محمد

اسم های هماهنگ با اسم محمد

اسم محمد یکی از نام های پرکاربرد برای نامگذاری فرزند پسر در چند دهه اخیر بوده به طوری که این نام در دنیا نیز اسمی محبوب و با فراوانی نسبتا بالا به جساب می آید. خیلی از همراهان NameFarsi.com در قسمت نظرات و اینستاگرام نام فارسی، اسم های هماهنگ با نام محمد را از ما درخواست داشتند. لذا در این قسمت ضمن ارائه توضیحات مختصر درباره این اسم، اسامی هماهنگ با محمد را قرار داده ایم.

طراحی اسم محمد
معنی اسم محمد اسم هماهنگ با محمد

معنی اسم محمد

اسم محمد یک اسم مذهبی پسرانه با ریشه عربی است که در ایران بعد از اسلام رواج بسیاری داشته و دارد. نام پیامبر اسلام. همانطور که در قسمت نام پسر با م و اینستاگرام نام فارسی گفته شد، محمد به معنی ستوده شده، تحسین شده می باشد.

اسم های هماهنگ و شبیه به نام محمد

اسم های دخترانه:

مهسا، مهرسا، محنا، مه لقا، مهناز، مهشاد، حنانه، هانا، مهرناز، مونا و … قسمت اسم دختر با م را ببینید.

اسم های پسرانه:

حامد، مهدی، مهدیار، مهریار، مانی، مهرشاد، مهرزاد و … قسمت اسم پسر با م را ببینید.

محمد
معنی اسم محمد

اسم های ترکیبی با محمد

محمدرضا، محمدعلی، محمد حسن، محمد حسین، محمدفاضل، امیر محمد، محمدصادق، محمدجواد، محمدباقر، محمد مهدی و … که همگی اسم های پسرانه مذهبی به حساب می آیند.

اسم یونا

معنی اسم یونا

معنی نام یونا

معنی و ریشه دقیق اسم یونا

Jonah's name
اسم یونا Jonah name

همانطور که در قسمت اسم پسر با ی و همچنین اینستاگرام نام فارسی گفتیم، اسم یونا اسم پسرانه با ریشه عبری است. یونا اسم کوتاه ۴ حرفی برای پسران است که آوای خوب و تلفظ راحتی دارد. از این حیث که این نام را اسم دیگر حضرت یونس می دانند می توان این نام را اسمی مذهبی به شمار آورد. از طرفی Jonah در لاتین معادل یونس فارسی است که تلفظ بسیار نزدیکی به “یونا” دارد.

توضیحات تکمیلی درباره نام یونا:

معنی یونا

اسم یونا یعنی چه؟ Yona name meaning Youna

اسم یونا به معنی “خداوند می دهد” {خداداد} است. علاوه بر اینکه نام دیگر حضرت یونس (ع) است. معنی کبوتر هم برای نام یونا آمده است.

ریشه اسم یونا

ریشه نام یونا همانطور که گفته شد عبری است. خیلی از نام های ایرانی ریشه عبری دارند. اسم هایی نظیر سارا، راحیل، صفورا، سینا و خیلی اسامی دیگر.

معنی نام یونا
معنی اسم یونا

تلفظ اسم یونا

تلفظ یونا به صورت Youna درست است. گرچه این اسم در خارج از کشور به صورت Jonah نوشته می شود. (اسم یونا به لاتین و در واقع ریشه عبری)

اسم یونا در ثبت احوال ایران

یونا به عنوان اسم پسر مورد تایید ثبت احوال ایران است.

معنی یونا در ثبت احوال ایران

برای اسم یونا در ثبت احوال نیز ریشه عبری ذکر شده است. يونا به معنی:

  1. “خداوند می‌دهد.”
  2. (اعلام) نام دیگر حضرتِ یونس (ع).
  3. [صاحب قاموس كتاب مقدس در ذیل مدخل یونس گفته است لفظ یونا به معنی كبوتر است].
  4. = یونس.

فروانی یونا در ثبت احوال ایران

تعداد اسم یونا در ایران ۱۸۲۲ نفر طبق آخرین آمار ثبت احوال ایران (در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۹) بوده است.

اسم یونا در دیگر کشورها

اسم یونا از نظر واژه ای معادل نام Jonah است که نامی پسرانه در خارج از ایران است. اما اگر این اسم را از نظر آوا و تلفظ در نظر بگیریم یعنی به صورت Youna، يونا در زبان انگلیسی، کره ای و ژاپنی اسم دختر است. در انگلیسی به معنی خواستنی، محبوب و در کره ای و ژاپنی به معنی ماه و شب است.

افراد با نام یونا Youna در خارج از ایران

یونا دوفورنه نام دختر ژیمناست فرانسوی هست. یونا کیم نیز نام نویسنده و استاد خانم آمریکایی که البته ریشه اصلی او به آسیای شرقی بر می گردد.

اسم های مشابه و هماهنگ با نام یونا

اسم های پسرانه

اسم سینا، دایان، یوسف، یونس، کیان، نویان، نیما، رایان، شایان.

اسم های دخترانه

اسم الینا، یسنا، لیانا، مونا، وانیا، آنا، نینا، هانا.

معنی یونس:

یونس
معنی اسم یونس
اسم پسر از م

اسم پسر با م

اسم پسر ایرانی با حرف م

لیست کامل اسم پسر ایرانی با میم

اسم پسر از م
نام پسرانه به م
ردیف اسم ایرانیریشه نام  معنی اسم
۱ماتیکان مغولی نام پسر بزرگ جغتای از فرماندهان مغول
۲ماجد عربی دارای مجد و بزرگی، بزرگوار، از اسامی خداوند
۳ماحوز عربی نوعی شاهسپرم
۴مارتیک ارمنی 
۵مارتین آشوری رهبر
۶ماردین کردی نام منطقه ای کرد نشین در ترکیه
۷ماسیس ارمنی نام کوه آرارات
۸ماشاءالله عربی آنچه خدا بخواهد، مرحبا، آفرین
۹مالک عربی ارباب، آن که دارنده و صاحب اختیار چیزی یا کسی باشد، از نام های خداوند به معنی صاحب و دارنده و نیز نام فرشته ای که نگهبان دوزخ است.
۱۰ماناسه عبری صورتی از منسی نام برادر بزرگ یوسف (ع)
۱۱ماندا آرامی،
فارسی 
علم، دانش، ادارک، شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است.
۱۲مانوش کردی نام کوهی است و همچنین اسم چندتن از نیاکان منوچهر پادشاه پیشدادی.
۱۳ماونداد اوستایی،
پهلوی 
اسم یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان
۱۴ماهانداد اوستایی، پهلوی داده ماه، بخشیده ماه، نام یکی از دادوران نامدار در زمان ساسانیان.
۱۵ماهد عربی گستراننده و پهن کننده
۱۶مأمون عربی ایمن، در امان، معتمد، امین، نام پسر هارون الرشید از خلفای بنی عباس.
۱۷مبارزالدین عربی جنگنده و مبارز در راه دین، نام بنیانگذار سلسله آل مظفر.
۱۸مبارک عربی خوش یمن، خجسته، فرخنده
۱۹مبین عربی آشکار، پیدا
۲۰متی عبری نام پدر یونس (ع)
۲۱متین عربی دارای پختگی، خردمندی و وقار، استوار، محکم، از نام های خداوند.
۲۲مجتبی عربی برگزیده شده، انتخاب شده،لقب امام حسن (ع)
۲۳مجد عربی بزرگی، شرف، برتری
۲۴مجدالدین عربی باعث بزرگی و عظمت دین
۲۵مجدود عربی نیکبخت، نام شاعر معروف قرن ششم، سنائی غزنوی
۲۶مجید عربی دارای قدر و مرتب عالی، گرامی، از اسم های زیبای خداوند اسم عربی
۲۷مجیر عربی پناه دهنده، فریادرس،از نامهای خداوند
۲۸مجیرالدین عربی پنادهنده در دین
۲۹محب الدین عربی دوستدار دین
۳۰محتشم عربی دارای حشمت و شکوه، با حشمت
۳۱محدث عربی گوینده سخن، کسیکه احادیث پیشوایان دینی را بیان می کند.
۳۲محراب عربی بخشی از یک از عبادتگاه که پیش روی نمازگزاران و عبادت کنندگان است و پیش نماز یا کشیش در آنجا می ایستند.
۳۳محرم عربی حرام شده، ماه اول از سال قمری
۳۴محسن عربی نیکوکار، احسان کننده،از نامهای خداوند
۳۵محمد عربی ستوده شده، بسیار تحسین شده، اسم پیامبر (ص)، نام سوره ای در قرآن کریم، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند محمدامین، محمد علی، محمدحسین و علی ‏محمد.
۳۶محمد پارسا فارسی،
عربی 
مرکب از محمد به معنای بسیار ستایش شده + پارسا به معنای زاهد و با تقوی است.
۳۷محمد جواد عربی بنده ستوده شده خدا و بخشاینده
۳۸محمد صالح عربی بنده ستوده شده و نیکوکار خدا اسم پسر مذهبی
۳۹محمد کیا عربی،
فارسی 
کسی که در عظمت و بزرگی مانند محمد است.
۴۰محمد مهدی عربی مرکب از محمدبه معنای بسیار ستوده شده و مهدی به معنای هدایت شده، نامی متبرک به اسم حضرت رسول و لقب فرزند صالح ایشان حضرت صاحب الزمان.
۴۱محمد هادی عربی بنده ستوده شده خدا و هدایت کننده مردم
۴۲محمدآئین عربی مسلمان ، کسی که پیرو آیین حضرت محمد است.
۴۳محمدرضا عربی ترکیب اسم حضرت رسول اکرم و امام هشتم شیعیان، محمد به معنای ستوده شده و رضا به معنای خوشنود.
۴۴محمدرضا عربی مرکب از دو نام محمد و رضا، کسی که حضرت رسول اکرم محمد صلی الله علیه و آله از او راضی است.
۴۵محمدیار فارسی،
عربی 
محمد (عربی) + یار (فارسی) یار و یاور محمد.
۴۶محمود عربی آن که یا آنچه ستایش شده است، مورد پسند، نیک، خوش، از نامهای پیامبر(ص)، نام یکی از پادشاهان غزنوی.
۴۷محی الدین عربی زنده کننده دین 
۴۸محیط عربی آنچه شخص یا چیزی را احاطه کرده و منشأ تغییر و تحول است، دربرگیرنده و احاطه کننده، از نامهای خداوند
۴۹محیی عربی زنده کننده، احیاکننده، از نام های خداوند
۵۰مختار عربی آن که در انجام دادن یا انجام ندادن کاری آزاد است، صاحب اختیار، برگزیده، منتخب
۵۱مراد عربی خواست، آرزو، منظور، مقصود 
۵۲مرتضی عربی پسندیده شده، مورد رضایت و پسند قرار گرفته 
۵۳مرسا عربی استوار، ثابت، پابرجا 
۵۴مرسل عربی ارسال شده، فرستاده شده 
۵۵مرشد عربی راهنمایی کننده، ارشادکننده 
۵۶مرصاد عربی کمین گاه، گذرگاه
۵۷مروان عربی نام مؤسس آل مروان و وزیر و مشاور عثمان
۵۸مسعود عربی نیکبخت، سعادتمند، مبارک، خجسته، نام پسر سلطان محمد غزنوی، نام شاعر معروف قرن پنجم، مسعود سعد سلمان.
۵۹مسلم عربی پیرو دین اسلام، مسلمانان، نام پسر عقیل و برادرزاده علی (ع)، فرستاده امام حسین به سوی کوفیان
۶۰مسیب عربی بر حال خود گذاشته شده، آزاد شده، نام یکی از سه برادری که در بخارا پول رایج قرون اولیه هجری را سکه زدند.
۶۱مسیح عبری منجی، نجات دهنده، لقب عیسی(ع)
۶۲مشتاق عربی دارای شوق، بسیار مایل، آرزومند، نام شاعر قرن دوازدهم، مشتاق اصفهانی
۶۳مشرف عربی اشراف دارنده، ناظر، در تصوف آن که خداوند او را بر ضمایر خلق آگاه می کند.
۶۴مشرف الدین عربی دارای اشراف در دین،نام شاعر بزرگ قرن هفتم، مشرف الدین سعدی شیرازی
۶۵مشکان فارسی،
سنسکریت 
مشک (سنسکریت) + ان (فارسی) مشک (ماده ای معطر) + ان (نشانه جمع فارسی)، نام ناحیه ای در همدان، نام پدر ابونصر صاحب دیوان رسالت محمد غزنوی و استاد ابوالفضل بیهقی
۶۶مشهود عربی آشکار، نمایان، دیده شده، به چشم آمده نام پسرانه
۶۷مشی اوستایی،
پهلوی 
نام نخستین مرد در فرهنگ ایران باستان برابر با آدم در اسطوره های سامی
۶۸مشیت عربی اراده، خواست، سرنوشت
۶۹مشید عربی استوار، بلند
۷۰مشیر عربی آن که در کارها با او مشورت می کنند.
۷۱مشیرالدین عربی آن که در دین راهنمای دیگران است.
۷۲مصباح عربی چراغ، وسیله ای روشنایی بخش، بیشتر به چراغهای قدیمی گفته می شود.
۷۳مصطفی عربی برگزیده، لقب پیامبر (ص)
۷۴مصفا عربی زیبا و با صفا، پاکیزه، پاک
۷۵مصلح عربی آن که اصلاح می کند، اصلاح کننده
۷۶مصلح الدین عربی اصلاح کننده دین، لقب شاعر نامدار قرن هفتم، سعدی شیرازی
۷۷مصیب عربی آن که حقیقت امری را دریافته باشد، درستکار
۷۸مطهر عربی پاک و مقدس، منزه
۷۹مطیب عربی معطرکننده، خوشبوکننده
۸۰مطیع الله عربی مطیع و فرمانبردار خداوند
۸۱مظاهر عربی جلوه ها، نشانه ها
۸۲مظفر عربی پیروز، غالب، موفق
۸۳مظفرالدین عربی پیروز و موفق در دین، نام پسر ناصرالدین شاه قاجار
۸۴مظفرعلی عربی مرکب از مظفر (پیروز) + علی (بلندمرتبه)، نام نقاش معروف ایرانی در دوره صفویه
۸۵مظهر عربی نماد، نشانه،محل تجلی، تجلی گاه
۸۶معاد عربی جای بازگشت، بازگشتن
۸۷معتصم عربی آنچه به آن چنگ زنند، مستمسک
۸۸معتضد عربی یاری گیرنده، نام یکی از خلفای عباسی
۸۹معتمد عربی اعتماد کننده، اسم یکی از خلفای عباسی که همزمان با لیث صفاری بوده است.
۹۰معراج عربی بالارفتن، عروج 
۹۱معزالدین عربی گرامی دارنده دین، نام یکی از امیران سلسله آل کرت 
۹۲معطی عربی بخشنده، عطاکننده، از نامهای خداوند 
۹۳معمر عربی طویل العمر و مسن 
۹۴معید عربی تکرار کننده، بازگرداننده (به ضم میم) 
۹۵معین عربی یاریگر، کمک کننده، یاور، یاری دهنده
۹۶معین الدین عربی یاریگر و کمک کننده در دین
۹۷مقبل عربی خوشبخت، خوش اقبال، خوش شانس
۹۸مقتدر عربی قدرتمند، مرد توانا
۹۹مقداد عربی نام یکی از اصحاب پیامبر (ص) و از اولین شیعیان علی (ع)
۱۰۰مقصد عربی هدف نهایی، غایت
۱۰۱مقصود عربی آنچه کسی قصد انجام آن را دارد، منظور، مطلوب و مورد نظر
۱۰۲مقیما عربی،
فارسی
از شاعران قرن یازدهم
۱۰۳ملکا آرامی پادشاه، اسم مردی مجتهد در مسیحیت
۱۰۴ملکان عبری نام پدر خضر (ع)
۱۰۵مندا آرامی،
فارسی
علم دانش ادارک شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگه خوزستان و حاشیه رود کارون است که در قرآن از آنان به صائبین نام برده شده است. 
۱۰۶منذر عربی آگاه سازنده و پنددهنده، ترساننده، از شخصیت های شاهنامه، نام فرمانروای یمن در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی 
۱۰۷منصور عربی یاری داده شده، پیروزشده، پیروز 
۱۰۸موسی عبری از آب کشیده شده، نام امام هفتم شیعیان، نام پسر عمران پیامبر بنی اسرائیل که در زمان فرعون به دنیا آمد 
۱۰۹موشا عبری موسی 
۱۱۰مهابت عربی بزرگی، هیبت 
۱۱۱مهام عربی کارهای دشوار و بزرگ، با اهمیتها 
۱۱۲مهدی عربی هدایت شده، نام امام دوازدهم شیعیان 
۱۱۳مهدیار عربی،
فارسی 
یار حضرت مهدی
۱۱۴مهذب الدین عربی پاک و پیراسته در دین 
۱۱۵مهراج سنسکریت نام رایج پادشاهان هندوستان 
۱۱۶مهرداد کردی نام یکی از پادشاهان سلسله اشکانی (نگارش کردی: مێرداد) 
۱۱۷میثاق عربی عهد و پیمان 
۱۱۸میثم عربی نام پسر یحیی از یاران علی (ع) 
۱۱۹میحاد عربی تک تک، جداگانه 
۱۲۰میخائیل عبری معرب از عبری، میکائیل 
۱۲۱میران فارسی،
عربی 
میر (از عربی) + ان (فارسی)، امیران، نام روستایی در استان آذربایجان شرقی 
۱۲۲میرزا فارسی،
عربی 
= میر (از عربی) + زا (فارسی) به معنی شاهزاده و امیرزاده 
۱۲۳میشواک کردی منطقه ای در کردستان 
۱۲۴میشه اوستایی،
پهلوی 
مشی 
۱۲۵میعاد عربی محل قرارگاه، وعده گاه
۱۲۶میکائیل عبری معرب از عبری به معنای “کیست که شبیه خدا باشد؟”، یکی از فرشتگان مقرب خداوند که معروف است روزی زمینیان را می رساند.
۱۲۷میکسا لاتین کودکی که نشان از بزرگان دارد، در مراجع لاتین این واژه به معنای ماکسیمیوس کوچک آمده است که خود ماکسمیوس یه معنای بزرگترین است.
۱۲۸میلان عربی خواهش، میل، آرزو، صفت مشبه از میل اسم دختر
۱۲۹مینوس یونانی در اساطیر یونانی نام پادشاه کرت پسر زئوس
www.NameFarsi.com

ادامه: مشاهده نام پسر فارسی با م