اسم سپهر کجاییه در شاهنامه ثبت احوال

معنی اسم سپهر

سپهر

معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم سپهر در ثبت احوال ایران

همه چیز درباره اسم سپهر

سپهر از جمله اسم های برگرفته از طبیعت هم محسوب می شود و در اشعار شاعرین ایران زمین آمده است. قسمت های زیر را ببینید:

اسم سپهر در شاهنامه فردوسی

سپهر در ابیات متعددی از کتاب شاهنامه آمده است، برای مثال:

کشیدند با لشکری چون سپهر / همه نامداران خورشیدچهر

نام سپهر در شعر شعرای دیگر ایران زمین هم به کرات آمده است که در ادامه خواهید دید.

معنی سپهر

سپهر به چه معناست؟ Sepehr Name Meaning

سپهر یعنی: آسمان. علاوه بر این سپهر در موسیقی ایران نام یکی از گوشه‌های اصلی در راست‌پنج‌گاه است.

ریشه اسم سپهر

اسم سپهر کجاییه؟

ریشه نام سپهر فارسی است و سپهر از جمله واژگان اصیلی ایرانی محسوب می شود.

❤️ در ادامه بررسی کامل اسم سپهر را خواهید دید.

بیشتر بخوانید

اسامی پسر در اشعار سعدی

اسامی پسر در اشعار سعدی

در پست های جذاب قبلی روی وبسایت‌مون نام های ایرانی در اشعار شعرای بزرگ ایران زمین را به همراه بیت های شعر ها دیدید. متون قدیمی و باستانی شامل واژگان و همچنین اسامی اصیل ایرانی است و اشعار شاعران پارسی زبان بخش بزرگی از آن است.

نام های موجود در این متون و اشعار شعرای ایران از جمله اسم های اصیل ایرانی هستند. اسامی در شعرهای سعدی شیرازی نیز از جمله این نامها هستند که در ادامه لیست این اسم ها را به همراه بیت مربوطه در شعر سعدي خواهید دید.

درباره سعدی مختصر در پست قبلی صحبت کردیم، در اینجا فقط این نکته را یادآور می شویم که وبسایت گاردین، کتاب بوستان سعدی را جزو ۱۰۰ کتاب برتر دنیا در تمام دوران ها قرار داده است. منبع.

لیست کامل اسامی پسرانه در اشعار سعدی

نام های پسرونه در بوستان و گلستان سعدی

اسم پارسا در شعر سعدی

با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست

صورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوست…

و سعدی در شعر دیگر می فرماید:

نماند در سر سعدی ز بانگ رود و سرود

مجال آن که دگر پند پارسا گنجد

اسم سعدی هم در بیت بالا آمده است.

اسم پارسا در شعر دیگری از سعدی:

یکی پارسا سیرت حق پرست

فتادش یکی خشت زرین به دست…

بررسی کامل: اسم پارسا.

اسم سامان در اشعار سعدی

گو خلق بدانید که من عاشق و مستم

در کوی خرابات نباشد سر و سامان

و سعدی در شعر دیگر می فرماید:

چو بر کندی از دست دشمن دیار

رعیت به سامان تر از وی بدار

بررسی کامل: اسم سامان.

اسم سپهر در اشعار سعدی

چو دولت نبخشد سپهر بلند

نیاید به مردانگی در کمند…

و سعدی در شعر دیگر می فرماید:

سپهر از برای تو فراش وار

همی گستراند بساط بهار

سپهر در بین اسامی پسر در اشعار مولانا و اسامی پسر در اشعار حافظ نیز هست.

اسم رستم در اشعار سعدی

با اینکه رستم شخصیت اصلی کتاب فردوسی است و جایگاه ویژه ای در اشعار فردوسی و شاهنامه است اما از آنجا که شخصیتی بزرگ در میان ایرانیان بوده و هست، نامش در اشعار سایر شعرای پارسی زبان آمده است:

سعدی نه حریف غم او بود ولیکن

با رستم دستان بزند هر که درافتاد

باید گفت که «دستان» نیز که لقب رستم است، خود نام پسرانه است. سعدی در شعر دیگر می فرماید:

یکی طفل بر گیرد از رخش بند

نیاید به صد رستم اندر کمند

اسم شاهین در اشعار سعدی

آنچه سرپنجه سیمین تو با سعدی کرد

با کبوتر نکند پنجه که با شاهین است

و سعدی در شعر دیگر می فرماید:

بکش تا عیب گیرانم نگویند

نمی آید ملخ در چشم شاهین

اسم شاهان در اشعار سعدی

همین نقش بر خوان پس از عهد خویش

که دیدی پس از عهد شاهان پیش

و سعدی در شعر دیگر می فرماید:

در اخبار شاهان پیشینه هست

که چون تکله بر تخت زنگی نشست

بررسی کامل: اسم شاهان.

اسم محراب در اشعار سعدی

ای دیده عاشقان به رویت

چون روی مجاوران به محراب

و سعدی در شعر دیگر می فرماید:

نقش نامت کرده دل محراب تسبیح وجود

تا سحر تسبیح گویان روی در محراب داشت

و سعدی در شعر دیگر می فرماید:

به نماز آمده محراب دو ابروی تو دید

دلش از دست ببردند و به زنار برفت… (اشعار سعدی)

اسم همایون در اشعار سعدی

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

و سعدی در شعر دیگر می فرماید:

به روز همایون و سال سعید

به تاریخ فرخ میان دو عید …

همایون در شعر دیگری از سعدی:

به اتفاق همایون و طلعت میمون

دری ز شادی بر روی خلق بگشادی …

اسم فرهاد در اشعار سعدی

عقل باری خسروی می کرد بر ملک وجود

باز چون فرهاد عاشق بر لب شیرین اوست

فرهاد در شعر دیگری از سعدی:

فرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاد

دودش به سر درآمد و از پای درفتاد …

سعدی در جای دیگر می فرماید:

گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن

که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم

بررسی کامل اسم اصیل پارسی فرهاد را ببینید: اسم فرهاد.

اسم امید در اشعار سعدی

همچنان امید می دارم که بعد از داغ هجر

مرهمی بر دل نهد امیدوار خویش را

امید در شعر دیگری از سعدی:

دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت

نه دگر امید دارد که رها شود ز بندت

سعدی در جای دیگر می فرماید:

دل زنده می شود به امید وفای یار

جان رقص می کند به سماع کلام دوست

اسم سعید در اشعار سعدی

شادم به تو مرحبا و اهلا

ای بخت سعید مقبل من

سعدی در جای دیگر می فرماید:

به روز همایون و سال سعید

به تاریخ فرخ میان دو عید ..

اسم سعید در شعر دیگری از سعدی:

سعید آورد قول سعدی به جای

که ترتیب ملک است و تدبیر رای

بررسی کامل: اسم سعید.

اسم بهمن در اشعار سعدی

چو بهمن به زاولستان خواست شد

چپ آوازه افکند و از راست شد..

اسم جمشید و فرخ در اشعار سعدی

شنیدم که جمشید فرخ سرشت

به سرچشمه ای بر به سنگی نوشت …

 

اسم سام، نریمان، کسری، دارا و جمشید در اشعار سعدی

نه سام و نریمان و افراسیاب

نه کسری و دارا و جمشید ماند

اسم جهان در اشعار سعدی

آفرین بر زبان شیرینت

کاین همه شور در جهان انداخت

سعدی در جای دیگر می فرماید:

چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت

که یک دم از تو نظر بر نمی توان انداخت …

اسم جهان در اشعار دیگری از سعدی:

مرا خود با تو چیزی در میان هست

و گر نه روی زیبا در جهان هست

و هم چنین:

… به جان دوست که در اعتقاد سعدی نیست

که در جهان به جز از کوی دوست جایی هست

اسم پیمان و حافظ در اشعار سعدی

نمودی چند بار از خود که حافظ عهد و پیمانم

کنونت بازدانستم که ناقض عهد و سوگندی …

اسم حافظ در شعر دیگری از سعدی (مواعظ):

شکر و حمد تو چون توانم گفت

حافظ فی جمع حالات

اسم دوران در اشعار سعدی

گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش

می گویم و بعد از من گویند به دوران ها

اسم دوران در اشعار دیگری از سعدی:

ز دوران ملک پدر یاد کن

دل از بند اندیشه آزاد کن …

و سعدی در جای دیگر می فرماید:

چو حاتم به آزادمردی دگر

ز دوران گیتی نیامد مگر

بررسی کامل: اسم دوران.

اسم سپند در اشعار سعدی

آتش سوزان نکند با سپند

آنچه کند دود دل دردمند …

اسم پیمان در اشعار سعدی

آن همه دل داری و پیمان و عهد

نیک نکردی که نکردی وفا ..

اسم پیمان در اشعار دیگری از سعدی:

که با شکستن پیمان و برگرفتن دل

هنوز دیده به دیدارت آرزومند است …

و در جای دیگر:

بازت ندانم از سر پیمان ما که برد

باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد ..

و پیمان در شعر دیگر:

… صفت عاشق صادق به درستی آنست

که گرش سر برود از سر پیمان نرود

اسم صادق نیز که نامی عربی است در شعر بالا از سعدی آمده است.

اسم دارا در اشعار سعدی

نوشیروان کجا شد و دارا و یزدگرد

گردان شاهنامه و خانان و قیصران …

اسم دارا در شعر دیگری از سعدی:

نه سام و نریمان و افراسیاب

نه کسری و دارا و جمشید ماند

اسم کسری در اشعار سعدی

چنین گفت شوریده ای در عجم

به کسری که ای وارث ملک جم

اسم پاکان در اشعار سعدی

به کنج خلوت پاکان و پارسایان آی

نظاره کن که چه مستی کنند و مدهوشی …

اسم پاکان در اشعار دیگری از سعدی:

به پاکان کز آلایشم دور دار

وگر زلتی رفت معذور دار ..

و هم چنین:

هرکس به نصیب خویش خواهند رسید

هرگز ندهند جای پاکان به پلید

اسم سروش در اشعار سعدی

تو را یاوری کرد فرخ سروش

وگر نه زه آورده بودم به گوش…

اسم سروش در شعر دیگری از سعدی:

سروش آمد از کردگار جلیل

به هیبت ملامت کنان کای خلیل ..

اسم کیوان در اشعار سعدی

اگر سرفرازی به کیوان بر است

وگر تنگدستی به زندان در است …

اسم کیوان در شعر دیگری از سعدی:

داعیان اندر دعا گویند پیش خسروان

طاق ایوانت به رفعت بوسه بر کیوان دهاد

بررسی کامل: اسم کیوان.

اسم یوسف در اشعار سعدی

صورت یوسف نادیده صفت می کردیم

چون بدیدیم زبان سخن از کار برفت …

اسم یوسف در اشعار دیگری از سعدی:

ذکر سودای زلیخا پیش یوسف کرده اند

حال سرگردانی آدم به رضوان گفته اند …

 و همچنین:

نشان یوسف گم کرده می دهد یعقوب

مگر ز مصر به کنعان بشیر می آید …

اسم هاتف در اشعار سعدی

یکی هاتف از غیبش آواز داد

که ای نیکبخت مبارک نهاد ..

اسم هاتف در اشعار دیگری از سعدی:

یکی هاتف انداخت در گوش پیر

که بی حاصلی رو سر خویش گیر …

اسم عارف در اشعار سعدی

چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان

خط همی بیند و عارف قلم صنع خدا را

اسم عارف در اشعار دیگری از سعدی:

و گر بهشت مصور کنند عارف را

به غیر دوست نشاید که دیده بردارد …

و همچنین:

چشم همت نه به دنیا که به عقبی نبود

عارف عاشق شوریده سرگردان را

اسم شهریار در اشعار سعدی

در ایام عدل تو ای شهریار

ندارد شکایت کس از روزگار …

اسم شهریار در اشعار دیگری از سعدی:

پسر گفتش ای نامور شهریار

یکی دست از این مرد صوفی بدار …

و در جای دیگر سعدی شیرازی می فرماید:

پسندید از او شهریار آنچه گفت

گل رویش از تازگی برشکفت …

اسم یاران در اشعار سعدی

عیب یاران و دوستان هنر است

سخن دشمنان نه معتبر است …

اسم یاران در اشعار دیگری از سعدی:

یارا بهشت صحبت یاران همدم است

دیدار یار نامتناسب جهنم است …

اسم یارا هم در بیت بالا آمده است که یک اسم مشترک بین دختر و پسر هست.

هم چنین در بیت:

خوش می روی به تنها تن ها فدای جانت

مدهوش می گذاری یاران مهربانت

اسم فرخ در اشعار سعدی

فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی

فیروز روز آن که تو بر وی گذر کنی …

اسم فیروز نیز در بیت بالا آمده است. اسم فرخ در اشعار دیگری از سعدی:

به روز همایون و سال سعید

به تاریخ فرخ میان دو عید

اسم همایون نیز در بیت بالا آمده است.

شنیدم که جمشید فرخ سرشت

به سرچشمه ای بر به سنگی نوشت …

اسم جمشید نیز در بیت بالا آمده است.

اسم خسرو در اشعار سعدی

بیا بگوی که پرویز از زمانه چه خورد

برو بپرس که خسرو ازین میانه چه برد …

اسم پرویز نیز در بیت بالا آمده است.

بر ماجرای خسرو و شیرین قلم کشید

شوری که در میان من است و میان دوست …

اسم خسرو در اشعار دیگری از سعدی:

مرا شکر منه و گل مریز در مجلس

میان خسرو و شیرین شکر کجا گنجد

و همچنین:

… من نظر بازگرفتن نتوانم همه عمر

از من ای خسرو خوبان تو نظر بازمگیر

اسم بامداد در اشعار سعدی

… نماز شام قیامت به هوش باز آید

کسی که خورده بود می ز بامداد الست

اسم بامداد در اشعار دیگری از سعدی:

خواب از خمار باده نوشین بامداد

بر بستر شقایق خودروی خوشترست

اسم های دخترانه نوشین و شقایق نیز در بیت بالا آمده است که هر دو در اشعار حافظ نیز آمده اند.

نام پارسی بامداد هم چنین در بیت زیر از سعدی آمده است:

بختم نخفته بود که از خواب بامداد

برخاستم به طالع فرخنده فال دوست …

اسم دیار در اشعار سعدی

مرا زمانه ز یاران به منزلی انداخت

که راضیم به نسیمی کز آن دیار آید

اسم دیار در شعر دیگری از سعدی:

چو بیداد کردی توقع مدار

که نامت به نیکی رود در دیار

بررسی کامل: اسم دیار.

اسم کامران در اشعار سعدی

کامران آن دل که محبوبیش هست

نیکبخت آن سر که سامانیش نیست …

اسم کامران در اشعار دیگری از سعدی:

اگر کشور خدای کامران است

وگر درویش حاجتمند نان است …

و همچنین در شعر دیگر:

یکچند اگر مدیح کنی کامران شوی

صاحب هنر که مال ندارد تغابنست …

اسم کامران در اشعار مولانا و حافظ نیز آمده است.

اسم شما از جمله اسم های اصیل شعرای ایران زمین است؟

اسم شما هم در اشعار دیگر شعرا هم آمده است یا نه؟

در قسمت اسم های اصیل ایرانی ببینید که اسمتان در شعر کدام شاعر ایرانی (حافظ، مولانا و …) آمده است.

گردآورنده اشعار: احمدرضا سلیمی.

اسم های ایرانی در اشعار سعدی

اسم شما هم در اشعار سعدی

نام شما و دوستانتان هم در اشعار سعدی شیرازی آمده است؟ اگر بله در قسمت نظرات بنویسید.

توجه: ابیات نوشته شده، نمونه هایی انتخابی از اشعار سعدی هستند. برای مثال ممکن است یک اسم بیش از دو بار در اشعار سعدی آمده باشد و ما فقط دو بیت را به عنوان نمونه اینجا قرار دادیم.

اسم پسر در اشعار مولانا

اسامی پسر در اشعار مولانا

نام های موجود در اسناد قدیمی به جا مانده از گذشته، کتیبه ها، آثار باستانی و شعر شعرای تاریخی ایران زمین، از جمله اسامی اصیل ایرانی هستند. اسم هایی که قدمت چندین و چند ساله دارند و ریشه در فرهنگ سرزمین پارس. در پست های قبلی روی سایتمون اسامی دخترانه در اشعار حافظ و اسامی دخترانه در شاهنامه را دیدید و در این قسمت اسم های پسرانه که اشعار مولوی (مولانا یا به قول غربی ها رومی Rumi) را خواهید دید.

اسم های پسر در شعرهای مولوی

بسیاری از نام های زیبا و مرسوم در کشور ایران و کشورهای پارسی زبان در اشعار مولانا آمده است. بد نیست بدانید، سروده‌های مولوی به بسیاری از زبان های دنیا ترجمه شده و مولانا به عنوان “محبوب‌ترین” و “پرفروش‌ترین” شاعر در ایالات متحدهٔ آمریکا شناخته می‌شود.

❤️ پس اگر نامتان در اشعار مولانا آمده است، بسیاری از مردم اهل ادب در سراسر دنیا، اسم شما یا دستکم معنی آن را خوانده و یا به زبان آورده اند. در ادامه لیست اسامی پسرانه در اشعار مولانا را به همراه ابیات مربوطه می بینید:

نام های پسر در آثار مولانا

لیست کامل اسمهای پسرانه در اشعار مولوی (مولانا)

پارسا

ترس جان در صومعه افتاد زان ترساصنم / می کش و زنار بسته صوفیان پارسا

و مولانا در جای دیگر می فرماید:

رو مسلمان سپر سلامت باش / جهد می کن به پارسا بودن

بررسی کامل: اسم پارسا.

سامان

معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا / کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا

در بیت بالا اسم پسرانه عربی ایمان هم آمده است. در بیت دیگر مولانا می فرماید:

زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم / زهی در راه عشق تو دل بریان که من دارم

بررسی کامل: اسم سامان.

سپهر

هر شب که دل سپهر گلشن گردد / عالم همه ساکن چو دل من گردد

در دور سپهر و مهر ساقی ماییم / سرمست مدام اشتیاقی ماییم

رستم

کو رستم دستان تا دستان بنماییمش / کو یوسف تا بیند خوبی و فر ما را

که در بیت بالا اسم یوسف هم آمده است. در جای دیگر مولوی می فرماید:

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت / شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

درباره اسم رستم و شجره نامه رستم بیشتر بدانید.

شاهین

چه پیوندی کند صراف و قلاب / چه نسبت زاغ را با باز و شاهین

کیست آن شاه شمس الدین ز تبریز نکو آیین / زهی هم شاه و هم شاهین درین تصویر انسانی

شاهان

در عشق حسد برند شاهان / زان روی که عشق شمع دل هاست

بیزار گردند از شهی شاهان اگر بویی برند / زان باده ها که عاشقان در مجلس دل می خورند

بررسی کامل: اسم شاهان.

محراب

مرا در سایه ات ای کعبه جان / به هر مسجد ز خورشیدست محراب

دو چشم عاشقان بیدار تا روز / همه شب سوی آن محراب رفتن

همایون

همان اقبال و دولت بین که دیدی / همان بخت همایون شو که بودی

چون سلیمان کرد آغاز بنا / پاک چون کعبه همایون چون من

اسم سلیمان نیز در بیت بالا آمده است. بررسی کامل: اسم همایون.

فرهاد

خسرو وداع ملک خود از بهر شیرین می کند / فرهاد هم از بهر او بر کوه می کوبد کلند

دل ها چو خسرو از لبش شیرین چو شکر تا ابد / گر یک زمان پنهان شود نالند چون فرهاد از او

بررسی کامل: اسم فرهاد.

امید

حجره خورشید تویی خانه ناهید تویی / روضه امید تویی راه ده ای یار مرا

هر کجا ویران بود آن جا امید گنج هست / گنج حق را می نجویی در دل ویران چرا

سعید

خطر دارند کشتی ها ز اوج و موج هر دریا / امان یابند از موجی کز این بحر سعید آید

عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد / برگیر و دهل می زن کان ماه پدید آمد

بررسی کامل: اسم سعید.

بهمن

دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید / جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسید

بشکفت درخت در زمستان / در بهمن میوه ها پزیده ست

مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد / زمین سرسبز و خرم شد زمان لاله زار آمد

درباره معنی اسم ماه های ایرانی بیشتر بدانید.

جمشید

آتش افکند در جهان جمشید / از پس چار پرده چون خورشید

وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش / جمشید تو را چاکر خورشید تو را مفرش

جهان

بادا مبارک در جهان سور و عروسی های ما / سور و عروسی را خدا ببرید بر بالای ما

رقصی کنید ای عارفان چرخی زنید ای منصفان / در دولت شاه جهان آن شاه جان افزای ما

ناصر

زهی حاضر زهی ناظر زهی حافظ زهی ناصر / زهی الزام هر منکر چو او برهان من باشد

اسم حافظ نیز در بیت بالا آمده است.

نیکان

هر که او عصیان کند شیطان شود / که حسود دولت نیکان شود

و مولانا در جای دیگر می فرماید:

با لییمان بسته نیکان ز اضطرار / شیر مرداری خورد از جوع زار

بررسی کامل: اسم نیکان.

دوران

خیز که دوران ماست شاه جهان آن ماست / چون نظرش جان ماست عمر مؤبد رسید

عمر درازی نهاد یار به دوران خویش / دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین

قدح وارم در این دوران میان حلقه مستان / ز دست این به دست آن بدین دستان همی گردم

بررسی کامل: اسم دوران.

عیسی

ای قطب این هفت آسیا هم کان زر هم کیمیا / ای عیسی دوران بیا بر ما بخوان افسون خوش

سپند

درون مجمر دل ها سپند و عود می سوزد / که سرمای فراق او زکام آورد مستان را

شده ام سپند حسنت وطنم میان آتش / چو ز تیر تست بنده بکشد کمان آتش

ای بسا شب که من از آتششان همچو سپند / بوده ام نعره زنان رقص کنان بر درشان

درباره سپندارمذگان بیشتر بدانید.

پیمان

گفتمش ای جان جان ساقیان بهر خدا / پر کنی پیمانه را و نشکنی پیمان خویش

پیمانه جام کرده پیمان من گرفته / من دامنش کشیده کای نوح روح دیده

کجا شد عهد و پیمان را چه کردی / امانت های چون جان را چه کردی

محمد

به هر شبی چو محمد به جانب معراج / براق عشق ابد را به زیر زین کشدا

اسم معراج نیز در بیت بالا آمده است. بررسی کامل: اسم محمد.

شاه معراج و پیک افلاکیست / خاک باشی بروید از تو نبات

به معراج برآیید چو از آل رسولید / رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید

دارا

اجزای درختان را چون میوه کند دارا / بنگر که چه مبدل شد آن چوب از آن چوبی

تا ز دارالملک دل برهم زند / ملک نوشروان و دارا ساعتی

پاکان

نامش ورقی بوده ملک ابد اندر وی / اسرار همه پاکان آن جا شفقی مانده ست

نامش ورقی بوده ملک ابد اندر وی / اسرار همه پاکان آن جا شفقی مانده ست

ای حسن تو دام جان پاکان / درماند یکی شکار برخیز

مهر پاکان درمیان جان نشان / دل مده الا به مهر دلخوشان

نوید

برنشین ای عزم و منشین ای امید / کز رسولانش پیاپی شد نوید

باز دست شاه را کرده نوید / از همه مردار ببریده امید

دو دو بیت بالا اسم امید هم آمده است و مولانا دو اسم نوید و امید را به زیبایی قافیه ابیات قرار داده. بررسی کامل: اسم نوید.

سروش

گلستان می شود عالم چو سروش می کند سیران / قیامت می شود ظاهر چو در اظهار می آید

پیش سروش چون خرامد خاک باش / چون گلش عنبر فشاند باد باش

شهاب

شهاب آتش ما زنده بادا / چو القاب شهاب سهروردی

زهره کی بود یا عطارد یا شهاب / کو برون آید به پیش آفتاب

کیان

تا سخن های کیان رد کرده ای / تا کیان را سرور خود کرده ای

بگویمت که از این ها کیان برون آیند / شنودم از تکشان بانگ ژغرغ خلخال

راضی شدی که بیش نجویی زیان ما / این از پی رضای کیان می کنی مکن

بررسی کامل: اسم کیان.

یوسف

ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما / ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

 

کیوان

کار را بگذار می را بار کن بر اسب جام / تا ز کیوان بگذرد این کار و بارت ساقیا

کعبه چو آمد سوی من جانب کعبه نروم / ماه من آمد به زمین قاصد کیوان نشوم

من چو از خورشید کیوان ذره ام / ذره ذره سوی کیوان می روم

کیوان از جمله اسم های ایرانی در منظومه شمسی است.

هاتف

گر تو بی تقلید ازین واقف شوی / بی نشان از لطف چون هاتف شوی

چون بگذری ای عارف زین آب و گل ناشف / زان سو مثل هاتف بی نام و نشان برگو

عارف

ای عارف عاشق این غزل گو / کت عشق ز عاشقان گزیده ست

چو عارف را و عاشق را به هر ساعت بود عیدی / نباشد منتظر سالی که تا ایام عید آید

شهریار

آن شهریار اعظم بزمی نهاد خرم / شمع و شراب و شاهد امروز رایگانست

رسم نو بین که شهریار نهاد / قبله مان سوی شهر یار نهاد

آید هر دم رسول از طرف شهر یار / با فرح وصل دوست با قدح شهریار

یاران

بر پرده های دنیا بسیار رقص کردیم / چابک شوید یاران مر رقص آن جهان را

ای ابر خوش باران بیا وی مستی یاران بیا / وی شاه طراران بیا مستان سلامت می کنند

چه یاری یابد از یاران همدل / کسی کز جان شیرین گشت تنها

فرخ

آن شه فرخ رخ بی مثل را / آن مه دریادل جانانه را

برآمد زعفران فرخ نشان عاشقان بر رخ / بر او بخشود و گل گفت اه که این مسکین چه زار آمد

بگشا نقاب از رخ که رخ تو است فرخ / تو روا مبین که با تو ز پس نقاب گویم

کامیار

مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار / روح بخش هر قران و آفتاب هر دیار

اسم دیار هم در بیت بالا آمده است و مولوی در جای دیگر می فرماید:

ور ریاضت آیدت بی اختیار / سر بنه شکرانه ده ای کامیار

پس نکو گفت آن حکیم کامیار / که تو طفلی خانه پر نقش و نگار

بررسی کامل: اسم کامیار.

خسرو

ای خسرو مه وش بیا ای خوشتر از صد خوش بیا / ای آب و ای آتش بیا ای در و ای دریا بیا

من دوش گفتم عشق را ای خسرو عیار ما / سر درمکش منکر مشو تو برده ای دستار ما

دیدم آن شاه را آن شه آگاه را / گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست

بامداد

ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا / که بامداد عنایت خجسته باد مرا

از بامداد روی تو دیدن حیات ماست / امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست

پرده دل می زند زهره هم از بامداد / مژده که آن بوطرب داد طرب ها بداد

هر روز بامداد درآید یکی پری / بیرون کشد مرا که ز من جان کجا بری

دیار

گل از نسرین همی پرسد که چون بودی در این غربت / همی گوید خوشم زیرا خوشی ها زان دیار آمد

با نگار خویش باش و خوب خوب اندیش باش / از دو عالم بیش باش و در دیار خویش باش

بررسی کامل: اسم دیار.

کامران

تو ببخشا بر کسی کاندر جهان / شد حسود آفتاب کامران

هر زمانی که شدی تو کامران / آن دم خوش را کنار بام دان

جانشان بخش و ز خودشان هم مران / کام شیرین تو اند ای کامران

گردآورنده اشعار: احمدرضا سلیمی.

شعر های عاشقانه دیگر از مولوی

زیباترین شعرهای مولانا که می تونی به عشقت بگی! ❤️

  1. تو آن نوری که دوزخ را به آب خود بمیرانی / مرا در دل چنین سوزی و محروری روا داری
  2. در روز خوشی همه جهان یار تواند / یارِ شب غم نشان کسی کم دادست
  3. اندر دل من درون و بیرون همه او است /اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست
  4. جان من و جان تو بسته ست به همدیگر / همرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شر
  5. چون ترا دیدم محالم حال شد / جان من مستغرق اجلال شد
اسامی دخترانه در مولوی
اسم در اشعار مولانا

اسم شما هم در اشعار مولوی

نام شما هم در اشعار مولانا آمده است؟ اگر بله در قسمت نظرات بنویسید.

توجه: ابیات نوشته شده، نمونه هایی انتخابی از اشعار مولوی هستند. برای مثال ممکن است یک اسم بیش از دو بار در اشعار مولانا آمده باشد و ما فقط دو بیت را به عنوان نمونه اینجا قرار دادیم.

اسم آروید

معنی اسم آروید

آروید

معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم آروید در ثبت احوال ایران

همه چیز درباره اسم آروید

معنی آروید

آروید به چه معناست؟ Arvid Name Meaning

اسم آروید در منابع معتبر فارسی نیامده و معنا نشده است اما برخی این اسم پسرانه را ترکیب “آر” + “وید” می دانند. بر این اساس تعبیر می کنند که آروید یعنی دانش آریایی. گرچه خود واژه “آر” و هم چنین “وید” در منابع موثق فارسی، “آریایی” و “دانش” معنی نشده اند. اما با اغماض اگر اسم آرويد را از اسم های پسر با آر بدانیم، می توان این نام را دانش و خرد آریایی یا مجازا عالم، خردمند و دانشمند ایرانی معنا کرد.

بر این اساس نام آرويد هم ریشه با اسم های ویدا و آوید هست که واژه اوستایی “وید” در معنی دانش، خرد و عقل را در خود دارند. پس شاید بتوان گفت آروید یک اسم پسر اوستایی هست.

معنی آروید در انگلیسی و لاتین (به خارجی)

در منابع انگلیسی زبان آروید Arvid نامی با ریشه اسکاندیناویایی (سوئدی، نروژی و دانمارکی) هست و به معنی درخت عقاب. در منبعی دیگر آروید را مردمی و دوست مردم معنی کرده که مشابه اسم الیار در ترکی (ایلیار در فارسی) هست. آروید اسم پسرانه نسبتا مرسوم در کشور های اسکاندیناوی می باشد.

ریشه اسم آروید

ریشه نام آروید را با توجه به توضیحات بالا می توان اوستایی و اسکاندیناویایی است. بد نیست بدانید بهتر است زبان مردم منطقه اسکاندیناوی را دو گروه زبانی زبان‌های ژرمنی شمالی، از خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی، و زبان‌های سامی اورالی تشکیل می دهد.

❤️ در ادامه بررسی کامل اسم آروید را خواهید دید.

بیشتر بخوانید

اسم بهامین

معنی اسم بهامین

بهامین

معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم بهامین در ثبت احوال ایران

همه چیز درباره اسم بهامین

معنی بهامین

بهامین به چه معناست؟ Bahamin Name Meaning

بهامین یعنی: بهار، فصل بهار. بهار نماد نو شدن، تازگی، طراوت، شروع تازه و زندگی است و این ها همگی مفاهیم مثبت در این واژه و نام بهامین است. بهامين به نوعی اسم پسرانه معادل نام دخترانه بهار است. اسم بهامین نامی با فراوانی کم و خوش آوا هست که می تواند نامی مناسب برای پسران به خصوص پسران متولد فصل بهار و پسران فروردینی باشد.

ریشه اسم بهامین

ریشه نام بهامین فارسی است و یک نام ایرانی اصیل محسوب می شود. پیشنهادی می کنیم اسم های مناسب فصل بهار را نیز ببینید.

معنی اسم بهامین
معنی و ریشه اسم بهامین

❤️ در ادامه بررسی کامل اسم بهامین را خواهید دید.

بیشتر بخوانید

آیسام

معنی اسم آیسام

آیسام

معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم آیسام در ثبت احوال ایران

همه چیز درباره اسم آیسام

معنی آیسام

آیسام به چه معناست؟ Aysam Name Meaning

آیسام یعنی: مجازا یعنی زیبای مقدس؛ از ترکیب “آی” به معنی ماه در ترکی و “سام” به معنی آتش (مظهر پاکی در ایران باستان). می توان اسم آيسام را ماه مقدس، ماه پاک، ماه آتشین و زیبای پاک نیز معنی کرد. معنی سام را حتما ببینید. سام در اسامی ایرانی زیادی کاربرد دارد.

ریشه اسم آیسام

ریشه نام آیسام ترکی – فارسی است.

معنی آیسام
معنی و ریشه اسم آیسام

❤️ در ادامه بررسی کامل اسم آیسام را خواهید دید.

بیشتر بخوانید