Mehras name meaning

معنی اسم مهراس

مهراس

Mehras name
معنی اسم مهراس

بررسی تخصصی نام مهراس، اسم پسرانه ایرانی

مهراس اسم پسر شیک ایرانی که به اصطلاح خیلی از پدر مادر ها یک اسم جدید پسرانه محسوب می شود. چون کمتر برای نامگذاری استفاده شده و به گوش خیلی ها یک اسم جدید است. مهراس اسمی دو هجایی، اسم پسر با م، نامی تاریخی است که در ادامه معنی، ریشه، فراوانی و سایر اطلاعات این نام زیبا را خواهید خواند. البته پیش از این، با این اسم شیک پسر در اینستاگرام #نام_فارسی آشنا شده بودید.

معنی مهراس

معنی لغوی برای نام مهراس در منبع معتبری نیامده است. برخی از نام های ایرانی بخصوص اسامی پسرانه این ویژگی را دارند و فقط نام یک شخصیت تاریخی بوده اند و معنی لغوی آن اسم را کسی به درستی نمی داند. مهراس از شخصیت های کتاب شاهنامه فردوسی، نام موبدی رومی و نماینده قیصر روم در دربار انوشیروان ساسانی بوده است شاید به همین دلیل برخی معتقدند مهراس اسمی با ریشه غیری ایرانی است.

ریشه اسم مهراس

از آنجا که اسم مهراس از اسامی شاهنامه ای است پس یک نام باستانی محسوب می شود. در اکثر منابع مهراس، یک اسم اصیل ایرانی ذکر شده است. اما در برخی منابع مثل ثبت احوال این نام عبری ریشه یابی شده است. عبری هم زبانی باستانی و متفاوت از زبان عربی است.

اسم مهراس در ثبت احوال ایران

مهراس از اسم های مورد تایید ثبت احوال بعنوان اسم پسرانه است.

معنی مهراس در ثبت احوال

مهراس = (عبری) نام پدر الیاس پیامبر. موبدی رومی كه قیصر او را به ریاست شصت موبد به نزد انوشیروان فرستاد تا هدیه ها نزد او برد و با او پیمان دوستی ببندد و باژو ساو را بپذیرد.

فراوانی اسم مهراس

تعداد اسم مهراس در ایران ۷۹۸ نفر طبق آمار ثبت احوال تا تاریخ ۱۳ تیر ماه ۱۳۹۹ است. که البته متاسفانه خیلی قابل اتکا نیست، چون از سال ۱۳۹۶ این عدد ثابت باقی مانده است.

Mehrasa
مهرآسا

اسم های شبیه مهراس

از نام های شبیه مهراس می توان به اسم های زیر اشاره کرد:

اسم پسر شبیه مهراس:

مهرسام، راستین، هیرسا و قسمت اسم پسر با م را ببینید.

اسم دختر شبیه مهراس:

مهرآسا، مهرسا، مهرناز و قسمت اسم دختر با م را ببینید.

برای دریافت متناسب ترین نام ها با موارد مد نظر خود یا سلیقه تان قسمت مشاوره اسم در وبسایت را ببینید.

نظر شما درباره این اسم چیست؟ آیا این نام را برای فرزند پسر می پسندید؟

عکس مهراس

مهراس خوشتیپ که مامان باباش اسمش رو از نام فارسی انتخاب کردن:

Mehras boy name

ملیکا

معنی اسم ملیکا

معنی نام ملیکا

معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم ملیکا

همانطور که در قسمت اسم دختر ایرانی با م در وبسایت NameFarsi.com دیده اید، اسم ملیکا یک اسم دخترانه با ریشه یونانی است. مليكا یک اسم خوش آوا با فراوانی کم است که می تواند گزینه مناسبی برای پدر مادر هایی که به دنبال اسم های خاص و با فراوانی نسبتا کم هستند باشد.

در ادامه توضیحات تکمیلی و بررسی دقیق اسم ملیکا را خواهید خواند:

بیشتر بخوانید

مانیا

معنی اسم مانیا

اسم مانیا

خیلی از دوستان معنی اسم مانیا را در پست های قبلی نام فارسی و اینستاگرام نام فارسی NameFarsi@ پرسیدند، بنابراین در این پست معنی این اسم بین المللی را قرار داده ایم.

معنی نام مانیا Mania name meaning

ریشه اسم مانیا

اسم مانیا یک اسم بین المللی است. برخی ریشه مانیا Mania را عبری (مراجعه شود به زبان عبری) می دانند. مانیا به این شکل Mania در لهستان بسیار برای نامگذاری دختران مورد استفاده قرار می گیرد و آن را شکل دیگر اسم مریم می دانند. اسم مانیا Manya در هندی به معنی شایسته احترام است. نام مانیا در فارسی به معنی علاقه بسیار زیاد است. اسم مانیا در روسی و اوکراینی نیز به معنی تلخ است.

معنی اسم مانیا

همانطور که در قسمت اسم های دخترانه با حرف م گفتیم اسم مانیا در فارسی به معنای علاقه بسیار زیاد است. مانیا به شکل لاتین Mania و Manya یک اسم دخترانه بین المللی است. در عبری به معنی دریای تلخی که به یکی از معانی اسم مریم Mary (دریای غم) خیلی نزدیک است، اسم مانیا در لاتین به معنی تلخ، در هندی به معنی شایسته احترام و محترم است.

علاوه بر این اسم مانیا در پارسی باستان خانه و سرای معنا شده است این گونه که در زبان پهلوی برابر با واژه‌ “مان” به معنی خانه و مسکن است. در یونانی، mania شیدایی، عشق شدید، شوق مفرط، شیفتگی معنی شده است.

اسم مانیا در ثبت احوال ایران

مانیا به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال است. معنی مانیا در ثبت احوال ایران:

  1. در زبان پارسی باستان خانه، سرای.
  2. در پهلوی معادل واژه‌ی مان به معنی خانه و مسکن.

فراوانی اسم مانیا

تعداد از مانیا در ایران ۱۴۶۸۲ نفر است. از نظر تعداد و فراوانی از نام های با فراوانی نسبتا کم است.

مانیا در تاریخ

  • نام زن زِنیس حاکم ولایت اِاُلی جزو ایالات تحت فرماندهی فرناباذ (سردار بزرگ ایران در زمان اردشیر دوم هخامنشی).
  • مانیا نام خواهر ماری کوری، دانشمند مشهور لهستانی، نیز بوده است.
مانیا
معنی مانیا

مانیا در اساطیر روم

مانیا یا مانئا در اساطیر رومی و اتروسکی، ایزدبانوی مرگ بوده است. واژه مانیا با کلمه “مِنوس” در زبان یونان باستان (که به معنای زندگی، و قدرت است) و با کلمه اوستایی “ماینیو” به معنای روح، قرابت واژگانی دارد.

مانیا در علم روانشناسی

خیلی از همراهان نام‌فارسی معتقد بودند که اسم مانیا یک نوع بیماری (بیماری مانیک) است، لذا در این قسمت توضیحاتی درباره مانیا در علم روانشناسی می دهیم. مانیا یا شیدایی عکس حالت افسردگی است. در مانیا خُلق (mood) و انرژی بیمار بسیار بالاست. تظاهرات اصلی مانیا عبارت اند از سرخوشی، تحریک پذیری، پرکاری و عقاید خود مهم انگاری. مانیا به صورت شادی، خوش بینی افراطی و خوشحالی سرایت کننده تظاهر می‌کند.

ممکن است خیلی از اسامی مثل خیلی از واژگان در زبان های مختلف یا اصطلاحات علوم مختلف معانی متفاوتی دهند (معانی مثبت یا منفی). اسم مانیا، اسم با م، از اسم های با فراوانی کم و با معنی خوب در زبان فارسی است. به عقیده تیم نام‌فارسی، حیف هست که یک نام زیبای فارسی به خاطر اینکه در اصطلاحی پزشکی معنی مثبتی ندارد از فرهنگ و دایره اسامی و واژگان ما حذف شود. مسلما این نام خیلی پیش تر از اینکه اصطلاح پزشکی به وجود بیاید در زبان ما موجود بوده است و تاریخچه ای دیرینه تر دارد.

نظر شما درباره اسم مانیا چیست؟ آیا این نام را برای فرزند می پسندید؟

Boys' name with m

نام پسر با م

اسم پسر فارسی با حرف م

فهرست کامل زیباترین اسامی پسرانه با م

نام های پسرانه با حرف میم

اسم پسر فارسی با م

نام های پسرانه پارسی بسیاری هستند که با حرف م شروع می شوند. در واقع اسامی پسرانه محبوب با م فراوانی زیادی دارند. حرف میم از لحاظ آوایی خوش آوا و گوش نواز است. ادای حرف م راحت بوده و تلفظ نام های با حرف م آسان است. در جدول زیر اسامی پارسی با م قرار دارند. خیلی نام های محبوب پسر با م شروع می شوند. مثل اسم مهراد، ماکان، ماهان. علاوه بر این بسیاری از نام های پسر با م از اسم های شاهنامه ای هستند که این اصالت این اسامی پسرانه را نشان می دهد.

در صفحه بعدی نیز نام های پسرانه ایرانی با م قرار گرفته اند. یعنی اسامی پسر با م با سایر ریشه ها. اسم پسر کردی، ترکی، لری و غیره با حرف میم.

Boy name with M
اسم پسر با م

اسم پسر با م

در ادامه لیست کامل اسم های پسرانه با حرف م را مشاهده می کنید. به همراه معنی دقیق اسم ها.

ردیف نام فارسی  معنی اسم
۱ ماتیار  = مادیار، مرکب از ماد مخفف مادر + یار = یار مادر، کمک کننده به مادر.
۲ ماخ   از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام سخندانی پیر، مرزبان هری و هم چنین از راویان شاهنامه.
۳ مادیس   اسم پادشاه سکائیان. سکاییان یا سکاها دسته‌ای از مردمان کوچ‌نشین ایرانی‌تبار بوده اند که دوران زندگی شان به پیش از هخامنشیان برمی‌گردد.
۴ ماراسپند   کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، هم چنین در ایران قدیم روز بیست و نهم از هر ماه شمسی را ماراسپند می نامیدند.
۵ ماراسفند   = ماراسپند
۶ ماروسپند   نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی، از شخصیتهای شاهنامه فردوسی نیز می باشد.
۷ مازیار   مازیار یعنی = ماه ایزدیار، مازدیار. صاحبِ كوه ماز. نام پسر قارون، از سپهبدان مازندران در قرن سوم که علیه خلیفه بغداد شورش کرد. ماه ایزدیار را می توان ماه یار خداوند، زیباروی که دوست پروردگار است، معنی کرد.
۸ ماکان   نام پسر کاکی از پادشاهان مازندران در قرن چهارم. بررسی دقیق تر: اسم ماکان.
۹ مانای   فرمانده پارسیان در زمان سلطنت دیوکس پادشاه ماد.
۱۰ ماندا  علم، دانش، معرفت، ادارک، شناخت، مندائیان مذهب مردم صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به اسم صائبین یاد شده است.
۱۱ مانی   نام بنیانگذار آیین مانوی، پیامبر ایرانی در زمان شاپور ساسانی. بررسی تخصصی و نظرات درباره اسم مانی را بخوانید: مانی.
۱۲ ماه برزین   دارای شکوهی چون ماه، شکوهمند چون ماه.
۱۳ ماه بنداد   اسم یکی از بزرگان عصر انوشیروان پادشاه ساسانی.
۱۴ ماه فرزین   نام پدر به آفرید
۱۵ ماه گشسپ   نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی.
۱۶ ماه مهر   مرکب از ماه + مهر (محبت یا خورشید)، نام پدر ماهیار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۱۷ ماهان   منسوب به ماه: روشن و زیبا چون ماه، نام شهری در استان کرمان، نام پدر سهل از بزرگان مرو بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه. بررسی دقیق تر: اسم ماهان.
۱۸ ماهداد   به معنی داده ماه، اسم شخصی که اردشیر پادشاه ساسانی او را به مقام موبدان موبدی برگزید.
۱۹ ماهو   نام حاکم سیستان در زمان یزگرد پادشاه ساسانی.
۲۰ ماهو   از شخصیتهای شاهنامه، نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی.
۲۱ ماهونداد   نام پدر دستور آذرباد از موبدان.
۲۲ ماهیار   دوست و یاور ماه، از شخصیتهای شاهنامه، نام زرگری در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۲۳ مدریک  پسر تیز هوش، انسان فهیم، کسی که درک می کند.
۲۴ مدیوماه   اسم پسر عموی زرتشت.
۲۵ مرداس   مرد آسمانی، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پدر ضحاک که مرد نیکی بود و بدست پسرش کشته شد، نام پادشاهی پرهیزکار و بخشنده از دشت سواران و نیزه گزار.
۲۶ مردافکن   آن که مردان را به زمین می زند و شکست می دهد، قوی و زورمند، نام یکی از بزرگان ایران.
۲۷ مردان شه   شاه مردان، از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از چهار پسر شیرین و خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۲۸ مرداویج   مرد آویز نام سرسلسله امرای زیاری در قرن چهارم و پنجم.
۲۹ مردو   از شخصیت های شاهنامه، نام باغبان خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۳۰ مزدا   در ادیان ایرانی، خداوند.
۳۱ مزدک   از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی خردمند و آورنده آیین مزدکی، خردمند کوچک.
۳۲ مسباد   از نام های دوران هخامنشی.
۳۳ مشکان   مشک (سنسکریت) + ان (فارسی) مشک (ماده ای معطر) + ان (نشانه جمع فارسی)، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی.
۳۴ مکابیز   مگابیز، نام یکی از سرداران داریوش پادشاه هخامنشی.
۳۵ مگابیز   = مکابیز، اسم یکی از سرداران داریوش هخامنشی.
۳۶ منجیک   نام شاعر ایرانی قرن چهارم، منجیک ترمذی اسم فارسی
۳۷ مندا  علم دانش ادارک شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.
۳۸ مندی   از نام های امروزی زرتشتیان.
۳۹ منشور   از شخصیت های شاهنامه، نام پهلوان تورانی در سپاه افراسیاب تورانی. ثبت احوال منشور را این چنین معنی کرده است: (عربی) ۱- اصول، نظریات و عقاید كسی یا سازمانی كه به صورت رسمی و اعلامیه اعلام و منتشر می‌شود؛ ۲- (در قدیم) حكم، فرمان؛ ۳- سند، قباله؛ ۴- عهد و پیمان. بسیاری از ما ایرانیان با شنیدن واژه منشور یاد منشور کوروش می افتیم. استوانه ای که نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن، سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌ است.
۴۰ منوچهر   در اوستا آن که از نژاد منوش است.
۴۱ منوش   از شخصیت های شاهنامه، نام پسر پشنگ و نوه دختری ایرج از پادشاه پیشدادی، نام یکی از ناموران قدیم که امروزه در اوستا اسمی از او نیست.
۴۲ منوشان   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرمانروایان دلاور ایرانی که از سپاهیان کیخسرو پادشاه کیانی بود.
۴۳ منوشچهر  منوچهر.
۴۴ موتا   نام یکی از سرداران دیلمی.
۴۵ مهان   بزرگان (با تلفظ Mehan)؛ اما باید بدانید که اسم مهان در حال حاضر بعنوان اسم دختر مورد تایید است و با تلفظ Mahān و به معنی مثل ماه.
۴۶ مهباد   مرکب از مه (بزرگ) + یاد (بد، پسوند اتصاف)، نام یکی از سرداران هخامنشی.
۴۷ مهبد  مهبود، سرور ماه،کناییه از کسی که زیباییش از ماه بیشتر است، از شخصیت های شاهنامه، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی که به ریختن زهر در غذای او متهم و کشته شد.
۴۸ مهبود  مهبد، معادل اسم مهبد که در بالا معنی شد.
۴۹ مهداد   داده ماه.
۵۰ مهرآزاد   مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + آزاد (رها).
۵۱ مهراب   به معنی دوستدار آب، هم چنین به معنی کسی که فروغ خورشید دارد، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه کابل از نوادگان ضحاک در زمان حکومت سام نریمان و پدر رودابه مادر رستم پهلوان شاهنامه.
۵۲ مهراد   بخشنده بزرگ. بررسی دقیق تر: اسم مهراد.
۵۳ مهراز   راز بزرگ. با تلفظ Mehraz به عنوان اسم دختر از اسامی مورد تایید ثبت احوال است.
۵۴ مهراس   از شخصیت های شاهنامه، نام موبدی رومی و نماینده قیصر روم در دربار انوشیروان پادشاه ساسانی. بررسی دقیق: اسم مهراس.
۵۵ مهراسپند   ماراسپند، کلام مقدس، نام فرشته نگهبان آب، نام روز بیست و نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم.
۵۶ مهرام   ماه آرام.
۵۷ مهران   مرکب از مهر (محبت یا خورشید) + ان (پسوند نسبت)، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر اورند سردار ایرانی در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی.
۵۸ مهران ستاد   از شخصیتهای شاهنامه، نام موبدی خردمند و راد و جهاندیده در درگاه انوشیروان پادشاه ساسانی.
۵۹ مهربد   مرکب از مهر (خورشید یا مهربانی) + بد (پسوند اتصاف). مهربد یعنی محافظ یا نگهبان مهربانی و محبت؛ ۲-(به مجاز) شخص مهربان.
۶۰ مهربرزین   از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی. همچنین نام یکی از سه آتشکده ی عصر ساسانی در ایران و نام گروهی از ناموران در ایران باستان. ترکیب مهر + برزین. برزین واژه پهلوی است و به معنی ۱- بالنده (بالنده مهر) فشرده‌ی آذر برزین مهر؛ ۲- (اَعلام) نام یكی از آتشكده‌ی ی بزرگ ایران. پسر مهربرزین می شود: مهر بزرگوار.
۶۱ مهربنداد   از شخصیتهای شاهنامه، نام مردی در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی.
۶۲ مهرپویا   آن که در راه مهر و محبت قدم بر می دارد. {و ثبت قدم است.}
۶۳ مهرتاش   اسم پسر فارسی ترکی: مهر (فارسی) + تاش (ترکی) = همتای مهر. مثل خورشید یا به مجاز مهربان.
۶۴ مهرداد   داده خورشید، نام چند تن از پادشاهان اشکانی.
۶۵ مهردار   دارنده مهر و محبت، مهربان. NameFarsi.com
۶۶ مهرسام  پسر خونگرم و مهربان، مرکب از مهر به معنای مهربانی یا خورشید و سام به معنای آتش است. بررسی دقیق تر: اسم مهرسام.
۶۷ مهرشاد  شادمهر، مرکب از شاد (خوشحال) + مهر (محبت یا خورشید)، نام شهر یا مکانی در نیشابور.
۶۸ مهرماه   مرکب از مهر (محبت و دوستی) + ماه، اسم پسر ساسان.
۶۹ مهرنرسه   نام پسر ورزاک از خاندان ساسانیان.
۷۰ مهرنیا  از نسل خورشید، زیبا و درخشان.
۷۱ مهریاد  یادگار خورشید، مرکب از مهر و یاد.
۷۲ مهریار   دوست و یار خورشید. هم چنین به معنی دوست مهربان.
۷۳ مهزیار  بررسی دقیق: اسم مهزیار. در برخی منابع مهزیار معادل مازیار معنی شده است. نام پدر علی بن مهزیار که روایت است که توفیق ملاقات با امام زمان را به دست آورد و مقبره وی در اهواز است. نام پدر علی اهوازی (علی ابن مهزیار اهوازی دورقی شیعی، مكنی (كنیه‌ی او) به ابوالحسن مشهور به پسر مهزیار، وی فقیه و مفسر بود).
۷۴ مهست   بزرگترین و مهمترین، اسم پسر داریوش پادشاه هخامنشی. معنی اعلی حضرت یا عالی قدر (صفت یا عنوانی برای شاه) نیز دارد. مهستا و مهستی نیز اسم دخترانه با م هستند.
۷۵ مهنام   دارای نام زیبا. ترکیب مه (ماه) + نام. آنکه نامش در ذهن و تاریخ می درخشد. دقت شود در حال حاضر این اسم برای دختر قابل ثبت در ثبت احوال ایران است.
۷۶ مهند  تکه ای از ماه، اندکی از ماه، به فتح میم و ه و سکون نون و دال، اسم پسر خراسانی. توجه داشته باشید که این نام در حال حاضر به عنوان اسم دخترانه در ثبت احوال به ثبت می رسد.
۷۷ مهیاد  یاد و خاطره ماه، کسی که زیباییش یاد آور ماه است، دارای چهره ای زیبا چون ماه.
۷۸ مهیار   ماهیار، یار ماه.
۷۹ میر فرهان  میر بمعنای بزرگ + فرهان که نام شهری نزدیک همدان است.
۸۰ میرو   از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از سرداران رستم هرمزان پادشاه ساسانی.
۸۱ میرین   از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری رومی و داماد قیصر روم.
۸۲ میشا   همیشه بهار، همیشه جوان، گیاهی که همیشه سبز است.
۸۳ میشان   نام روستایی در استان کهگیلویه.
۸۴ میلاد   صورت دیگری از مهرداد، از شخصیت های شاهنامه، نام یکی از دلیران ایرانی زمان کیکاووس پادشاه کیانی. در برخی منابع میلاد عربی شناخته شده و به معنی زمان تولد و تولد است.
۸۵ میلان  نام دو روستا در شهرهای لردگان و تبریز.
۸۶ میهن یار   دوست و یار وطن.
www.NameFarsi.com

◄ ادامه اسم های پسر ایرانی با م را حتما ببینید.

اسم پسرانه با م
اسم پسر با م

شامل نام های پسرانه با میم اسامی کردی، اسامی ترکی، لری، اوستایی و … با حرف م.

از لیست بالا انتخاب شما کدام اسم ها هست؟ در قسمت نظرات بنویسید.

 

نام دخترانه با م

اسم دختر با م

نام دختر ایرانی با حرف م

شامل اسم های زیبای دختر ایرانی (اسم دختر ترکی ، عبری، کردی، عربی و …) با حرف م.

اسم با حرف م
اسم با میم

به طور کلی اسم های با م از نام های محبوب ایرانی هستند. تعداد اسامی دختر و پسر با حرف م نسبتا فراوان است. اسم مریم که صورت های مختلفی هم دارد از محبوب ترین نام های دختر به خصوص در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی بوده است. در ادامه اسامی دختر با م که بیشتر اسمهای عربی (اسم دختر مذهبی) هست را مشاهده می فرمایید.

نام های دخترانه ایرانی با حرف میم

شامل نام های زیبای دخترونه عربی، کردی، فرانسوی، اوستایی با م و سایر اسامی با حرف م.

ردیف اسم ایرانی ریشه نام معنی اسم دختر
۱ ماءالسماء عربی آب آسمان = باران، نام مادر منذر پسر امری القیس از پادشاهان عرب است.
۲ مائده عربی خوردنی، طعام، نام سوره ای در قرآن کریم نیز می باشد.
۳ ماجده عربی مؤنث ماجد، بزرگوار، صاحب مجد و بزرگی
۴ مارال مغولی آهو، زیبا
۵ مارگاریتا فرانسه نام جزیره ای در شمال کشور ونزوئلا
۶ مارگریت فرانسه گلی زیبا به رنگ سفید
۷ مارلین عبری برج، پناهگاه
۸ ماری عبری فرانسه از عبری، مریم
۹ ماریا عبری ایتالیایی از عبری، مریم، نام یکی از شاهزادگان اشکانی
۱۰ ماریان عبری انگلیسی از عبری، مریم اسم ایرانی اصیل
۱۱ مارینا ارمنی جویبار، آب
۱۲ ماریه عربی زن سپید و درخشان، نام یکی از همسران پیامبر (ص)
۱۳ ماسا کردی همانند ماه زیبا و درخشنده
۱۴ ماشگانا ترکی مهربان، ناز، شیرین، از گذشته های بسیار قدیم در روستاهای آذربایجان شرقی مرسوم بوده است. اسم قدیمی آذری.
۱۵ ماگنولیا فرانسه گلی درشت و خوشبو به شکل تخم مرغ
۱۶ مالکه عربی مؤنث مالک، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، از شخصیت های شاهنامه (اسم های شاهنامه ای را ببینید.) نام دختر طایر غسانی.
۱۷ مامیثا سریانی گیاهی با برگ های پوشیده از کرک، و دارای گلهای نارنجی رنگ و میوه ای دراز
۱۸ مانترا اوستایی، پهلوی به سکون نون و فتح ت، سخن ایزدی، کلام مقدس، گفتار ورجاوند اهورایی
۱۹ مانک اسم کردی مانگ، ماه
۲۰ مانگ کردی = مانک
۲۱ مانوشا کردی نام یکی از کوههای سلسله جبال البرز که منوچهر پادشاه پیشدادی در آن بدنیا آمد.
۲۲ مانوشاک کردی بنفشه، نام خواهر منوچهر پادشاه پیشدادی
۲۳ مانیوک فرانسه اسم گیاهی با ریشه های ضخیم و دارای نشاسته بسیار
۲۴ ماورد عربی ماءالورد، گلاب
۲۵ ماه بی بی فارسی، ترکی ماه (فارسی) + بی بی (ترکی) بانویی که چون ماه زیبا و نورانی است.
۲۶ ماه جبین فارسی، عربی ماه (فارسی) + جبین (عربی)، مه جبین
۲۷ ماه خانم فارسی، ترکی ماه (فارسی) + خانم (ترکی) بانویی که چون ماه زیباست.
۲۸ ماه سیما فارسی، عربی ماه (فارسی) + سیما (عربی) آن که سیما و چهره او چون ماه زیباست.
۲۹ ماه صنم فارسی، عربی ماه (فارسی) + صنم (عربی) دلبر و معشوقی که چون ماه و چون طلا باارزش است.
۳۰ ماه طلعت فارسی، عربی ماه (فارسی) + طلعت (عربی)، ماه سیما
۳۱ ماه لقا فارسی، عربی ماه (فارسی) + لقا (عربی)، مه لقا مه لقا
۳۲ ماه منظر فارسی، عربی ماه (فارسی) + منظر (عربی) ماهرو، ماهچهر
۳۳ ماه منیر فارسی، عربی ماه (فارسی) + منیر (عربی) ماه نورانی، ماه درخشان
۳۴ ماه نسا فارسی، عربی ماه (فارسی) + نسا (عربی) ان که در بین زنان چون ماه می درخشد.
۳۵ ماهایا نام ارمنی
۳۶ ماهنی ترکی ترانه
۳۷ مایا یونانی در اساطیر یونان مادر هرمس، در اساطیر روم الهه بهار و حاصلخیزی
۳۸ مبارکه عربی مؤنث مبارک، خوش یمن، خجسته، فرخنده، از اسامی حضرت فاطمه (ع)
۳۹ مبینا فارسی، عربی مبین (عربی) + ا (فارسی) آشکارا
۴۰ مهترا کردی باران
۴۱ متینه عربی مؤنث متین
۴۲ مجذوب عربی شیفته
۴۳ محبوب عربی دوست داشتنی، مورد محبت
۴۴ محبوبه عربی مؤنث محبوب، دوست داشتنی، مورد محبت
۴۵ محترم عربی قابل احترام، عزیز و گرامی
۴۶ محدثه عربی مؤنث محدث، گوینده سخن نام دختر اصیل
۴۷ محسنه عربی مؤنث محسن، نیکوکار، احسان کننده
۴۸ محنا عربی به ضم میم و فتح ح و تشدید نون، به حنا خضاب کرده.
۴۹ محیا عربی زندگی، حیات
۵۰ محیصا فارسی، عربی رستگار شده، پاک و آمرزیده (به فتح میم)
۵۱ مدینه اسم عربی شهر، نام شهری در عربستان که پایگاه حکومت حضرت محمد (ص‌) بود.
۵۲ مرجان سریانی معرب از سریانی، جانور بی مهره کوچک دریایی، بقایای قرمز رنگ رسوب یافته از همین جانور که در جواهرسازی کاربرد دارد.
۵۳ مرجانه سریانی مروارید کوچک
۵۴ مرحان عربی شادمانی و فرح نام عربی زیبا
۵۵ مرحمت عربی لطف و مهربانی
۵۶ مرسانا عبری هدیه خداوند؛ معنی اسم مرساناز
۵۷ مرسیا یونانی ریحان
۵۸ مرصع عربی آنچه با جواهر تزیین شده است، جواهرنشان
۵۹ مرضیه عربی پسندیده، مرضی
۶۰ مروانه عربی نام همسر ساقی دربار ولید از خلفای اموی
۶۱ مریس عربی چیزی لغزان و تابان
۶۲ مریم عبری معنی اسم مریم؛ گلی سفید و خوشبو و دارای عطر بادوام، نام مادر عیسی(ع)، نام سوره ای در قرآن کریم، تالع آن با نام سجاد رقم خورده و با ان کامل می شود.
۶۳ مستوره عربی، کردی پاکدامن پوشیده پارسا پنهان
۶۴ مسلمه نام عربی مؤنث مسلم، پیرو دین اسلام، مسلمانان
۶۵ مشک سنسکریت ماده ای با عطر نافذ و پایدار که از کیسه ای در زیر شکم نوعی آهوی نر به دست می آید.
۶۶ مشکدانه فارسی، سنسکریت مشک (سنسنکریت) + دانه (فارسی) دانه خوشبویی که آن را سوراخ می کنند و به رشته می کشند، نام یکی از الحان باربد
۶۷ مشکناز فارسی، سنسکریت مشک (سنسکریت) + ناز (فارسی) = زیبا و خوشبو، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام یکی از زنان شاعر بهرام گور پادشاه ساسانی
۶۸ مشکین فارسی،
سنسکریت
مشک (سنسنکریت) + ین (فارسی) از هر چیز خوشبو، مشک الود، معطر
۶۹ مشیانه اوستایی،
پهلوی
نام نخستین زن در فرهنگ ایران باستان برابر با حوا در اسطوره های سامی
۷۰ مشیما عربی، فارسی به فتح میم، زیبا رو، دختر خال دار، بانویی زیبا با خالی در چهره
۷۱ مطهره عربی مؤنث مطهر، منزه، پاک و مقدس
۷۲ معصومه عربی مؤنث معصوم، بی گناه و پاک
۷۳ معظمه عربی معظم
۷۴ مقبله عربی مؤنث مقبل، خوش اقبال، خوشبخت
۷۵ مقدسه عربی مؤنث مقدس
۷۶ مقصوده عربی مؤنث مقصود، آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مطلوب و مورد نظر
۷۷ مکرمه عربی مؤنث مکرم
۷۸ مکینا سریانی بنفشه
۷۹ مکیناس سریانی مکینا، بنفشه
۸۰ مکیه عربی اهل مکه، مربوط یا متعلق به مکه
۸۱ ملاحت عربی حالتی در چهره که شخص را دوست داشتنی می کند، نمکین بودن
۸۲ ملک عربی فرشته
۸۳ ملک آفرین فارسی، عربی ملک (عربی) + آفرین (فارسی) مرکب از ملک (سرزمین) + آفرین (آفریننده)
۸۴ ملک بانو فارسی، عربی ملک (عربی) + بانو (فارسی) شاه بانو
۸۵ ملک تاج فارسی، عربی ملک (عربی) + تاج (فارسی)
۸۶ ملک سیما اسم عربی دارای چهره ای زیبا چون چهره فرشتگان زیبا روی
۸۷ ملک ناز عربی، فارسی ملک(عربی) + ناز(فارسی) فرشته زیبا
۸۸ ملکه عربی همسر پادشاه، شهبانو
۸۹ ملوک عربی پادشاهان
۹۰ ملیحه عربی زیبا و خوشایند، دارای ملاحت، با نمک
۹۱ ملیسا نام یونانی بادرنگبویه: گیاهی خوشبو است.
۹۲ ملیسا یونانی زنبور عسل. همانطور که می بینید برای اسم ملیسا دو معنی وجود دارد.
۹۳ ملیکا یونانی گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده گندمیان که خودرو هستند.
۹۴ ملیکا اسم یونانی زنبور عسل، ملیکا در اصل تغییر یافته ملیسا در مناطق هاوایی است. در افسانه های یونانی نام بانویی زیبا روی که عاشق زئوس شده بود.
۹۵ ملیکه عربی نام همسر عمر خطاب
۹۶ ملینا لاتین عسل، رنگ گل بهی، همچنین نوعی گل
۹۷ منا عربی امیدها
۹۸ منا اوستایی، پهلوی،
فارسی
شایسته شاهی، شایگان
۹۹ منال نام عربی رسیدن، دست یافتن، دارایی، همچنین یکی از توابع شهرستان قیر و کارزین فارس
۱۰۰ منجوق اسم ترکی نوعی زینت به شکل گوی کوچک که برای تزیین روی لباس، گل سر و مانند آنها دوخته یا چسبانده می شود.
۱۰۱ منصوره عربی مؤنث منصور، یاری داده شده، پیروزشده، پیروز
۱۰۲ منظر عربی صورت، آنچه بر آن نظر بیفتد و به چشم دیده شود، چهره، دید
۱۰۳ منوره عربی روشن، درخشان
۱۰۴ منیر عربی آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن
۱۰۵ منیره عربی مؤنث منیر، آنچه از خود نور داشته باشد، درخشان، تابان، روشن
۱۰۶ موکا مغولی نام همسر اوکتای قاآن پسر چنگیزخان مغول
۱۰۷ مولود عربی آن که به دنیا آمده، زاده شده
۱۰۸ مونا عربی منا، امیدها اسم زیبا برای پسر
۱۰۹ مونجوق اسم ترکی منجوق
۱۱۰ مونس عربی همنشین و همراز، همدم
۱۱۱ مونیکا اسم لاتین مشاور
۱۱۲ مه جبین فارسی، عربی مه (فارسی) + جبین (عربی) دارای پیشانی سفید و زیبا، زیبارو
۱۱۳ مها سنسکریت سنگی مانند بلور، یاقوت کبود
۱۱۴ مهدا عربی اول شب، قسمتی از شب
۱۱۵ مهدیا عربی، فارسی بانوی هدایت شده ، منتسب به حضرت مهدی (عج) مرکب از مهدی + الف تانیث
۱۱۶ مهدیه نام عربی مؤنث مهدی، عروس
۱۱۷ مهرمنیر فارسی، عربی مهر (فارسی) منیر (عربی) خورشید روشن و درخشان
۱۱۸ مهرنسا فارسی، عربی مهر (فارسی) + نسا (عربی) نورانی ترین زن در میان زنان، نام همسر فتحعلی شاه قاجار
۱۱۹ مهستا اوستایی،پهلوی دختر سنگین، بانوی گرانسنگ،مرکب از مهست الف تأنیث، هم به کسر سین خوانده می شود و هم به فتح سین
۱۲۰ مهستی فارسی، عربی مه (فارسی، ماه) + سیتی (عربی، سیدتی) ماه خانم، ماه بانو
۱۲۱ مهنا عربی گوارا و خوش
۱۲۲ مهیره عربی زن کدبانو، زن اصیل زاده نام زیبای دختر
۱۲۳ مهیمنه عربی ایمن شده،یکی از صفات خداوند
۱۲۴ میرانه فارسی، عربی میر (ازعربی) + انه (فارسی) امیرانه، شاهانه
۱۲۵ میسا عربی زنی که با غرور و تکبر راه می رود.
۱۲۶ میسان عربی ستاره ای در صورت فلکی جوزا
۱۲۷ میشانه اوستایی،
پهلوی
مشیانه
۱۲۸ میلانا اسم عربی مونث میلان، میل، خواهش، آرزو
۱۲۹ میمنت عربی مبارکی، سعادت، فرخندگی
۱۳۰ میناز فارسی، گیلکی مرکب از م (مخفف من) + ناز (مخفف نازنین) + نازنین من
www.NameFarsi.com

مشاهده ادامه: نام دختر فارسی با م

نام دخترانه با م
نام دختر با حرف م