ارشان

معنی اسم ارشان

معنی نام ارشان

معنی و ریشه دقیق اسم ارشان

ارشان
معنی اسم ارشان

همانطور که در قسمت اسم پسرانه با ا در وبسایت و همچنین اینستاگرام نام فارسی گفتیم، اسم ارشان اسم پسرانه فارسی است. نامی خوش آوا (اسم پسر ۵ حرفی) که شباهت زیادی به اسم آرشان دارد. اسم ارشان نیز چون در سال های اخیر کمتر مورد استفاده برای نامگذاری و انتخاب اسم قرار گرفته است این روزها یک اسم پسر جدید از دید پدر مادرها به حساب می آید.

توضیحات تکمیلی درباره نام ارشان در ادامه بخوانید:

بیشتر بخوانید

ایلیا

معنی اسم ایلیا

معنی نام ایلیا

معنی و ریشه دقیق اسم ایلیا

همانطور که در قسمت اسم پسر ایرانی با ا در وبسایت NameFarsi و هم چنین اینستاگرام نام فارسی گفتیم، اسم ایلیا اسم پسرانه با ریشه عبری و سُریانی است.

توضیحات تکمیلی درباره نام ایلیا:

ایلیا
معنی اسم ایلیا

معنی ایلیا

اسم ایلیا یعنی چه؟

Ilya name meaning

اسم ایلیا در زبان عبری، عبارت “خداوند خدای من است” و معنی اسم ایلیا خدای خدایان هم ذکر شده است. در تورات از انبیای بنی اسرائیل (حدود ۸۷۵ پیش از میلاد) که در عهد عتیق، عهد جدید و قرآن از او یاد شده است. در قرآن “الیاس” را معادل ایلیا می دانند که از لحاظ معنایی هم خیلی شبیه معنی اسم الیاس است. نام ایلیا در زبان سریانی معادل نام امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب (ع) است. در عبری ایلیا تغییر یافته نام الیاس یکی از چهار پیامبر است.

ریشه اسم ایلیا

همانطور که گفته شده ریشه اسم ایلیا Ilya عبری و سریانی ذکر شده است که هر دو از زبان های قدیمی و باستانی هستند که در مطالب قبلی نام فارسی در مورد این زبان ها سخن گفته شده است.

ایلیا

جمع بندی و نظر مشاور اسم “نام فارسی” درباره اسم ایلیا

ایلیا از نام های پسرانه ای است که در ده سال اخیر بیش از پیش مورد توجه پدرمادرها برای نامگذاری اسم پسر قرار گرفته است. امروزه از نام های محبوب محسوب می شود. این اسم شیک عمده محوبیتش به دلیل خوش آوا بودنش است. از معدود اسم های پسرانه است که به الف ختم می شود. ایلیا به نوعی شباهت زیادی با اسم ارمیا دارد. از نظر آوا و از نظر مذهبی بودن.

ایلیا
معنی نام ایلیا

اسم های مشابه و هماهنگ با نام ایلیا در NameFarsi.com

اسم های پسرانه

میلاد، آریا، ایمان، آتیلا ، آیدین (اسم ترکی پسر).

اسم های دخترانه

لیلا، نیلا، ، لیلی، الینا ، لیا، لعیا، یلدا، آیلار و الناز (اسم ترکی)، هلیا.

اسم پسر با ا

اسم پسر با ا

لیست نام پسر ایرانی با حرف ا

شامل اسم های زیبای پسر ایرانی (اسم ترکی، عبری، عربی و …) با حرف الف

اسم با ا
اسم پسر زیبا با ا
ردیف اسم ایرانیریشه نام  معنی اسم
۱ائلماناسم ترکی مانند مردم، مثل عام، همانند مردم
۲ائیریااوستایی، پهلوی، فارسی ایرج، خوش چهره و زیباروی مثل آفتاب
۳اباذرعربی  = ابوذر، نام یکی از صحابه پیامبر (ص)
۴ابتهاجعربی  شادمانی، خوشی
۵ابتهاشعربی  = ابتهاج : شادمانی و خوشحالی
۶ابرارهاحبشی  پدر عالی مقام، اسم یکی از پیامبران بزرگ ملقب به خلیل الله، نام سوره ای در قرآن کریم
۷ابراهیمعبری  پدر جماعت بسیار یا پدر عالی مقام، نام یکی از پیامبران بزرگ ملقب به خلیل الله، نام سوره ای در قرآن کریم نیز هست، نام پسرانه
۸ابوالحسنعربی  پدر حسن، کنیه علی (ع)، نیز کنیه طاووس
۹ابوالحسینعربی  به معنی پدر حسین، کنیه آهو
۱۰ابوالعباسعربی  پدر عباس، کنیه شیر (حیوان درنده)
۱۱ابوالعلاعربی پدر علا کنیه پرستو
۱۲ابوالفتحعربی  پدر فتح
۱۳ابوالفرجعربی  پدر فرج، کنیه غذایی مرکب از برنج و گوشت و شکر
۱۴ابوالفضلعربی  خداوند و صاحب هنر، کنیه دینار، لقب چهارمین فرزند امام علی (ع)
۱۵ابوالقاسمعربی  پدر قاسم، کنیه پیامبر(ص)
۱۶ابوبکرعربی  نام خلیفه اول و جانشین پیامبر (ص) و پدر عایشه همسر پیامبر (ص)
۱۷ابوذرعربی  ابوذر، نام یکی از صحابه محمد رسول خدا (ص)
۱۸ابوریحانعربی  نام ریاضیدان و فیلسوف ایرانی در قرن چهارم و پنجم، ابوریحان بیرونی
۱۹ابوطالبعربی  اسم عموی پیامبر (ص) و پدر حضرت علی (ع)
۲۰ابوعزیزعربی  پدر عزیز
۲۱ابومسلمعربی  نام رهبر سیاه جامگان که دولت بنی امیه را سرنگون کرد و بنی عباس را به قدرت رساند.
۲۲اتبکنام ترکی  در دوره قاجار لقبی که به وزیران داده می شد، لقب هر یک از پادشاهان مستقل که حکومت محلی داشتند.
۲۳اتریناوستایی، پهلوی آترینا، آذرین، نام پسر اوپَدرَم که به نوشته سنگ نوشته بیستون در زمان داریوش پادشاه هخامنشی در خوزستان یاغی شد و خود را پادشاه خوزستان خواند.
۲۴اثیرعربی  شریف، کریم
۲۵اثیرالدینعربی  شریف و کریم در دین، نام قصیده سرایی معروف در قرن ششم، اثیرالدین اخسیکتی
۲۶احتشامعربی شکوه و شوکت داشتن، بزرگ شدن، دارای خدم و حشم فراوان بودن
۲۷احدعربی یگانه، یکتا، از نامهای خداوند
۲۸احسان اللهعربی  نیکی خداوند
۲۹احمدعربی  یکی از نام های پیامبر (ص) به معنی بسیار ستوده، ستایش شده
۳۰احیاعربی  زندگان، نامی برای شبهای نوزدهم، بیست و یکم و بیست وسوم ماه رمضان، در اصل احیاء
۳۱اختایترکی همانند نیزه، تیز
۳۲اختیارالدینعربی  آن که دین او را انتخاب کرده است.
۳۳ادریسعربی  درس خوانده، پیامبری که نام او دو بار در قرآن آمده و طبق روایات حیات جاودانه یافته است. هم چنین ادریس را مخترع لباس و قلم می دانند.
۳۴ادهمعربی  سیاه، تیره گون، نام پدر ابراهیم ادهم که پادشاهی بلخ را رها کرده و زاهد شد.
۳۵ادیبعربی  سخن دان، سخن شناس، معلم، مربی، سخنور
۳۶اربابعربی پادشاه کارفرما رئیس
۳۷اربیلکردی  بسیار خوب (نگارش کردی : ههولێر)
۳۸ارتگینترکی  همسر دلاور
۳۹ارتیانعربی منسوب به آتش، آتشکده، برافروخته مثل آتش
۴۰ارجاسباوستایی، پهلوی  ارجاسپ، دارنده اسب با ارزش، از شخصیت های شاهنامه فردوسی، نام پادشاه توران و چین در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی
۴۱ارجاسپاسم اوستایی، پهلوی  صاحب اسب با ارزش، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه توران و چین در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی
۴۲اردشامارمنی  پسر ارتاسس دوم و برادر تیگران اول از سلسله اشکانیان ارمنستان
۴۳اردشیراوستایی، پهلوی  آن که حکومت مقدس دارد، شهریاری و پادشاهی مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام مؤسس سلسله ساسانی (فرزند ساسان)
۴۴اردلانکردی  نام طایفه ای از ایلات کرد ایران
۴۵ارسطویونانی  ارسطاطالیس، ارسطوطالیس حکیم نامدار یونانی و شاگرد افلاطون، او معلم اسکندر مقدونی بود، به او لقب معلم اول را داده بودند
۴۶ارسلانترکی  شیر، نام پسر مسعودغزنوی
۴۷ارسمانترکی  نام پهلوانی در کتاب سیرت جلال الدین
۴۸ارسناوستایی، پهلوی به فتح الف و سین، مجلس، بزم، انجمن، مجمع
۴۹ارشااوستایی، پهلوی مرد مقدس
۵۰ارشادعربی  راهنمایی، هدایت
۵۱ارشکپارتی  اشک، هم چنین نام مؤسس سلسله اشکانی
۵۲ارشیاآرامی  تخت پادشاهی، هزوارش و هم ریشه با “عرش” عربی است.
۵۳ارغانترکی  اسم حاجب سلطان محمود غزنوی
۵۴ارغشترکی  تاجر یا تجار سیار، از امرای ملکشاه سلجوقی
۵۵ارغونترکی  یکی از سلاطین مغول
۵۶ارفععربی  رفیع تر، بلندتر، ارجمندتر
۵۷ارکانعربی  جمع رکن، به معنی پایه ها، مبنا ها، کنایه از بزرگان و کارگزاران حکومت
۵۸ارکینترکی  آزاد
۵۹ارمعبری  نام پسر سام بن نوح و پدر عاد، باغ عاد یا شهری که شداد پسر عاد بنا کرد.
۶۰ارمیاعبری  بزرگ داشته شده؛ نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل
۶۱ارمیسیونانی  هرمس
۶۲ارناکاوستایی، پهلوی  رزمجو
۶۳ارواداوستایی، پهلوی  نیرومند
۶۴اریافارسی، اوستایی، پهلوی در زبان کلدانی به معنی برج اسد، درخت آمله که دارای میوه هایی ترش و کوچک مانند آلو است.
۶۵اسامهعربی  شیر، اسد
۶۶اسپندیاداوستایی، پهلوی  اسفندیار، آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم
۶۷اسحاقعبری  خندان، نام پسر ابراهیم(ع) و ساره
۶۸اسحقعبری  اسحاق،خندان، نام پسر ابراهیم(ع) و ساره
۶۹اسدعربی  شیر، نام برج پنجم از برجهای دوازده گانه، برابر با مرداد
۷۰اسدالدینعربی آن که در دفاع از دین مانند شیر شجاع است.
۷۱اسداللهعربی  شیر خدا، از القاب امام علی (ع)
۷۲اسرافیلعبری  درخشیدن مانند آتش، نام یکی از چهار فرشته مقرب و مأمور دمیدن صور و برانگیختن مردگان در روز رستاخیز
۷۳اسعدعربی  نیکبخت تر، خوشبخت تر
۷۴اسفارعربی  معرب اسوار از نامهای تاریخی
۷۵اسفندیاراوستایی، پهلوی  آفریده مقدس، از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوان ایرانی، فرزند گشتاسپ شاه ایران و کتایون دختر قیصر روم
۷۶اسکندریونانی  یاری کننده مرد، نام پادشاه معروف یونان بنا به روایت شاهنامه فرزند داراب پسر بهمن و ناهید دختر فیلقوس قیصر روم
۷۷اسلامعربی  دین پیروان محمد(ص)
۷۸اسماعیلعبری  آن که خدا او را شنید، نام پسر ابراهیم(ع) و هاجر
۷۹اسمعیلعبری  اسماعیل، آن که خدا او را شنید، نام پسر ابراهیم(ع) و هاجر
۸۰اشراقعربی  تابش، درخشش، فلسفه ای که منشأ ان فلسفه افلاطون و حکمت نو افلاطونی است، مروج این حکمت در اسلام و ایران شیخ شهاب الدین سهره وردی است.
۸۱اشرسعربی  مرد دلاور، دلیر، نام یکی از صحابه پیامبر(ص)
۸۲اشرف الدینعربی  شریف تر در دین
۸۳اشعیاعربی  نجات یهوه، نام یکی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل
۸۴اشیرعبری  خوشحال، نام پسر یعقوب(ع)
۸۵اصغرعربی  کوچک تر
۸۶اصلانترکی  شیر
۸۷اصیل الدینعربی  دارای اصالت در دین، نام پسر خواجه نصیرالدین طوسی
۸۸اعتبارعلیعربی  آن که ارزش و اعتبار از علی(ع) یافته است
۸۹اعلاعربی  برگزیده، برتر
۹۰اعلیعربی برتر، بالاتر ، بلندتر، برگزیده از هر چیزی ، نامی از نامهای خداوند ، نام سوره هشتاد و هفتم قرآن
۹۱افتخارالدینعربی  موجب افتخار دین
۹۲افراسیاباوستایی، پهلوی  به هراس افکننده، از شخصیتهای شاهنامه، نام پادشاه تورانی، پسر پشنگ و نبیره تور پسر فریدون پادشاه پیشدادی
۹۳افشارکردی  نام ناحیهایی در کردستان(نگارش کردی : ههوشار)
۹۴افضلعربی  برترین، بالاترین
۹۵افضل الدینعربی  برترین در دین
۹۶افلاطونیونانی  نام فیلسوف یونانی وپیرو سقراط و مؤسس فلسفه آکادمی
۹۷اقبال علیعربی  آن که بخت و اقبال از علی(ع) یافته است
۹۸اکبرعربی  بزرگ تر
۹۹اکتایمغولی  نام سومین پسر و جانشین چنگیز خان
۱۰۰اکدشترکی  دورگه، معشوق، محبوب
۱۰۱البتگینترکی  نام جد محمود پادشاه غزنوی
۱۰۲البرزاوستایی، پهلوی مرکب از کوه +بلند نام رشته کوهای شمالی ایران که سرتاسر شمال ایران از مغرب به مشرق کشیده شده است.
۱۰۳الچینفارسی، ترکی  ال (ترکی) + چین(فارسی)، ایلچین ، برگزیده ایل
۱۰۴الدنیزترکی اقیانوس
۱۰۵الشنترکی شادی بخش ایل ،مایه شادی طایفه، حاکم ، رهبر ، حکمران یک منطقه
۱۰۶الله دادفارسی، عربی  الله (عربی) + داد (فارسی) داده خداوند نام پسر ایرانی
۱۰۷اللهیارفارسی، عربی  الله (عربی) + یار (فارسی) آن که خداوند یار ویاور اوست
۱۰۸الونداوستایی، پهلوی  اروند، اسم کوهی است در جنوب همدان، هم چنین به معنی دارای تندی و تیزی
۱۰۹الیاعبری  الیاس، خدای من یهوه است، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل و در اسلام یکی از چهار پیامبر جاویدان
۱۱۰الیادفارسی، ترکی  ال (ترکی) + یاد (فارسی)، ایلیاد به یاد ایل
۱۱۱الیادیونانی  نام منظومه ای منسوب به هومر
۱۱۲الیارفارسی، ترکی  ال (ترکی) + یار (فارسی)، ایلیار یار ایل
۱۱۳الیاسعبری  خدای من یهوه است، نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل و در اسلام یکی از چهار پیامبر جاویدان
۱۱۴امام قلیعربی، ترکی  امام (عربی) + قلی (ترکی) = غلام امام، نام پسر کوچک تر نادر شاه افشار
۱۱۵امانترکی ایمنی، آرامش
۱۱۶امان اللهترکی آن که در پناه و لطف وعنایت خداوند است.
۱۱۷امیرعربی  پادشاه، حاکم، به صورت پیشوند در ابتدای بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند امیربانو، امیر پویا، و امیرحسین
۱۱۸امیر علیعربی کسی که سرورش حضرت علی است.
۱۱۹امیرپارسافارسی، عربی مرکب از امیر و پارسا، حاکم خداترس
۱۲۰امیرحسینعربی مرکب از دو اسم امیر و حسین،کسی که حسین علیه السلام امیر و حاکم اوست.
۱۲۱امیرطاهاعربی مرکب از دو اسم امیر به معنی آقا و سروز و طاها که نام یکی از سوره های قرآن است، برخی تفاسیر این سوره را منسوب به اهل بیت علیه السلام می دانند.
۱۲۲امیرعباسعربی مرکب از دو اسم امیربه معنای حاکم و سلطان و عباس به معنای شیر درنده
۱۲۳امیرعلیعربی مرکب از امیر (پادشاه) + علی (بالا رفتن و صعود کردن)
۱۲۴امیرکسریفارسی، عربی مرکب از امیر (عربی) به معنای حاکم و فرمانروا + کسری (فارسی) به معنای خسرو و پادشاه است.
۱۲۵امیرمحمدعربی کسی که حضرت محمد صلی الله علیه وآله حاکم و سرور اوست
۱۲۶امیرمهدیعربی ترکیب نامهای امیر و مهدی ، کسی که حضرت صاحب الزمان سرور و فرمانده اوست
۱۲۷امیرنظامعربی  مرکب از امیر (پادشاه) + نظام (مجموعه سپاهیان یک کشور، ارتش)، در دوره قاجار، عنوان و سمت فرمانده کل قوای نظامی
۱۲۸امینعربی  امانت دار، مورد اطمینان، درستکار، لقب پیامبر (ص)، به صورت پسوند و پیشوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می سازد مانند محمد امین، امین عباس و امین همایون
۱۲۹امین الدینعربی  آن که در دین امین و درستکار است.
۱۳۰امین اللهعربی  مورد اعتماد خداوند
۱۳۱انوشتکینفارسی، عربی  انوش (فارسی) + تکین (ترکی)، پهلوان جاودانی، از نامهای تاریخی
۱۳۲اواتکردی آرزو
۱۳۳اوحدعربی  یگانه، بی همتا
۱۳۴اوحدالدینعربی  آن که در دین یگانه و بی همتاست، نام عارف مشهور قرن هفتم
۱۳۵اوریاعبری  شعله خداوند، نام مردی یهودی در زمان داوود (ع) که از فرماندهان سپاه بود.
۱۳۶اوستااوستایی، پهلوی  نام کتاب مقدس زرتشتیان
۱۳۷اوکتایمغولی  اکتای
۱۳۸اویسعربی  گرگ کوچک، شخصی پارسا که از تابعین بوده است.
۱۳۹اوینترکی برخیز، به ضم ی
۱۴۰ایازترکی  نام غلام محبوب سلطان محمود غزنوی
۱۴۱ایبکترکی  ماه بزرگ، یا آن که ماه او را بزرگ ساخته است.
۱۴۲ایتکینترکی  آیتکین، غلام ماه
۱۴۳ایثارعربی  از خود گذشتگی، فداکاری
۱۴۴ایدینترکی آیدین، شفاف و روشن، درخشنده مانند ماه
۱۴۵ایزداوستایی، پهلوی  در فرهنگ ایران باستان، هر یک از فرشتگانی که اهمیت آنها پس از امشاسپندان است، خداوند
۱۴۶ایشاعبری نام پدر داوود (ع)
۱۴۷ایلدرماسم پسر ترکی ایلدیریم، تندر، آذرخش، رعد وبرق
۱۴۸ایلدیریمترکی = ایلدرم، تندر، آذرخش، رعد وبرق
۱۴۹ایلکینترکی اولین، نسختین ، جلوتر از همه
۱۵۰ایلگارسریانی خداوندگار،  قدرتمند ،  مرکب از ایل به معنای خداوند یا هر موجود صاحب قدرت + پسوندافاده فاعلیت (گار)
۱۵۱ایلمازترکی پایدار، جاویدان، ماندگار، کسی که در محدوده زمان نمی گنجد.
۱۵۲ایلیاعبری خدای خدایان،  تغییر یافته نام الیاس یکی از چهار پیامبرجاویدان
۱۵۳ایلیاسریانی راستگوی بزرگ، نام حضرت علی (ع) در تورات
۱۵۴ایلیاسعبری  الیاس
۱۵۵ایمانعربی  اعتقاد به وجود خداوند وحقیقت رسولان و دین ، یقین داشتن به درستی اندیشه یا امری
۱۵۶ایوبعبری به معنای کسی که به خدا رجوع می کند، اسم یکی از پیامبران که خداوند او را به بلاهای بسیار دچار کرد و سپس او را عافیت بخشید و به همین دلیل به صبر وشکیبایی شهرت دارد.
www.NameFarsi.com

◄ مشاهده ادامه: نام پسر فارسی با ا

اسم پسر با ا
نام پسرانه با الف