اسم پرنیا

معنی اسم پرنیا

پرنیا

معنی، ریشه و فراوانی تعداد اسم پرنیا در ثبت احوال ایران

معنی پرنیا Parnia (Parnya) name meaning

پرنیا یعنی: دختر با اصل و نسب. پرنیا بر اساس منابعی معادل فرنیا هست و بعضا فرنیا را صورت دیگر پرنیا می دانند. منابعی دیگر پرنیا را معادل پرنیان می دانند. اما پرنیان یک نام جدا هست تشابه زیادش با نام پرنیا، نباید سبب اشتباه شود.

فرنیا

خیلی ها معتقدند که اسم پرنیا تغییر یافته فرنیا هست.

فرنیا متشکل از دو واژه “فر” به معنی شکوه و عظمت + “نیا” به معنی جد، نیاکان و پیشینیان است. فرنیا یعنی مایه جلال و شکوه بزرگان (نیاکان). علاوه بر این فرنیا به عقیده برخی مخفف “فروهر نیاکان” است. فروهر در لغت به معنای نیکو، نگهبان و محافظ است و نیاکان هم که به معنی اجداد. پس فرنیا یعنی دختری که اصالت دارد. دختر با اصل و نسب و نجیب زاده.

معنی اسم پرنیا در لغت نامه دهخدا

اسم پرنیا در کتاب لغتنامه دهخدا نیامده است. اما پرنیان حریر معنی شده است.

ریشه اسم پرنیا

ریشه نام پرنیا فارسی است و یک اسم اصیل ایرانی دخترانه به حساب می آید.

عکس نوشته اسم پرنیا با معنی و ریشه نام

معنی اسم پرنیا
معنی و ریشه پرنیا

بررسی کامل اسم پرنيا را در ادامه خواهید دید.

بیشتر بخوانید

Sarina name

معنی اسم سارینا

نام سارینا

معنی، ریشه و فراوانی تعداد اسم سارینا در ثبت احوال ایران

در قسمت اسم های دختر با س در وبسایت نام فارسی و هم چنین اینستاگرام نام فارسی دیده اید، اسم سارینا یک اسم فارسی اصیل دخترانه است. اسمی خوش آوا با معنی زیبا برای دختران. اسم سارینا هم مثل خیلی از نامهای اصیل ایرانی سال ها بود که در ایران برای نامگذاری فرزند دختر انتخاب نشد و به همین دلیل چند سالی است اسم جدید دختر برای خیلی از پدر مادر ها به حساب می آید. اسم زیبایی که از لحاظ حروف و معنی خیلی شبیه به اسم سارا نیز هست.

همه چیز درباره اسم سارینا

بیوگرافی اسم سارینا و اسم سارینا با عکس. فراوانی اسم سارینا، هم خانواده اسم سارینا معنی اسم سارینا در ثبت احوال و در قران.

معنی سارینا

اسم سارینا یعنی چه؟ Sarina name meaning

نام سارینا به معنی خالص و پاک است.

سارینا Sarina
معنی اسم سارینا

ریشه اسم سارینا

تاریخچه اسم سارینا

نام سارینا یک اسم دخترانه فارسی است. “سارین” نام ده کوچکی از دهستان حومه بخش غربی شهرستان رفسنجان است.

علاوه بر این اسم سارینا Sarina در برخی منابع انگلیسی زبان یک اسم عبری و به معنی شاهزاده و دختر خندان آمده است.

اسم سارینا در ثبت احوال ایران

فراوانی سارینا در ثبت احوال

تعداد اسم سارینا در ثبت احوال ایران ۸۵۳۲۹ نفر بر اساس آمار ثبت احوال کشور است. که البته این رقم از سال ۱۳۹۶ تا به امروز بروزرسانی نشده است.

معنی اسم سارینا در ثبت احوال

سارینا = خالص، پاک.

اسم سارینا به انگلیسی

طراحی اسم سارینا (عکس نوشته، اسمنوشته نام سارينا) به انگلیسی Sarina

Sarina
اسم سارینا به انگلیسی

اسامی مشابه و هماهنگ با سارینا

خیلی از دوستان به دنبال اسامی دختر و پسر شبیه سارینا یا به تعبیرشان، هم خانواده با اسم سارینا هستند. در ادامه نام های شبیه سارينا را قرار داده ایم:

اسم دختر مشابه سارینا

نام های سارا، لیانا، سلین، سلنا، رعنا، رایا، رویا، اسرا، ثریا، دایانا، مهرانا، لنا، الینا، مینا و قسمت اسم دختر با س را ببینید.

اسم پسر مشابه سارینا

اسم سینا، سامیار، آرسان، آرسین، سامراد، سانیار، سالار، نیما، یونا و قسمت اسم پسر با س را ببینید.

نظرسنجی اسم سارینا

اسم سارینا قشنگه؟

نظر شما درباره اسم سارینا چیست؟ آیا این نام را برای فرزند می پسندید؟ در قسمت نظرات دیدگاه خود را درباره این اسم بنویسید.

Girl name with P

نام دختر با پ

اسم دختر فارسی با حرف پ

شامل اسم های زیبای دخترانه فارسی با حرف پ

اسم با پ
اسم دخترانه با پ

زیباترین اسم های دختر با پ

فهرست کامل اسامی دخترانه با حرف پ که ریشه فارسی دارند را در جدول زیر مشاهده نمایید. لیست اسم دختر با سایر ریشه ها مثل اسم های اوستایی، پهلوی که می توانند فارسی باستان تلقی شوند، یا اسم های دخترونه ترکی، کردی، لری، عبری، عربی، بلوچی، مازنی، گیلکی و … با حرف پ را در صفحه بعدی ببینید (از طریق لینک زیر جدول).

Iranian girls’ name with P

ردیف اسم فارسی معنی نام
۱ پاپوک   نعنای دشتی با گل آذینی مثل سنبل
۲ پادمیرا  جاویدان، نگهبان مهر و محبت، نگهدارنده عشق
۳ پادنا  اسم یکی از بخش های تابعه شهرستان سمیرم، منطقه ای در شمال کوه دنا و نیز نام نیز رودخانه ای در همین منطقه که گوارایی آب آن معروف می باشد.
۴ پادینا  در گویش همدانی به گل پونه یا پودینه گفته می شود.
۵ پارامیدا  پارامیس، نام دختر بردیا و نوه کوروش پادشاه هخامنشی، پارمیدا تغییر یافته نام اوستایی پرومیثه یا پرومیزد و به معنی بانوی دانا و دانشمند و نیز بانوی پرمهر است.
۶ پاردیس   پردیس: بهشت. واژه Paradise امروزی در زبان انگلیسی برگرفته از این واژه است. فردوس نیز معرب پردیس است که البته نام پسرانه است.
۷ پارمیدا   = پارامیدا، پارامیس، پرمیس = بانوی دانشمند یا بانوی پرمهر.
۸ پارمیس  پرمیس، نام دختر بردیا و نوه کوروش بزرگ پادشاه هخامنشی، پارمیدا تغییر یافته نام اوستایی پرومیثه یا پرومیزد و به معنی بانوی دانشمند یا بانوی پرمهر است.
۹ پارمین   نام همسر داریوش پادشاه هخامنشی. پارمین یعنی تکه ای از بلور. به مجاز یعنی زیبا و ارزشمند. (پار + مین) تكه یا قطعه‌ای از بلور. پاره ای از مینا.
۱۰ پارنا  نام قله‌ای در نزدیکی پل دختر.
۱۱ پاشنگ   خوشه ی انگور
۱۲ پاک آفرین   آفریننده پاک
۱۳ پاک رخ   پاکیزه رو، زیبا رو.
۱۴ پاک گوهر   پاک گهر
۱۵ پاکدخت   دختر پاک و عفیف
۱۶ پاکنوش   پاک نوشنده
۱۷ پالیز   باغ
۱۸ پامچال   گلی زینتی به رنگهای سفید، صورتی، یا نارنجی.
۱۹ پانتی   نام همسر آریاسب از سرداران کوروش پادشاه هخامنشی
۲۰ پانیا  محافظ نگهدارنده. اسم دختر زیبا.
۲۱ پانیذ   شکر، فانیذ
۲۲ پانیک  کسی که قدمش نیک است، خوش قدم. قدم خیر.
۲۳ پایون  پیرایه، زیور، آرایش
۲۴ پاییز  هنگام پاییز، برگ ریزان، مجازا دختر زیبا رو
۲۵ پاییزان   هنگام پاییز
۲۶ پدیده   آنچه اتفاق می افتد یا وجود دارد و می توان آن را تجربه کرد، شخص یا حادثه چشمگیر.
۲۷ پرارین   خوب و نیکو.
۲۸ پرارین دخت   دختر نیکو و خوب.
۲۹ پربها   با ارزش، قیمتی، ارزشمند.
۳۰ پرتو   درخشش، تلألو.
۳۱ پرخیده   از لغات اساطیری است.
۳۲ پردخت  یا مخفف پریدخت
۳۳ پردیز   پردیس
۳۴ پردیس  فردوس، باغ، بستان
۳۵ پرزاد   پر + زاد (زاده)، مخفف پری زاده
۳۶ پرسا  نرم و لطیف مانند پر
۳۷ پرستش  نیایش، عبادت
۳۸ پرستک   پرستو
۳۹ پرستو   پرنده ای سیاه و سفید با بال های باریک که مهاجر است.
۴۰ پرستوک   پرستو نام اصیل پارسی
۴۱ پرسون  برهون هاله، خرمن ماه
۴۲ پرسیا   پرشیا
۴۳ پرشاد   نام خواهر داریوش دوم پادشاه هخامنشی
۴۴ پرک   ستاره سهیل، تاج
۴۵ پرگام  نام امپراطوری ای در زمان سلوکیان
۴۶ پرگان
۴۷ پرگشا  پرگشاینده، پرواز کننده
۴۸ پرگل   (به فتح پ) هر یک از گلبرگ های گل.
۴۹ پرگل   (به ضم پ) دارای گل های زیاد، پر از گل.
۵۰ پرگون   لطیف چون پر
۵۱ پرمون   زینت و آرایش.
۵۲ پرمیس  پارمیس، نام دختر بردیا ونوه کوروش کبیر، پارمیدا تغییر یافته نام اوستایی پرومیثه یا پرومیزد و به معنی بانوی دانا دانشمند یا بانوی پر مهر است.
۵۳ پرن  پروین
۵۴ پرنا   پرنیان
۵۵ پرناز   مرکب از پر + ناز (زیبا، قشنگ)
۵۶ پرناک   جوان، برنا
۵۷ پرند   پرن، پارچه ابریشمی بدون نقش ونگار، حریر ساده
۵۸ پرندخت   دختر لطیف چون پرند (پرند = پارچه از جنس ابریشم)
۵۹ پرنددخت   پرندخت
۶۰ پرنددیس   پرندیس
۶۱ پرندک   پشته، کوه کوچک
۶۲ پرندوش   پس پریشب
۶۳ پرندیس   نرم و لطیف چون پرند
۶۴ پرندین   نرم و لطیف چون پرند
۶۵ پرنسا  مانند ستاره پروین، دیبای منقش و لطیف، پرنیان
۶۶ پرنوش  به ضم پ، شیرین، زیبا، دوست داشتنی
۶۷ پرنون   پرنیان
۶۸ پرنیا  فرنیا
۶۹ پرنیان   پارچه ی ابریشمی دارای نقش و نگار
۷۰ پرنین   مانند پر
۷۱ پرو   پروین
۷۲ پروا   ملاحظه، فرصت و زمان پرداختن به کاری، فراغت و آسایش، توجه
۷۳ پروانه   حشره ای زیبا با بدن کشیده و باریک و بالهای پهن پوشیده از پولکهای رنگارنگ
۷۴ پرور   ریشه پروردن، دارای پر
۷۵ پروش   لطیف چون پر
۷۶ پروین   دسته ای از شش ستاره درخشان در صورت فلکی ثور، ثریا. درباره صورت فلکی ثور
۷۷ پری   در فرهنگ عوام، موجودی بسیار زیبا، نیکوکار و نامرئی که گاه خود را نشان می دهد و با جمالش انسان را فریفته خود می کند. شخصیت افسانه ای در بسیاری از فرهنگ ها که نماد زیبایی، لطافت، نیکی و محبت است.
۷۸ پری پیکر   آنکه اندامی زیبا چون پری دارد.
۷۹ پری تاج   پری (موجود افسانه ای بسیار زیبا) + تاج، سرآمد پریان.
۸۰ پری جان   مرکب از پری + جان (اژه محبت آمیز در خطاب به اشخاص، به معنی عزیز).
۸۱ پری دخت   دختر پری، نام دخترانه پادشاه چین که سام پسر نریمان عاشق او شد و زال پدر رستم از او زاده شده است.
۸۲ پری سیما   پری (فارسی) + سیما (عربی) پریچهره، زیبارو
۸۳ پری گل   زیبا چون گل و پری
۸۴ پری ویس   نام زنی در ویس و رامین
۸۵ پریا   زیبا چون پری
۸۶ پریاس  گلبرگ یاس، زیبا و با طراوت، شاداب و جذاب
۸۷ پریان   پری ها
۸۸ پریچه   پری کوچک
۸۹ پریچهر  پریچهره
۹۰ پریچهره   آن که چهره ای زیبا چون پری دارد، زیبا رو
۹۱ پریرخ   پریچهره، زیبا رو
۹۲ پریرو   پری چهره، زیبا رو
۹۳ پریزاد   زاده پری، زیبا، نام همسر داریوش دوم پادشاه هخامنشی.
۹۴ پریزاده   پریزاد.
۹۵ پریژه  پری کوچک.
۹۶ پریسا   مانند پری، زیبا چون پری.
۹۷ پریسان  مانند پری، دختری که مثل پری زیبا است، بانویی زیبا چون پری.
۹۸ پریشا   پری شاه، شاه پری ها.
۹۹ پریفام   زیبا چون پری
۱۰۰ پریفر  دختر زیبا و با وقار، دختری که مانند پریان زیباست و با شکوه و وقار است، مرکب از پری و فر
۱۰۱ پریماه   زیبا چون ماه و پری
۱۰۲ پرین   نرم و لطیف چون پر، نام بانوی دانشمند ایرانی، دختر گبادشاه که یک نسخه از اوستا را به زبان پهلوی برای دستوران و موبدان هندی رونویسی کرد.
۱۰۳ پریناز   دارای ناز و کرشمه ای چون پری.
۱۰۴ پرینام   دارای نامی زیبا.
۱۰۵ پرینوش   ترکیب پری + اسم نوش. پرینوش یعنی پری جاودان، زیباروی جاوید.
۱۰۶ پریوش   زیبا چون پری
۱۰۷ پسته   میوه ای کوچک و بیضوی که مغز آن خوراکی است، در شعر استعاره از دهان معشوق.
۱۰۸ پگاه   سپیده دم، صبح زود.
۱۰۹ پوپک   پرنده ای که تاجی از پر بر سر دارد، هدهد.
۱۱۰ پوپه   پوپک.
۱۱۱ پوران   پوران دخت.
۱۱۲ پوران  یادگار، جانشین.
۱۱۳ پوران دخت   از شخصیت های شاهنامه، نام ملکه ایران در دوران ساسانی و دختر خسرو پرویز پادشاه ساسانی.
۱۱۴ پولک   دایره هایی کوچک و نازک به رنگهای مختلف که برای تزیین لباس به کار می رود، فلس ماهی که روی بدن ماهی را پوشانده است.
۱۱۵ پونا   در گویش سمنان پونه.
۱۱۶ پونه   گیاهی معطر از خانواده نعناع.
۱۱۷ پیچک   گیاهی زینتی که ساقه ای بالا رونده دارد.
۱۱۸ پیدرا  رودی در امریکا.
۱۱۹ پیروزدخت   مرکب از پیروز (فاتح یا فرخنده یا خوشحال) + دخت (دختر)، نام دختر فیروز پسر قباد پادشاه ساسانی.
۱۲۰ پیمانه   جام شراب.
۱۲۱ پیوند   پیوسته بودن دو یا چند کس یا چیز به هم. معمولا با واژگان با بار معنایی مثبت همراه می شود. مثل پیوند دوستی یا اصطلاح پیوندتان مبارک که تبریک برای ازدواج زوج ها هست.
www.NameFarsi.com

Iranian girl name

اسم دختر ایرانی با پ

اسم با پ
اسم دختر با پ

شما کدام اسم دختر با پ را بیشتر می پسندید؟ در قسمت نظرات بنویسید.