اسم پسر با ک

نام پسر با ک

اسم پسر فارسی با حرف ک

اسم های فارسی پسرانه با ک زیادی (حدود ۱۰۰ اسم) در زبان فارسی وجود دارند. اسم های پسر تاریخی که در فرهنگ ایران باستان جای داشته و دارند. نام های کاوه، کیان، کورش و … که از شخصیت های بزرگ تاریخ ایران هستند. البته خود اسم کاوه چون اسم اوستایی است در صفحه بعدی آمده است. نام های پسر در این قسمت نام های پارسی هستند و ادامه اسامی با حرف کاف در صفحه بعدی قرار گرفته اند. شایان ذکر است زبان اوستایی از زبان های باستانی ایرانیان است.

اسم پسر با ک
اسم پسرانه فارسی با ک

در ادامه فهرست کامل اسامی پسر با ک با معنی دقیق قرار گرفته اند. جالب است که تعداد زیادی از اسم های پسرانه با حرف کاف نام شخصیت های کتاب شاهنامه فردوسی هستند. خودتان ببینید:

اسم پسر با ک

ردیف نام فارسی معنی اسم
۱کابی  معرب منسوب به کاوه آهنگر
۲کاردار  وزیر پادشاه، والی، حاکم، اسم پسر بهرام گور پادشاه ساسانی.
۳کارن اسم پسرانه به معنی شجاع و دلیر، نام فرزند کاوه آهنگر و هم چنین اسم سردار لشکر مهرداد شاهزاده اشکانی که علیه اشک بیستم (گودرز) قیام کرد. توضیحات بیشتر: معنی اسم کارن
۴کارنگ  چرب زبان، زبان آور
۵کاروند  از اسامی پسرانه ایرانی
۶کارینا چهارمین مملکت از ممالک تابعه قوم پارت که توسط ولات اداره می شدند. احتمالابه منطقه نهاوند اطلاق می شده است؛ معنی اسم کارینا (اسم دخترانه) را نیز ببینید.
۷کاکله  از شخصیت های شاهنامه، نام دلاوری تورانی از فرزندان تور و جزو سپایان افراسیاب تورانی
۸کاکو نام دلاوری تازی نبیره ضحاک در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی، از شخصیتهای شاهنامه نیز هست.
۹کاکی  نام پدر ماکان دیلمی
۱۰کالو  از شخصیت های کتاب شاهنامه فردوسی، نام سرداری تورانی در سپاه افراسیاب تورانی
۱۱کامبوزیا گویش امروزی کبوجیه، اسم پسر کوروش، شاه سلسله بزرگ ایرانی هخامنشی.
۱۲کامبیز گویش امروزی کبوجیه، نام پسر کوروش بزرگ پادشاه هخامنشی.
۱۳کامجوجوینده کام، کسی که در پی آرزوها و خواسته هایش است، آن که به دنبال عیش و خوشی است.
۱۴کامداد  نام وزیر و مشاور آبتین نام پارسی
۱۵کامدین  خواسته دین، اسم یکی از دانایان دین زردشت
۱۶کامران  آن که در هر کاری موفق است، چیره، مسلط
۱۷کامروا  آن که خواسته و آرزویش رسیده است، موفق
۱۸کامشاد  مرکب از کام (خواسته، آرزو) + شاد؛ اسم پسر به معنی کسی که آرمان، میل و آرزویش شادمانی است.
۱۹کامکار  کامروا، موفق
۲۰کامگار کامکار
۲۱کاموس  از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان کوشانی در سپاه افراسیاب تورانی
۲۲کامیاب  آن که به خواست و آرزویش رسیده باشد، پیروز
۲۳کامیار کامیاب، آنکه کام و نشاط دوست اوست، کامروا و پیروز
۲۴کان بیدار  نام وزیر اردوان از پادشاهان اشکانی بنا به روایتی بلعمی
۲۵کاوان کاویان، منسوب به کاوه
۲۶کاوک  کاوه
۲۷کاووس  از شخصیت های شاهنامه فردوسی. نام پسر کیقباد پادشاه کیانی، به معنی پادشاه توانا نیز آمده است.
۲۸کاووش  = کاوش. جستجو، بررسی، تحقیق.
۲۹کاویان  پرچم کاوه که به درفش کاویانی معروف است.
۳۰کایوس  کیوس
۳۱کبوجیه  نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی.
۳۲کبوده  از شخصیت های شاهنامه فردوسی است، مردم چوپان افراسیاب تورانی
۳۳کتماره  از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی در سپاه رستم پهلوان شاهنامه
۳۴کدمان  نام اصلی داریوش پادشاه هخامنشی
۳۵کراخان  نام پسر بزرگ افراسیاب تورانی
۳۶کروخان  از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام دلاوری تورانی فرزند ویسه در سپاه افراسیاب تورانی
۳۷کسرا  = کسری، معرب از فارسی، عربی شده اسم فارسی خسرو، نام انوشیروان پادشاه ساسانی، فرزند قباد
۳۸کسری  = کسرا، معرب از فارسی، خسرو، نام انوشیروان پادشاه ساسانی، فرزند قباد
۳۹کشواد  از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر گودرز، سردودمان گودرزیان و یکی از پهلوانان دوره فریدون پادشاه پیشدادی
۴۰کلاهور  از شخصیت های کتاب شاهنامه است. نام دلاوری مازندرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی
۴۱کلباد  از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران پهلوان تورانی
۴۲کمانگیر  کماندار
۴۳کمبوجیه  نام پسر کوروش پادشاه هخامنشی
۴۴کنارنگ  فرماندار، حاکم، لقب مرزبان ابرشهر در زمان ساسانیان
۴۵کندر  صمغی خوشبو، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان تورانی سپاه ارجاسپ وزیر لهراسپ پادشاه کیانی
۴۶کندرو  نام پیشکار ضحاک، از شخصیتهای شاهنامه فردوسی
۴۷کوت  از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر هزاره سرداران رومی و از یاران خسروپرویز پادشاه ساسانی
۴۸کوچک  دارای حجم اندک، ریز، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی، لقب اردشیر پسر شیرویه پادشاه ساسانی
۴۹کورش = کوروش. نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش بزرگ یا کوروش کبیر، که کورش هم نوشته می‌شود، بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که به مدت سی سال، در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. استوانه یا منشور کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمانِ کوروش بزرگ هخامنشی نگاشته شده است.
۵۰کورنگ  نام پسر گرشاسپ از پادشاهان پیشدادی اسم دخترانه زیبا
۵۱کوروس  کوروش، اسم سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران. کوروش یکم نام نوه هخامنش است و کوروش دوم (کوروش بزرگ) نوه کوروش اول.
۵۲کوروش  نام سه تن از شاهان شاهنشاهی هخامنشی. برای مشاهده معنی کامل اسم کوروش به معنی اسم کوروش مراجعه نمایید.
۵۳کوش  اسم پسرانه به معنی کوشش و سعی.
۵۴کوشا  ساعی، تلاشگر.
۵۵کوشاد  ریشه گیاهی خوشرنگ.
۵۶کوشان = کوشا، ساعی، تلاشگر.
۵۷کوشیار  از شخصیت های شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در سپاه کیخسرو پادشاه کیانی
۵۸کولیار  نام روستایی
۵۹کوهرنگ  نام دره و رودخانه ای در زردکوه بختیاری
۶۰کوهسار  جایی که دارای کوه های متعدد است.
۶۱کوهشاد  نام روستایی در استان هرمزگان
۶۲کوهیار  کوه نشین، نام برادر مازیار فرمانروای طبرستان
۶۳کوهین  منسوب به کوه، نام گیاهی که ریشه آن مانند ریشه نی است
۶۴کهار  گهار، از شخصیتهای کتاب گرانقدر شاهنامه فردوسی پاکزاد. نام سرداری تورانی و جزو سپاه افراسیاب تورانی
۶۵کهرم  از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی در سپاه افراسیاب تورانی
۶۶کهیار  کوهیار، کوه نشین، نام برادر مازیار فرمانروای طبرستان
۶۷کهیلا  از اسامی شاهنامه ای. نام دلاور تورانی در سپاه افراسیاب تورانی
۶۸کی آذر  مرکب از کی (پادشاه) + آذر (آتش)؛ پادشاه آتش، نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان.
۶۹کی آرمین آرمین
۷۰کی پیشین  از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران کیقباد پادشاه کیانی.
۷۱کی راد  پادشاه بخشنده.
۷۲کی زاد  زاده پادشاه
۷۳کی گشتاسپ  گشتاسپ
۷۴کی منوش  از پادشاهان یا شاهزادگان پیشدادی بنا به روایت تاریخ سیستان.
۷۵کیا اسم پسرانه به معنی پادشاه سلطان، حاکم، فرمانروا
۷۶کیاجور  عاقل، فاضل و دانا
۷۷کیاچهر  آن که دارای چهره و صورتی شاهانه است.
۷۸کیاراد پادشاه جوانمرد، مرکب از کیا به معنای سلطان و پادشاه و راد به معنای جوانمرد.
۷۹کیارخ کیاچهر، آن که دارای چهره و صورتی شاهانه است.
۸۰کیارزم  مرکب از کیا (پادشاه) + رزم (نبرد)؛ به معنی پادشاه نبرد و مبارزه
۸۱کیارس  = کیارش، از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی
۸۲کیارش  از شخصیتهای شاهنامه فردوسی، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی، مرکب از کی + آرش، آرش پادشاه
۸۳کیارنگ  رنگ پاکیزه و لطیف
۸۴کیازند  پادشاه بزرگ
۸۵کیاشا شاهنشاه، شاه شاهان، مرکب از کیا (به معنی حاکم، سلطان، فرمانروا) + شا (مخفف شاه)
۸۶کیان  پادشاهان، سلاطین، دومین سلسله پادشاهی از دوره تاریخ افسانه ای ایران
۸۷کیانوش نام یکی از دو برادر فریدون در شاهنامه. کیانوش از ترکیب دو واژه “کیا” + “نوش” ساخته شده است. کیا به معنی پادشاه، بزرگ، سلطان و نوش به معنی جاودان. پس کیانوش یعنی شاه جاویدان. اسم پسر فارسی اصیل با ک. هم چنین برای اسم کیانوش معنی بسیار شیرین نیز در برخی منابع آمده است.
۸۸کیانمهر مرکب از کیان (به معنای سرزمین یا جمع کی به معنی شاه) + مهر به معنی (محبت یا خورشید) = دوستی شاهانه، محبت بزرگوارانه، سرآمد پادشاهان، آنکه در میان سایر فرمانفرمایان موقعیت ویژه ای دارد، خورشید سرزمین، آنکه در تمام سرزمین برجسته و نورانی و محبوب است است.
۸۹کیاوش  مانند پادشاه، بزرگوار، نام پدر کیقباد، کی + آوش، آوش شاه
۹۰کیخسرو  پادشاه بزرگ و والامقام، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر سیاوش پادشاه کیانی
۹۱کیسان  اسم پسرانه به معنی مانند پادشاه، دارای منش شاهانه
۹۲کیقباد، کیغباد  از شخصیتهای شاهنامه، نام نخستین پادشاه کیانی ایران از نژاد فریدون
۹۳کیکاووس  از شخصیتهای شاهنامه، نام دومین پادشاه کیانی، پسر کیقباد
۹۴کیوس  نام پسر قباد و برادر بزرگ انوشیروان پادشاه ساسانی
۹۵کیومرث  نخستین فرمانروای جهان بنا به روایت شاهنامه، نام اولین پادشاه پیشدادی
۹۶کیهان  جهان، دنیا، گیتی
www.NameFarsi.com

◄ ادامه: مشاهده اسم پسر ایرانی با ک

که شامل نام پسر با حرف ک هستند و ریشه کردی، ترکی، لری و … دارند.