اسم با آ

نام دختر با آ

اسم دختر فارسی با حرف آ

شامل اسم های دخترانه فارسی با حرف آ

اسم با آ
اسم دختر با آ

اسم دختر با آ

اسامی دختر با الف همواره از اسم های محبوب برای نامگذاری بوده اند. اسم های دختر با آ به دلیل شروع شدنشان با حرف آ، آوای زیبا و گوش نوازی دارند. اسم های به نسبت زیادی از حرف الف برای دختر وجود دارد. اسم های فارسی (پارسی) اصیل با معنی زیبا. در جدول زیر نام های فارسی دخترانه با آ قرار گرفته اند. در صفحه بعدی اسمهای ایرانی دختر با آ لیست شده اند. یعنی اسم دختر ترکی با آ، اسم دختر کردی با آ و سایر نام های دختر با آ.

زیباترین اسم های دختر با آ

  1. آبان
  2. آپامه
  3. آتاناز
  4. آترا
  5. آتریسا
  6. آدرینا
  7. آذر
  8. آرزو
  9. آرشیدا
  10. آرشین
  11. آرمتی
  12. آریانوش
  13. آریستا
  14. آزاده
  15. آزیتا
  16. آفرین
  17. آلا
  18. آلیسا
  19. آمیتیس
  20. آناشید
  21. آناهیتا
  22. آوا
  23. آوانوش
  24. آوید
  25. آیتا

در ادامه لیست کامل اسم دختر با آ به همراه معنی و توضیحات کامل قرار گرفته اند.

فهرست کامل اسم دختر با آ Girls’ name with A

ردیفاسم فارسی معنی اسم
۱آب ناهید اسم زنی است در منظومه ویس و رامین.
۲آبان آسا یعنی مانند آبان. آبان، ماه تغییر آب و هوا است. در نتیجه آبان آسا کنایه از کسی است که خلق و خوی متغیر دارد. آبان خود به تنهایی اسم دخترانه است.
۳آبان داد داده آبان‎، کسی که در ماه آبان متولد شده است.
۴آبان دخت دختری که در آبان به دنیا آمده، دختر آبان، نام همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی
۵آبان دیس همانند آبان = کسی که به مثال ماه آبان که آب و هوایش متغیر است، خلق و خوی متغیری دارد.
۶آبان سا مانند آبان
۷آبان فام به رنگ آبان کسی که رنگ چهره اش زرد است.
۸آبان مهر آن که محبت او چون فرشته آبان است.
۹آباندخت دختر آبان، دختر متولد شده در ماه آبان،
همسر دارا پادشاه پیشدادی
۱۰آبانک آبان کوچک
۱۱آبانه منسوب به آبان
۱۲آبتاب دختری با چهره زیبا و
درخشان، تابان
۱۳آبدیس مانند آب زلال و شفاف
۱۴آبرخ زیبا، روشن، لطیف، کسی که چهره ای مانند آب دارد.
۱۵آبرود سنبل نیلوفر، دختری که مانند سنبل خوش نقش و زیباست.
۱۶آبروشن خوشبخت، ارجمند
۱۷آبرون گل همیشه بهار، شاد سرزنده
۱۸آبسال باغ، بستان
۱۹آبسالان باغها
۲۰آبشار آبی که به طور طبیعی از بلندی به پستی فرو می ریزد.
۲۱آبشن شکل دیگر آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
۲۲آبگلگلاب مایعی خوشبو که از برگ گلها بدست می آید.
۲۳آبگون به رنگ آب، آبی، گل نیلوفر
۲۴آبگینه شیشه، آینه، ظرف شیشه ای یا بلورین به ویژه جام شراب
۲۵آبلوج قند سفید، قند مکرر
۲۶آبناز نام زنی در منظومه ویس و رامین، مایه فخر آب، کنایه از لطافت پوست
۲۷آبنوس درختی که چوب آن سیاه رنگ است و میوه ای بسیار شیرین و به شکل انگور دارد.
۲۸آبنوش آب گوارا، نام زنی در منظومه ویس و رامین.
۲۹آبیژ صورت دیگر آیید، شراره، اخگر، آتش، کنایه از افراد پر جنب و جوش.
۳۰آپام نام همسر داریوش اول پادشاه هخامنشی. اسم دختر با آ.
۳۱آپاما اسم دختر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی.
۳۲آپامنه نام دختر یکی از فرماندهان ایرانی در زمان سلوکیان.
۳۳آپامه نام دختر سپیتامن یکی از سرداران ایرانی و همسر سلوکوس.
۳۴آپیشن گویش کرمانی آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی.
۳۵آتاناز دختر نازنین بابا. در اصل اسم دختر ترکی است.
۳۶آتبین آبتین،روح کامل و نیکو کار،‌ از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
۳۷آتر آذر، آتش، اخگر
۳۸آترا آذر، آتش، نام یکی از ماههای پاییز
۳۹آتریسا آذرگون مانند آتش، دختری با چهره ای زیبا و برافروخته مرکب از آتری (تغییر یافته آذر، آتر، آتری) + پسوند مشابهت (سا).
۴۰آترین آذرین مانند آتش، زیبا و پر انرژی
۴۱آتسا آتوسا
۴۲آتش از شخصیت های شاهنامه، مخفف نام نوش آذر، یکی از چهار پسر اسفندیار
۴۳آتشپاره اخگر، شرار آتش، چابک
۴۴آتشدخت دختر آتش یا دختری که چون آتش است، کنایه از دختر با شور و حرارت
۴۵آتشفام به رنگ آتش، دختران سرخ روی
۴۶آتشک کرم شب تاب ، نام یکی از شخصیتهای داستان سمک عیار
۴۷آتشگون به رنگ آتش، ارغوانی، دختران سرخ روی
۴۸آتشه برق، آذرخش
۴۹آتشی نام نوعی گل، همچنین نورانی، فروزان، گیرا، مؤثر، به رنگ آتش، سرخ
۵۰آتشیزه کرم شب تاب
۵۱آتشین نورانی، فروزان، گیرا، مؤثر، به رنگ آتش، سرخ
۵۲آتیس نام خدای حاصلخیزی فریگیان
۵۳آدا پاداش مینوی، فرشته توانگری
۵۴آدرینا آتشین، سرخ رو، دختر زیبا رو، بانوی آتشین.
۵۵آدنا نام روستایی در نزدیکی چالوس.
۵۶آذربانو بانوی آتش، نورانی و زیبا مانند آتش.
۵۷آذربو بته ای با گلهای تکی زرد رنگ که در نواحی کویری و کناره های آب های شور می روید.
۵۸آذربویه بوته ای از تیره اسفناج با گلهای تکی زرد رنگ که در نواحی کویری و کناره های آبهای شور می روید.
۵۹آذرجهان آتش جهنده، آتشخیز.
۶۰آذرخاتون آذر+ خاتون، بانوی آتش.
۶۱آذردخت دختر آتش.
۶۲آذرک شراره آتش، اخگر، نام دختر یزگرد سوم پادشاه ساسانی.
۶۳آذرگل گلی سرخ رنگ شبیه شقایق
۶۴آذرگون گلی است از دسته شقایق ها که رنگش زرد است و میانش مشکی است، به رنگ آتش.
۶۵آذرماه دختری که مانند ماه زیباست و مانند آتش، درخشنده.
۶۶آذرمه رئیس و بزرگ آتش ها (آتشکده ها) اسم دختر فارسی
۶۷آذرمینا لعلگون، سرخ رنگ
۶۸آذرهمایون نام زنی از نسل سام و نریمان که در آتشکده سفاهان خدمت می کرد٠گویند زمانی که اسکندر خواست این آتشکده را خراب کند او خود را به شکل ماری مهیب درآورده و در مقابلش ایستاد.
۶۹آذریاس صمغ سداب کوهی
۷۰آذریون به رنگ آتش، معرب آذرگون، گل آفتابگردان.
۷۱آذین دخت دختری که وجودش موجب آرایش و ارج بستگانش است.
۷۲آذین گل زینت گل، زیورگل، کنایه از زیبایی بسیار زیاد.
۷۳آرا مخفف آراینده آرایشگر، زیور زینت
۷۴آراسته آن که دارای صفات خوب اخلاقی است، آنچه آرایش شده و زینت و زیور داده شده است.
۷۵آراگل آراینده گلها، زیبا کننده گلها
۷۶آرامدخت دختر آرام دختر ساکت دختر با وقار نام زیبای دخترانه
۷۷آرایه آرایش زیبایی
۷۸آرتا دخت دختر راست گفتار و درست کردار، دختر پاک و مقدس، نام بانویی اقتصاد دان که در زمان اشکانیان به به سمت خزانه داری یکی از شهریاران اشکانی منسوب شد.
۷۹آرتادختدختر راست گفتار و درست کردار، دختر پاک و مقدس، نام دختری فرهنگدار و اقتصاددان که به خزانه داری یکی از شهریاران اشکانی رسید.
۸۰آرتیستون نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی
۸۱آرزو میل و اشتیاق برای رسیدن به مراد یا مقصودی معمولاً مطلوب، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر سرو پادشاه یمن و همسر سلم پسر فریدون پادشاه پیشدادی
۸۲آرشیدا بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان. اسم آرشیدا مرکب از آر + شید + الف تانیس است. آر به دو معنی به کار می رود اول: مخفف آریایی و دیگری: مرخم آرا به معنای آراینده.
۸۳آرشین آرشین نام یکی از زنان دوره هخامنشی می باشد که به کاردانی مشهور بوده و هم به معنای دوست داشتنی نیز می باشد.
۸۴آرمانا امیدوار آرزومند، مرکب از آرمان + الف فاعلی
۸۵آرمتی فروتنی، پاکی، فرشته محبت، فرشته نگهبان زمین (=آرمیتی)
۸۶آرمیس هرمس، از خدایان اولمپی، نام پسر زئوس و مایا.
۸۷آرمین دخت دختر آرمین.
۸۸آرمینا دختر همیشه پیروز، بانوی مقتدر ، الهه زیبایی.
۸۹آرنوشا منسوب به آرنوش، آریایی جاویدان، ایرانی جاوید، مرکب از آر به معنای آریایی بعلاوه نوش به معنای جاویدان.
۹۰آرنیکا آریایی نیک خو.
۹۱آروشا درخشان، نورانی، باهوش، نام دختر داریوش سوم
۹۲آرویشه نام روستایی در نزدیکی بیرجند
۹۳آریادخت دختر آریایی، دختر ایرانی
۹۴آریانا نامی که جغرافی دانان یونانی به قسمتی از ایران یعنی سرزمین آریایی ها داده بودند. آریانا یک اسم بین المللی است. Ariana که در ایتالیایی معنی خیلی مقدس برایش آمده است.
۹۵آریاناز موجب فخر و مباهات قوم آریایی
۹۶آریانوش شادکننده و خوشحال کننده آریاییان
۹۷آریژه نام شهری در زمان اسکندر
۹۸آریسا اریسا، ایرسا، رنگین کمان، همچنین به ریشه بوته سوسن کبود هم آریسا گویند.
۹۹آریسا مرکب از آری به معنای آریایی بعلاوه پسوند مشابهت، دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است.
۱۰۰آریسان معادل اسم آریسا است که در بالا معنی شد.
۱۰۱آریستا زیبا و خوشکل مانند عروس. مرکب از آریس به معنای عروس و تا پسوند مشابهت.
۱۰۲آریستا یعنی
دختری که مانند عروس زیباست، در گویش مردم خوانسار آریس همان عروس است.
۱۰۳آریشیدا معادل اسم آرشیدا. اسم دخترانه زیبا با آ.
۱۰۴آرین دخت دختر آریایی ، دختر ایرانی.
۱۰۵آزاددخت دختر آزاده ، نام همسر شاپور اول پادشاه ساسانی.
۱۰۶آزاده عاری از صفات ناپسند اخلاقی، رها و وارسته، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام همسر رومی بهرام گور پادشاه ساسانی.
۱۰۷آزاده خوی دارای خلق و خوی آزاد، ساده، بی تکلف، از شخصیت های شاهنامه، نام دختر سرو پادشاه یمن و همسر تور پسر فریدون پادشاه پیشدادی.
۱۰۸آزرم شرم وحیا، ملایمت، مهربانی،از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۱۰۹آزرم خاتون آزرم + خاتون، بانوی با حیا
۱۱۰آزرمدخت دختر با حیا اسم اصیل ایرانی
۱۱۱آزرمی دخت دختر پرویزبن هرمزبن انوشیروان معروف به عادله که ۴ ماه زمام حکومت را در اختیار داشت، دختر باحیا.
۱۱۲آزرمیدخت آذرم + ی نسبت + دخت، دختر با حیا دختر سنگین و با وجاهت، نام دختر پرویز نوه انوشیروان که ۴ ماه بر ایران فرمانروایی کرد.
۱۱۳آزیتاآزیتا یعنی آزاده و رها. الهه آتش. نام شاهزاده ایرانی. معنی سوزن کاری کردن و نقش زدن با قلم بر روی اشیا نیز برایش آمده است.
۱۱۴آسا زیور مایه زیبایی و آرایش، وقار و ثبات و تمکین و آسودگی.
۱۱۵آسادخت دختر زیبا، دختر با وقار، دختر آرام.
۱۱۶آسمان فضای بالای سر ما که آبی رنگ به نظر می رسد، نام روز بیست وهفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام کوهی در نزدیکی بندر نخیلو در ساحل خلیج فارس.
۱۱۷آسمان هور خورشید آسمان، کنایه از فردی که زیباییش نظیر ندارد.
۱۱۸آسودا راحت و آرام، آسوده
۱۱۹آسوده راحت و آرام
۱۲۰آشتی دوستی و پیوند دوباره بعد از رنجش و آزردگی، سازش و صلح
۱۲۱آشنا کسی که می شناسیمش، آن که یا آنچه به ذهن و خاطر می آوریم، آگاه به چیزی یا امری، عاشق، دلداده.
۱۲۲آصفه مونث آصف، مشاور خردمند، بانوی مدبر.
۱۲۳آطوسا معادل اسم آتوسا، نام دختر کورش بزرگ، نام همسر داریوش هخامنشی، این نام در تورات به عنوان “واستی” آمده است.
۱۲۴آفتاب مرکب از آف (مهر،خور) + تاب (فروغ، نور)، نوری که از خورشید به زمین می تابد، کنایه از زیبایی و خیره کنندهگی
۱۲۵آفتاب دخت دختر آفتاب، دختر خورشید، کنایه از زیبایی و خیره کنندگی.
۱۲۶آفرین هنگام تحسین و تشویق به کار می رود، مرحبا، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه آفرین، آفرین دخت.
۱۲۷آفرین دخت مرکب از آفرین (واژه تحسین) + دخت (دختر)، دختر تحسین برانگیز، دختری که تمام خوبی ها را دارد.
۱۲۸آفرین گل مرکب از آفرین (واژه تحسین) + گل، گل تحسین برانگیز کنایه از دختر بسیار زیبا.
۱۲۹آفرین ماه مرکب از آفرین (واژه تحسین) + ماه (قمر)، ماه تحسین برانگیز کنایه از دختری که زیباییش مانند ماه است.
۱۳۰آفرین مهر مرکب از آفرین (واژه تحسین) + مهر (محبت یا خورشید)، کسی که از زیبایی مانند خورشید است یا بسیار با محبت.
۱۳۱آفرین ناز مرکب از آفرین (وازه تحسین) + ناز (کرشمه، غمزه)، دختری که بسیار ناز دارد. کنایه از دختر زیبا و طناز.
۱۳۲آفرین نوش شنونده آفرین،کسی که تحسین همه را بر می انگیزاند.
۱۳۳آفسانه افسانه،داستان،خیال،مشهور، کسی که بحدی زیبا ست که خیالی به نظر می آید.
۱۳۴آفشید خورشید، روشنایی آفتاب.
۱۳۵آگاه دخت دختر آگاه، دختر مطلع، بانوی باخبر
۱۳۶آلا پروا احتیاط
۱۳۷آلاگل آلا (ترکی) + گل (فارسی) ، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که در این اواخر نابود شده.
۱۳۸آلاله شقایق، گلی به رنگ زرد سفید یا قرمز که انواع گوناگون خودرو و زینتی دارد.
۱۳۹آلاوه آتشدان، شعله آتش، جایی که در آن آتش روشن می کنند.
۱۴۰آلوگونه نام همسر اردشیر اول پادشاه هخامنشی، کسی که سرخی گونه هایش به آلو می ماند، دختر زیبا و به اصطلاح سرخ و سفید.
۱۴۱آلیسا ایرسا، رنگین کمان، به بوته سوسن کبود نیز بدان جهت که دارای گلهای زرد و سفید و کبود است ایرسا گویند.
۱۴۲آمتیس آمیتیس، نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی که با بختنصر پادشاه بابل ازدواج کرد.
۱۴۳آمستریس ملکه هخامنشی. برادرزاده داریوش سوم. دختر اتانس و خواهر فیدیما یکی از همسران خشایارشا بزرگ بود. او همچنین مادر اردشیر یکم پادشاه هخامنشی و آمیتیس (Amytis) بوده است.
۱۴۴آمی تیس دختر هوخشتر پادشاه ماد که پس از صلح بین مادها و مصر به درخواست پدرش به عقد بخت النصر پادشاه مصر درآمد. در متون تاریخی آمده است که بخت النصر باغ های معلق مصر را برای آمیتیس ساخته است.
۱۴۵آمیتیدا نام دختر آستیاک، همسر کوروش پادشاه هخامنشی.
۱۴۶آمیتیسنام دختر خشایار پادشاه هخامنشی.
۱۴۷آن سبب علت دلیل، قصد عزم عقیده
۱۴۸آناشید مرکب از کلمه ترکی آنا به معنای مادر و کلمه فارسی شید به معنای خورشید. دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر.
۱۴۹آناهیتا ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است.
۱۵۰آناهید معادلن آناهیتا است. اسم دختر
۱۵۱آنوشا کیش و مذهب، دین و آیین.
۱۵۲آنیتا آناهیتا، ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است.
۱۵۳آوا صدایی که به آواز خوانده می شود یا از آلات موسیقی به گوش می رسد.
۱۵۴آوادخت مرکب از آوا (آواز) + دخت (دختر)، دختر آوازه خوان ، بانوی خوش صدا
۱۵۵آوادیس مرکب از آوا (آواز) + دیس (مانند)، کنایه از کسی که دلنشین است یا صدای دلنشینی دارد.
۱۵۶آوانوش ترکیب آوا + نوش. نوش معنی شنونده، شیرین و جاودان (جاوید) دارد. آوانوش به معنی شنونده آوا و هم چنین آوای شیرین و آوای جاودان است.
۱۵۷آوشن آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
۱۵۸آون آونگ، نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته.
۱۵۹آونگ نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته
۱۶۰آویده مشتاق، خواهان
۱۶۱آویز گلی زینتی به شکل زنگوله و قرمز رنگ، هر چیز کوچک و قیمتی که به عنوان گردنبند، گوشواره، دستبند می آویزند.
۱۶۲آویژه معشوق، دلبر، خاص، خالص
۱۶۳آویسا پاک و تمیز مانند آب
۱۶۴آویشن گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گل های سفید یا صورتی
۱۶۵آویشه آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
۱۶۶آهار گلی مرکب با گل برگهای پیوسته به رنگ های سفید، قرمز، نارنجی، صورتی، یا دو رنگ که انواع گوناگون کم پر و پُرپَر دارد.
۱۶۷آهنگ قطعه موسیقی، اراده، قصد
۱۶۸آهو جانور معروف که نام دیگر آن غزال است، آهو به زیبایی چشم و خرامش در رفتار معروف است.
۱۶۹آهید در گویش فارس آهوی صحرایی
۱۷۰آی پری آی (ترکی = ماه) + پری (فارسی) ماه پری
۱۷۱آی سا آیسا، آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه، دختری که چون ماه زیباست.
۱۷۲آی گل آی (ترکی) + گل ( فارسی) گلی چون ماه
۱۷۳آی گین آی (ترکی) + گین. ماننده ماه، زیبارو، دارنده روی چون ماه، مرکب از آی به معنای ماه و گین پسوند شباهت.
۱۷۴آی نشان آی(ترکی) + نشان ( فارسی) دارای نشان ماه
۱۷۵آیتا مرکب از آی ترکی به معنی ماه و پسوند شباهت فارسی، دختر زیبا رو، مانند ماه، دختری که مانند ماه درخشان و زیباست.
۱۷۶آیتن آی (ترکی) + تن ( فارسی) مهوش، مه پیکر.
۱۷۷آیسا آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه
۱۷۸آیسان آی (ترکی) + سان ( فارسی) زیبا، مانند ماه persian girl names
۱۷۹آیگل آی (ترکی) + درخشان مانند ماه و زیبا مانند گل
۱۸۰آیما آی (ترکی) + گل ماه من، مجازا عزیز من، زیبا رو بانوی زیبا دختر خوش چهره
۱۸۱آیناز آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه
۱۸۲آیید شراره، آتش، اخگر، کنایه از شخص پر جنب و جوش.
۱۸۳آییژ شراره، شراره آتش
۱۸۴آیین راه و روش. دین و عقیده. اسم مشترک دختر و پسر است. اما در حال حاضر فقط به عنوان اسم پسر مورد تایید ثبت احوال است.
www.NameFarsi.com

◄ مشاهده ادامه نام ها:

اسم دختر ایرانی با آ

اسم دختر فارسی با آ
نام دخترانه با آ

به نظر شما زیباترین اسم های دخترانه با الف (آ) کدام نام ها هستند؟

2,063 نظر برای “نام دختر با آ”

  1. این پیامهای چرند چی هست که دوستان قرار میدن؟
    سایتتون عالی هست اما این دوستان (یا شاید دشمنان) عوض تشکر فحاشی می کنند. هرکی میاد واسه خودش مینویسه. به دیگران توهین میکنه. مسخره میکنه. یکسری هم که حسودی می کنند و سعی در تخریب دارند

  2. آرنا : arna اسم دخترانه ترکمنی به معنای نهر و رودخانه است .

    آرنا : نام دخترانه فارسی به معنای نژاد آریایی است.

    اسم آرنا موردتاییدثبت احوال ومجاز برای نامگذاری دختران است .

    1. نه قشنگ نیست مث اینه که بگی نعوذبالله

  3. آیین یک اسم پسرانه است نه دخترانه. با تشکر ازسایت مفید شما

    1. درود. درست می فرمایید در حال حاضر فقط به عنوان اسم پسر مورد تایید ثبت احوال است.

  4. سلام چرا اسم آدرین ، آرین ، آرمین ، آیدین، برای نامگذاری اسم پسر مورد تایید ثبت احوال است ولی آوین برای نامگذاری پسر غیرمجاز است .

  5. اسم آوا : آو (درگویش زبان لری) به معنای آب است + ا (الف نسبت ) = منسوب به آب و به رنگ آب . آوا : آبی. مظهر پاکی و روشنی . . شیرین و گوارا و تازه و باطراوت . آبرومند و باشرف و حیثیت . خوی پاک.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *