی را قرار داده ایم.

معنی نام مانیا

مانیا

معنی مانیا

ریشه اسم مانیا

اسم مانیا یک اسم بین المللی است. برخی ریشه مانیا Mania را عبری (مراجعه شود به زبان عبری) می دانند. مانیا به این شکل Mania در لهستان بسیار برای نامگذاری دختران مورد استفاده قرار می گیرد و آن را شکل دیگر اسم مریم می دانند. اسم مانیا Manya در هندی به معنی شایسته احترام است. نام مانیا در فارسی به معنی علاقه بسیار زیاد است. اسم مانیا در روسی و اوکراینی نیز به معنی تلخ است.

مانیا

معنی اسم مانیا

معنی اسم مانیا

همانطور که در قسمت اسم های دخترانه با حرف م گفتیم اسم مانیا در فارسی به معنای علاقه بسیار زیاد است. مانیا به شکل لاتین Mania و Manya یک اسم دخترانه بین المللی است. در عبری به معنی دریای تلخی که به یکی از معانی اسم مریم Mary (دریای غم) خیلی نزدیک است، اسم مانیا در لاتین به معنی تلخ، در هندی به معنی شایسته احترام و محترم است.

علاوه بر این اسم مانیا در پارسی باستان خانه و سرای معنا شده است این گونه که در زبان پهلوی برابر با واژه‌ “مان” به معنی خانه و مسکن است. در یونانی، mania شیدایی، عشق شدید، شوق مفرط، شیفتگی معنی شده است.

اسم مانیا در ثبت احوال ایران

مانیا به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال است. معنی مانیا در ثبت احوال ایران:

  1. در زبان پارسی باستان خانه، سرای.
  2. در پهلوی معادل واژه‌ی مان به معنی خانه و مسکن.

فراوانی اسم مانیا

تعداد از مانیا در ایران ۱۴۶۸۲ نفر است. از نظر تعداد و فراوانی از نام های با فراوانی نسبتا کم است.

مانیا در تاریخ

  • نام زن زِنیس حاکم ولایت اِاُلی جزو ایالات تحت فرماندهی فرناباذ (سردار بزرگ ایران در زمان اردشیر دوم هخامنشی).
  • مانیا نام خواهر ماری کوری، دانشمند مشهور لهستانی، نیز بوده است.

مانیا در اساطیر روم

مانیا یا مانئا در اساطیر رومی و اتروسکی، ایزدبانوی مرگ بوده است. واژه مانیا با کلمه “مِنوس” در زبان یونان باستان (که به معنای زندگی، و قدرت است) و با کلمه اوستایی “ماینیو” به معنای روح، قرابت واژگانی دارد.

مانیا در علم روانشناسی

خیلی از همراهان نام فارسی معتقد بودند که اسم مانیا یک نوع بیماری (بیماری مانیک) است، لذا در این قسمت توضیحاتی درباره مانیا در علم روانشناسی می دهیم. مانیا یا شیدایی عکس حالت افسردگی است. در مانیا خُلق (mood) و انرژی بیمار بسیار بالاست. تظاهرات اصلی مانیا عبارت اند از سرخوشی، تحریک پذیری، پرکاری و عقاید خود مهم انگاری. مانیا به صورت شادی، خوش بینی افراطی و خوشحالی سرایت کننده تظاهر می‌کند.

ممکن است خیلی از اسامی مثل خیلی از واژگان در زبان های مختلف یا اصطلاحات علوم مختلف معانی متفاوتی دهند (معانی مثبت یا منفی). اسم مانیا، اسم با م، از اسم های با فراوانی کم و با معنی خوب در زبان فارسی است. بسته به این که فرد به چه میزان به معانی منفی و مثبت آن اسم اهمیت دهد می تواند آن اسم را انتخاب نماید یا انتخاب ننماید!

نام پسر با م

اسم پسر فارسی با حرف م

فهرست کامل زیباترین اسامی پسرانه با م

نام های پسرانه با حرف میم

اسم پسرانه با م

اسم پسر با م

اسم پسر فارسی با م

نام های پسرانه پارسی بسیاری هستند که با حرف م شروع می شوند. در واقع اسامی پسرانه محبوب با م فراوانی زیادی دارند. حرف میم از لحاظ آوایی خوش آوا و گوش نواز است. ادای حرف م راحت بوده و تلفظ نام های با حرف م آسان است. در جدول زیر اسامی پارسی با م قرار دارند. خیلی نام های محبوب پسر با م شروع می شوند. مثل اسم مهراد، ماکان، ماهان.

در صفحه بعدی نیز نام های پسرانه ایرانی با م قرار گرفته اند. یعنی اسامی پسر با م با سایر ریشه ها. اسم پسر کردی، ترکی، لری و غیره با حرف میم.

اسم پسر با م

در ادامه لیست کامل اسم های پسرانه با حرف م را مشاهده می کنید. به همراه معنی دقیق اسمها.

ردیف نام فارسی معنی اسم
۱ماتیار = مادیار، مرکب از ماد مخفف مادر + یار = یار مادر، کمک کننده به مادر
۲ماخ  از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام سخندانی پیر، مرزبان هری و هم چنین از راویان شاهنامه
۳مادیس  اسم پادشاه سکائیان
۴ماراسپند  کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، هم چنین در ایران قدیم روز بیست و نهم از هر ماه شمسی را ماراسپند می نامیدند.
۵ماراسفند  = ماراسپند
۶ماروسپند  نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی، از شخصیتهای شاهنامه فردوسی نیز می باشد.
۷مازیار  پسر قارون، از سپهبدان مازندران در قرن سوم که علیه خلیفه بغداد شورش کرد.
۸ماکان  نام پسر کاکی از پادشاهان مازندران در قرن چهارم
۹مانای  سرکرده پارسیان در زمان سلطنت دیوکس پادشاه ماد
۱۰ماندا علم، دانش، معرفت، ادارک، شناخت، مندائیان مذهب مردم صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به اسم صائبین یاد شده است.
۱۱مانی  نام بنیانگذار آیین مانوی، پیامبر ایرانی در زمان شاپور ساسانی.
۱۲ماه برزین  دارای شکوهی چون ماه، شکوهمند چون ماه
۱۳ماه بنداد  اسم یکی از بزرگان عصر انوشیروان پادشاه ساسانی.
۱۴ماه فرزین  نام پدر به آفرید
۱۵ماه گشسپ  نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی
۱۶ماه مهر  مرکب از ماه + مهر (محبت یا خورشید)، نام پدر ماهیار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی
۱۷ماهان  منسوب به ماه: روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان، نام پدر سهل از بزرگان مرو بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه.
۱۸ماهداد  به معنی داده ماه، اسم شخصی که اردشیر پادشاه ساسانی او را به مقام موبدان موبدی برگزید.
۱۹ماهو  نام حاکم سیستان در زمان یزگرد پادشاه ساسانی
۲۰ماهو  از شخصیتهای شاهنامه، نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی.
۲۱ماهونداد  نام پدر دستور آذرباد از موبدان
۲۲ماهیار  دوست و یاور ماه، از شخصیتهای شاهنامه، نام زرگری در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی
۲۳مدریک پسر تیز هوش، انسان فهیم، کسی که درک می کند
۲۴مدیوماه  اسم پسر عموی زرتشت
۲۵مرداس  مرد آسمانی، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پدر ضحاک که مرد نیکی بود و بدست پسرش کشته شد، نام پادشاهی پرهیزکار و بخشنده از دشت سواران و نیزه گزار
۲۶مردافکن  آن که مردان را به زمین می زند و شکست می دهد، قوی و زورمند، نام یکی از بزرگان ایران
۲۷مردان شه  شاه مردان، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی
۲۸مرداویج  مرد آویز نام سرسلسله امرای زیاری در قرن چهارم و پنجم
۲۹مردو  از شخصیتهای شاهنامه، نام باغبان خسروپرویز پادشاه ساسانی
۳۰مزدا  در ادیان ایرانی، خداوند
۳۱مزدک  از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی خردمند و آورنده آیین مزدکی، خردمند کوچک
۳۲مسباد  از نامهای دوران هخامنشی
۳۳مشکان  مشک (سنسکریت) + ان (فارسی) مشک (ماده ای معطر) + ان (نشانه جمع فارسی)، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی.
۳۴مکابیز  مگابیز، نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی
۳۵مگابیز  = مکابیز، اسم یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی
۳۶منجیک  نام شاعر ایرانی قرن چهارم، منجیک ترمذی اسم زیبای فارسی
۳۷مندا علم دانش ادارک شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.
۳۸مندی  از نامهای امروزی زرتشتیان
۳۹منشور  از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان تورانی در سپاه افراسیاب تورانی
۴۰منوچهر  در اوستا آن که از نژاد منوش است
۴۱منوش  از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و نوه دختری ایرج از پادشاه پیشدادی، نام یکی از ناموران قدیم که امروزه در اوستا اسمی از او نیست.
۴۲منوشان  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرمانروایان دلاور ایرانی که از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی بود.
۴۳منوشچهر منوچهر
۴۴موتا  نام یکی از سرداران دیلمی
۴۵مهان  بزرگان
۴۶مهباد  مرکب از مه (بزرگ) + یاد (بد، پسوند اتصاف)، نام یکی از سرداران هخامنشی
۴۷مهبد مهبود، سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است، از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیرانوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد.
۴۸مهبود مهبد، سرور ماه، کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است، از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیرانوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد.
۴۹مهداد  داده ماه
۵۰مهرآزاد  مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + آزاد (رها)
۵۱مهراب  به معنی دوستدار آب، هم چنین به معنی کسی که فروغ خورشید دارد، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه کابل از نوادگان ضحاک در زمان حکومت سام نریمان و پدر رودابه مادر رستم پهلوان شاهنامه
۵۲مهراد  بخشنده بزرگ
۵۳مهراز  راز بزرگ
۵۴مهراس  از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی رومی و نماینده قیصر روم در دربار انوشیروان پادشاه ساسانی
۵۵مهراسپند  ماراسپند، کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
۵۶مهرام  ماه آرام
۵۷مهران  مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + ان (پسوند نسبت)، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر اورند سردار ایرانی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی
۵۸مهران ستاد  از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی خردمند و راد و جهاندیده در درگاه انوشیروان پادشاه ساسانی
۵۹مهربد  مرکب از مهر (خورشید) + بد (پسوند اتصاف)
۶۰مهربرزین  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی
۶۱مهربنداد  از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی
۶۲مهرپویا  آن که در راه مهر و محبت قدم برمیدارد
۶۳مهرتاش  اسم پسر فارسی ترکی: مهر (فارسی) + تاش (ترکی) = همتای مهر.
۶۴مهرداد  داده خورشید، نام چند تن از پادشاهان اشکانی
۶۵مهردار  دارنده مهر و محبت NameFarsi.com
۶۶مهرسام پسر خونگرم و مهربان، مرکب از مهربه معنای مهربانی یا خورشید و سام به معنای آتش است.
۶۷مهرشاد شادمهر، مرکب از شاد (خوشحال) + مهر (محبت یا خورشید)، نام شهر یا مکانی در نیشابور
۶۸مهرماه  مرکب از مهر (محبت و دوستی) + ماه، نام پسر ساسان
۶۹مهرنرسه  نام پسر ورزاک از خاندان ساسانیان.
۷۰مهرنیا از نسل خورشید، زیبا و درخشان.
۷۱مهریاد یادگار خورشید، مرکب از مهر و یاد.
۷۲مهریار  دوست و یار خورشید
۷۳مهزیار نام پدر علی بن مهزیار که توفیق ملاقات با امام زمان را به دست آورد و مقبره ایشان در شهر اهواز است.
۷۴مهست  بزرگترین و مهمترین، نام پسر داریوش پادشاه هخامنشی
۷۵مهنام  دارای نام زیبا.
۷۶مهند تکه ای از ماه، اندکی از ماه، به فتح میم و ه و سکون نون و دال، اسم پسر خراسانی.
۷۷مهیاد یاد و خاطره ماه، کسی که زیباییش یاد آور ماه است، دارای چهره ای زیبا چون ماه.
۷۸مهیار  ماهیار، یار ماه
۷۹میر فرهان میر بمعنای بزرگ + فرهان که نام شهری نزدیک همدان است.
۸۰میرو  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی.
۸۱میرین  از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم
۸۲میشا  همیشه بهار، همیشه جوان، گیاهی که همیشه سبز است.
۸۳میشان  نام روستایی در استان کهگیلویه
۸۴میلاد  صورت دیگری از مهرداد، از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از دلیران ایرانی زمان کیکاووس پادشاه کیانی.
۸۵میلان نام دو روستا در شهرهای لردگان و تبریز
۸۶میهن یار  دوست و یار وطن
www.NameFarsi.com

◄ ادامه: مشاهده:

اسم پسر ایرانی با م

شامل نام های پسرانه کردی، اسامی ترکی، لری و … با حرف م.