اسم پسر به معنی قدرتمند

اسم پسر به معنی قدرتمند

اسم پسرانه با معنی قدرتمند

یعنی اسم های پسرونه ای که معنا و مفهوم قوی، قدرتمند، نیرومند و شجاع دارند. به راستی که می توان در این لیست اسم هایی با مفهوم جوانمردی را نیز قرار داد. چرا که بخشندگی نمادی از قدرت و بزرگواری است.

لیست اسامی پسر به معنی قدرتمند و شجاع

در این لیست بیشتر سعی شده اسامی ایرانی اصیل و نام های با ریشه پارسی و اسم های اوستایی قرار گیرد. ضمنا برخی از نام ها صرفا معنی قدرت ندارند و دارای مفهوم شجاعت هستند که به برخی از آن ها اشاره شده است.

اسم پسر به معنی شجاع

اسم های با معنی جوانمرد و بخشنده

اسم های با معنی بزرگ و بزرگوار

بد نیست لیست اسامی با معنی شاه را نیز ببینید که معنی بزرگی، قدرت و بزرگواری را نیز دارند. (پایین همین صفحه).

چند نکته درباره لیست اسامی با معنی قدرتمند

  1. متاسفانه شاهدیم در برخی از پیج ها اسم هایی که معنی قدرت ندارند یا کلا اصلا در بین اسم های مورد تایید ثبت احوال ایران نیستند را معرفی می کنند و خیلی ها را دچار مشکل کرده اند.
  2. در روزهای آتی اسامی دیگر به این لیست اضافه خواهند شد.
  3. نظر و پیشنهاد شما؟ در قسمت نظرات بنویسید.

ضمنا زیباترین اسامی پسرانه و دخترانه امسال را روی وبسایتمون از دست ندید.

معنی و تلفظ و فراوانی اسم فروهر

معنی اسم فروهر

فروهر

معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم فروهر در ثبت احوال ایران

همه چیز درباره اسم فروهر

معنی فروهر

فروهر به چه معناست؟ Forouhar / Farvehar Name Meaning

فروهر یعنی: نگهداری کردن، پناه بخشیدن. در آیین ایرانیان باستان و زرتشتیان، فروهر نیرویی است که خداوند برای نگهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فروفرستاده است. از نظر ما این واژه و مفهوم فروهر به تعبیری معادل جان، روح، جوهر و گوهر انسان (روح الهی) نیز می تواند باشد.

ریشه اسم فروهر

ریشه نام فروهر اوستایی است و فروهر یک اسم زرتشتی محسوب می شود.

تاریخچه فروهر

فروهر یکی از نیروهای مینُوی (به نوعی به معنی بهشتی، از عالم بالا، روحانی، جهان خوب مطلق) است که به باور مزدیسنان (دین زرتشت) پیش از پدید آمدن موجودات، وجود داشته و پس از مرگ و نابودی آنان، به عالم بالا رفته و پایدار می‌ماند. این نیروی معنوی (مینوی) که می‌توان جوهر حیاتش نامید، ازلی و جاودانی و فناناپذیر است.

اسم پسر فروهر
اسم فروهر اگر عکس بود ❤️

بد نیست بدانید در اوستا از پنج نیروی باطنی بدین ترتیب سخن گفته شده:

  • آهو (جان)
  • دئنا (وجدان)
  • بئوذ (نیروی شناساگر)
  • اورون (روان)
  • فروشی (فروهر)

درباره هر یک از این نیروها در بخش‌های اوستا و نوشته‌های پهلوی سخنانی آمده است.

گردنبند و نماد فروهر نماد چیست؟

گردنبند و نماد فروهر بیش از هرچیز در میان عموم ایرانیان، یادآور جمله خاص، معروف و محبوب “پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک” است. فروهر نماد اصالت، تاریخچه و فرهنگ غنی ایران زمین است.

❤️ در ادامه بررسی کامل اسم فروهر را خواهید دید.

بیشتر بخوانید

اسم پسر سه حرفی

اسم پسر سه حرفی

در سال های اخیر بیشتر زوجین به دنبال اسم های کوتاه برای فرزند خود هستند. اسم هایی که تلفظ روان داشته باشد و تعداد حروف کم. تا صدا زدن نام راحت تر باشد و اسم مخفف نشود. در مطالب قدیمی تر روی وبسایت  اسامی چهار حرفی پسر و دختر و هم چنین نام های سه حرفی دخترانه را قرار داده ایم و در این قسمت اسم های ۳ حرفی پسرانه را خواهید دید.

اسامی پسر سه حرفی

شامل لیست اسم های پسرانه ۳ حرفی

سعی کردیم در ابتدای این لیست اسامي پسر سه حرفي جديد قرار گیرد و سپس نام های قدیمی تر که لیست کامل باشد:

نظر یا پیشنهاد شما؟

انتخاب شما کدام است هست؟ کدام اسم پسر سه حرفی می شناسید که در لیست بالا نیست؟ در قسمت نظرات بنویسید.

اسم ارمایل

معنی اسم ارمایل

ارمایل

معنی، ریشه و فراوانی (تعداد) اسم ارمایل در ثبت احوال ایران

همه چیز درباره اسم ارمایل

ارمایل یک اسم خاص است و معادل ارمائیل و ارمئیل است. جالب است بدانید ارمایل در کتاب شاهنامه فردوسی (داستان ضحاک) به عنوان اسم خاص آمده است و از اسم های شاهنامه محسوب می شوند.

اسم ارمایل در شاهنامه فردوسی

دو پاکیزه از گوهر پادشا / دو مرد گرانمایه و پارسا
یکی نام ارمایل پاک دین / دگر نام گرمایل پیشبین

اسم ارمایل / آرمایل در ثبت احوال ایران

ارمایل و آرمايل در حال حاضر مورد تایید ثبت احوال ایران برای نامگذاری فرزند پسر است.

معنی اسم ارمایل در ثبت احوال ایران

ثبت احوال برای نام ارمایل معنی ای ارائه نداده است.

فراوانی ارمایل در ثبت احوال ایران

تعداد اسم ارمایل در ثبت احوال نامشخص است. اما از اسامی پسرانه با فراوانی بسیار کم و نادر محسوب می شود.

تلفظ ارمایل

تلفظ اسم ارمایل به صورت Armayel است.

معنی اسم ارمایل در لغت نامه دهخدا

ارمایل = [ اَ یِ ] (اِخ) نام یکی از دو پارسا که بخوالیگری ضحاک رفتند: و بعد هفتصدسال [از پادشاهی ضحاک ] ارمایل و کرمایل بخدمت آمدند، و از آن دو مرد که هر روز بکشتندی یکی را خلاص دادند و سوی صحرا فرستادند از میان مردمان، و کُردان از نژاد ایشان اند. (مجمل التواریخ و القصص صص ۴۰-۴۱).

دو پاکیزه از کشور پادشا دو مرد گرانمایهٔ پارسا یکی نامش ارمایل پاکدین دگر نام کرمایل پیش بین چنان بُد که بودند روزی بهم سخن رفت هرگونه از بیش و کم ز بیدادگر شاه و از لشکرش وزان رسمهای بد اندر خورش یکی گفت ما را بخوالیگری بباید بر شاه رفت آوری وز آن پس یکی چاره ای ساختن ز هر گونه اندیشه انداختن مگر زین دو تن را که ریزند خون یکی را توان آوریدن برون برفتند و خوالیگری ساختند خورشها به اندازه پرداختند خورش خانهٔ پادشاه جهان گرفت آن دو بیدار خرم نهان چو آمدْش هنگام خون ریختن بشیرین روان اندر آویختن از آن روزبانان مردم کشان گرفته دو مرد جوان را کشان دمان پیش خوالیگران تاختند ز بالا بروی اندر انداختند پر از درد خوالیگران را جگر پر از خون دو دیده پر از کینه سر همه بنگرید این بدان آن بدین ز کردار بیداد شاه زمین از آن دو یکی را بپرداختند جز این چاره ای نیز نشناختند برون کرد مغز سر گوسپند برآمیخت با مغز آن ارجمند یکی را بجان داد زنهار و گفت نگر تا بیاری سر اندر نهفت نگر تا نباشی به آباد شهر ترا در جهان کوه و دشتست بهر بجای سرش زان سر بی بها خورش ساختند از پی اژدها از این گونه هر ماهیان سی جوان ازیشان همی یافتندی روان چو گرد آمدندی ازیشان دویست بر آن سان که نشناختندی که کیست خورشگر بر ایشان بزی چند و میش بدادی و صحرا نهادیش پیش کنون کُرد از آن تخمه دارد نژاد کز آباد ناید به دل بَرْش یاد. فردوسی.

ارمائیل

[ اِ ] (اِخ) اَرمایِل. نام پادشاه زاده ای است. آورده اند که دو پادشاه زاده بودند یکی ارمائیل و دیگری کرمائیل و ایشان بواسطهٔ خیر خلق اللََّه، مطبخی ضحاک شدند و از آن دو تن آدمی که ضحاک میفرمود بکشند و مغز سر ایشان را بجهت مارانی که از کتف او برآمده بودند، حاضر سازند، یک تن را آزاد میکردند و بجای مغز سر او مغز سر گوسفند داخل میکردند، و هر گاه چندی جمع میشدند بهر کدام چند گوسفند داده میگفتند که بروید و در دشت و جاهای خراب ساکن شوید. گویند که کردان صحرانشین از اولاد آن جماعتند. (جهانگیری) (برهان قاطع) (سروری) (شعوری): دو پاکیزه از گوهر پادشا دو مرد گرانمایهٔ پارسا یکی نامش ارمایل پیش بین دگر نام کرمایل پاک دین.فردوسی. اما سبب آتش کردن «سده» و برداشتن آنست که بیوراسب توزیع کرده بود بر مملکت خویش دو مرد هرروزی، تا مغزشان بر آن دو ریش نهادندی که بر کتفهای او برآمده بود و او را وزیری بود نامش ارمائیل نیکدل و نیک کردار، از آن دو تن یکی را زنده یله کردی و پنهان او را بدماوند فرستادی. چون افریدون او را بگرفت، سرزنش کرد و این ارمائیل گفت توانائی من آن بود که از دو کشته یکی را برهانیدمی، و جملهٔ ایشان از پس کوه اند. پس با وی استواران فرستاد تا بدعوی او نگرند. او کسی را پیش فرستاد و بفرمود تا هر کس بر بام خانه خویش آتش افروختند، زیراک شب بود و خواست تا بسیاری ایشان پدید آید. پس آن نزدیک افریدون بموقع افتاد و او را آزاد کرد و بر تخت زرین نشاند و مسمغان نام کرد ای مَهِ مغان. (التفهیم بیرونی ص ۲۵۸).

ارمئیل

[ اَ ] (اِخ) ارمئیل. شهری است از حدود مکران. شهری است با خواستهٔ بسیار و بدریا نزدیک و بر کران بیابان نهاده. (حدود العالم).

منابع

  1. لغت نامه دهخدا: ارمائیل.
  2. وبلاگ نام‌فارسی، نوشته دکتر نیکزاد، مقاله ۲۴۵
  3. لغت نامه دهخدا: ارمایل.
اسم با معنی آتش، پاک

اسم با مفهوم آتش

اسم با معنی آتش

اسامی زیبا و زیادی در فهرست نام های ایرانی زیبا قرار دارند که معنی و مفهوم آتش را دارند. اسم هایی با معنی آتشین، سرخ رو، محافظ آتش و … که اسامی اصیل پارسی هستند. دلیل وجود این نام ها مقدس بودن آتش در نزد ایرانیان باستان است.

آتش در نزد ایرانیان باستان

آتش از عناصر چهارگانه است که نزد ایرانیان باستان بسیار مقدس و مورد ستایش بوده. آتش در اوستا به صورت آتَرش یا آتَر در پهلوی آتور یا آتخش یا آتش و در فارسی آذر (که اسم دخترانه هم هست) یا آثش آمده است. فرشته نگهبان آتش در پهلوی آتوریَزت و در فارسی آذرایزد نام دارد. به سبب اهمیت مقامی که این فرشته داشته، پسر اهورامزدا خوانده شده است.

در آئین ایران باستان برای خشنودی فرشته آتش پیوسته در آتشکده‌ها و آتش دان‌های خانه‌ها چوب‌های خوشبو به کار می‌بردند. در دین مزدیسنا آتش نشانه‌ای از پاکی و راستی و اردیبهشت نگاهبان اوست. در ایران باستان پیدایش آتش از دو قطعه سنگ به زمان هوشنگ پیشدادی نسبت داده شده که بازماندهٔ آن جشن سده است که هنوز برقراری آن رواج دارد. منبع.

اسم های اوستایی

شاید بهتر باشد که بگوییم ریشه نامهایی که معنی و مفهوم آتش در خود دارند اوستایی هست و این نام ها، اسم های اوستایی هستند. که بی شک از اصیل ترین نام های ایرانی محسوب می شوند. در ادامه لیست اسامی دخترانه و پسرانه با معنا و مفهوم آتش را می بینیم.

اسامی دختر با معنی آتش

اسم های دخترانه دارای معنا و یا مفهوم آتش

  1. آترا
  2. آترینا
  3. آذر و اسم های ترکیبی با آذر را ببینید.
  4. آتریسا
  5. شعله
  6. شراره
  7. آیگین
  8. آدرینا
  9. هرانوش
  10. آذرخش
  11. آذرمینا
  12. آذرنوش

اسامی پسر با معنی آتش

اسم های پسرانه دارای معنا و یا مفهوم آتش

اسم بی نقطه پسر

اسم های بی نقطه پسرانه

لیست کامل اسامی بدون نقطه پسرانه

حدود ۷۰ اسم پسر بی نقطه به همراه معنی هر نام

۱ ارس: نام رودخانه‌ای بزرگ که از کوه های هزار ترکیه سرچشمه می‌گیرد و مرز میان ایران و قفقاز را طی کرده و به درای خزر می‌ریزد.
۲ اهورا: بررسی کامل: اسم اهورا.
۳ آراد: نام فرشته موکل بر دین و تدبیر. بررسی کامل: اسم آراد.
۴ والا: بلند، رفیع، مرتفع، بلندپایه، گرامی، شایسته. بررسی کامل: اسم والا.
۵ آرسام: زورمند، دارای زور خرس پسر آریارمنه. بررسی کامل: اسم آرسام.
۶ آسام: سام، داستان خوشایند، حدیث خوش. در برخی منابع به عنوان اسم لری پسر  آمده است.
۷ آسو: شفق، هنگام طلوع خورشید. در برخی منابع معنی تندی، شتاب و کوشا نیز برای این اسم زیبا آمده است.
۸ آکو: اسم کردی پسرانه به معنی قله کوه، مکان بلند، انسان با عظمت.
۹ حامد: ستایشگر، ستاینده، مداح.
۱۰ حامی: اسم پسر عربی به معنی پشتیبان، حمایت کننده. طرفدار، کمک، مجیر.
۱۱ هومهر: مهربان خوب. بررسی کامل: اسم هومهر.
۱۲ حسام: تیغ، سیف، شمشیر، قداره.
۱۳ دادار: دادگر، عادل.
۱۴ دارا: به معنی دارنده، ثروتمند، غنی. توانگر، ثروتمند، غنی، مالک.
۱۵ هورداد: داده خورشید. ترکیب هور به معنی خورشید و داد. معنی خورشید عدالت هم برایش قابل تعبیر است.
۱۶ داور: نام موبدی است.
۱۷ داوود: محبوب، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل.
۱۸ دسم: فرمانده ده تن سرباز.
۱۹ دلاور: دلیر، قهرمان.
۲۰ راد: جوانمرد، بخشنده، دلاور، دلیر.
۲۱ رادمهر: بررسی کامل: اسم رادمهر.
۲۲ راما: منسوب به رام، رام. آرام، متین. راما در حال حاضر فقط به عنوان اسم دخترانه مورد پذیرش ثبت احوال کشور است.
۲۳ راوی: اسم با ریشه عربی به معنی روایتگر.
۲۴ رسام: رسم کننده، طراح، نقاش.
۲۵ رسول: فرستاده، پیام آور، پیغمبر، پیک، سفیر.
۲۶ رام: یعنی آرام.
۲۷ رهام: نام پسر گودرز که در جنگ دوازده رخ ‘ بارمان ‘ را کشت، پرنده ای که شکار نکند. بررسی کامل: اسم رهام.
۲۸ رهی: غلام، بنده، چاکر.
۲۹ ساعی: تلاشگر، کوشا.
۳۰ هورام: آرام خوب. بررسی کامل: اسم هورام.
۳۱ سالار: سردار، فرمانده، پیر، ریش سفید.
۳۲ مهراد: مهتر و بزرگتر، بخشنده بزرگ. بررسی کاملتر: اسم مهراد.
۳۳ سام: جهان پهلوان پدر زال و جد رستم جهان پهلوان، آتش. بررسی تخصصی: اسم سام.
۳۴ سامر: اسم عربی پسرانه به معنی داستان سر، افسانه گوینده، قصه گو.
۳۵ سامراد: بررسی کامل: اسم سامراد.
۳۶ سردار: پیشوا، رئیس، سردسته، فرمانده.
۳۷ صارم: اسم عربی، شمشیر تیز، قطع کننده، برنده.
۳۸ صالح: اسم پسر عربی به معنی امین، پارسا، پرهیزگار، خلف.
۳۹ صدرا: اسم عربی، منسوب به صدر، ارج دهنده.
۴۰ طاها: اسم عربی، نام سوره ای در قران کریم.
۴۱ عادل: نام عربی پسرانه به معنی دادگر، دادگستر، دادور.
۴۲ علی: بلند قدر، بزرگ، شریف، توانا. معنی و بررسی کامل اسم: علی.
۴۳ عماد: پالار، رکن، ستون، تکیه گاه، متکا.
۴۴ کاوه: نام شخصیت اساطیری شاهنامه و آهنگری ایرانی.
۴۵ کسری: خسرو پرویز، معرب از فارسی خسرو، نام انوشیروان پادشاه ساسانی، فرزند قباد.
۴۶ کمال: بلوغ، پختگی، رسایی، رشد.
۴۷ کهرام: نام قلعه ای در هندوستان.
۴۸ کی راد: ترکیب کی به معنی پادشاه و راد به معنی بخشنده است. کی راد یعنی شاه بخشنده، پادشاه جوانمرد.
۴۹ گرامی: ارجمند، مقدم.
۵۰ محمد: ستوده، بسیار تحسین شده.
۵۱ محمود: ممدوح، ستایش شده، نیک.
۵۲ مهرسام: بررسی کامل: اسم مهرسام.
۵۳ مرصاد: بزنگاه، رصدخانه، زیجگاه، کمین گاه، گذرگاه.
۵۴ مسعود: خوشبخت، سعادتمند، نیک بخت.
۵۵ مهداد: داده ماه. مجازا بزرگزاده و اصیل و بالا مقام.
۵۶ مهدی: هدایت شده، آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعه.
۵۷ مهرداد: داده مهر، آفریده شده ی مهر. نام چوپانی که کوروش را پرورش داد.
۵۸ مهراس: بررسی کامل: اسم مهراس.
۵۹ مهرام: آن که ماه رام اوست، خوشبخت.
۶۰ موسی: از آب کشیده شده، نام امام هفتم شیعیان.
۶۱ هادی: راهنما، رهبر. دلیل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد.
۶۲ برخی از نام ها به دلیل اینکه در لیست اسامی مورد پذیرش ثبت احوال نبودند و قابلیت ثبت نداشتند حذف شدند.

انتخاب یا نظر شما؟

در قسمت نظرات اسم پسر بی نقطه دیگری می شناسید بفرمایید.

Karen meaning name

Karen name meaning

Meanings of the name Karen / Caren in different languages

Name: Karen (Kāran/Kāren)

Meaning: “Brave, valiant, courageous.” It also carries meanings like “warrior,” “martial,” or “commander.”

Origin & History: Derived from the ancient name Qāren (قارَن) in the Shahnameh, known as the son of Kaveh the Blacksmith and a commander of .the Parthian forces who revolted against King Gordez II . The name is linked to noble lineages in Pahlavi and Arabic sources

Name Type: A masculine name officially registered in Iran.

Pronunciation: Ideally “Kāran” (with a short ‘a’ under the ‘r’), though “Kāren” is commonly used.

Popularity: Held by approximately 14,000–۴۲,۰۰۰ people in Iran.

Additional Meanings: Also interpreted as “associated with battle” or “general”.

عکس اسم کارن
Karen name photo

Karen name In Other Languages

English: Karen is a female name that was among the top 10 in the 1950s–۶۰s, meaning “pure” (from Greek katharos).

Armenian: Used as a male name, tracing its origin to ancient Iran.

Danish: Equivalent to “Katherine”.

Karen mean in slang terms

In slang terms, a “Karen” refers to an overly demanding or entitled middle-class woman, often depicted as rude or high-strung. The term gained popularity as a pejorative slang for a specific type of behavior that stems from privilege.

But it should not be forgotten that Karen has been used as a name for many years in many countries and the meaning of this name is more than just a new slang term. Many people (including old and new artists in America and other countries) have this name. Among them:

  • Karen Black
  •  Karen Gillan
  • Karen Carpenter

Should we choose Karen name? what do you think?

Signification du prénom Karen / Caren

Prénom : Karen (Kāran/Kāren)

Signification : « courageux, vaillant, brave ». Peut également signifier « guerrier », « martial » ou « commandant ».

Origine et histoire : Issu de l’ancien nom Qāren (قارَن) dans le Shahnameh : fils de Kaveh le Forgeron, il était un commandant parthe qui se rebella contre le roi Gordez II . Ce nom se rattache à des lignées nobles dans les sources pahlavi et arabes .

Type de prénom : Masculin, officiellement enregistré en Iran .

Prononciation : Idéalement « Kāran » (avec un petit ‘a’ sous le ‘r’), bien que « Kāren » soit répandu .

Popularité : Porté par environ 14 ۰۰۰ à ۴۲ ۰۰۰ personnes en Iran .

Sens supplémentaires : Aussi interprété comme « lié au combat » ou « général » .

Karen signifie en termes d’argot

Anglais : Karen est un prénom féminin, très populaire dans les années 1950–۶۰, signifiant « pur(e) » (du grec katharos) .

Arménien : Utilisé comme prénom masculin, avec des racines dans l’Iran ancien .

Danois : Équivalent à « Katherine » .

Signification de « karen » en argot

En argot, une « Karen » désigne une femme de la classe moyenne excessivement exigeante ou prétentieuse, souvent décrite comme impolie ou nerveuse. Ce terme est devenu populaire comme argot péjoratif pour désigner un type de comportement spécifique lié au privilège.

Mais il ne faut pas oublier que Karen est un prénom utilisé depuis de nombreuses années dans de nombreux pays et que sa signification est bien plus qu’un simple terme d’argot. De nombreuses personnes (y compris des artistes, anciens et nouveaux, aux États-Unis et ailleurs) portent ce prénom. Parmi elles :
Karen Black
Karen Gillan
Karen Carpenter

Karen name slang
Karen name and the slang

Significado del nombre Karen / Caren

Nombre: Karen (también escrito Kāran o Kāren)

Significado: “Valiente, valeroso, intrépido”. También puede interpretarse como “guerrero”, “relacionado con la batalla” o “comandante”.

Origen e historia:
Proviene del nombre antiguo Qāren (قارَن), mencionado en el Shahnameh (libro épico persa). Qāren era hijo de Kaveh el Herrero, y un comandante parto que se rebeló contra el rey Godarz II.
Este nombre también aparece en fuentes árabes y en la lengua pahlavi (persa medio), asociado con linajes nobles y familias aristocráticas.

Tipo de nombre:
Nombre masculino, aprobado oficialmente por el registro civil iraní.

Pronunciación:
La forma más precisa es “Kāran” (con una ‘a’ corta bajo la ‘r’), aunque la forma “Kāren” es común.

Popularidad:
Aproximadamente entre 14.000 y 42.000 personas en Irán llevan este nombre.

Otros significados:
Además de “valiente” o “guerrero”, también puede referirse a alguien con rol militar o líder de tropas.

Karen quiere decir en términos de jerga

Inglés: Karen es un nombre femenino que fue muy popular en los años 50 y 60, con el significado de “pura” (del griego katharos).

Armenio: Karen también es un nombre masculino con raíces en la antigua Persia.

Danés: Es equivalente a “Katherine”.

Ignificado de Karen en la jerga

En la jerga, “Karen” se refiere a una mujer de clase media demasiado exigente o con derecho a todo, a menudo descrita como grosera o nerviosa. El término se popularizó como jerga peyorativa para referirse a un tipo específico de comportamiento derivado del privilegio.

Pero no hay que olvidar que Karen se ha usado como nombre durante muchos años en muchos países, y su significado va más allá de ser un término coloquial. Muchas personas (incluyendo artistas veteranos y emergentes de Estados Unidos y otros países) lo llevan. Entre ellas:
Karen Black
Karen Gillan
Karen Carpenter

Sources of this article