Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
نظرسنجی اسم
تلگرام نام فارسی

اسم دختر مازنی

معنی اسم ماتینا

معنی نام ماتینا

معنی و ریشه دقیق اسم ماتینا

همانطور که در قسمت اسم های دختر با م در وبسایت نام فارسی و هم چنین اینستاگرام نام فارسی دیده اید، اسم ماتینا یک اسم دخترانه با ریشه فارسی و مازنی (مازندارنی، شمالی) است. ماتینا یک اسم خوش آوا و زیباست که کمتر در این سالها برای دختران انتخاب شده و می تواند گزینه مناسبی برای انتخاب اسم از سوی والدینی باشد که به دنبال اسم های خاص یا به اصطلاح اسم دختر جدید هستند.

معنی ماتینا

معنی اسم ماتینا

در ادامه توضیحات تکمیلی درباره اسم ماتینا را خواهید خواند.

Continue reading

اسم دخترانه شمالی

شامل نام های زیبای دخترانه گیلکی و مازنی به همراه معنی

به درخواست همراهان وبسایت نام فارسی و اینستاگرام نام فارسی، قسمت اسم های دخترانه شمالی اضافه گردید که در برگیرنده تمامی اسم های زیبای دخترانه مازنی و اسامی زیبای دخترانه گیلکی به ترتیب حروف الفبا و معنی اسم می باشد.

اسم دختر گیلکی مازنی

نام دخترانه شمالی

اسمهای زیبای گیلکی دخترانه

اسم گیلگی (شمالی) دختر با حرف آ، الف

“اسم دخترانه گیلکی، معنی اسم”

اَرسو، اشک (غم و شادی)
آکوله، از انواع برنج.
الیزه، اسم مکان، محلی در رودبار.
آمله، دختر اشتاد دیلمی که بنای شهر آمل منسوب به اوست.
آموج، آموخته، خوگرفته.
آمولای، پروانه.
انگاره، تهیه و تدارک.
ایاز، شبنم.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با حرف ب

برفانک، پرنده‌ای از انواع سهره.
برفانو، برفانک
برفین، برفانک
بی‌بی، کرم ابریشم.
بینه، گیاه معطر، نعنا.

اسم دختر گیلکی با پ

پاپلی، پروانه.
پامچال، گل معروف.
پَرزَه، آهو.
پورسو، پرنور.
پیتونَک، پونه، گیاه معطر.
پیندِره، گیاه دارویی، پنیرک.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با ت

تاگیره، از سبزی‌های صحرایی و خورشتی.
تال، از گیاهان شبیه به نیلوفر.
تاله، هوس، میل.
تایه، ابریشم تابیده.
ترمی، مه
تلایه، صبح خیلی زود.
تورنگ، قرقاول.
تونْگْ، النگو، از انواع درختان شمال.
تونگوله (تونگولی)، تلنگر.
تی‌تی، گل، شکوفه.
تی‌شین (تی‌شینا)، مال تو.

اسم دختر گیلکی با چ

چاپلا، کف زدن از روی شادمانی.
چرین، از پرنده‌گان.
چمپا، از انواع برنج، خوش‌بو.
چولی، چکاوک.
چیره، چهره، رخسار.
چیری، از انواع سهره.

اسم دختر گیلکی با خ

خوجیر، خوب.
خورتاو، مشرق، زمین رو به آفتاب.
خورتو
خورته
خوری‌سو، اسم تاریخی، خواهر امیره ساسان گسکری فرمان‌روای گیلان. معشوقه و همسر شرفشاه دولایی، شاعر گیلکی‌سرای قرن ۸ ه.ق. نور و اشعه خورشید.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با د

دیل‌زنش، مطابق میل و دل‌خواه.
دیل‌سوج، دل‌سوز
دیل‌سوجه
دیلمای، زن دیلمانی.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با ر

راپا، منتظر.
رافا
راکه، چوب نازک و قابل انعطاف، ترکه.
رمش، پرچین اطراف مزارع و باغ‌ها.
روجا، ستاره.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با ز

زرج، کبک.
زرکا، از انواع مرغان آبی.
زفه، جوانه درختان.
زیبه، از پرنده‌گان.

اسم دختر گیلکی با س

ساره، ستاره.
سِچومه، سیاه‌چشم.
سَلَمبار، چشمه‌ای گوارا در اشکورات.
سوجان، سوزان.
سونه، توت وحشی.
سیتکا، مرغ مینا.
سیتی، سار.
سی‌ده، اسم تاریخی، زن فخرالدوله بویه‌ای و خواهر شهریاربن قارن.
سیکیه، از پرنده‌گان صحرایی.
سیمبر، میدان دلگشا و مصفا.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با ش

شامار، ملکه، بهترین مادر.
شاناز، اسم تاریخی، شاهزاده خانمی از آل‌بویه.
شروین‌دخت، اسم تاریخی.
شوروم، مه صبحگاهی.
شوماهان، اسم تاریخی.
شیشک، ستاره پروین.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با ف

فازومّا، نوعی رقص، حرکات زیبای پیش از کشتی گیله‌مردی.
فرنگ، سنجاقک.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با ک

کاس مار، مادر (دختر) زاغ چشم.
کاکوله، از پرنده‌گان.
کرماج، نوعی گل پامچال که در اطراف درفک می‌روید.
کیاتاج، از اسمهای تاریخی.
کی‌شین (کی‌شینا)، مال که؟
کیشیم، از مرغان دریایی.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با گ

گول‌چیره، گل‌چهره.
گول‌ناز، نوعی گل، گلی که نازنین و زیباست.
گِئسه، گیسو.
گِئشه، عروس، عروسک
گیلا، مخفف گیلان، گیل دختر، دختر گیلانی
گیلار، از انواع مرغان دریایی.
گیلان، گیلان
گیلان‌تاج، تاج سر گیلان.
گیلان‌دخت، دختر گیلان.
گیل‌سو (گیلی‌سو)، روشنایی گیل (دختر)
گیلی، دختر گیلک.
گیل‌یار (گیلی‌یار)، یار گیل، همسر گیل.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با ل

لیجار، نیزار، محل رویش نی.
لیرو، گلی زردرنگ با ساقه بلند و بسیار معطر (اشکورات)

اسم گیلگی (شمالی) دختر با م

مارخو، دوست‌دار مادر، متکی به مادر.
ماسو، روشنایی ماه.
مانلی: معنی اسم مانلی.
مانگه‌دیم، ماه‌رو، ماه‌رخ؛ معادل ماه رخ (اسم فارسی) و آیرخ (اسم ترکی)
مرجانی، گل مریم.
مرخه، دانه‌ها و مهره‌های رنگی و تزیینی.
مریم‌گوله، گل مریم.
منگه‌تاو، مهتاب.
مورجانه، جوانه.
مورواری، مروارید.
میجام، اسم تاریخی، زن ماکان (به روایت ابن‌اسفندیار)
میجان، جان من.
میجنک، مژگان.
میجی، مژگان.
میشیم، بنفشه وحشی.
ملیجه، گنجشک.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با ن

اسم های زیبای گیلکی برای دختر

نأجه، به معنی آرزو.
نازِگول، نازگل
نسا (نسو)، جنگل همیشه سایه، سمت رو به سایه. [Nasaa یا Nasum در لغت به معنی جهت جغرافیایی حنوب می‌باشد.]
نوشْکْ، از پرنده‌گان کناره مرداب و نیزار.
نیلو، اسم مکان، اشکورات.
نیناکی، مردمک چشم.
نینای، عروسک.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با و

وارن‌بو، از گیاهان معطر و دارویی، بادرنگ‌بویه.
وارش، باران.
واهیلا، بی‌قرار، بی‌تاب، رسوا.
وسمار، مادر (دختر) بس است. آخرین دختر باشد.
ووشه، خوشه.
وزگه، جوانه.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با ه

هَرای، گریه، فغان.
هیلَک، تکمه‌های فلزی که زن‌ها به پیراهن خود می‌دوزند.

اسم گیلگی (شمالی) دختر با ی

یاکند، اسم تاریخی، دختر فرخان کوچک (به روایت ابن اسفندیار)
یالمَند، تیرکمان، قوس قزح.

> مشاهده لیست کامل نام های گیلکی


اسم‌های دخترانه مازندرانی

اسامی دختر مازنی به ترتیب حروف الفبا

نام مازنی دختر، معنی اسم

اسم مازنی (شمالی) دختر با آ

آرمه
آشره
اریکا: نام روستایی در استان مازندران
اشلی: نام کوهی در مازندران
الیکا: نام روستایی در مازندران به معنی مال بسیار، دارایی فراوان؛ آلبالوی جنگلی که در جنگلهای مازندران و حاشیه دریای خزر یافت می شود.

اسم مازنی (شمالی) دختر با ب

بدری
به مونی: به مانند

اسم مازنی (شمالی) دختر با ت

تآتر:  آذر، اخگر، آتش
ترمه: نوعی پارچه با نقش های زیبا
ترنم: آواز، نغمه
تِرنه: شادابی، جذابیت؛ کاربرد در روستاهای مازندران
تساپه: “تسا” یا “تیسا” یعنی برهنه، خالی، خالص و “په” یعنی لنگه، و “تیساپه” یعنی بی لنگه
تنی: در گویش مازندران یعنی شکوفه
تیسا: خالص
تیسا ناز: در گویش مازندران مرکب از تیسا (خالص) + ناز (زیبا)

اسم مازنی دختر با خ

خورشید (اسپهبد خورشید در ناحیه جنوبی سواد کوه)

اسم مازنی (شمالی) دختر با د

دلکش: جذب کننده دل، دلربا، دلپذیر
دلوسه: دلخواه
دوکا

اسم مازنی دختر با ر

راشا
راشر
روجا: درخشان ترین ستاره شب، آخرین ستاره که تا سپیده صبح می‌درخشد؛ ستاره صبح
ریرا: در گویش مازندران به معنی “بیدار باش”، “به هوش باش”

اسم مازنی (شمالی) دختر با س

سانیا: در گویش مازندران به معنی سایه روشن جنگل
سرگل

اسم دختر شمالی با ش

شبره: شبنم
شکال: در گویش مازندران آهو
شوکا: نام آهوی وحشی
شهربانو: شمشاد خانم

اسم دختر مازنی با گ

گیلانه

اسم مازنی دختر با م

ماتیسا: ماهتیسا، در گویش مازندران به معنی ماه تنها است. اسم زیبای مازنی
ماجان: معجن، ماهگان، مانند ماه، نام قدیم رودی در اطراف شاهرود
ماهتو: مهتاب
مسل
میترا: شاهزاده مازندرانی
میشکا: میچکا، گنجشک در زبان مازندرانی
مها: در گویش مازندران ابر

اسم دختر شمالی با ن

ناکتا: ناک= یک نوع گلابی، تا = مانند؛ دختر شیرین مثل گلابی
نجمه: نام نوعی سبک ساز در مازندرانی
نیشا: غنچه

اسم مازنی (شمالی) دختر با و

وارش: باران
وندای
ونوشه = گل بنفشه

> مشاهده لیست کامل نام های مازنی

اسم های مازنی

نام های مازندرانی

اسامی مازنی (شمالی)

شامل اسم های زیبای دختر و پسر مازنی (مازندرانی)

نام های مازندرانی

اسم های مازنی

در مطالب قبلی سایت نام فارسی، سایر اسم های ایرانی غیر فارسی مثل اسم های ترکی، اسم های لری، اسم های گیلکی را قرار دادیم و در این قسمت اسم های زیبای مازنی (شمالی، مازندرانی) دخترانه و پسرانه را همراه با معنیشان قرار داده ایم.

اسم‌های دخترانه مازندرانی

اسامی دختر مازنی به ترتیب حروف الفبا

نام مازنی دختر + معنی اسم

آتر: آذر، اخگر، آتش
آرمه
آشره
اریکا: نام روستایی در استان مازندران
اشلی: نام کوهی در مازندران
الیکا: نام روستایی در مازندران به معنی مال بسیار، دارایی فراوان؛ آلبالوی جنگلی که در جنگلهای مازندران و حاشیه دریای خزر یافت می شود.
بدری
به مونی: به مانند
اسم ترمه: نوعی پارچه با نقش های زیبا
ترنم: آواز، نغمه
تِرنه: شادابی، جذابیت؛ کاربرد در روستاهای مازندران
تساپه: “تسا” یا “تیسا” یعنی برهنه، خالی، خالص و “په” یعنی لنگه، و “تیساپه” یعنی بی لنگه
تنی: در گویش مازندران یعنی شکوفه
تی تی: معنی شکوفه است
تلکا: نام درخت
توسکا: نام درخت
تیسا: خالص
تیسا ناز: در گویش مازندران مرکب از تیسا (خالص) + ناز (زیبا)
اسم تتیسا یا تیتیسا: شکوفه، به مانند شکوفه
تیلدا: برگرفته از گِل (اشاره به انسان که وجودش برگرفته از خاک است)
خورشید (اسپهبد خورشید در ناحیه جنوبی سواد کوه)
دلکش: جذب کننده دل، دلربا، دلپذیر
دلوسه: دلخواه
دوکا
اسم دیما: یعنی زیبارو؛ دیم یعنی رخساره و رو + الف اسم ساز
دیماه: زیبارو؛ آنکه صورتش مثل ماه است.
راشا
راشر
روجا: درخشان ترین ستاره شب، آخرین ستاره که تا سپیده صبح می‌درخشد؛ ستاره صبح
اسم روشا: چوبی بزرگ برای کندن گردو از درخت
ریرا: در گویش مازندران به معنی “بیدار باش”، “به هوش باش”
اسم سانیا: در گویش مازندران به معنی سایه روشن جنگل
سرگل
شبره: شبنم
شکال: در گویش مازندران آهو
اسم شوکا: نام آهوی وحشی
شهربانو: شمشاد خانم
گیلانه
گالِک به معنی گُلِ کوچک
ماتیسا: ماهتیسا، در گویش مازندران به معنی ماه تنها است.
ماتینا: در گویش مازندرانی ماتینا یعنی گل سرخ،
ماه تتی: شکوفه ماه، مهتاب
میانا: یعنی آفتابی و روشن که میانا هم اسم مازندرانی
ماجان: معجن، ماهگان، مانند ماه، نام قدیم رودی در اطراف شاهرود
مانلی: مازندرانی بمان برایم: اَعلام: نام شخصیتی در شعر علی اسفندیاری: نیما یوشیج؛ مانلی در ثبت احوال نام دخترانه است.
ماهتو: مهتاب
مسل
میترا: شاهزاده مازندرانی
میشکا: میچکا، گنجشک در زبان مازندرانی
مها: در گویش مازندران ابر
نار تی تی: به معنی شکوفه انار
ناریسا: مانند انار
ناکتا: ناک= یک نوع گلابی، تا = مانند؛ دختر شیرین مثل گلابی
نجمه: نام نوعی سبک ساز در مازندرانی؛ اسم عربی هم هست و از این حیث از دید خیلی از پدرمادرها اسم مذهبی دختر به حساب می آید.
معنی اسم نوشیکا: آهوی تازه به دنیا آمده، بچه آهو
نیشا: غنچه
وارش: باران
وندای
ونوشه = گل بنفشه
وهار به معنی بهار

اسم‌های پسرانه مازندرانی

اسامی پسر مازنی به ترتیب حروف الفبا

نام مازنی پسر + معنی اسم

آرش: آرش کمانگیر
آلیش: سپاس
اسپیدا
بنداسف جان، سرداری مازندرانی در چم دارنده اسب نژاده و نیک: شا
پیرمهران نام یکی از سپهبدان در زمان یزدگرد یکم
پیشداد: نیای بزرگ پیشدادیان
جویا: جویان: جوینده، پهلوان مازندرانی بود که بدست رستم کشته شد.
دابو: اسم تاریخی، سلسله دابوان یا دابویه مأخوذ از آن است.
دادمهر: باستانی، محبت ایزدی، فرزندی که از روی محبت پروردگار داده شده است.
دامون: یاری دهنده انسان‌ها، در گویش مازندران دامنه جنگل را نیز گویند.
دیاکو: اولین پادشاه ماد
رایکا: مازندرانی و گیلکی: = ریکا به معنی پسر، محبوب و مطلوب. اسم فارسی هم هست. اینستاگرام NameFarsi را ببینید: instagram.com/NameFarsi
رسام
روجین: پنجره
روماک: صادق، منظم، صاف و تمیز، محکم، در گویش مازندران راست و منظم
رهام
زرمهر: از نوادگان کاوه آهنگر؛ اسپهبد تبرستان
سوماً: نهر آب
سیکا: در گویش مازندران اردک
سیمدخت: دختر نقره‌ای و سفید
شراگیم: نام یکی از اسپهبدان مازندرانی
شروین: اسپهبد شروین در کوههای طبرستان درناحیه دهستان چاشم امروزی در شمال سمنان که از خاندان روحانی زرتشتی بودند؛ همانطور که در اینستاگرام نام فارسی هم گفتیم، معنی همیشه پایدار و معضوق مردمان نیز برای اسم شروین آمده است.
شوپه: نگهبان شب
صابرتا: اسم پادشاهی تنومند در جنوب آمل
صدری: نوعی برنج مرغوب که در گیلان و مازندران به عمل می‌آید. البته صدری عربی ـ فارسی است: صدر + ی (پسوند نسبت)
فرورتیش
اسم کارن: اسپهبد کارن درجنوب ساری درفریم وشمال قومس فرمانروا بودند.
اسم کارو: اسپهبد کارو در سوادکوه
کاگان: برادر، برادر بزرگتر این نام کلمه‌ای طبری است.
کایر: یار و یاور، همدم
کلاله: موی پیچیده، بخشی از گل
ماتیرسا
مازیار: اسپهبد مازیار، مقر حکومت در شهریارکوه درشمال سمنان وجنوب ساری
مرداد: نام باستانی، نامی برگرفته از قوم بزرگ باستانی آمردها در آمل
مرداویج: حاکم طبرستان و ری
نیما: کمان؛ هم چنین نام کوهی در شمال، یوش مازندران
ونداد: اسپهبد ونداد هرمز در جنوب ساری، پدربزرگ مازیار (نامی با ریشه پهلوی نیز هست)
هورموند

اگر اسم مازندرانی (مازنی) زیبایی را می دانید که در لیست اسم های مازنی دخترانه و پسرانه نیامده است، آن اسم (اسم ها) را به همراه معنی در قسمت نظرات درج نمایید تا به لیست نام های مازندرانی اضافه نماییم.