اسم دختر با آ

اسم دختر با آ (نام های منتخب)

اسم دختر منتخب با حرف آ

محبوب ترین و پرطرفدارترین اسامی دخترانه با حرف الف

بر اساس تعاملات، نظرات، پیام های همراهان وبسایت نام فارسی در این ۱۱ سال و نظرسنجی های اسم، مشاوره های انجام شده توسط مشاور نام فارسی، لیستی از نام های محبوب، اسامی شیک دخترانه با حرف الف را تهیه کردیم که در تصویر زیر می بینید. معنی تمامی این اسم های زیبا روی وبسایت نام فارسی، قسمت نام دختر هست. بررسی تخصصی هر یک از این نام ها را نیز می توانید با جستجوی آن نام در قسمت جستجو مطالعه کنید. ضمنا لیست کامل اسم دختر با آ را نیز می توانید ببینید.

نام دختر با آ Girl’s name with A

Girl's name with A
اسم دختر با آ

محبوب ترین اسامی دختر سال:

اسم های آدرینا، آرنیکا، آنا، آدلیا، آریانا، آوا، آوین، آسنا، آرشیدا، آیسو (اسم ترکی دختر)، آیرین، آترینا.

+

نام های آرینا، آنیسا از نام های محبوب دخترانه، اسامی امروزی و شیک پر طرفدار دخترانه هستند. نظر شما چیست؟ کدام اسم یا اسم ها را بیشتر می پسندید؟ اگر نام دختر با آ می شناسید که به نظرتان زیباست در قسمت نظرات بنویسید. ضمنا لیست منتخب اسم دختر را نیز ببینید.

اسم دخترانه با الف

اسم دختر با آ

لیست اسم دختر ایرانی با حرف آ

شامل نام های زیبای دختر ایرانی (کردی، عربی و …) با حرف الف

اسم دختر با آ
نام دخترانه با آ

اسم ایرانی با الف (آ) از سری نام های محبوب و زیبا برای انتخاب اسم دختر و پسر هستند. البته در این قسمت اسم های دخترانه ایرانی که ریشه کردی، ترکی، لری، عربی، اسم یونانی، عبری و … دارند را قرار داده ایم. هم چنین خیلی از نام ها در این لیست ریشه ترکیبی با فارسی دارند، مثل نام آتاناز که از نظر لغوی ترکیب آتا (ترکی) و ناز (فارسی) هست. همانطور که پیش از این نیز در وبسایت نام فارسی گفتیم چنین اسم هایی فقط در ایران استفاده دارند و نمی توان گفت اسمی غیر ایرانی و خارجی هستند. در ادامه فهرست کامل اسامی دخترانه با حرف الف به همراه معنی و ریشه دقیق را ببینید.

لیست کامل اسم دختر ایرانی با آ

ردیفاسم ایرانیریشه ناممعنی اسم
۱آب حیاتفارسی، عربی آب (فارسی) + حیات (عربی) آب زندگانی که عمر جاویدان می دهد. (همانطور که در شعر حافظ نیز آمده است.)
۲آبرنگاسم لری دختری که پوست لطیف و نرمی دارد.
۳آپادیپاسنسکریت آتش افروز و گرما بخش، نورانی مانند خورشید
۴آپگیاسنسکریت وجود فرخنده، نعمت، موهبت
۵آپگیتیسنسکریت ترانه، آواز دلنشین
۶آتانازترکی، فارسی دختر نازنین بابا
۷آتلازترکی اطلس، حریر، پارچه نرم و لطیف اسم زیبای دختر ترکی
۸آتنانام فرانسوی در اساطیر یونان، خدای اندیشه، هنر، دانش و صنعت
۹آتنایااسم یونانی آتنا، مظهر اندیشه و هنر و دانش، نام الهه یونانی، دختر زئوس خدای خدایان
۱۰آتنهنام فرانسوی = آتنا
۱۱آتوراوستایی – پهلوی آذر، آتش
۱۲آتوریناآشوری تغییر دهنده، متحول کننده، مشتق از واژه آشور که با گذشت زمان ش به ت تبدیل شده است.
۱۳آتوسایونانی نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی و به معنی قدرت و توانمندی است. اسم ریشه یونانی دارد اما از گذشته دور در فرهنگ ایرانی بوده است.
۱۴آتیهعربی آینده اسم عربی
۱۵آدنیسفنیقی آدونیس،‌ گلی به زرد و قرمز رنگ که موقع تابش خورشید باز می شود.
۱۶آدوریناآشوری آدور- مأخوذ از افسانه گیل گمش بابلی، یاری دهنده، کمک کننده
۱۷آدونیسفنیقی = آدنیس، گلی به رنگ زرد و قرمز که فقط هنگام تابش خورشید باز می شود.
۱۸آدیشه آتش – در گویش خراسان آتش کوچک
۱۹آذارسریانی نام ماه سوم از سال شمسی عربی برابر با مارس یا فروردین ، بهار
۲۰آذراوستایی – پهلوی نام ماه نهم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آتش، نام روز نهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
۲۱آرالیاانگلیسی نام عمومی گروهی از گیاهان علفی، درختی و درختچه ای که بعضی از آنها زینتی اند.
۲۲آرامیسیونانی آرامش، راحتی
۲۳آرتمیسیونانی = آرتیمیس
۲۴آرتیمیسیونانی در اساطیر یونان، خدای شکار و خواهر دوقلوی آپولون، همچنین نام شیرزنی که فرمانده نیروی دریایی کمبوجیه در جنگ بین ایران و یونان بود.
۲۵آرسینهعبری زن مبارز
۲۶آرمیتااوستایی – پهلوی الهه نعمت، آرامش یافته
۲۷آرمینهاسم ارمنی ارمنی، دختر ارمنی
۲۸آروانام کردی نام فرشته ای در آیین زرتشت
۲۹آرینااسم کردی آریایی نژاد، از نسل آریایی
۳۰آزالهنام فرانسوی گلی خوشبو که معمولاً به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می شود.
۳۱آزالیانام انگلیسی گلی خوشبو که معمولاً به شکل قیف یا زنگوله است و به رنگهای سفید، صورتی، زرد، قرمز، و ارغوانی دیده می شود.
۳۲آسارهاسم لری ستاره
۳۳آسکیکردی آهو،کنایه از زیبایی و دلفریبی
۳۴آسنااوستایی – پهلوی روشنایی درونی، سرشت مادرزادی
۳۵آسناتیونانی نام همسر حضرت یوسف و دختر فوتی فارع کاهن شهر آون (یکی از مناطق مصر) بود.
۳۶آسوکردی شفق، هنگام طلوع خورشید، همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می کنند، نام محلی در مسیرلار به لنگه
۳۷آسیمناوستایی – پهلوی سیمین، نقره فام
۳۸آسیهعربی زن اندوهگین، ستون، نام همسر فرعون که موسی (ع) را از نیل گرفت و پنهانی از فرعون از او مراقبت کرد، نام کوهی در استان فارس
۳۹آشوریناآشوری منسوب به آشور، برهم زننده،تغییر دهنده، نام دومین فرزند سام که نینوا را بنا نهاد
۴۰آغابانوفارسی، مغولی آغا (مغولی) + بانو (فارسی)، بانوی بزرگ
۴۱آفاقعربی افقها،عالم آسمان، زمانه روزگار، نام همسر نظامی گنجوی
۴۲آفتعربی بلا، بلیه، کنایه از زیبایی و عشوه گری
۴۳آق بانوفارسی، ترکی آق (ترکی) + بانو (فارسی)، بانوی سپید، کسی که چهره ای زیبا و سفید دارد.
۴۴آق گلفارسی، ترکی آق (ترکی) + گل (فارسی) گل سفید
۴۵آگرینکردی آتشین، به رنگ آتش
۴۶آلاگلفارسی، ترکی آلا (ترکی) + گل (فارسی)، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که در این اواخر نابود شده
۴۷آلان قواترکی آلان گوا، زیبای وحشی
۴۸آلان گواترکی آلان قوا، زیبای وحشی  نام دختر زیبا
۴۹آلبالاتین سحر سپیده روشنی صبح
۵۰آلتنایترکی زر، طلای ناب
۵۱آلتونترکی آلتنای، زر، طلای ناب
۵۲آلتینترکی آلتنای، زر، طلای ناب نام ایرانی
۵۳آلتین گلینترکی عروس طلایی
۵۴آلماترکی سیب، کنایه از زیبایی
۵۵آلمازترکی از اعلام زنان
۵۶آلندکردی اولین پرتو خورشید
۵۷آلنوشاسم ارمنی عروس جاودانی دریا، دختر زیبا و دلربا
۵۸آلیسنام فرانسوی بانوی نجیب زاده، دختر اصیل، خانم با اصل و نسب
۵۹آلیشترکی شعله، شعله گیر
۶۰آماتیسیونانی نوعی کوارتز شفاف به رنگ بنفش یا صورتی که در جواهرسازی به کار می رود.
۶۱آمالعربی آرزوها، خواسته ها، دوست داشتنی ها
۶۲آمانداناترکی آماندا، در امان، در پناه تو
۶۳آمنهعربی نام مادر پیامبر (ص)، مونث آمن به معنای بانوی نترس، زن دلیر، خانم استوار
۶۴آمیتریساوستایی – پهلوی ستاش کننده، شکر کننده، دختر داریوش سوم هخامنشی و همسر خشایارشا
۶۵آناترکی مادر
۶۶آناعبری دوست داشتنی ظریف خوش اندام،برانگیزاننده لطف و محبت
۶۷آناشیدترکی، فارسی مرکب از کلمه ترکی آنا به معنای مادر و کلمه فارسی شید به معنای خورشید = دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر
۶۸آنالیاسم ترکی برخوردار از محبت مادر، کنایه از نور چشمی مادر
۶۹آندیابابلی نام همسر بابلی اردشیر درازدست پادشاه هخامنشی
۷۰آنسهاسم عربی انس گیرنده، همنشین نیکو، مانوس، خو گیرنده
۷۱آنوبابلی در دین بابلی، نام خدای آسمان
۷۲آنوشاسم ارمنی از پایتختهای قدیم ارمنستان
۷۳آنیااسپانیایی
۷۴آنیساسم یونانی انیسون ، مقاومت و اعتراض
۷۵آواتنام کردی آرزو،خواسته
۷۶آوادانترکی زیبا، قشنگ
۷۷آویننام کردی عشق
۷۸آوینااوستایی –
پهلوی، فارسی
دختر پاک، بانویی که مثل آب زلال است. مرکب از آو (آب) + ین نسبت + الف تانیث
۷۹آویناکردی عشق
۸۰آیترکی ماه
۸۱آی اوزترکی ماهرخ، ماهرو
۸۲آی بی بیترکی ماه بی بی
۸۳آی پاراترکی ماه پاره، ماه نو
۸۴آی پریفارسی، ترکی آی (ترکی) + پری (فارسی) ماه پری
۸۵آی خانمترکی ماه بانو
۸۶آی ساترکی، فارسی آیسا، آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه
۸۷آی سودانام ترکی ماه در آب، نام زیبای ترکی
۸۸آی گلفارسی، ترکی آی (ترکی) + گل (فارسی) گلی چون ماه
۸۹آی گوزلترکی ماه زیبا
۹۰آی گینترکی، فارسی ماننده ماه، دارنده روی چون ماه، زیبارو، مرکب از آی به معنای ماه و گین پسوند شباهت
۹۱آی نشانفارسی، ترکی آی (ترکی) + نشان (فارسی) دارای نشان ماه
۹۲آیا تایترکی مثل ماه ، دختری که مانند ماه زیباست. بانوی درخشان
۹۳آیتایترکی مانند ماه
۹۴آیتکترکی مانند ماه
۹۵آیتنفارسی، ترکی آی(ترکی) + تن (فارسی) مهوش، مه پیکر
۹۶آیجاناسم ترکی پاک و آراسته همچون ماه
۹۷آیدانام ترکی شاد، خوش
۹۸آیداناسم ترکی مانند ماه، بانوی زیبا رو، دختری که چهره اش همچون ماه زیباست.
۹۹آیدکنام ترکی آیتک،مانند ماه
۱۰۰آیدناسم ترکی آیدین، روشن و آشکار، شفاف، صاف، معلوم، واضح، روشنفکر، از امرای ولایت لیدیا، نام شهری در جنوب شرقی ترکیه
۱۰۱آیدنگنام ترکی مهتاب
۱۰۲آیریناسم کردی آتشین. معادل اسم آگرين، آهرين. اسم آیرین در فارسی نیز معنی آتشين می دهد.
۱۰۳آیسافارسی، ترکی = آیسان
۱۰۴آیسانفارسی، ترکی آی (ترکی) + سان ( فارسی) زیبا، مانند ماه
۱۰۵آیسلترکی زیبا و درخشان مانند ماه
۱۰۶آیسوترکی مرکب از آی به معنای ماه بعلاوه سو به معنای آب، باطراوت و درخشنده، ماه و آب، زیبارو
۱۰۷آیگلفارسی، ترکی درخشان مانند ماه و زیبا مانند گل
۱۰۸آیگینکردی ایل زیبا
۱۰۹آیلاترکی هاله دور ماه
۱۱۰آیلارترکی زیبا رویان، خوبرویان، هاله دور ماه
۱۱۱آیلماترکی تاب ماه
۱۱۲آیلیترکی مهتاب
۱۱۳آیلینترکی اسم زیبای ترکی برای دختر
۱۱۴آیماترکی، فارسی ماه من، مجازا عزیز من، زیبا رو بانوی زیبا دختر خوش چهره
۱۱۵آیناترکی آینه، آبگینه، شیشه، دختر زیبارو، بانوی سپید چهره
۱۱۶آینازفارسی، ترکی آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه
۱۱۷آینورترکی، عربی آینور، نور ماه، روشنایی ماه، نورانی مثل ماه، دختری که چهره اش مانند ماه زیبا و درخشان است.
۱۱۸آیهعربی هر یک از پاره های مشخص سوره های قرآن و دیگر کتابهای آسمانی، نشانه
www.NameFarsi.com

◄ مشاهده ادامه: نام دختر فارسی با آ

اسم دخترانه با الف
نام دختر با الف
اسم با آ

نام دختر با آ

اسم دختر فارسی با حرف آ

شامل اسم های دخترانه فارسی با حرف آ

اسم با آ
اسم دختر با آ

اسم دختر با آ

اسامی دختر با الف همواره از اسم های محبوب برای نامگذاری بوده اند. اسم های دختر با آ به دلیل شروع شدنشان با حرف آ، آوای زیبا و گوش نوازی دارند. اسم های به نسبت زیادی از حرف الف برای دختر وجود دارد. اسم های فارسی (پارسی) اصیل با معنی زیبا. در جدول زیر نام های فارسی دخترانه با آ قرار گرفته اند. در صفحه بعدی اسمهای ایرانی دختر با آ لیست شده اند. یعنی اسم دختر ترکی با آ، اسم دختر کردی با آ و سایر نام های دختر با آ.

زیباترین اسم های دختر با آ

  1. آبان
  2. آپامه
  3. آتاناز
  4. آترا
  5. آتریسا
  6. آدرینا
  7. آذر
  8. آرزو
  9. آرشیدا
  10. آرشین
  11. آرمتی
  12. آریانوش
  13. آریستا
  14. آزاده
  15. آزیتا
  16. آفرین
  17. آلا
  18. آلیسا
  19. آمیتیس
  20. آناشید
  21. آناهیتا
  22. آوا
  23. آوانوش
  24. آوید
  25. آیتا

در ادامه لیست کامل اسم دختر با آ به همراه معنی و توضیحات کامل قرار گرفته اند.

فهرست کامل اسم دختر با آ Girls’ name with A

ردیفاسم فارسی معنی اسم
۱آب ناهید اسم زنی است در منظومه ویس و رامین.
۲آبان آسا یعنی مانند آبان. آبان، ماه تغییر آب و هوا است. در نتیجه آبان آسا کنایه از کسی است که خلق و خوی متغیر دارد. آبان خود به تنهایی اسم دخترانه است.
۳آبان داد داده آبان‎، کسی که در ماه آبان متولد شده است.
۴آبان دخت دختری که در آبان به دنیا آمده، دختر آبان، نام همسر داریوش سوم پادشاه هخامنشی
۵آبان دیس همانند آبان = کسی که به مثال ماه آبان که آب و هوایش متغیر است، خلق و خوی متغیری دارد.
۶آبان سا مانند آبان
۷آبان فام به رنگ آبان کسی که رنگ چهره اش زرد است.
۸آبان مهر آن که محبت او چون فرشته آبان است.
۹آباندخت دختر آبان، دختر متولد شده در ماه آبان،
همسر دارا پادشاه پیشدادی
۱۰آبانک آبان کوچک
۱۱آبانه منسوب به آبان
۱۲آبتاب دختری با چهره زیبا و
درخشان، تابان
۱۳آبدیس مانند آب زلال و شفاف
۱۴آبرخ زیبا، روشن، لطیف، کسی که چهره ای مانند آب دارد.
۱۵آبرود سنبل نیلوفر، دختری که مانند سنبل خوش نقش و زیباست.
۱۶آبروشن خوشبخت، ارجمند
۱۷آبرون گل همیشه بهار، شاد سرزنده
۱۸آبسال باغ، بستان
۱۹آبسالان باغها
۲۰آبشار آبی که به طور طبیعی از بلندی به پستی فرو می ریزد.
۲۱آبشن شکل دیگر آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
۲۲آبگلگلاب مایعی خوشبو که از برگ گلها بدست می آید.
۲۳آبگون به رنگ آب، آبی، گل نیلوفر
۲۴آبگینه شیشه، آینه، ظرف شیشه ای یا بلورین به ویژه جام شراب
۲۵آبلوج قند سفید، قند مکرر
۲۶آبناز نام زنی در منظومه ویس و رامین، مایه فخر آب، کنایه از لطافت پوست
۲۷آبنوس درختی که چوب آن سیاه رنگ است و میوه ای بسیار شیرین و به شکل انگور دارد.
۲۸آبنوش آب گوارا، نام زنی در منظومه ویس و رامین.
۲۹آبیژ صورت دیگر آیید، شراره، اخگر، آتش، کنایه از افراد پر جنب و جوش.
۳۰آپام نام همسر داریوش اول پادشاه هخامنشی. اسم دختر با آ.
۳۱آپاما اسم دختر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی.
۳۲آپامنه نام دختر یکی از فرماندهان ایرانی در زمان سلوکیان.
۳۳آپامه نام دختر سپیتامن یکی از سرداران ایرانی و همسر سلوکوس.
۳۴آپیشن گویش کرمانی آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی.
۳۵آتاناز دختر نازنین بابا. در اصل اسم دختر ترکی است.
۳۶آتبین آبتین،روح کامل و نیکو کار،‌ از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
۳۷آتر آذر، آتش، اخگر
۳۸آترا آذر، آتش، نام یکی از ماههای پاییز
۳۹آتریسا آذرگون مانند آتش، دختری با چهره ای زیبا و برافروخته مرکب از آتری (تغییر یافته آذر، آتر، آتری) + پسوند مشابهت (سا).
۴۰آترین آذرین مانند آتش، زیبا و پر انرژی
۴۱آتسا آتوسا
۴۲آتش از شخصیت های شاهنامه، مخفف نام نوش آذر، یکی از چهار پسر اسفندیار
۴۳آتشپاره اخگر، شرار آتش، چابک
۴۴آتشدخت دختر آتش یا دختری که چون آتش است، کنایه از دختر با شور و حرارت
۴۵آتشفام به رنگ آتش، دختران سرخ روی
۴۶آتشک کرم شب تاب ، نام یکی از شخصیتهای داستان سمک عیار
۴۷آتشگون به رنگ آتش، ارغوانی، دختران سرخ روی
۴۸آتشه برق، آذرخش
۴۹آتشی نام نوعی گل، همچنین نورانی، فروزان، گیرا، مؤثر، به رنگ آتش، سرخ
۵۰آتشیزه کرم شب تاب
۵۱آتشین نورانی، فروزان، گیرا، مؤثر، به رنگ آتش، سرخ
۵۲آتیس نام خدای حاصلخیزی فریگیان
۵۳آدا پاداش مینوی، فرشته توانگری
۵۴آدرینا آتشین، سرخ رو، دختر زیبا رو، بانوی آتشین.
۵۵آدنا نام روستایی در نزدیکی چالوس.
۵۶آذربانو بانوی آتش، نورانی و زیبا مانند آتش.
۵۷آذربو بته ای با گلهای تکی زرد رنگ که در نواحی کویری و کناره های آب های شور می روید.
۵۸آذربویه بوته ای از تیره اسفناج با گلهای تکی زرد رنگ که در نواحی کویری و کناره های آبهای شور می روید.
۵۹آذرجهان آتش جهنده، آتشخیز.
۶۰آذرخاتون آذر+ خاتون، بانوی آتش.
۶۱آذردخت دختر آتش.
۶۲آذرک شراره آتش، اخگر، نام دختر یزگرد سوم پادشاه ساسانی.
۶۳آذرگل گلی سرخ رنگ شبیه شقایق
۶۴آذرگون گلی است از دسته شقایق ها که رنگش زرد است و میانش مشکی است، به رنگ آتش.
۶۵آذرماه دختری که مانند ماه زیباست و مانند آتش، درخشنده.
۶۶آذرمه رئیس و بزرگ آتش ها (آتشکده ها) اسم دختر فارسی
۶۷آذرمینا لعلگون، سرخ رنگ
۶۸آذرهمایون نام زنی از نسل سام و نریمان که در آتشکده سفاهان خدمت می کرد٠گویند زمانی که اسکندر خواست این آتشکده را خراب کند او خود را به شکل ماری مهیب درآورده و در مقابلش ایستاد.
۶۹آذریاس صمغ سداب کوهی
۷۰آذریون به رنگ آتش، معرب آذرگون، گل آفتابگردان.
۷۱آذین دخت دختری که وجودش موجب آرایش و ارج بستگانش است.
۷۲آذین گل زینت گل، زیورگل، کنایه از زیبایی بسیار زیاد.
۷۳آرا مخفف آراینده آرایشگر، زیور زینت
۷۴آراسته آن که دارای صفات خوب اخلاقی است، آنچه آرایش شده و زینت و زیور داده شده است.
۷۵آراگل آراینده گلها، زیبا کننده گلها
۷۶آرامدخت دختر آرام دختر ساکت دختر با وقار نام زیبای دخترانه
۷۷آرایه آرایش زیبایی
۷۸آرتا دخت دختر راست گفتار و درست کردار، دختر پاک و مقدس، نام بانویی اقتصاد دان که در زمان اشکانیان به به سمت خزانه داری یکی از شهریاران اشکانی منسوب شد.
۷۹آرتادختدختر راست گفتار و درست کردار، دختر پاک و مقدس، نام دختری فرهنگدار و اقتصاددان که به خزانه داری یکی از شهریاران اشکانی رسید.
۸۰آرتیستون نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی
۸۱آرزو میل و اشتیاق برای رسیدن به مراد یا مقصودی معمولاً مطلوب، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر سرو پادشاه یمن و همسر سلم پسر فریدون پادشاه پیشدادی
۸۲آرشیدا بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان. اسم آرشیدا مرکب از آر + شید + الف تانیس است. آر به دو معنی به کار می رود اول: مخفف آریایی و دیگری: مرخم آرا به معنای آراینده.
۸۳آرشین آرشین نام یکی از زنان دوره هخامنشی می باشد که به کاردانی مشهور بوده و هم به معنای دوست داشتنی نیز می باشد.
۸۴آرمانا امیدوار آرزومند، مرکب از آرمان + الف فاعلی
۸۵آرمتی فروتنی، پاکی، فرشته محبت، فرشته نگهبان زمین (=آرمیتی)
۸۶آرمیس هرمس، از خدایان اولمپی، نام پسر زئوس و مایا.
۸۷آرمین دخت دختر آرمین.
۸۸آرمینا دختر همیشه پیروز، بانوی مقتدر ، الهه زیبایی.
۸۹آرنوشا منسوب به آرنوش، آریایی جاویدان، ایرانی جاوید، مرکب از آر به معنای آریایی بعلاوه نوش به معنای جاویدان.
۹۰آرنیکا آریایی نیک خو.
۹۱آروشا درخشان، نورانی، باهوش، نام دختر داریوش سوم
۹۲آرویشه نام روستایی در نزدیکی بیرجند
۹۳آریادخت دختر آریایی، دختر ایرانی
۹۴آریانا نامی که جغرافی دانان یونانی به قسمتی از ایران یعنی سرزمین آریایی ها داده بودند. آریانا یک اسم بین المللی است. Ariana که در ایتالیایی معنی خیلی مقدس برایش آمده است.
۹۵آریاناز موجب فخر و مباهات قوم آریایی
۹۶آریانوش شادکننده و خوشحال کننده آریاییان
۹۷آریژه نام شهری در زمان اسکندر
۹۸آریسا اریسا، ایرسا، رنگین کمان، همچنین به ریشه بوته سوسن کبود هم آریسا گویند.
۹۹آریسا مرکب از آری به معنای آریایی بعلاوه پسوند مشابهت، دختری که مانند آریاییان اصیل و نجیب است.
۱۰۰آریسان معادل اسم آریسا است که در بالا معنی شد.
۱۰۱آریستا زیبا و خوشکل مانند عروس. مرکب از آریس به معنای عروس و تا پسوند مشابهت.
۱۰۲آریستا یعنی
دختری که مانند عروس زیباست، در گویش مردم خوانسار آریس همان عروس است.
۱۰۳آریشیدا معادل اسم آرشیدا. اسم دخترانه زیبا با آ.
۱۰۴آرین دخت دختر آریایی ، دختر ایرانی.
۱۰۵آزاددخت دختر آزاده ، نام همسر شاپور اول پادشاه ساسانی.
۱۰۶آزاده عاری از صفات ناپسند اخلاقی، رها و وارسته، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام همسر رومی بهرام گور پادشاه ساسانی.
۱۰۷آزاده خوی دارای خلق و خوی آزاد، ساده، بی تکلف، از شخصیت های شاهنامه، نام دختر سرو پادشاه یمن و همسر تور پسر فریدون پادشاه پیشدادی.
۱۰۸آزرم شرم وحیا، ملایمت، مهربانی،از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر خسروپرویز پادشاه ساسانی.
۱۰۹آزرم خاتون آزرم + خاتون، بانوی با حیا
۱۱۰آزرمدخت دختر با حیا اسم اصیل ایرانی
۱۱۱آزرمی دخت دختر پرویزبن هرمزبن انوشیروان معروف به عادله که ۴ ماه زمام حکومت را در اختیار داشت، دختر باحیا.
۱۱۲آزرمیدخت آذرم + ی نسبت + دخت، دختر با حیا دختر سنگین و با وجاهت، نام دختر پرویز نوه انوشیروان که ۴ ماه بر ایران فرمانروایی کرد.
۱۱۳آزیتاآزیتا یعنی آزاده و رها. الهه آتش. نام شاهزاده ایرانی. معنی سوزن کاری کردن و نقش زدن با قلم بر روی اشیا نیز برایش آمده است.
۱۱۴آسا زیور مایه زیبایی و آرایش، وقار و ثبات و تمکین و آسودگی.
۱۱۵آسادخت دختر زیبا، دختر با وقار، دختر آرام.
۱۱۶آسمان فضای بالای سر ما که آبی رنگ به نظر می رسد، نام روز بیست وهفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم، نام کوهی در نزدیکی بندر نخیلو در ساحل خلیج فارس.
۱۱۷آسمان هور خورشید آسمان، کنایه از فردی که زیباییش نظیر ندارد.
۱۱۸آسودا راحت و آرام، آسوده
۱۱۹آسوده راحت و آرام
۱۲۰آشتی دوستی و پیوند دوباره بعد از رنجش و آزردگی، سازش و صلح
۱۲۱آشنا کسی که می شناسیمش، آن که یا آنچه به ذهن و خاطر می آوریم، آگاه به چیزی یا امری، عاشق، دلداده.
۱۲۲آصفه مونث آصف، مشاور خردمند، بانوی مدبر.
۱۲۳آطوسا معادل اسم آتوسا، نام دختر کورش بزرگ، نام همسر داریوش هخامنشی، این نام در تورات به عنوان “واستی” آمده است.
۱۲۴آفتاب مرکب از آف (مهر،خور) + تاب (فروغ، نور)، نوری که از خورشید به زمین می تابد، کنایه از زیبایی و خیره کنندهگی
۱۲۵آفتاب دخت دختر آفتاب، دختر خورشید، کنایه از زیبایی و خیره کنندگی.
۱۲۶آفرین هنگام تحسین و تشویق به کار می رود، مرحبا، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند ماه آفرین، آفرین دخت.
۱۲۷آفرین دخت مرکب از آفرین (واژه تحسین) + دخت (دختر)، دختر تحسین برانگیز، دختری که تمام خوبی ها را دارد.
۱۲۸آفرین گل مرکب از آفرین (واژه تحسین) + گل، گل تحسین برانگیز کنایه از دختر بسیار زیبا.
۱۲۹آفرین ماه مرکب از آفرین (واژه تحسین) + ماه (قمر)، ماه تحسین برانگیز کنایه از دختری که زیباییش مانند ماه است.
۱۳۰آفرین مهر مرکب از آفرین (واژه تحسین) + مهر (محبت یا خورشید)، کسی که از زیبایی مانند خورشید است یا بسیار با محبت.
۱۳۱آفرین ناز مرکب از آفرین (وازه تحسین) + ناز (کرشمه، غمزه)، دختری که بسیار ناز دارد. کنایه از دختر زیبا و طناز.
۱۳۲آفرین نوش شنونده آفرین،کسی که تحسین همه را بر می انگیزاند.
۱۳۳آفسانه افسانه،داستان،خیال،مشهور، کسی که بحدی زیبا ست که خیالی به نظر می آید.
۱۳۴آفشید خورشید، روشنایی آفتاب.
۱۳۵آگاه دخت دختر آگاه، دختر مطلع، بانوی باخبر
۱۳۶آلا پروا احتیاط
۱۳۷آلاگل آلا (ترکی) + گل (فارسی) ، گل رنگی، نام بزرگترین تالاب جهان واقع در شمال آق قلا که در این اواخر نابود شده.
۱۳۸آلاله شقایق، گلی به رنگ زرد سفید یا قرمز که انواع گوناگون خودرو و زینتی دارد.
۱۳۹آلاوه آتشدان، شعله آتش، جایی که در آن آتش روشن می کنند.
۱۴۰آلوگونه نام همسر اردشیر اول پادشاه هخامنشی، کسی که سرخی گونه هایش به آلو می ماند، دختر زیبا و به اصطلاح سرخ و سفید.
۱۴۱آلیسا ایرسا، رنگین کمان، به بوته سوسن کبود نیز بدان جهت که دارای گلهای زرد و سفید و کبود است ایرسا گویند.
۱۴۲آمتیس آمیتیس، نام دختر خشایار پادشاه هخامنشی که با بختنصر پادشاه بابل ازدواج کرد.
۱۴۳آمستریس ملکه هخامنشی. برادرزاده داریوش سوم. دختر اتانس و خواهر فیدیما یکی از همسران خشایارشا بزرگ بود. او همچنین مادر اردشیر یکم پادشاه هخامنشی و آمیتیس (Amytis) بوده است.
۱۴۴آمی تیس دختر هوخشتر پادشاه ماد که پس از صلح بین مادها و مصر به درخواست پدرش به عقد بخت النصر پادشاه مصر درآمد. در متون تاریخی آمده است که بخت النصر باغ های معلق مصر را برای آمیتیس ساخته است.
۱۴۵آمیتیدا نام دختر آستیاک، همسر کوروش پادشاه هخامنشی.
۱۴۶آمیتیسنام دختر خشایار پادشاه هخامنشی.
۱۴۷آن سبب علت دلیل، قصد عزم عقیده
۱۴۸آناشید مرکب از کلمه ترکی آنا به معنای مادر و کلمه فارسی شید به معنای خورشید. دختر زیباروی مادر، مایه دلگرمی و روشنایی زندگی مادر.
۱۴۹آناهیتا ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است.
۱۵۰آناهید معادلن آناهیتا است. اسم دختر
۱۵۱آنوشا کیش و مذهب، دین و آیین.
۱۵۲آنیتا آناهیتا، ازبین برنده ناپاکی و پلیدی، نام ایزد آب که در اوستا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا و بلند بالا توصیف شده است.
۱۵۳آوا صدایی که به آواز خوانده می شود یا از آلات موسیقی به گوش می رسد.
۱۵۴آوادخت مرکب از آوا (آواز) + دخت (دختر)، دختر آوازه خوان ، بانوی خوش صدا
۱۵۵آوادیس مرکب از آوا (آواز) + دیس (مانند)، کنایه از کسی که دلنشین است یا صدای دلنشینی دارد.
۱۵۶آوانوش ترکیب آوا + نوش. نوش معنی شنونده، شیرین و جاودان (جاوید) دارد. آوانوش به معنی شنونده آوا و هم چنین آوای شیرین و آوای جاودان است.
۱۵۷آوشن آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
۱۵۸آون آونگ، نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته.
۱۵۹آونگ نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته
۱۶۰آویده مشتاق، خواهان
۱۶۱آویز گلی زینتی به شکل زنگوله و قرمز رنگ، هر چیز کوچک و قیمتی که به عنوان گردنبند، گوشواره، دستبند می آویزند.
۱۶۲آویژه معشوق، دلبر، خاص، خالص
۱۶۳آویسا پاک و تمیز مانند آب
۱۶۴آویشن گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گل های سفید یا صورتی
۱۶۵آویشه آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
۱۶۶آهار گلی مرکب با گل برگهای پیوسته به رنگ های سفید، قرمز، نارنجی، صورتی، یا دو رنگ که انواع گوناگون کم پر و پُرپَر دارد.
۱۶۷آهنگ قطعه موسیقی، اراده، قصد
۱۶۸آهو جانور معروف که نام دیگر آن غزال است، آهو به زیبایی چشم و خرامش در رفتار معروف است.
۱۶۹آهید در گویش فارس آهوی صحرایی
۱۷۰آی پری آی (ترکی = ماه) + پری (فارسی) ماه پری
۱۷۱آی سا آیسا، آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه، دختری که چون ماه زیباست.
۱۷۲آی گل آی (ترکی) + گل ( فارسی) گلی چون ماه
۱۷۳آی گین آی (ترکی) + گین. ماننده ماه، زیبارو، دارنده روی چون ماه، مرکب از آی به معنای ماه و گین پسوند شباهت.
۱۷۴آی نشان آی(ترکی) + نشان ( فارسی) دارای نشان ماه
۱۷۵آیتا مرکب از آی ترکی به معنی ماه و پسوند شباهت فارسی، دختر زیبا رو، مانند ماه، دختری که مانند ماه درخشان و زیباست.
۱۷۶آیتن آی (ترکی) + تن ( فارسی) مهوش، مه پیکر.
۱۷۷آیسا آی (ترکی) + سا (فارسی) زیبا، مانند ماه
۱۷۸آیسان آی (ترکی) + سان ( فارسی) زیبا، مانند ماه persian girl names
۱۷۹آیگل آی (ترکی) + درخشان مانند ماه و زیبا مانند گل
۱۸۰آیما آی (ترکی) + گل ماه من، مجازا عزیز من، زیبا رو بانوی زیبا دختر خوش چهره
۱۸۱آیناز آی (ترکی) + ناز (فارسی) موجب فخر و مباهات ماه
۱۸۲آیید شراره، آتش، اخگر، کنایه از شخص پر جنب و جوش.
۱۸۳آییژ شراره، شراره آتش
۱۸۴آیین راه و روش. دین و عقیده. اسم مشترک دختر و پسر است. اما در حال حاضر فقط به عنوان اسم پسر مورد تایید ثبت احوال است.
www.NameFarsi.com

◄ مشاهده ادامه نام ها:

اسم دختر ایرانی با آ

اسم دختر فارسی با آ
نام دخترانه با آ

به نظر شما زیباترین اسم های دخترانه با الف (آ) کدام نام ها هستند؟